سرشت و سرنوشت «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری»

نویسنده : مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

مقدمه گروه معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام

مقدمه

می توان انسان شناسی را مناقشه برانگیزترین موضوعی دانست که دانشمندان به آن پرداخته اند. این موضوع، معرکه ی آراء و نظریاتی است که تنوع و تعارض آن ها در کمتر موضوعی دیده می شود. به عنوان مثال در مباحث انسان شناسی عده ای اعتقاد دارند که انسان فاقد طبیعت و هویت اولیه است. در این میان برخی مانند ژان پل سارتر(1) می گویند انسان هر گونه که خود بخواهد خود را می سازد و برخی دیگر مانند امیل دورکیم(2) و کارل مارکس(3) معتقدند جامعه انسان را می سازد، گروهی همچون زیگموند فروید(4) غریزه ی جنسی و گروه دیگر مثل آلفرد آدلر(5) برتری جویی را محور طبیعت انسان می دانند و عده ای کثیر مانند کارل گوستاو یونگ(6) قائل به طبیعت دوگانه برای انسان هستند. دسته ای مثل توماس هابز(7) انسان را ذاتا شرور و جماعتی مثل ژان ژاک روسو(8) ذات انسان را نیک می دانند. برخی همچون افلاطون(9) و رنه دکارت(10) قائل به معلومات فطری برای انسان هستند و برخی دیگر مانند سوفسطاییان(11) و شکاکان قدیم و جدید اصلا علم و معرفت را غیر ممکن می شمارند و...
به اختلاف نظر دانشمندان در مسائل زیادی می توان اشاره کرد، اما آن چه موضوع انسان شناسی را در این میان متمایز می کند، اختلاف نظرهای فروناکاستنی و تعارضات حل نشدنی است که متفکران در طول تاریخ به آن مشغول بوده اند و بر خلاف موضوعات دیگر، هر چه که به پیش می رویم، در باب انسان شناسی وفاق کمتری حاصل می شود و حل تعارضات پیشین غیر ممکن می نماید.
ارنست کاسیرو(12) در فصل اول کتاب رساله ای در باب انسان تحت عنوان بحران در شناخت نفس می گوید: به علت تحول نظریه ی جدید، انسان مبدأ و مرکز عقلی خود را از دست داده است و در مقابل، آن چه به دست آورده، همانا آشفتگی کامل اندیشه می باشد. البته در سابق هم در باب مسأله ی انسان شناسی اختلاف آراء و فرضیات زیاد بوده، اما لااقل این حسن را داشت که کلیه ی اختلاف عقاید و تئوری ها واجد یک جهت کلی بودند و می شد همه ی آنها را به یک مبدأ و مرجع تحویل کرد. مابعدالطبیعه، الهیات، ریاضیات و زیست شناسی پشت سر هم نقش هدایت افکار را پیدا کردند و در آن چه مربوط به مسأله ی انسان می شود، خط سیر تحقیق را معین نمودند. وقتی این قدرت متمرکز کننده که قادر به هدایت کلیه ی کوشش های انفرادی دانشمندان بود از بین رفت، مسأله ی انسان دچار بحران واقعی خود شد. علمای الهیات، دانشمندان، سیاستمداران، جامعه شناسان، و علمای زیست شناسی و روان شناسی، مردم شناسان و اقتصاددانان، همگی مسأله ی انسان را از نقطه نظر خود نگاه می کنند. جمع کردن و یکی کردن همه ی این جهات متعدد و تمامی این مناظر گوناگون علمی غیر ممکن می نماید(13).
به اعتقاد ما این تعارض حل نشدنی در شناخت انسان به خاطر حقیقت ماورایی و نفخه ی الهی دمیده شده در انسان(14) است و مجموع علوم و معارف بشری توان درک آن حقیقت را ندارد(15).
