فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

تأسی به اسوهها

طلبه، پیش از آن که به الگو بودن خویش بیندیشد، به الگوگیری از بزرگان و سالکان این راه و اساتید وارسته و مرادی های فرزانه می اندیشد.
دست کم، در آغاز راه و اوایل طلبگی، این ویژگی غالب است.
و چه بجا و ستودنی است!
این درس، بر گرفته از آموزشهای مکتب و تعالیم اولیای دین است.
مگر قرآن به ما اسوه معرفی نمی کند؟ کسانی چون حضرت ابراهیم و حضرت رسول را(373)؟
مگر حضرت امیر - (علیه السلام)، امت را سفارش نمی کند که در ساده زیستی آخرت گرایی، دل نبستن با آراستگیهای دنیا، پرهیز از شکمپارگی، حفظ حالت و عادت بندگی و عبودیت، به پیامبر اکرم تأسی بجویند؟ آنجا که می فرماید:
فتاس بنبیک الاطهر الاطیب...(374).
و در همان خطبه، از خصلتهای بر جسته پیامبرانی چون موسی، عیسی و داود - (علیه السلام) یاد می کند و معیار زیستن به دست می دهد.
فرزند حوزه، پیرو آن امامی است که درباره پیشتازی در عمل سوگند یاد می کند که به آنچه فرمان می دهد، خود بیشتر از دیگران شتابان است و از آنچه نهی می کند، قبل از دیگران، خودش آن را ترک می کند:
انی والله ما احثکم علی طاعه الا و اسبقکم الیها و لا انهاکم عن معصیه الا واتنهای قبلکم عنها(375).
و در نامه ای به والی کوفه - عثمان بن حنیف - می نویسد: برای هر امت، امام و پیشوایی است که امت به او اقتدا و تأسی کنند و از فروغ او، روشنایی گیرند، و خود را امامی معرفی می کند که از دنیای مردم به قرصی نان و جامه ای ساده بسنده کرده است و می فرماید: شما نمی توانید چونان من باشید، ولی با پرواپیشگی و تلاش و تقوا، یارین کنید:
... ولکن اعینونی بورع و اجتهاد و غفه و سداد(376).
این، جوهر ناب مکتب تربیتی اسلام است.
سلوک طلبی تیز، پیمودن این راه است. و رفتن در پی راهی که پیشوایان ما الگوهای آنند و اسوه های عفاف و مناعت طبع و خداترسی و هواستیزی را با عمل خویش می آموزند و جهت را روشن می کنند.
مسلک اخلاقی و تهذیبی حوزویان، همین تادب به آداب شرع و تاسی به سنت و سیره اولیاء الله است.
در این که چگونه باید بود و چه صفاتی را باید کسب کرد و با راهنمایی کدام آگاه دل ره شناس باید راه پیمود، بهترین شیوه، مطالعه زندگینامه بزرگان است. هم سیره انبیا و امامان، هم روش صحابه و تابعان، هم حالات مشایخ و علما و فرزانگان، نقش هدایتی و جهت دهی و شکل بخشی به روح و جان و اخلاق دارند.
مگر نمی توان از اویس فرنی، حدیفه، بشر حافی، سلمان فارسی، محمد بن ابی عمیر، مومن الطاق و... درس چگونه بودن آموخت؟ مگر شیوه عمل و مشی اخلاقی بحر العلوم، مقدس اردبیلی، میرداماد، فیض کاشانی، میرزای شیرازی، محدث قمی و... الگوی سلوک طلبگی نیست؟
مگر قله های دریا دل عرفان و تهذیب نفس، چونان قاضی طباطبایی، شاه آبادی، سید احمد کربلایی، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، شیخ محمد بهاری و... چراغ این راه نیستند؟
سنت نیک و رایج میان گذشتگان، آن بوده که از استادی درس معرفت می آموختند و دستور سلوک می گرفتند. تا در راه معنی به بیراه نیفتند. و اصلان، دست سالکان راه افتاده را می گرفتند، تا بی لغزش به مقصد برسند. رهروان نیز، از پیمودن این مسیر، بی همرهی خضر پرهیز می کردند و از خطرها و کمینها و دامها و بندها بیم داشتند.
وقتی نوری از کانونی برسند. هدایت یافتن از این رهگذر فراهم می آمد، و چه لحظاتی و ایام شیرین و گرمی!
شهید مطهری، در مقدمه سیری در نهج البلاغه از مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی اصفهانی یاد می کند که دست او را گرفت و وارد دنیای نهج البلاغه کرد. مردی صاحبدل و از خود و خودی رسته و به حق پیوسته، که با نهج البلاغه می زیست، با نهج البلاغه تنفس می کرد و روحش با این کتاب، همدم بود و قلبش با این کتاب می تپید. و می افزاید: دریغ است در این مقدمه از آن بزرگمردی که مرا اولین با با نهج البلاغه آشنا ساخت و درک محضر او را همواره یکی ذخایر گرانبهای عمر خودم - که حاضر نیستم با هیچ چیز معاوضه کنم - می شمارم و شب و روزی نیست که خاطره اش در نظرم مجسم نگردد، یادی نکنم، نامی نبرم و ذکر خیری ننمایم(377).
این همان افروختن شعله یقین در دل و جان است که گرما می بخشد و جذب می کند. چیزی که با برهان فراهم شدنی نیست. راه دل، صمیمی تر و نزدیکتر از راه عقل است.
راستی این دل را به که باید سپرد که عقل را به راه جهل و سفات نکشد؟
و عقل را، چگونه باید با چاشنی مجذوربیت، نیرومندتر ساخت، تا راه و کمال را نه حسابگرانه، بلکه عاشقانه بپیماید؟
نقش الگوها در همین جا روشن می شود.
مجذوریت به فرزانگانی سالک و واصل، که روحهایی عظیم و جاذبه هایی قوی دارند، انسان شیفته خود سازی را در مدرا شخصیت معنوی خود قرار می دهند و با سخن، عمل، عنایت و توجه، دست پویندگان این راه را می گیرند و پله پله، فراز می برند و گام به گام، به پیش هدایت می کنند.
آنان هم که آهنگ و اراده پاک شدن و وارستگی دارند، به نحوی خود را در این مدار قرار می دهند و به هدایت های آن الگوها دل و جان می سپارند.
این رابطه متقابل رهروی و رهنمایی، حرکتی به نام سلوک را پدید می آورد و مدار تربیتهای روحی و عرفانی قرار می گیرد.

ملخص

یمکن للعلم یکون جناحا یسمو بالعالم الی العلی او یسف به الی الدنی. کل ذلک یعتمد علی طالب العلم و ناشره و دوافعه من طلب العلم و الشخص الذی قد امسک بنبراس العلم.
کتاب آفات العلم بحث تحلیل فی موضوع آفات العلم. و هو الواقع یبحث عن الافات التی تصیب حاملی العلم ای العلماء کافه. قام المولف و فی هذا التألیف بالبحث تسع آفات کما یلی: الغرور و الکبر و طلب الدنیا و التقرب الی السلاطین اصحاب السلطه و العلم الفاقد للعلم و الجدل و ابداع المذاهب و....
و کل ذلک فی ظل الایات و الاحادیث النبویه الشریفه و بنثر ادبی و فصیح.


