فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

هفتاد و سه فرقه

جنگ هفتاد و دو ملت، همه را عذربنه - چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند (حافظ)
بروز اختلافهای فکری و عقیدتی در امت محمدی، داستانی غم انگیز و جانکاه دارد. ماجرا به پس از رحلت رسول خدا بر می گردد.
محور و ماهیت اختلافها مسائلی بود همچون: امامت و خلافت، فدک، مدعیان پیامبری، کارهای عثمان و قتل او، جنگ امیر المومنین با مخالفان در جمل و صفین و نهروان، حکمیت، قضا و قدر و استطاعت، حسن و قبح ذاتی، مسائل اعتقادی و اسماء و صفات خدا، عدل و جور، مشیت و ارداه، خیر و شر توحید، رؤیت، بداء، عصمت، شرائط، نبوت، جبر و اختیار، و...(273).
آن یک دستی امت در عصر رسول، با رحلت آن گرامی از میان رفت پدید آمد. چیزی که بنا به نقلهایی، خود رسول خدا هم آن را پیشبینی و پیشگویی کرده و از هفتاد و سه فرقه، یک فرقه را اهل نجات و بقیه را گمراه و اهل آتش معرفی نمود. لیکن، کدام فرقه است که که خود را حق نداند؟ و کدام مذهب است که پیروان خویش راهمان فرقه ناجیه و گروه بر حق و رستگار حساب نکند؟ کل حزب بما لدیهم فرحون(274).
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد - گمان به خود نبرد هیچ کس که نادانم (سعدی)
روایت است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
امت موسی، پس از او به هفتاد و یک فرقه تقسیم شد که یک گروه نجات یافته بودند. امت عیسی پس از او هفتاد و دو شدند که یک فرقه اهل نجات و بقیه در دوزخ اند:
ان امتی متفترق بعدی علی ثلاثه و سبعین فرقه، فرقه منها ناجیه و اثنتان و سبعون فی النار...(275).
و شعر حافظ در بیراهه رفتن هفتاد و دو ملت، اشاره به این حدیث است.
محققان و مولفانی چند، از دیر باز به معرفی این فرقه ها پرداخته اند؛(276) لیکن تا چه حد می توان به این گونه کتب که از قدیمترین زمانها تا کنون نوشته شده اعتماد کرد و شناساندنها را خالی از غرض ورزی و بی حرف و مناقشه دانست؛ محل تامل است(277).
هر چند ممکن است یک دیدگاه، یک خط فردی، یک اظهار رای مخالف عموم و ناهماهنگ با مشهور، نوعی انشعاب مسلکی با فرقه جدا به حساب آید و هر حرف جدید، یک مذهب قلمداد شود با تبدیل به یک گروه جدا از امت گردد؛ ولی این گونه نظرها و برداشتهای فردی، گاهی چنان متعصبانه و مصرانه ولجوجانه و با سماجت مطرح می شود و هواداران چنان دو آتشه سنگ آن را به سینه می زنند که رفته رفته یک مذهب ساخته می شود و ذوقیات شخصی سراز فرقه و مسلک جدید در می آورد.
البته کار بدعتگذاران و سنت شکنان را هرگز از نظر دور داشت. بنا به اهمیت موضوع و نقش عظیم بدعت در ایجاد تفرتهای دینی و مذهب سازی، به این مسأله بیشتر می پردازیم و چهره اهل بدعت را در آینه آیات و روایات می نگریم.

بدعتگذاران

عالمان راستین، در ادامه خط ائمه، رسالت حفظ دین و صیانت مکتب و پاسداری از مرزهای عقیده و نفی بدعتها را بر عهده دارند.
این مرزبانی مقدس، هم به صورت یک تکلیف بیان شده است، هم به شکل یک خبر که عالمان ربانی چنین می کنند؛ همواره و همه جا.
حدیث معروفی که از رسول خدا با عبارتهای متفاوت روایت شده که همواره، در هر نسلی، در هر قرن و عصری، مردی و مردانی از اهل بیت رسالت، در دفاع از حق و نفی بدعتها و زدودن تحریفها و پیرایه ها از پیکره دین قیام می کنند. خبر دادن از موضوع متعهدانه علمای زبده و مهذب و شجاع است. از جمله این روایت که:
یحمل هذا الدین فی کل قرن عدول ینفون عنه تاویل المبطلین و تحریف الغالین و النتحال المجاهلین، کما ینفی الکیر خبث الحدید(278).
و نیز این حدیث از امام صادق (علیه السلام):
... ان فینا اهل البیت فی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تاویل الجاهلین(279).
و آن جا که فرمان مقابله با بدعتهاست از جمله این حدیث رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
... اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله(280).
بدعت، یعنی وارد ساختن آنچه از دین نیست، در دین.
بدعتها، با اعتقادی است یا علمی یا آشکار است، یا پنهان.
اگر بهائیت، یک بدعتی آشکار و دست پرونده سیاست بیگانه است، گروهها و حزبهای بی نام و نشان و فرقه های بی تیتر و تابلو که مقاصد دیگری را دنبال می کنند، نوعی بدعت پنهانی اند، یا سیاسی یا فرهنگی یا اعتقادی و... حتی سیاسی!
ساختن فرقه ای و سپس دنبال اسناد و پشتوانه علمی و فکری از علوم مختلف گشتن برای تثبیت و توجیه آن، نوعی تحریف است که ظریف عمل می شود و طرارانی رهزن، در مسیر اندیشه ها و ایمانها کمین می کنند.
همواره قلعه دلها و گنج ذهنها و زمینه باورها، طمعکارانی را به فکر فرو می برده که چگونه بر آنان استیلا یابد و ذخائرش را به نفع خویش، به کار گیرند.
تکلیف و رسالت علمای راستین، مرزبانی از عقیده ها و حفاظت از ایمانهاست.
اگر سیاست بازان مذهب ساز، به معادلات سیاسی دلخوشند و پایبند؛ ربانیون به معادلات تکلیفی متعهدند و ملتزم.
حضرت رسول، می فرماید:
تفرقه افکنان در دین که دسته دسته گشتند، همان صاحبان بدعتهایند و اصحاب هواها.
توبه اینان پذیرفته نیست؛ من از آنان بیزارم و آنان از من بیگانه اند:
ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاهم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء، لیس لهم توبه، انا منهم بری ء و هم منی براء...(281).
و کدام ضربه بر پیکر دین، خطرناک تر از بدعت؟
به فرموده حضرت امیر (علیه السلام):
چیزی همچون بدعتها، ویرانگر دین نیست.
ما هدم الدین مثل البدع(282).
آیا از آفت، انتظاری جز این است؟