در میان متفکران مسلمان کمتر شخصیتی را می بینیم که همچون استاد شهید مرتضی مطهری به موضوع انسان شناسی اهتمام داشته باشد. اهتمام استاد مطهری به بحث انسان شناسی از دو حیث قابل توجه است: یکی از حیث گستره ی توجه ایشان به مباحث مربوط به انسان شناسی همچون شناخت شناسی، اخلاق، فلسفه ی اخلاق، جبر و اختیار، دینداری، علل گرایش به مادیگری، انسان کامل، فطرت و... اما جنبه ی مهم تر توجه و اهتمام استاد مطهری به بحث انسان شناسی آن است که این موضوع محور نظریه پردازی ایشان در معارف اسلامی می باشد. استاد مطهری انسان شناسی اسلامی را در قالب نظریه ی فطرت پایه ریزی نمود و آن را محور اندیشه و نظریه پردازی خود می دانست. وقتی از استاد مطهری سؤال می شود که هر فیلسوفی در یک زمینه تخصص دارد، مانند فلسفه ی اخلاق، فلسفه ی معرفت، فلسفه ی دین، فلسفه ی سیاست و...، تخصص اصلی شما چیست؟ ایشان پاسخ می دهد که من فیلسوف فطرت هستم(16) عنایت استاد به نظریه ی فطرت در اولین آثار علمی ایشان قابل مشاهده است، چنان که در جلد دوم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم که در سال 1333 تألیف شده به طور شاخص و برجسته به نظریه ی فطرت و از جمله ادراکات فطری بر می خوریم. این عنایت به نظریه ی فطرت ادامه پیدا کرده و به تدریج بیشتر می شود، به طوری که در اواخر عمر شریف و در دوران پختگی و غنای فکری ایشان، تأکید بر نظریه ی فطرت به حدی می رسد که می گویند: فطرت، ام المسائل معارف اسلامی است(17). و حتی نقل شده که در ماه های قبل از شهادت در بیشتر جلسات، دانشجویان خود را ترغیب می کردند که به نظیه فطرت بپردازند و در آن زمینه تحقیق کنند(18).
اهمیت نظریه ی فطرت نزد استاد مطهری از حد شعار فراتر رفته و به نظریه پردازی در عرصه های گوناگون می رسد همان طور که خود استاد می گویند: نظریه ی فطرت شاخه های زیادی در جاهای مختلف پیدا می کند(19) نمونه های مهمی از این شاخه ها عبارتند از: تربیت و انواع آن(20)؛ اعتقاد به اصلاح پذیری و امکان بازگشت از انحراف انسان ولو پلیدترین افراد(21)؛ ملاکی در ارزیابی ادیان مختلف از نظر سازگاری آموزه ها با گرایش های طبیعی بشر(22)؛ تقدم روانشناسی انسان بر جامعه شناسی انسان(23)؛ و البته نه اصالت فرد و اعتباری بودن جامعه(24)؛ این که تاریخ ساخته ی انسان است و نه انسان ساخته ی تاریخ(25)؛ اعتقاد به وجود فرهنگ و ایدئولوژی بیگانه(26) و با توجه به نکته ی اخیر، پاسخ به این شبهه که آیا دین اسلام برای ملیت ایرانی بیگانه بوده است(27) و حتی موضوع تکامل تاریخ(28).
آنچه پیش روی دارید خلاصه ی کتاب های اصلی استاد مطهری در باب انسان شناسی اسلامی است. اگر چه دفتر سوم از خلاصه آثار، تحت عنون انسان بر آستان دین نیز مشتمل بر برخی از مباحث مربوط به انسان شناسی بود، اما مباحث کتاب های خلاصه شده در آن دفتر (تعلیم و تربیت در اسلام، انسان کامل، تکامل اجتماعی انسان، نبرد حق و باطل، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ولاءها و ولایت ها، عرفان حافظ) بیشتر جنبه ی فرعی داشت، یعنی آن مباحث به ثمرات و نتایج انسان شناسی اسلامی می پرداخت، اما کتاب های خلاصه شده در این دفتر به صورت ریشه ای و عمیق به ابعادی از نظریه پردازی در باب انسان شناسی اسلامی اختصاص دارند، زیرا نظریه ی فطرت به عنوان نظریه ی اصلی انسان شناختی استاد علاوه بر کتاب فطرت در کتاب های فلسفه ی اخلاق و مسأله ی شناخت و انسان و ایمان، انسان در قرآن، و علل گرایش به مادیگری نیز حضور دارد.