...................) Anotates (.................
1) بحارالانوار،ج 68/420.
2) کنز العمال ، حدیث 5217.
3) نام اصلی کتاب تو تنبه الخواطر و نزهة النواظر است.
4) طالبان آگاهی بیشتر درباره کتب اخلاقی می توانند به راهنمای مطالعات و تحقیقات اخلاق از علی رضا برازش، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنند.

5) من از داد علماً ولم یزدد هدی لم لم یزدد من الله الا بعدا ( الحیاة ج 2 /276.
6) گلستان سعدی، باب هفتم، داستان جدال سعدی با مدعی.
7) کل علم وبال یوم القیامة الا من علم به (نهج الفصاحه، حدیث 2168).

8) هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون؟ (زمر 9).
9) یرفع الله الذین آمنو منکم والذین اوتوا العلم درجات (مجادله 11).

10) پیامبر اسلام: یشفع یوم القیامة ثلاثه: الانبیاء ثم العلماء ثم السهداء
11) پیامبر اسلام: فضل العالم علی العابد کفضل القمر لیة البدر علی سائر الکواکب.
12) پیامبر اسلام: لا ان الله یحب بغاة العلم. (الکافی، ج 1/30)
13) علی (علیه السلام): العلماء باقون ما بقی الدهر... (نهج البلاغه فیض، حکمت 139)
14) پیامبر اسلام: اکثر الناس قیمة اکثر هم علما و اقل الناس قیمة اقلهم علما (سفینةالبحار ج 2/219)
15) پیامبر اسلام: النظر الی وجه العالم عبادة ( الحیاة، ج 2/225).
16) پیامبر اسلام: الجلوس ساعة عند مذاکرة العلم احب الی الله من قیام الف لیلة ( الحیاة،ج 2/226)

17) پیامبر اسلام: ان الملائکه لتضع اجنحتها لطالب العلم رضی بما یصنع ( محجة، ج 1/20).
18) کهف،آیه 104.
19) جامع السادات،ج 3/3.

20) فاطر، آیه 15.
21) علق، آیه 6و7.

22) ان الذی یفتی الناس فی کل ما یستفتونه لمجنون. ( محجةالبیضاء ج 1/146).

23) اذا سئل الرجل منکم عما لا یعلم، فلیقل: لا ادری. ( محجة البیضاء ج 1/147).
24) الاخ/119
25) یادنامه علامه طباطبایی، نشریه شماره 47 حزب جمهوری اسلامی ص 61.
26) محجه البیضاء،ج 6/231.
27) فاطر، آیه 28.
28) محجة البیضاء ج 6/237.
29) مدرک سابق،/238.
30) قصص، آیه 78.
31) علق، آیه 5.
32) تواضع،تکن کالنجم،لاح لناظر- علی صفحات الماء و هو رفیع
و لاتک کالد خان یعلمو بنفسه - علی طبقات الجو و هو وضیع

33) ما من احد تکبر او تجبر الا لذله وجدها فی نفسه ( اصول کافی، ج 2/312)
34) قل ان تری احدا تکبر علی من دونه الا وبذلک المقدار یجود بالذل لمن فوقه. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20/336 ، حکمت 853.
35) الاخلاق، سید عبدالله شبر،/176
36) محجة البیضاء ج 6/247.
37) محجة البیضاء ج 6/229.
38) سفینة البحار،ج 2 واژه کبر /459.
39) مکارم الاخلاق،/22.
40) سنن النبی،/43
41) مکارم الاخلاق /15-14.
42) سنین النبی،/50.
43) محجةالبیضاء ج،6 /250. ضمناً برای آشنایی با روش اخلاق پیامبر می توانید به منابع زیر، مراجعه کنید: بحارالانوار، ج 16،سنین النبی از علامه طباطبایی: الاخلاق از شبر، مکارم الاخلاق،از طبرسی، محجة البیضاء ج 4،از فیض کاشانی.

44) محجة البیضاء ج 6،/226.
45) نهج الفصاله، کلام شماره 1185.
46) الحیاة،ج 2،/314.
47) ولا ترفعنی فی الناس درجة حططتنی عند نفسی مثلها ولا تحدث لی عزا ظاهرا الا احدئث لی ذلة باطنة عند نفسی بقدرها. ( مفاتیح، دعای مکارم الاخلاق؛ صحصفه سجادیه،دعای بیستم.)
48) بقره، آیه 34.
49) بقره، آیه 232و 239.
50) فرهنگ فارسی، دکتر معین،ج 3.
51) مفردات داغب: الحسد تمنی زوال نعمه من مستحق لها، وربما کان مع ذالک سعی فی ازالتها. و نیز در مجمع البحرین طریحی.

52) محجةالبیضاء، ج 5،/327.
53) بحارالانوار،ج 70،/248.
54) میزان الحکمه،ج 2،/426.
55) اذا امطر التحاسد، انبتت التفاسد (علیه السلام، غرور الحکیم).
56) لله در الحسد، فما اعد له! بده بصاحبه فقتله (علیه السلام، میزان الحکمه، ج 2،ص 422).

57) الحساد مضر بنفسه قبل ان یضر بالمحسود (امام صادق (علیه السلام) بحار النوار،ج 7،/225
58) لیس راحة للحسود. ( امام صادق (علیه السلام) بحارالانوار،ج 70،/252.)
59) الحسد یذیب الحسد.
احسد حبس الروح.
الحسد دائم السقم و ان کان صحیح الجسم.
60) قال الله عزوجل لموسی بن عمران: فان الحاسد ساخط لنعمی صاد لقمسی الذی قسمت بین عبادی. ( بحارالانوار،ج 70/249)

61) گلستان سعدی، باب اول، حکایت پنجم.

62) تفسیر کبیر، فخر رازی، جلد 11/204.
63) تفسیر مجمع البیان، طبرسی، جلد 3،/209.، ذیل آیه 5 از سوره یوسف.
64) ام یحسدون الناس علی آتاهم الله من فضله... نساء 54. بنا به برخی از تفاسیر، اشاره به ائمه است که به خاطر فضائل الهی که از سوی خدا به آنان داده شده بود، مورد حسد مخالفان بودند، در کتابهای حدیثی شیعه، مانند کافی، تهذیب، معانی الاخبار، بصائر، و نیز تفاصیری همچون: نفسیر قمی، عیاشی، برهان، المیزان و... احادیثی مکرر نقل شده است که ائمه فرموده اند: مورد حسد قرار گرفته، ماییم .
65) شهید اول، محمد بن مکی عاملی، پس از آن که یک سال در زندان دمشق، محبوس بود، به فتوای برهان الدین مالکی و عبادبن جماعه شافعی، در سال 786 هجری، به شهادت رسید. بخصوص، ابن جماعه، کینه شدیدتری از آن بزرگوار به دل داشت. پس از شهادت، او را به دار آویختند و سپس پیکرش را در آتش حسدها و. کینه های خویش سوزاندند. شرح حال شهید اول در کتاب فوائد الرضویه شیخ عباس قمی، 945 و نیز در شهیدان راه فضیلت، ترجمه شهداء الفضیلة علامه امینی،/155 و شهید اول از سری دیدار با ابرار، مطالعه کنید.

66) گلستان سعدی، باب اول، حکایت سوم.
67) بقره، آیه 148.
68) قصص العلماء، میرزا محمد تنکابنی، /183
69) بحارالانوار،ج 70،/251.
70) اشاره به علی تهرانی.

71) فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، /484.
72) تفصیل این ماجرای شگفت و آموزنده را از زبان شهید مطهری، در کتاب: گفتارهای معنوی،/39.
73) پندهائی از رفتار علمای اسلام،/24. بعضی درباره شیخ انصاری و فرد دیگر، نقل کرده اند.
74) قصص العلماء /344.

