فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

دو البته

البته سروکار روحانی، همیشه با سلاطین و حکومت هانیست.
و... علمای وابسته! قدرت جور، حتی در ایران، منحصر به دوره پیش از انقلاب و در ارتباط با دستگاه سلطنت و ساواک و... نیست.
چه بسا که یک طاغوت اقتصادی و یک قدرتمند مالی از وجود و موقیت تو سوء استفاده کند، که باید هشیاری باشی و بار ندهی و گاو شیرده برای زرنگ های مرموز نباشی.
ممکن است حتی یک شورای محل، از چهره تو بعنوان یک روحانی، در، توجیه برخی کارهای غلطش بهره بگیرد.
ممکن است یک بنگاه دار یا پاساژچی یا عامل توزیع یک جنس، یا یک عمدة التجار، با نشاندن تو در محل کار و حجره تجارتی اش بخواهد سرپرستی برخی خلافها و دزدیهایش بگذارد.
ممکن است یک گروه منحرف و یک دارو دسته بی ریشه و مغرض و یک باند، با سپر ساختن تو و سنگر گرفتن پشت نام و چهره و عنوانت، مقاصد خود را پیش ببرد،
ممکن است یک مأمور انتظامی، با سلام دادن و گرم گرفتن با تو، راهی برای اجحاب به بینوایی را برای خود باز کند.
ممکن است یک بخشدار و یا فرمانداری با امتیاز دادن به تو، از خیلیها سلب کند!
و... خیلی ممکنهای دیگر، که گاهی از حد امکان هم تجاوز می کند و به مرحله وقوع می رسد. این یک البته.
البته دیگر این که:
درباری بودن علمات محدود به علمای مذهب نیست.
این آفت، درباره هر دانشمندی ممکن است پدید آید. همه صاحبان علم و دانش، در هر رشته ای و همه هنرمندان، شاعران، نویسندگان، متخصصان و... اگر دانش و مهارتهای علمی و تخصص و فن و تجربه های اجتماعی و روان شناسی خود را در مسیر برنامه های طاغوت، وقف کنند، مشمول این عنوان خواهند بود.
کم نبود و نیستند دانشمندانی در زمینه های فیزیک، شیمی، تسلیحات، مدیریت، برنامه ریزی، و... که وابسته به سلطه ها شده و به مقاصد آنها کمک کرده و می کنند.
بسیاری پژوهشگرانی که در گوشه و کنار دنیا به تحقیقات گسترده و عمیق، حتی پیرامون مسائل و مبانی اسلام و بافت جوامع دینی و ریزه کاریهای حوزه ها و... مشغولند و نتیجه کاوشهایشان را به استکبار و سازمانهای جاسوسی و صهیونیسم و دیگران می فروشند تا در جنگ با اسلام، به کار گرفته شود.
بگذریم... که این بحث، بسیار است و فعلا از محط نظر و محل کلام مابیرون.