در این جا شایسته است مرور کوتاهی داشته باشیم بر تاریخچه و فضای شکل گیری هر یک از این کتاب ها.
کتاب فطرت متن ده جلسه سخنرانی استاد مطهری است که در سال های 1355 و 1356 ایراد شده است. استاد مطهری لااقل در چهار نوبت و از دیدگاه های مختلف مسأله ی فطرت را مورد بررسی قرار داده: در انجمن اسلامی پزشکان، در حوزه ی علمیه قم، در مدرسه ی نیکان و در جلسه ی یزدی ها(29) که از این مجموعه تا کنون فقط مجموعه ی بحث های استاد در مدرسه ی نیکان از سوی انتشارات صدرا چاپ شده که همان کتاب فطرت است. در این کتاب، استاد مطهری فطریات را به دو بخش شناختی و احساسی تقسیم می کند و در ادامه به طور تفصیلی به بحث فطری بودن دین می پردازد و نظر مخالفان فطری بودن دین را نقد می کند.
کتاب مسأله ی شناخت حاصل ده جلسه سخنرانی استاد مطهری در سال 1356 در کانون توحید تهران است. استاد مطهری با بیان تخصصی و فلسفی در دیگر آثار خود (از جمله در جلد سوم شرح مبسوط منظومه) به بحث شناخت پرداخته، اما آنچه در کتاب مسأله ی شناخت شاهد آن هستیم، به مقتضای مخاطبان سخنرانی های اولیه که دانشجویان رشته های مختلف بوده اند، بحثی نیمه فلسفی و در حد آشنایی با ابعاد مختلف مسأله ی شناخت است که استاد از شانزده موضوع مورد نظر به هشت موضوع می پردازد و این جلسات به خاطر دستگیری ایشان پس از آخرین جلسه ی سخنرانی ادامه نمی یابد.
دو کتاب انسان و ایمان و انسان در قرآن جلد اول و جلد چهارم از مجموعه ی مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی است که آخرین اثر تألیفی استاد به حساب می آید به چاپ رسیده اند. استاد در این دو کتاب به صورت فشرده به معرفی ابعادی از انسان شناسی در جهان بینی اسلامی می پردازد.
کتاب علل گرایش به مادیگری چنان که خود استاد در مقدمه ی کتاب می گوید با دو سخرانی در سال های 1348 و 1349 شکل می گیرد و در سال 1350 چاپ می شود. استاد مطهری در چاپ های بعدی مطالب زیادی به کتاب می افزاید که از جمله ی آن ها بحث نارسایی مفاهیم فلسفی غرب است که در تلخیص آن به خاطر دشواری مطالب برای خوانندگان، قدری گزینش نیز صورت گرفته است.
آخرین کتاب خلاصه شده در این دفتر، انسان و سرنوشت از آثار تألیفی استاد مطهری در سال 1345 است که در آن پس از مقدمه ی مفصلی در باب علل انحطاط مسلمین به این شبهه پاسخ داده می شود که اعتقاد به قضا و قدر و سرنوشت از پیش تعیین شده، از جمله علل انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان است.
آخرین نکته این که کتاب های خلاصه شده در این دفتر نسبت به مجموعه های قبل به خاطر ماهیت استدلالی و انتزاعی مباحث، صعوبت بیشتری داشته اند و لذا تلخیص آن ها نیز دشوارتر بوده است. در این دفتر سعی دشده است از یک سو تلخیص اندک و حذف حداقلی مطالب، چنان انجام شود که در فهم متن مشکلی ایجاد نکند، و از سوی دیگر توصیه ی پیشین خود در دفتر اول را تکرار می کنیم که مطالعه ی متن خلاصه شده، خواننده را از مطالعه ی اصل کتب بی نیاز نمی کند و لذا برای درک عمیق و کامل مباحث استاد مطهری، شایسته است خوانندگان محترم از مطالعه ی اصل آثار استاد غفلت نکنند.
گروه معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام
علی اصغر خندان

خلاصه کتاب فطرت