75) قصص العلماء، میرزا محمد تنکابنی،/343، فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی، /423.

76) گلستان سعدی، باب دوم (در اخلاق درویشان) حکایت 17.
77) مضمون کلام حضرت عیسی (علیه السلام) است: ماذا یغنی عن البیت المظلم ان یوضع السراج فوق ظهره وجوفه وحش مظلم؟ کذالک لا یغنی عنکم ان یکون نور العلم بافواهکم واجوافکم منه وحشة معطله! فاسرعوا الی بیوتکم المظلمد فانیروا فیها... نحف العقول،/382،، الحیاة ج 2 /318،
78) مثال جالب و مفصل، از مرحوم شهید ثانی در منیة المرید است. رجوع کنید به: آداب تعلیم و تعلم در اسلام، ترجمه دکتر محمد باقر حجتی، /144.
79) ذا علم العالم فلم یعلم کان کالمصباح، یضیی للناس و یحرق نفسه. ( نهج الفصاحه، شماره 220).
و: مثل الذی یعلم الخیر و لا یعمل به مثل السراج یضیی للناس ویحرق نفسه. (الحیاةج 2،278).

80) غررالحکیم، 220
81) نحف العقول،/380.
82) گلستان، باب هشتم.

83) غرور الحکیم،ج 1،/307،چاپ دو جلدی.
84) اصول کافی، ج 1،/44. بحارالانوار، ج 2 /33 و 36.
85) بحارالانوار ج 40،/128،
86) من نصب نفسه للناس اماما، فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم. (نهج البلاغه، صبحی الصالح، حکمت،73 بحارالانوار، ج 2 /56)
87) کونوا دعاة الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاة الناس بالستکم. (الحیاه، ج 1،/290) کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیر، فان ذلک داعیة. ( الکافی، ج 2،78).

88) ان الوعظ الذی لایمجه سمع و لا یعدله نفع ما سکت عنه لسان القول و نطق به لسان الفعل. ( الحیاة،ج 1،/191).

89) عمل رجل فی الف رجل ابلغ من قول الف رجل (تفسیر کبیر فخر رازی. ج 3 /48)

90) مکارم الاخلاق،/465.
91) الکافی،ج 1،/44.

92) ایها الناس: انی والله ما احثکم علی طاعة الا اسبقکم الیها و لا انهاکم عن معصیته الا اتناهی قبلکم عنها. (نهج البلاغه، صبحی الصالح، خطبه 175).

93) به گفته مفسران، آیه 175 اعتراف، درباره بلعم باعور است: واتل علیهم نبا الذی آتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین و همچنین آیه 176.
94) در تاریخ 3/4/58.
95) گلستان سعدی، باب هشتم.
96) مثل الذین حملوا التوراة ثم لم یحملوها، کمثل الحمار، یحمل اسفاراً. (س، جمعه، آیه 5).

97) الکافی،ج 1 /36.
98) تحف القول /289،.
99) لم تقولون مالا تفعلون؟ کبر عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون. (س صف، آیه 2-3).

100) اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب؟ (بقره، آیه 44).
101) دیوان حافظ، غزل 236، به تصحیح مجید یکتایی.
102) تفسیر فی ظلال القرآن، ج 1،/85.
103) نهج الفصاحه، کلام شماره 860.
104) ان اناسا من اهل الجنة یطلمون الی اناس من اهل النار فیقولون: بم دختلم النار؟ فو الله ما دخلنا الجنة الا بما تعلمنا منکم! فیقولون: ان کنا نقول و لا نفعل. (نهج الفصاحه، شماره 597).

105) ان اهل النار لیتادون من بیح العالم التارک لعلمه، و ان اشد اهل النار ندامة. حسرة رجل دعا عبدا الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجتة، و ادخل الداعی النار بترکه علمه و اتباعه الهوی. (الحیاة،ج 2/276.)
106) نهج الفصاحه، کلام شماره 304.
107) نهج االفصاحه، شماره 305.
108) بحارالانوار، ج 2 ص 37.
109) ان الله تعالی یقول للعبد یوم القیامة: عبدی: اکنت عالما؟ فان قال: نعم، قال له: افلا عملت بما علمت؟ وان قال: کنت جاهلا، قال له: افلا تعلمت حتی تعمل؟ فیخصم فتلک الحجة البالغه. ( امالی مفید /228.بحارالانوار، ج 2/29).

110) وارزقنی... علما فی استعمال. (صحیفه سجادیه، دعای بیستم).
111) اللهم انی اعوذ بک... و من علم لا ینفع. (مفاتیح الجنان تعقیب نماز عصر).
112) برای تکمیل تحث، می تواند به منابع حدیثی زیر، رجوع کنید: اصول کافی، ج 1،/44،باب استعمال علم؛ بحارالانوار، ج 2،26./ میزان الحکمه، ج 6،فصل علم؛ محجة البیضاء ج 1 /133، الحیاة ج 2،/247، فصل العالم بعلمه.
113) آل عمران، آیه 187.
114) مائده، آیه 92.
115) مائده، آیه 72.
116) اعراف، آیه 62و 68.
117) احزاب، آیه 39.
118) العلماء ورثه الانبیاء اصول کافی، عربی ج /134).

119) ان الانبیاء لم یورثوا دیناراً و لا درهماً ولیکن ورثواالعلم. (مدرک سابق).
120) محجه البیضاء، ج 1 / 10.

121) مثل علما السوء مثل صخره وقعت علی فهم النهر، لاهی تشرب الما، و لاهی تترک الما،یخلص الی الزرع... (محجه البیضاء، 1 / 130)

122) علی (علیه السلام): لمال تنقصه و العلم یزکو علی الانفال (نهج البلاغه، صبحی صالح حکمت 147).
123) زکوة العلم نشرة (غرر الحکم، ج 1، /424چاپ دوجلدی).

124) لکن شی زکوة و زکوة العلم ان یعلمه اهله (الحیاة، ج 1 /58).

125) زکاة العلم ان تعلمه عباد الله (اصول کافی - عربی - ج 1، /41)
126) گلستان سعدی - آخر باب اول.
127) والعلماء فی انفسهم خانة ان کتموا النصیحة ان راوا تائها لا یهدونه او میتا لا یحیونه. (الحیاة، ج 2/327، به نقل از کافی.)
128) ان الله یاخد علی الجهال عهدا بطلب العلم حتی اخذ علی العلماء عهدا ببذل العلم للجهال، لان العلم کان قبل الجهل. (اصول کافی، ج 1 /؛41 بحار، ج 2/67). و نیز به تعبیری دیگر از علی (علیه السلام):
ما اخذ الله علی الجهال ان یتعلموا حتی اخذ علی العلماء ان یعلموا ( بحار، ج 2/78و81).
129) مجمع البیان، طبرسی، ج 1/241 و بحار الانوار، ج 2، / 68 و 78.
130) حضرت عیسی (علیه السلام): لا تحدثوا الجهال بالحکمة فتظلموها و لا تمنعوها اهلها فتظلموهم. (بحار، ج 2 /66و78).
131) اذا کتم العالم علمه و بخل الغنی بماله و باع الفقیر اخرنته بدنیاه و استکبر الجاهل عن طلب العلم رجعت الدنیا الی ورائها القهقری. (بحار النوار، ج 2 /67)
132) حدیثهای مربوط به کتمان علم را می توانید در: بحار النوار، ج 2، /64، و همچنین در میزان الحکمة، ج 6، /472 ملاحظه کنید.