پای کلام امام

پیر فرزانه و روشن ضمیر و روشنگر ما، درباره این مسائل، هشدارهای بسیار و تذکارهای آگاهی بخشی داده است و تندترین حملات را بر ضد روحانی نمایان و دین به دنیا فروشان وابسته به دربارها به کار برده است.
سخن امام، نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد.
امام امت، سالها پیش از انقلاب، در دوران تبعید در نجف، در درسهای ولایت فقیه خویش درباره روحانی نمایان درباری و خود فروخته و دنیا طلب می فرماید:
اینها دین شما را از بین می برند.
اینها را باید رسوا کرد، تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند، ساقط شوند.
اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط می کنند اسلام را ساقط می کنند.
باید جوان های علامه اینها را بردارند. علامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، این طور مفسده در جامعه مسلمانان ایجاد می کنند باید برداشته شود.
من نمی دانم جوانهای ما در ایران مرده اند؟... کجا هستند؟..(238).
و درباره معممین شه ساخته، خطاب به شاه مقبور که در توجیه کارهای خود، به همراهی و موافقت علما و روحانیون استناد کرده بود، فرمود:
... آن وقت می گویند که همه علما موافق با اصلاحاتی است که ما کردیم و با انقلاب سفید. در تمام ایران اگر یک عالم پیدا کردی که موافق با انقلاب خونین تو باشد، حق داری بگویی همه علمام این معمی که خودت درست کردی را بگذر کنار، این که عالم نیست، معمی است که خودت عمامه سرش گذاشتی و می رقصانیش، هر جوری دلت می خواهد(239)....
در بحبوحه تظاهرات مردم و لرزشها و نوسانات رژیم شاه، می گوید:
... اکنون که شاه خود را در بین ملت، شکست خورده و زبون می بیند، به صحنه سازیهای دست زده است و می خواهد افرادی را که چندین سال است با مفاصد شیطانی شاه همراه و به تغییر احکام اسلامی و تغییر تاریخ پر افتخار اسلام به تاریخ گبرها و آتش پرستها رای داده اند، ملی جلوه دهد تا در موقع حساس، با نفوذ در صنوف روحانیون مبارز، ماموریت شوم خود را با چهره ای ملی اجرا نماید(240).
و در پاسخ به دانشجویان مسلمان مقیم اروپا و امریکا در پیامی می نویسد:
... از همه اسف بارتر، وضع ایران است که رژیم آن ماموریت دارد با چاپ قرآن، تظاهر به اسلام، به اسم سپاه دین، سازمان اوقاف و به عناوین فریبنده دیگر، یکباره اسلام را ریشه کن سازد... مسجد و محراب پیامبر اسلام را به صورت بنگاه تبلیغاتی دربار ضد اسلامی خود درآورد و برای اجرای این نقشه های شوم، به کمک و مساعدت روحانی نما خود فروخته و سر سپرده نیاز کامل دارد و با همکاری آنان می خواهد مساجد و دیگر محافل اسلامی را قبضه کند، مراسم مذهبی را تحت و مراقبت خود در آورده و به حوزه های علمیه دست یابد.
اکنون بر نسل تحصیلکرده مسلمان و مردان روشن ضمیر آگاه است که... آن دسته از روحانی نماهای منحرف را که مستقیم و غیر مستقیم در خدمت رژیم جبار قرار گرفته اند، طرد نماید... و اگر معممین ساختگی و روحانی نماهای بی حیثیت در ساقط شده، نتوانند مردم را بفریبند، دستگاه جبار هیچ گاهی موفق به اجرای نقشه های شوم استعمارگران نخواهند شد.
ما پیش از هر کاری لازم است تکلیف خود را با روحانی نماها که امروز از خطرناک ترین دشمنها برای اسلام و مسلمانان محسوب می شوند و به دست آنها نقشه های شوم دشمنان دیرینه اسلام و دست نشاندگان استعمار، پیاده و اجرا می گردد روشن سازیم و دست آنان را از حوزه های علمیه، مساجد و محافل اسلامی کوتاه کنیم(241).
و در پیامی خطاب به علما و وعاظ و امت اسلام می فرماید: (فروردین 52)
... می خواهند علمای اعلام، خطباء محترم و خدمتگزاران به اسلام را عقب زده، معممین ساختگی و مامورین سازمانهای فاسد را به جای آنان به محراب و منبر اسلام و رسول معظم(صلی الله علیه و آله و سلم) برسانند و به جای بیان احکام قرآن و حقایق اسلام. بلند گوهایی برای اجرای مقاصد شوم ضد اسلامی دستگاه خود فروخته و دست نشانده درست کنند(242)...
... شاه ایران با صحنه سازی در سراسر ایران تظاهرات راه انداخته، با امضای روحانی نمایان درباری و ساخته دست سازمانهای اوقاف و امنیت، به اسم علمای اسلام، تلگرافات تبریک صادر می نماید(243)...
چه دیده بسیر و دل هوشیاری! چه رهبر ریز بین و توطئه شناسی! باز هم پا به پای کلام امام بیاییم.
در پیام به حجاج بیت الله، در سال 59، در مورد استفاده از مفتیان اهل سنت در راه مقاصد حکام مرتجع بر ضد اسلام و ایران می فرماید:
... به یکی از مهره های خبیث آمریکا و از دوستان شاه مخلوع نعدوم، دستور می دهند تا از فقها و مفتیان اهل سنت، فتوا بر کفر ایرانیان عزیز بگیرد و بعضی از مهره ها گفته اند: اسلامی که ایرانیان می گویند، غیر از اسلامی است که ما می گوییم.(244)
باید انصاف داد که این سخن (هر چند اراده باطل از آن شده) سخن حقی است اسلامی که در جمهوری اسلامی و از زبان امام مطرح است، با اسلام آمریکایی آل سعود متفاوت است.
حضرت امام، در مورد شهادت شیخ فضل الله نوری! فتوای یک روحانی نما، می گوید:
... کاری کردند در ایران که شیخ فضل الله مجاهد مجتهد، دارای مقامات عالیه را یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف روحانی نما او را محاکمه کرد و در میدان توپخانه، شیخ فضل الله را در حضور جمعیت به دار کشیدند.(245).
و در اختلاف افکنی بین مذاهب اسلامی، با بهره گیری از قلم و بیان علمای درباری می نویسد:
طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی، از جنایاتی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می برند و عمال از خدا بی خبر آنان، از آن جمله وعاظ السالطین که از سلاطین جور، سیاه روی ترند، ریخته شده و هر روز بر آن دامن می زنند(246).
و در پیام به مناسبت افتتاح خبرگان رهبری، می فرماید:
... آخوندهای درباری از خدا بی خبر موید آنان (حکومتهای وابسته به آمریکا) و مخالف با رژیم اسلامی هستند و کوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران، به سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و علم کردن اسلام شاهنشاهی و ملوکی هستند، که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم آمریکا و اسرائیل، می خواهند از فرضیه حج محروم کنند، باید مورد تایید شوروی و آمریکا و اسرائیل باشند(247)..
و درباره علمای وابسته ای که به دعوت صدام، جمع شدند و ایران را محکوم کردند، فرموده است:
... این که مشت آخوندهای روحانی نما که با تشبث به صدام محتصر، در بغداد جمع و به اسم اسلام به نفع شرک، با اسلام به خیانت برخاسته اند، جواب خدا را در روز رستاخیز، چه می دهند؟(248).
در پیام حضرت امام به زائران خانه خدا، در حج خونین (سال 1366) می خوانیم:
... روحانیون متعهد اسلام، باید از خطر عظیمی که از ناحیه علماء مزور و سوء و آخوندهای درباری متوجه جوامع اسلامی شده است سخن بگویند. چرا که این بی خبران هستند که حکومت جائران و ظلم سران وابسته را توجیه و مظلومین را از استیفاء حقوق حقه خویش منع و در مواقع لزوم، به تفسیق و کفر مبارزان و آزادیخواهان در راه خدا حکم می دهند، که خداوند همه ملتهای اسلامی را از شرور و ظلمت این نا اهلان و دین فروشان نجات دهد.(249).
بر کلام امام، تحلیل و تفسیر بیهوده است. خود، مفسر همه چیز است.
و بهترین بیان، از چهره منحط علمای درباری، بخصوص وابستگان به آل سعود، در مورد مسخ حقایق به حج خونین زائران مظلوم.
به تعبیر نویسنده ای درباره فتواهای علمای سعودی بر ضد حضرت امام و انقلاب اسلامی:
این گونه مفتیها، حرف مفت خیلی می زنند، مفت حرف نمی زنند... اینها همان مفتی های دورگه هستند، یعنی مفتی های مصرائیلی! که نسبت هم از مصر دارند و هم از اسرائیل و صد البته نسخه اصلی فتوای مبارکشان را در جامع کمپ دیوید و قصر الابیض باید سراغ کرد(250)...

