فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

سلوک طلبگی

الگوهای اخلاقی

ما، هم در پی آیینه ایم، تا در جلوه آن، چهره فضیلت را تماشا کنیم، هم - خواه ناخواه - درحکم آیینه ایم، که دیگران در پی یافتن و دیدن کمال، در رفتار، اخلاق و عمل مایند، و از همین رو در منظر و دید و قضاوت دیگران قرار گرفته ایم.
و... هر دو مسأله، هم هدایتگرو سازنده است، هم کنترل کننده و جهت دهنده.
این، از ویژگیهای مسؤولیت آفرین و سنگین ماست، که هم خودمان در پی الگوییم تا به چگونه بودن خویش، شکل و هویت بخشیم، و هم دیگران، راه کمال و جهت حرکت و مقصد حیات را در ما به عنوان الگو و معیار جستجو می کنند. و اگر در این زمینه، بتوانیم اسوه مناسب و الگوی شایسته ای باشیم، به توفیقی عظیم دست یافته ایم.
در یک حال، هم الگویابی، هم الگو بودن! چه حالت فرخنده ای! شاید از مزایای نظام حوزوی این باشد که طلاب، هم فرا می گیرند و هم آموزش می دهند و تعلیم و تعلم همزمان انجام می گیرد. در وادی اخلاق و تربیت هم، از یک سو خودشان در پی یافتن الگوهای کمال و اسوه های فضیلت اند، و هم کار تربیتی و تأثیر سازندگی بر دیگران دارند.
یا فایده گیر آنچه ندانی، زدگر کس - یا فایده ده آنچه بدانی، دگری را

درس اخلاق، یا حوزه سلوک

جلسات خصوصی یا عمومی اخلاق در حوزه های علمیه، سابقه ای طولانی ریشه ای کهن دارد. حیات روحی حوزه ها به همین جلسات اخلاقی است. ماهی به آب زنده است و حوزه به معنویت و اخلاق.
نمونه های شاخص کمال و والایی در حوزه ها و امتداد مبارک علمای دین، پرورده همین محضرها و محفلها بوده اند، چه به صورت خصوصی و فردی و بی عنوان و نام و نشان، چه به شکل درسهای عمومی اخلاق، که استادانی وارسته و مهذب، با دو مسیحایی خویش به دلهای افسرده جان می بخشیدند و به باز آفرینی قلوب و رستاخیز معنویت می پرداختند.
چه بسیار جانهای مستعد و دلهای زمینه دار، که احیا شده نفسهای مسیح گونه مربیان وارسته و خود ساخته بوده اند . همین چاشینهای افروزنده و پیش برنده حوزه ها بوده است که به یک جامعه نیز در سطحی گسترده، گرمی و حرارت می داده است. حوزه ها بدون این عنصر، گرفتار افسردگی و خون مردگی خواهند بود.
امام راحل قدس سره می فرماید:
باید کوشش بشود در این حوزه های علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذب بکنند، در کنار فقه و فلسفه و امثال اینها حوزه های اخلاقی، حوزه ای تهذیب باشد و حوزه های سلوک الی الله تعالی(371).
بی شک، کلام تئمه (علیه السلام) نورانی است و جانها را روشن می سازد.
نصایح اولیای دین و تذکرات مشایخ سلوک و طریقت، بر دل می نشیند.
حتی نگاهها و سکوتها چهره های الگو و شخصیتهای اسوه، همچون چراغی، راهنما است، تا چه رسد به توصیه های کتبی و شفاهی و راه نمودهایی قدم به قدم آنان در طول سال و در ضمن جلسات درس.
چرا زلال این آبشارهای معنوی پیوسته جاری نیست؟
چرا به عطش جویندگان دانش و معرفت و تهذیب، به حد کفاف پاسخ داده نمی شود؟
چرا درسهای اخلاق، گاهها است و گوشه و کنار، نه موضوعی مطرح و ساری و جاری و رسمی و متداول و گسترده و اصلی!؟
چرا در عموم درسها، نباید عطر اخلاق، در لابه لای آموزشهای علمی و نظری، مشام جان شیفتگان را بنوازد؟ چرا استاد اخلاق، باید محدود و انگشت شمار باشد؟
باز هم کلام امام - روحش شاد - را بشنویو که فرموده است:
اخلاق باید همه و در همه دروس، مورد توجه قرار گیرد. اعتقادم بر این است که باید هر کس حوزه درسی بزرگ یا کوچکی دارد، یک دو دقیقه مقدمه یا مؤخرة درس اخلاق بگوید که طلاب، با اخلاق اسلامی بار بیایند(372).