133) سوره نمل، آیه 14.
134) سوره بقره، آیه 146.
135) نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 54.
136) بخصوص اگر آشنا به اصطلاحات باشند و منطق و جدل و مغالطه خوانده باشند و در آب و هوای چنین محیطیهایی، خیس خورده باشند، که: باب التوجیه واسع وللطلبه اوسع!
137) رسول خدا فرمود: اذا ظهرت البدع فی امتی، فلیظهر العالم علمه، فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله. (اصول کافی، ج 1 / 54؛ بحارالانوار، ج 2 / 72.)
138) محاسن، محمد بن خالد برقی، (ص 231 / بحار، ج 2، ص 72.
139) کاپیتولاسیون، یا حق قضاوت کنسولی به قراردادی گفته می شود که به موجب آن، اتباع یک کشور در کشور دیگر، مصنوعیت داشته و مشمول قوانین کشور خودشان هستند و آن کشور، حق محاکمه و مجازات آنان را ندارد. این نوع قرار داد، مظهر نوعی ذلت برای آن کشور است: (فرهنگ سیاسی، آشوری. فرهنگ فارسی، دکتر معین). این لایحه ننگین در دولت علم و دولت منصور خائن، در سال 42 و 43 به نفع اتباع آمریکا در ایران، تصویب شد. به دنبال اعتراض شدید امام خمینی به تصویب آن، رژیم آمریکایی شاه، رهبر انقلاب اسلامی را دستگیر و تبعید کرد. مشروح این فصل از تاریخ انقلاب را در کتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی ج 1 / 705 مطالعه کنید.
140) صحیفه نور، ج 1 / 105 و 107.
141) صحیفه نور، ج 1 / 111.
142) آوای روزها، محمد رضا حکیمی / 31، چاپ اول، مشهد.
143) خلیل بن احمد نحوی عروضی، متولد 100 هجری در بصره و متوفای 160 یا 170 هجری، صاحب تالیفات متعدد و نبوغ علمی و ادبی و مبتکر علم عروض و... دارای سخنان حکیمانه و اشعار نغز که به گفته دقیق تر جمعی، شیعه بوده است. برای آشنایی با منابع شرح حال او به مجله حوزه، شماره 13 / 169 مراجعه کنید، به تناسب معرفی کتاب ارزنده او به نام العین در موضوع لغت.
144) ما اقول حق امره کتمت مناقبه اولیائه خوفاً واعدائه حسدا ثم ظهر من بین الکتمن (الکتمانین) ما ملا الخافقین (رجال مامقانی، ج 1، /403؛ سفینه البحار، ج 1 /426،).
145) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1/ 16و17، مقدمه بحارالانوار، ج 14/139. توصیه می شود که تمام سخن ابن ابی الحدید، درباره فضائل گوناگون علی، علیه السلام، در این مقدمه مطالعه شود.

146) بقره، آیات 175-174
147) برای آشنائی با موارد و نمونه هایی ن از این کتمانها و گرفتار شدن کتمان کنند گان و فضیلت پوشان مانند: انس بن مالک، براء بن عازب، زید بن ارقم، یزید بن ودیعه و عبد الرحمن بن مدلج، مراجعه کنید به: الغدیر، علامه ایمنی، ج 1، صفحات 167، 169، 173، 177، 179، 184، 190، 192؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 37/197 و 200،
148) لیس منا الا ولهو عدو من اهل بیته. فقیل له: بنو الحسن لا یفرعون لمن الحق؟ قال بلی، ولکن یمنعهم الحسد. بحار، ج 47/237، به نقل از احتجاج طبرسی.
149) نمونه های از برخورد منصور دوانیقی با امام صادق (علیه السلام) و دستور منصوربه کتمان فضایل آن حضرت و موارد مشابه آن را می توانید در: بحار الانوار، علامه مجلسی، جلد 47، صفحات 169، 170، 199، 385، حدیث 82، مطالعه کیند.
150) مثلا تغییرات یا اسقاطهایی که در شعر ابوطالب، یا ابوالفتح کساجم، یا در دیوان ابوتمام طایی و انجام داده اند و مطالب مربوط به ولایت و اهل بیت را از قلم انداخته اند، قابل ملاحظه است.
رجوع کنید به: الغدیر، ج 7/361؛ج 4/4؛ج 2/337.از موارد دیگر می توان یاد کرد از: دخل و تصرف این حجر، در نقل حدیث مناشده علی (علیه السلام) نسبت به حدیث غدیر الغدیر، ج 1/174))و نیز اسقاط نام هاشم بن عتبه از شهود غدیر خم (ص 189) و نیز ج 1 الغریر /31، اقساط مسلم در کتاب صحیح خود، آنچه را که به ولایت مربوط است.
و نیز در الغدیر، ج 2/30و 31اقساط کلمه غدیر خم از فهرست اعلام بعضی از کتب و همچنین نقل نکردن خطبه غدیر در بعضی از کتب (/31و32).
و نیز درج 9 الغریر، صفحات 67تا69، مواردی از کتمان حقایق تاریخی در کتابهای مولفان گذشته را یاد می کند.
به طور کلی می توانید برای اطلاع از تحریفها و تغییرهایی که در خلال مجلدات الغدیر، علامه متتبع مرحوم امینی از آنها پر ده برداشته شده است، به کتاب پر ارج علی ضفاف الغدیر که فهرست موضوعی الغدیر است و تاکنون یک جلد آن چاپ شده، مراجعه کنید./ 69تا 65.
و
151) بحارالانوار، ج 2/79 .
152) نهج الفصاله، سخن 394. و نیز: افضل الجهاد کلمة حق تقال لامام مائرنهج الفصاحه، سخن 80 در نهج البلاغه، در ذیل سخنی پیرامون امر به معروف و نهی از منکر و مراتب آن، می فرماید: بالاتر از همه اینها، گفتن سخن حق پیش پیشوای ستمگر است: ... و افضل من ذلک کله کلمه عدل عند امام جائر. (حکمت 374 صبحی صالح).
153) مجله پیام انقلاب، شماره 159 (23 فروردین 65) مقاله سه پیام از شهید آیت الله صدر.
154) و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی ظالم و لا سغب مظلوم... (نهج البلاغه، خطبه 3.)

155) وقد ترون عهود الله متقوضه فلا تفزعون و انتم لبعض ذمم آبائکم تفزعون و ذمة رسول الله مخورة و العمی و البکم و الزمن فی المدائن مهلة لاترحمون... . تحف المقول، / 169، نامه امام حسین (علیه السلام) به علمای عصر.
156) تحف المقول، چاپ بصیرتی، / 198،
157) و انما عاب ذلک علیهم لانهم کانوا یرون الظلمه الدین بین اطهرهم المنکر و الفساد فلا ینهونهم عن ذلک رغبة فیهما کانوا ینالون منهم و رهبة مما یحذرون و الله: فلا تخشوا الناس و اخشونی... ( تحف المعقول، / 168).