کدام حکومت

وقتی در سخن از آفات علم، تحث از درباری شدن و جذب حکومتها گشتن و به خدمت سلطه ها در آمدن است و اینها نکوهیده و خیانت آمیز و زیانبار به حساب می آید روشن است که منظور، سلطه های باطل و حکومت های ستم و قدرتهای ناروا و امارتهای غاصبانه است.
وگرنه، جذب قدرت حق شدن، نه تنها ننگ نیست که افتخار است.
و در خدمت حکومت صالح بودن، نه تنها آفت علم نیست، که ادای حق علم است.
و همکاری با سلطه های الهی و مشروع، نه تنها زشت نیست، بلکه خدمت به خلق خدا در آن نهفته است.
چنان نیست که هر نزدیکی به قدرتی و پیوستن به سلطه ای این گونه نکوهیده و زیانبار باشد.
زمانها و شرایط، در این کار موثر است.
روحیه ها و انگیزه ها گوناگون است.
نوع حکومتها و بافت سلطه ها و جهتگیری قدرت سیاسی و نظام حاکم و... تعیین کننده است.
تاثیرات و بازتابهای این تعاون در جامعه و افکار در قضاوت و دیدگاه مردم، یکسان نیست.
مقتضیات زمان، همیشه و همه جا و درباره همه، همانند نیست.
به محض دیدن چهره ای روحانی در کنار حاکمی یا در بساط درباری، نمی توان از ورای سالها یا قرنها پس از آن به این آسانی قضاوت کرد وانگ چسباند.
آنچه چهره ها را مشخص، ابهامها را زایل، و هدفها و انگیزه ها را روشن می سازد، شناخت زمان است.
جز با شناخت دقیق و عمیق شرایط زمانی فلان عالم، نمی توان قضاوتی به حق کرد.
تنها ظاهر امر و نمود کار مطرح نیست.
تو مو می بینی و من پیچش مو - تو ابرو، من اشارتهای ابرو