قرآن و بدعت در دین

زیر ساخت مذهبهای ساختگی، بدعت است.
بدعت، هم در شالوده مذهب سازی جای می گیرد، هم در پیکره و نقشه این بنا، هم در مصالح و ابزارش، هم در نمای بیرونی اش، هم در نقاشی و آب و رنگش...
بدعت،آمیزه ای است از لجاجت بر سر باطل، تعصب ناروا، هواپرسی مفرط، ضعف عقیده به مبدأ ا جهل به رنگ علم، سماجت در گمراهی، دروغ آراسته و افتراء بر خدا و رسول.
این فتنه، در ادیان پیشین و پیروان انبیاء سلف هم بوده است که قرآن با لحنی تند از آن یاد می کند.
کافی است واژه های: کذب، افتراء، ضلال، افک، سحر، تکذیب، صد، عوج،... را در قرآن پیگیری کنید تا لحن آیات را ببینید.
قرآن، کسانی را که بر خدا دروغ می بندند، ندانسته و جاهلانه یا آگاهانه به اضلال مردم می پردازند راه خدا را کج و بندگان خدا را گمراه می کنند از ستمکارترین افراد می شمارد.
از آنان که دست نوشته های خود را دین خدا قلمداد می کنند؛ از کسانی که در راه بر گرداندن مردم از عقائدشان می کوشند؛ از اهل کتابی که تلاش در به بیراهه کشاندن مردم دارند؛ از تفرقه افکنان در دین؛ از اختلاف پراکنان در مکبت و... نکوهش می کنند.
انبوهی از آیات نورانی قرآن، درباره این راه تاریک بدعتگذاران پیش روی ماست. بررسی و دقت در هر یک، گشاینده اسراری فراوان و عهده دار بیان گوشه ای از عبرت ها و هشدارها و خطرهاست.
آیا یقولون علی الله الکذب، کاری جز بدعتگذاری و مذهب سازی است؟
آیا افتری علی الله کذبا چیزی جز بافته های دانایان دور از خدا و تافته های بدعت آمیز آنان در به انحراف کشیدن دین صحیح مردم و آیین آسمانی است؟
آیا یصدون عن سبیل الله و یبغلونها عوجا، چیزی جز تحریف و دستکاری در صراط مستقیم است؟
از آن همه آیات، نمونه هایی آورده می شود، و پیگیری تفسیری و دقت و تجزیه و تحلیل آنها به عهده خود شما:
فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا لیضل الناس بغیر علم(283).
فمن اظلم ممن کذب علی الله و کذب بالصدق اذ جائه(284).
الذین یصدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا...(285).
و یصدون سبیل الله و یبغونها عوجا اولئک فی ضلال بعید(286).
و لا تقعدوا بکل صراط توعون و تصدون عن سبیل الله من آمن به و تبغونها عوجا...(287).
ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شی ء(288).
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله(289).
قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون(290).
ود کثیر من اهل الکتاب لویردوکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم من بعد ما تبین لهم الحق...(291).
الم تر الی الذین اوتوا یصیبا من الکتاب یشترون الضلاله ویریدون ان تضلوا السبیل(292).
و ان منهم لفریقا یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب و ما هو من الکتاب و یقولون هو من عند الله و ما هو من عند الله و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون(293).
و ما ختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم(294).
و لا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لیفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون(295).
و... آیات متعدد دیگر(296).
آن که به خود حق می دهد ذهنیات و یافته های خویش را به نام دین جا بزند خواسته یا ناخوسته موجب تفرقه در امت می گردد.
آن که بهره ای از علم کتاب دارد، به قصد گمراه ساختن مردم، ضلالت را می فروشد و با عقاید مردم بازی می کند.
آن دستی که مطالبی را می نویسد و به اسم دین و خدا به خورد مردم می دهد. خائن است. این لحن تهدید آمیز و ملامتگر نکوهش کننده قرآن، کافی نیست که انسان را در اظهار نظرها و ابداع رایها و ارائه تفسیرهای مد روز در تحلیل دین، به درنگ و تامل وا دارد؟ این حفره تباهی، بر سر راه اهل علم، بیشتر خطر می آفریند.
و این دره سقوط، آشنایان به مکتب را به کمک وسوسه های شیطانی و نفسانی، بیشتر به کام خود می کشد و عامل نجات از آن هم، خدا ترسی و پرواپیشگی و حزم و احتیاط است.