158) تفسیرمجمع البیان، ج 1 ص 241، ذیل آیه ان الذین یکتمون... (بقره، آیه 159)
159) تفسیر المیزان، ج 1 / 396.
160) تفسیر کبیر، فخر رازی، ج 9/130،
161) محجه البیضاء، فیض کاشانی، ج 1 /130.
162) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 82.
163) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 2/37، نهج الفصالحه، سخن شماره 2964 (با اندکی تفاوت)

164) بحارالانوار، ج 2/38.
165) جهاد اکبر /31، امیر کبیره.
166) من اراد الحدیث لمنفعة الدینا لم یکن له فی الاخرة نصیب (الکافی، ج 1/46. محجه البیضاء، 1/127).
167) من تعلم علما من علوم الاخرة یرید به الدنیا، عرضا من عرض الدنیا لم یجد ریح الجنه. ( بحار، ج 2/33)
168) من اخذ العلم من اهله و علم به نجا، و من اراد به الدنیا فهو حظه (کافی، ج 1/46، بحار ج 2/34، محجة ج 1/126).

169) جهاد اکبر، /31 .
170) محجة البیضاء، ج 1/140.
171) لاسلام این العلماء و الحکام، عبدالعزیزالبدری /127 به نقل از احیاء العلوم مناسب است که فضل العلماء و منح الحکام از این کتاب مطالعه شود.
172) و قد ترون عهود الله منقوضه فلا تفرعون... و بالادهان و المصانعه عند الظلمه تامنون... نامه امام حسین (علیه السلام) به علمای وابسته به قدرت جور، (تحف القول /238 انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین و نیز نامه امام سجاد (علیه السلام) به محمد بن شهاب زهری.

173) جهاد اکبر، ص 31،
174) و کان یقول لعلماء الدنیا: یا اصحاب العلم! قصورکم قیصریه، وبیوتکم کسرویه، وائوابکم طاهریه، و اخفافکم جالوتیه و مراکبکم قارونیه و اوانیکم فرعونیه و ماتمکم جاهلیه و مذاهبکم شیطانیه، فاین المحمدیه؟... (محجه البیضاء ج 1/131).
175) نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 457 و اصول کافی ج 1 ص 46 از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
176) الذی یدعوا الناس الی الاخره و نصب نفسه فی مقام الوعظ و التذکتر و الامامه و قد رفض فی الظاهر، و قصده فی الباطن قبول الخلق و اقامه اجاه... (ایقاظ العلماء، احمد بن عبدالله کوزه کنانی، /62).

177) بحارالانوار، ج 2/37.
178) جهاد اکبر35.
179) یادنامه شهید آیة الله قدوسی، به قلم جمعی از دانشمندان، /140 و انتشارات شفق.

180) الغدیر، علامه امینی، ج 2/101).
181) اصول کافی، ج 1/46؛محجة البیضاء، ج 1/128؛الحیاة، ج 2/326. بحارالانوار، ج 2ص /33د تحف المعقول، نقل از امام کاظم (علیه السلام).
182) آل عمران، آیه 199.
183) اصول کافی، ج 1/46، محجة البیضاء ج 1/127.
184) مقتل الحسین، مقرم /402؛ حیاة الامام الحسین ؛ باقر شریف القرشی، ج 3/335.
185) المنجد، واژه ختل،
186) مجمع البحرین. ماده ختل.
187) اصول کافی ج 2/299؛ وسائل، ج 11/285
188) نت اشراط الساعة... ان تختل الدنیا بالدین، ای تطلب الدنیا یعمل الاخرة (مرآه المعقول ج 10/126)
189) کهف، آیه 103.
190) صائب.
191) شنیدم گوسفندی را بزرگی - رهانید از دهان و دست گرگی
شبانکه کارد بر حلقش بمالید - روان گوسفند از وی بنالید
که از چنگال گرگم در ریودی - چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی
(گلستان سعدی، باب دوم، حکایت 31)
192) بحارالانوار، ج 2/39.
193) کلیات صائب، غزل 1406.
194) در این زمینه ها رجوع کنید به ساده زیستی سر مقاله حوزه، شماره مسلسل 7.
195) صائب.
196) در نهج البلاغه، حضرت ضمن تقسیم بندی جالب و عمیقی از روحیات مردم و شیوه رفتارشان در اجتماع، به این صنف هم اشاره دارد، آن جا که می فرماید: منهم من لایمنه الفساد فی الارض الامهانة نفسه وکلاله حده و نضیض و فره... و منهم من اقعده عن طلب الملک ضئولة نفسه و انقطاع نقسه و انقطاع سبیه، فقصرته الحال علی حاله، فتحلی باسم القناعه و تزین بلباس اهل الزهاده... (نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 32)
197) اذا رایتم الرجل قد حسن سمته و هدیه وتماوت فی منطقه و تخاضع فی حرکاته فریدا لا یغرنکم، فما اکثر من یعجزه تناول الدنیا و رکوب الحرام منها لضعف نیته و مهانته و جبن قبله فنصب الدین فخا لها، فهو لایزال یختل الناس یظاهره فان تمکن من حرام اقتحمه. و اذا وجد تموه یعف عن المال الحرام فرویدا لا یغرنکم، فان شهوات الخلق مختلفه، فما من ینبوا عن المال الحرام و ان کثر، ویجعل نفسه علی شوهاء قبیحة فیاتی منها، محرما. فاذا وجد تموه یعف عن ذلک اجمع ثم لا یرجع الی عقل یغرنکم حتی تنظروا ما عقله، فما اکثر من ترک ذلک اجمع هم لا یرجع الی عقل متین، فیکون ما یفسده بجهله اکثر ممایصله بعقله فاذا وجدتم عقله متینا فریدا لایغرنکم حتی تنظروا امع هواه یکون علی عقله ام یکون مع عقله علی هواه، و کیف محبته للریاسات الباطله و زهد فیها فان فی الناس من خسر الدنیا و الاخره، یترک الدنیا للدنیاویری ان لذه الریاسته الباطله افضل من لذه الاموال و النعم المباحه المحلله فیترک ذلک اجمع طلبا للریاسته حتی اذا قبل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبه جهنم ولبئس المهاد.
فهو یخبط خبط عسواء یقوده اول باطل الی ابعد غایات الخساره ویمده ربه بعد طلبه لما لا یقدر علیه فی طغیانه، فهو یحل ما حرم الله و یحرم ما احل الله، لا یبالی مافات من دینه اذا سلمت له ریاسته التی قد شقی من اجلها، فاولئک الذین غضب الله علیهم و لعنهم واعدلهم عذابا مهینا.
ولکن الرجل کل الرجل، هو الذی جعل هواه تبعا لامر الله و قواه مبذله فی رضی الله، یری الذل مع الحق اقرب الی عزالابد من العز فی الباطل ویعلم ان قلیل ما یحتمله من ضرائها یودیه الی دوام النعیم فی دار لا تبید و لا تنفد، و ان کثیر ما یلحفه من سرائها ان اتبع هواه الی عذاب لا انقطاع له و لا یزول فذلکم الرجل نعم الرجل. فیه فتمسکوا، وبسنته فاقتدوا و الی ربکم فتوسلوا، فانه لا ترد له دعوه و لا یخیب له طلبه. (احتجاج طبرسی، ج 2/53-52) و به صورت خلاصه تر: الحیاه، ج 2/329 و 330.
198) سیکون خلق من خلقی، یلحسون الدنیا بالدین. یلسبون مسلوک الضان علی قلوب کقلوب، الذئاب، اشد مراره من الصبر والسنتهم احلی من العسل و اعمالهم الباطنه انتن من الجیف... (وسائل، ج 11/286)
199) غرر الحکم، ج 1/161؛ نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت 456 و فیض الاسلام حکمت 448.
200) نهج البلاغه، صبحی صالح خطبه 32.
201) برای مطالعه این سوی از روایات، مراجعه کنید به:بحارالانوار، ج 2/42 و 105؛محجه البیضاء ج 1/125تا 150، الحباه، ج /325 تا 332 و /294 تا 300 شرار العماء مخالطه الملوک...؛ایقاظ العلماء کوزه کنانی و...

202) کنز العمال، ج 10/205.
203) الحیاة، ج 2/311، بخ نقل از مستدرک ج 2/322.
204) بحارالانوار، ج 2/58.
205) بحار الانوار، ج 2/49؛کنز العمال، ج 10/191، حدیث 29007.
206) ولایت فقیه، امام خمینی /200.
207) محاضرات الادباء، راغب اصفهانی، ج 1/34
208) و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتسکم النار... (هود آیه 113.)
209) بحارالانوار، 13/377 سفینةالبحار ج 1/102 المیزان، ج 8/353 (به نقل از تفسیر القمی) و کتب تفسیر دیگر، در ذیل آیه 175 اعراف: واتل علیهم نبا الذین آتیناه فانسلخ منها فابتعه الشیطان فکان من الغاوین.
210) المیزان ج 8/347.
211) اضواء علی السنه المحدیه، محمود ابوریه /123 چاپ سوم، مصر آن مولف در مجموع 9 سبب برای جعل حدیث از سوی راویان و علماء سوء نقل می کند.
212) برای مطالعه بیشتر در مورد بحث رنج آور و غمبار جعل حدیث و آمار و نمونه های از روایات جعلی و لیست سیاه دروغگویان و حدیث سازان، رجوع کنید به بحث مستوفی و جامع مرحوم علامه امینی در کتاب: الغدیرج 5/209، تحت عنوان سلسله الکذابین و قائمه الوضوعات.
213) وسائل الشیعه، ج 12/130 حدیث 12.
214) محجه البیضاء ج 3/259: یا سلمه، لا تغش السلطان، فانک لا تصیب من دنیا هم شیئا الا اصابوا من دینک افضل منه.
215) ان الرجل لیدخل علی السلطان ومعه دین فیخرج و لا دین له، فقیل له: لم؟ قال: لانه یرضیه بسخط الله تعالی (مدرک سابف).
216) اما تغشی سلطان هولاء؟ قال قلت: لا. ولم؟ قلت: فرارا بدینی. قال: و عزمت علی ذلک؟ قلت: نعم. قال لی: الان سلم لک دینک. (وسائل، ج 129، 12 حدیث 7).
217) کنز العمال، ج 10/188 حدیث 20987 و مشابه آن حدیث 28988: ان اناسا من امتی سیتفقهون فیی الدین ویقرون القرآن و یقولون: ناتی الامراء فنصیب من دنیاهم و نعتزلهم بدیننا، و لا یکون ذلک، کما لا یجتنی من التقاد الا الشوک کذلک لا یجتنی من قربهم الا الخطایا.
218) محجة البیضاء، ج 3/253.
219) بحارالانوار، ج 2/36؛کافی، 1/46؛محجة البیضاء، ج 1/128 کنز العمال، ج 10/183.
220) محاسبه النفس، شیخ تقی الدین ابراهیم العاملی /45.
221) محجه البیضاء، ج 1/144 و ج 3/253؛ ایقاظ العلماء 61 به نقل از مسند احمد حنبل ج 6/295.
222) کنز العمال ج 10/195 و 203 و مشابه آن در /203.
223) محجه البیضاء، ج 3/260.
224) محاضرات الادباء ج 1/34.
225) همان مدرک: شرار الامراء ابعدهم عن العلماء و شرار العلماء اقربهم الی الامراء.
226) -
227) گلستان، باب هشتم.
228) الامام الصادق و المذاهب الاربعه، اسد حیدر، ج 1/108؛بحار الانوار ج 47/184.
229) کنز العمال، علاء الدین علی الهندی (متوفای 975) ج 10/ 186.
230) از کسانی بود که از خط امام امیر المومنین(علیه السلام) منحرف بود و همواره در استخدام بنی مروان و بهره مند از دنیا و درم و دینارشان. مروان او را معلم فرزندان خود ساخت و او هم به آنان روایت! می آموخت...
231) تحف المعقول /275.
232) استخدام مذهب بر ضد مذهب، از دیرباز، از سوی طواغیت و فراعنه وجود داشته و دعوت موسوی و عیسوی و محمدی را با تکیه بر عناصری از مذهب می کوبیدند و در این زمینه، کلیه اعمال و حرکتهای به ظاهر دینی و به رنگ مذهبی که از سوی حکام انجام می گیرد، قابل دقت است، حتی در کشورهای عربی امروز و نیز در ارتباط دستگاههای کلیسا با استعمارگران و تشکیل ارتش کلیسایی
233) در قرآن آمده است (سوره نساء، آیه 51-52): الم تر الی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب یومنون بالجبت و الطاغوت و یقولون للذین کفروا: هولاء اهدی من الذین آمنو سبیلا. اوئک الذین لعنهم الله...چ
در تفاسیر بیان شده که بعضی از یهود دارای دانش دین و سواد مذهبی، در موضع مخالفت با دعوت پیامبر و آیین اسلام، حتی آیین مشرکان را بهتر و برتر از آیین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته و آنان را راه یافته تر ازا مسلمانان معرفی کردند (اهدی من الذین آمنو) تا جبهه کفر شرک را تقویت کنند. عملکرد امروز و هممیشه آنان بر ضد اسلام چنین بوده است، کلام مبسوط سید قطب را در این باره مطالعه کیند: فی ظلال القرآن، ج 2/403
234) وقال ذرونی اقتل موسی ولیدع ربه انی اخاف ان یبدل دینکم او یظهر فی الارض الفساد. مومن آیه 26.
قال الملا من قوم فرعون: انذر موسی و قومه لیفسدوا فی الارض ویذرک و الهتک؟... اعراف آیه 124.
235) قالوا: حرقوه و انصروا الهتکم... انبیاء آیه 68.
236) کتاب تحریم تنباکو، به نقل از: ره آوردهای استعمار آیه 57.
237) محمد باقر کمره ای، مقیم شهر ری، از کسانی بود که در اثبات جنبه شرعی لوایح ششگانه انقلاب سفید شاه، در تاریخ فروردین 1342 جزوه ای منتشر ساخت، به همین نام: دفاع از حق ملت مسلمانان ایران و عنوان حضرت آیة الله بر روی جلد کتابچه بود و در صفحه اولش چنین که ما اکثریت قاطع ملت ایران، به پیشنهاد شش ماده ای اعلیحضرت... رای دادیم و با ایمان سرشاری از آن دفاع می کنیم و شش ماده اولیه انقلاب شاه را به کمک آیات و روایات و نظرات فقهی! اثبات کرد و کم نبودند و کم نبودند نظایر ایشان از ملبسین به این لباس....
238) ولایت فقیه /202.
239) صحیفه نور، ج 2/6 در تاریخ 19/10/56.
240) صحیفه نور، ج 2/83، در تاربخ 5/5/7.
241) صحیفه نور، ج 1/196-197، در تاریخ 24/12/51.
242) صحیفه نور، ج 1/201، در تاریخ فروردین 52.
243) صحیفه نور، ج 1/206؛رتاریخ 23/6/52.
244) صحیفه نور، ج 13/81.
245) صحیفه نور، ج 13/176.
246) صحیفه نور، ج 15/124، پیام حج، از سال 1360.
247) صحیفه نور، ج 18/42.
248) صحیفه نور، ج 18/13.
249) منشور جمهوری اسلامی، پیام امام به حجاج بیت الله الحرام، 1407.
250) همراه انقلاب، جلال رفیع، ج 1/137 انتشارات امیر کبیر.
251) به احادیثی که تحت این عنوآنها در کتابها حدیث آمده رجوع کنید. از جمله وسائل الشیعه ج 12 بابهای 42، 43، 44، ص 127 تا 134.
252) وسائل الشیعه ج 12 /135 باب 45 باب تحریم الولایه من قبل الجائر الا ما استثنی. که 12 حدیث در این زمینه نقل شده است.
253) در این مورد هم 17 حدیث نقل شده است، در همان ماخذ: وسائل، ج 12/139 باب 46.
254) محجة البیضاء، ج 1/144 به نقل ارمنیه المرید.
255) محجة البیضاء ج 1/145. از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است: ان لله تعالی بابواب الظالمین من نور الله به البرهان ومکن له فی البلاد، لیدفع به من اولیائه و یصلح الله به امورالمسلمین...
256) صحیفه نور، ج 1/258.
257) تحریر الوسسله، ج 1/477 مسأله 3و4 از مراتب امر به معروف و نهی از منکر.
258) پیامبر اسلام: المومن کیس فطن حذر /. ک: کنز العمال، ج 1/143، میزان الحکمه ج 336.1 امیرالمومنین: المومن هو الکیس الفطن. /. ک: الکافی، ج 2/226.

259) تحف المقول /356 از امام صادق (علیه السلام): العلم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس و نیز در الحیاة ج 2/296.

260) الاسلام و الدعوات الهدامه، انور الجندی /115 دار الکتاب بیروت.
261) الاسلام و الدعوات الهدامه، انور الجندی /115
262) سیر حکمت در اروپا، محمد علی فروغی، ج 1/49.
263) برای آشنایی با فلسفه اسپنسر، از جمله می توانید به: سیر حکمت در اروپا، ج 3/161 تا188 مراجعه کنید.
264) الاسلام و الدعوات الهدامه 131. برای آشنائی با تفکرات و دعواتهای ویرانگر عقاید و ارزشهای دینی و دعوت های تباه کننده جوامع و امتها و نابود کننده روح و اخلاق و فکر و فرهنگ. مطالعه این کتاب مفید است.

265) انعام، آیه /95؛فاطر، آیه 3؛آیه 62 و موارد دیگری با تعبیر فانی یوفکون است.
266) برای آشایی اجمالی با فرق شیعه و دیدگاههای متفاوت کلامی در مسائل دینی، از جمله رجوع کنید به: شیعه در اسلام علامه طباطبائی، آشنائی با علوم دین اسلامی - کلام -، شهید مطهری؛ حیاة الامام موسی بن جعفر باقر شریف القرشی، ج 2/193.
267) حیاة الامام موسی بن جعفر، ج 2/204. بحارالانوارت ج 48/252.
268) المیزان، ج 2/115 و 126، در ذیل آیه 213 بقره: و ما اختف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم بغیا بینهم.
269) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 18/60؛بحارالانوار، ج 2/284.
270) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 50/88؛بحارالانوار، ج 2/290؛کافی، ج 1/54.
271) در مورد هر دو فرقه رجوع کنید به: نقشه های استعمار در راه مبارزه با اسلام، محمد محمود صواف، ترجمه هشترودی /320.
272) در مورد شناخت این گونه فرقه ها و تاریخچه و مبدأ پیدایش آنها و معتقداتشان، از جمله می توان به منابع زیر مراجعه کرد: الابداع، فی مضار الابتداع، شیخ علی محفوظ، از علمای الازهر؛ وهابیت و ریشه های آن، نورالدین چهاردهی؛ باب کیست و بهائیت چیست؟، شیخیگری، بابیگری، داعیان پیغمبری و خدائی، نورالدین چهاردهی، بهائیت دین نیست، بابوتراب هدائی، تاریخ باب و بهاء و ترجمه مفتاح باب الابواب، حسن فرید گلپایگانی، محاکمه و بررسی باب و بهاء، (ح.م.ت)؛ وهابی ها، سید ابراهیم سید علوی کشف الارتیات، سید محسن امین، و ترجمه آن: مزدوران استعمار در لباس مذهب و دهها کتاب دیگر.
273) الفرق بین الفرق، عبدالقاهر بغدادی متوفای 423 ه) /10، 15، و 16؛ملل و نحل، شهرستانی، ج 1 /14 و 15 و 21 تا 28.
274) سوره مومنون، 53 و روم. 32.
275) سفینة البحار، محدث قمی، ج 2/359؛ الفرق بین الفرق، /5 و 7؛ ملل و نحل شهرستانی ج 1/12 (با اختلاف در متن عبارت).

276) از جمله این گونه تالیف می توان یاد کرد از: الفرق بین الفرق، ابی منصور عبدالقاهر بغدادی شافعی (م 429 ه) الملل و النحل، محمد بن عبد الکریم الشهرستانی الشافعی (م 548 ه)؛ التبصیر، ابی مظفر الاسفرائینی الشافعی (م 471 ه)الفصل ابی محمد علی بن احمد بن حزم الضاهری (م 456 ه).
277) به تحث محقق بزرگوار، اسد حیدر در: الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 5- 42 6/35، مراجعه کنید.
278) الحیاة، ج 2 ص 291، از نقل از رجال کشی، ص 4.
279) الکافی، ج 1/32؛ اختصاص، /4، بحالرالنوار ج 2/92 (باب من یجوز اخذ العلم منه) و مشابه این حدیث در ج 2/315، حدیث 79.
280) الکافی، ج 1/54؛ وسائل ج 11/510.
281) کنز العمال، ج 2/22، حدیث 2986 و 2987.
282) بحارالانوار، ج 57/92.
283) سوره انعام، آیه 144؛ سوره کهف، آیه 15.
284) سوره زمر، آیه 33.
285) سوره هود، آیه 18تا 22.
286) سوره ابراهیم، آیه 3.
287) سوره اعراف، آیه 876.
288) سوره انعام، آیه 159.
289) سوره بقره، آیه 79.
290) سوره بقره، آیه 75.
291) سوره بقره، آیه 109.
292) سوره نساء، آیه 44.
293) سوره آل عمران، آیه 78.
294) سوره بقره، 213 (کلام مرحوم علامه طباطبائی در ذیل این آیه گذشت).
295) سوره نحل آیه 116.
296) از جمله این آیات: سوره انعام، آیه 21؛ سوره عنکبوت، آیه 68؛ سوره زمر، آیه 60؛ سوره اعراف آیه 37؛ سوره یونس، آیه 17و69، سوره آل عمران، آیه 75، 78، 49 و 100، سوره نساء، آیه 51؛ سوره مائده، آیه 41- 42؛ سوره نحل، آیه 105؛ سوره صف، آیه 7؛ سوره شوری، آیه 13؛ سوره بینه، آیه 4.مراجعه به تفسیر این آیات بسیار مفید و پر ثمر است.
297) غرر الحکم ج 2/552؛ میران الحکمه ج 2/429؛ ج 1/380 تا 385.
298) بحارالانوار، ج 2/304 و 308.
299) الکافی، ج 2/397 حدیث 2؛ میزان الحکمه، ج 5/61.
300) بحارالانوار، ج 2/301 حدیث 31؛ میزان الحکمه ج 1/325؛ بحارالانوار، ج 69/220 حدیث 8 معانی الاخبار /393.

301) بحار الانوار، ج 69/220 و ج 2/301.
302) کنز العمال، ج 1/221 حدیث 1113؛ بحارالانوار، ج 2/301 و 263 در همین زمینه مراجعه کنید به کنز العمال، ج 1/218 و 387.
303) از جمله مراجعه کنید به بحارالانوار، ج 2/283؛ ج 69/216؛ ج 69/213.
304) همان مدرک، ج 2/296.
305) همان مدرک، ج 69/219.
306) همان مدرک، ج 2/297.
307) نهج البلاغه، صبحی صالح، خ 17/59؛ بحارالانوار 2/284.
308) همان مدرک خ 164/235.
309) همان مدرک، خ 176/254.
310) همان مدرک، خ 151/211.
311) همان مدرک، خ 145/202. بحار الانوار ج 2/246 حدیث 15.
312) سوره کهف، آیه 54.
313) سعدی (امثال و حکوم، دهخدا، 2/818).
314) محجه البیضاء 1/129، به نقل از خصال صدوق.
315) الکافی، ج 1/49؛ محجة البیضاء ج 1/128.
316) مفردات راغب، واژه جدل.
317) سوره النحل، آیه 125.
318) بحارالانوار، ج 70/399 و 400.
319) گلستان سعدی، باب هشتم.
320) الکافی، ج 1/47 ا محجة البیضاء 1/127.
321) کنز العمال، ج 10/193، 194، 196.
322) همان مدرک، 196.
323) همان مدرک /197. به کلا احادیثی به مضمون های یاد شده، در احادیث دیگری هم در این کتاب، به شماره های 29056، 29057، 29059، 29063 و 29064 آمده است.
324) بحارالانوار ج 2/139 و ج 70/407؛ کافی، ج 2/301.
325) بحارالانوار، ج 2/128 و ج 70/407کافی 2/301.
326) از جمله به این منابه رجوع شود: بحارالانوار، ج 70/396؛ ج 2/124 و ج 2/138؛ ج 9و 10 (احتجاجات)؛ اوصول الکافی، ج 2/300 کنز العمال، ج 10/185؛ سفینه البحار، ج 596و 531. ج 1/221؛ الحیاه ج 2/321 - 323. (ترک المراء) و... منابع حدیثی دیگر.
327) جامع السعادات، نراقی، ج 2/282.
328) سوره مومن، آیه 56.
329) ادع الی سبیل بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن سوره نحل، آیه 124.
330) بحارالانوار، ج 70/402.
331) همان مدرک ج 70/402 و 403، نیز در بحار ج 2/125؛ ج 9/255.
332) همان مدرک، ج 2/127.
333) همان مدرک، ج 2/127.
334) مجموع آیات، درباره احتجاج های خداوند با صاحبان عقاید گوناگون و پیروان افکار غلط را علامه مجلسی تحقیق و جمع آوری کرده است. بحار، ج 9/2 - 64.
335) از جمله در این کتاب آیات: حج /2 و 7، آل عمران 65، مومن 35 و 55.
336) صحیفه نور، ج 17/97.
337) از جمله به اینگونه مناقشات و جدال های انحرافی، نگاه کنید به، الامام الصادق المذهب الاربعه ج 1/186 تا 200 تحت عنوان: حرکه التنازع بین المذاهب.

338) چکیده اندیشه ها، ج 1/264.
339) گلستان سعدی، باب دوم، حکایت دهم.
340) بحارالانوار، ج 2/132 حدیث 21، حدیث 27/134.
341) همان مدرک ج 2/133 حدیث 17.
342) محجة البیضاء، ج 1/99.
343) محجة البیضاء ج 1/102 (خلاصه شده).
344) گلستان سعدی، باب هشتم.
345) غرر الحکیم، چاپ دانشگاه، ج 7/364.
346) بحارالنوار، ج 48/404 و 402 .هشام بن کندی، متوفی 197ه، شرح حالش در: حیاه الامام موسی بن جعفر، ج 2/337 تا 358، الامام الصادق، ج 2/77 تا 110، بحارالانوار، ج 48/189 تا 205.
347) بحارالانوار، ج 48/204.
348) گلستان سعدی، باب هفتم، حکایت 17.
349) الامام لصادق، اسد حیدر، ج 12/70؛ حیاه الامام موسی بن جعفر، باقر شریف القرشی، 2/313.شرح حالش در همین کتاب، صحفه 310تا 319 و احتبجاجاتش در؛ سفینه البحار، ج 1/223).
350) بحارالانوار، ج 2/136 و ج 70/404 به نقل از رجال کشی 271.
351) نقل از رجال کشی /298. اما مثلک فلایکره، من اذا طاریحسن ان یقع، وان وقع یحسن ان یطیر، فمن کان هکذا لا نکرهه.
352) بحارالانوار، ج 70/405 و ج 2/136، نقل از رجال کشی، 374.
353) بحار الانوار، ج 48/205، نقل از: ارشاد مفید /296.
354) محجة البیضاء ج 1/107 نقل از اعتقادات صدوق.
355) الکافی، ج 2/300.
356) غرر الحکم ج 7/364.
357) بحار الانوار ج 2/128 حدیث 10.
358) و 2. غرر الحکم 7/364.
359)
360) شیخ سعدی در گلستان، باب هشتم.
361) الامام الصادق و المذاهب الاریعه، 1/386. لایمارین احدکم سفیها و لا حلیما فانه من ماری حلیما اقصاه و من ماری سفیها اراده.
362) اصول کافی، ج 2/301 حدیث 3.
363) لا تجادل العلماء و لا تمار السفهاء، فیغضبک العلماء و یشتمک السفهاء (وسائل ج 12/37 حدیث 3).
364) ثم المراء لایخلوا من اربعه اوجه: فاما ان تتماری انت و صاحبک فیما تعلمان فقد ترکتما بذلک النصیه و طلبتما و اضعتما ذلک العلم، او تجهلانه فاظهرتما جهلا و خاصمتما جهلا، او تعلمه انت، فظلمت صاحبک بطلک عثرته، او یعلمه صاحبک فترکت حرمته ولم تنزله، و هذا کله محال ، فمن انصف و قبل الحق و ترک الممارات فقد اوثق ایمانه و احسن صحیبته و صان عقله. (بحارالانوار ج 2/135) در پاورقی می گوید، این از متن روایت نیست. ولی در مستدرک، ج 2/98 هم این روایت از امام حسین (علیه السلام) نقل شده است.
365) امثال و حکم، دهخدا، ج 2/816.
366) پیام استقامت، پیام حج امام، تیر 1367/23.
367) صحیفه نور، ج 2/250.
368) همان مدرک، ج 6/29.
369) همان مدرک، ج 6/228.
370) همان مدرک، ج 8/74
371) صحیفه نور، ج 13ت ص 211.
372) صحیفه نور، ج 20، ص 56.
373) احزاب، آیه 21، ممتحنه، آیه 4.
374) بحارالانوار، ج 16، ص 289 به نقل از نهج البلاغه.
375) نحج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 175.
376) همان، نامه 45.
377) سیری در نهج البلاغه، مقدمه، صفحه نه.