فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

مقاصد درباری

آنچه تاکنون گذشت، بیشتر جذب شدنها و گرایشها ورکون و وابستگی علمابه دستگاههای ظلمه و دربارهای سلاطین جور بود و ترویج آنان و کلام از قبح رفتار علمای امیر پرور بود.
اما - همچنانکه قبلا نیز اشاره شد، جذب کردن از سوی سلطه ها و علما پروری امیران و دربارها و روحانی سازی قدرتها نیز همواره به شدت رواج داشته و دارد.
استفاده سلاطین از موفقیت مردیم علما، بهره کشی دربارها از نفوذ معنوی روحانیون، و به کار گرفتن مظاهر مکتب و مذهب توسط قدرتهای استعماری، در مسیر تحریف حقایق و انحراف اذهان و تسویه قضایا و سرکوب نهضتها و مشروعیت بخشیدن به سلطه نامشروع و قداست بخشیدن به چهره نامقدس حکومت خویش و حق جلوه دادن باطل، و باطل دانستن حق و هدایت و ایمان و چرخاندن مدار شریعت! بر وفق مصالح طاغوت اسلام پناه، همه از این باب و مجری است.
آیا اسلام پناهی طواغیت، جز در سایه چنین روحانیونی فراهم می آید؟
آیا مهار کردن خشم انقلابی مسلمانان، جز با به کار گرفتن چهره های معروف دینی تسهیل می گردد؟
پل و نردبان ظلمه و جائران شدن که شاخ و دو ندارد!
مگر محمد بن شهاب زهری ها، تنها در دوره امام سجاد بودند؟...
قرن معاصر و عصر حاضر نیز متاسفانه آلوده به چنین سیهکاریهاست که موجب انس و حشت ظالمین و بدنامی علمای صالح می گردد.
البته مخفی نماند که گاهی برخی از علما هم از نظر دیدگاه و نظریه، به مطلقیت سلطنت و پایگاه سلاطین، شاه زده بوده اند، لیکن آن بحثی با این وصف، آیا بر روحانیون و علما فرض نیست که مراقب باشند و در این گونه امور، ساده اندیش و زود باور نباشند؛ چرا که سلطه ها، گاهی غیر مستقیم و با چند واسطه به این هدف می رسند و از این زهگذر، ضربه به دین می زنند.
استخدام مذهب در جنگ با مذهب(232) اگر روشها و شیوه های گوناگونی دارد، یکی هم از طریق عالمان درباری است و علم و دین به دنیا فروشان. آنان که حاضرند در این مقام، کفر را بر ایمان، و کفاره را بر مومنان ترجیح دهند، همچون علمای یهود(233).
همچنان که نمی توان به مسجد و مدرسه ساختن و احداث موقوفات از سوی سلاطین، با ساده دلی نگریست،
همچنان که روا نیست به مجالس عزاداری و سوگواری و شعائر دینی توسط دربارها خوشبین بود.
همچنین، استفاده از وجوه و اعیان علما هم در بساط حکومتی و درباری را باید به دیده شک نگاه کرد.
سلطه ها، برای طرد کسی یا تفکیر فرد و گروهی یا علم کردن جناحی یا کتمان حقی یا تبلیغ یاطلی یاترویج ظالمی یا براه انداختن تظاهراتی یا جلوگیری از مراسمی، یا... از علمای وابسته به خود، بهره می برند.
اگر از مهره ها و چهره های درشت علمان و برجستگان نشد، به چهرهای رده دوم و شخصیتهای مذهبی رتبه چندم بسنده می کنند.
اگر از علم و شخصیت علما نشد، سوء استفاده از لباس و عمامه و قیافه و زی اهل علم، می کنند.
اگر به صورت رسمی و مزدوری نشد، حتی به سکونت و سازش و دم بر نیاوردن هم قانع اند: تاریخ، گواهی خوبی است.
فرعون، مبارزه با دعوت موسی (علیه السلام) را با شعار نگهبانی از دین و دفع فساد علمی می کند (234).
و نمرویان، ابراهیم خلیل را با پوشش و نام یاری خدایان در آتش می افکند(235).
معاویه، برای کوبیدن علی (علیه السلام)، قرآن بر نیزه می کند.
یزید، برای خاموش ساختن خطبه امام سجاد، از اذان استفاده می کند.
شاه عباس صفوی و پهلوی، به مشهد می روند و عزاداری عاشورا در مسجد سپهسالار تهران، توسط دربار گرفته می شود و وعاظ السلاطین به خاندان جلیل سلطنت! دعا می کنند... قرآن چاپ کردن آریامهر و فهد چقدر شبیه هم و در یک خط انقلابی است!...
مگر در جریان تحریم تنباکو به فتوای انقلابی و عظیم میرزای شیرازی بزرگ، امین السلطان، سراغ یکی از علمای دین به دنیا فروش وابسته به حکومت نرفت، تا کمپانی انگلیسی را راضی کند(236).
جریان مرموز و گسترده کشیشهای مسیحی و وابستگی کلیسا به قدرتهای استعماری جای تامیل است.
در دوره طاغوت، استفاده از معممن وابسته، برای مراسم نیایش و استقبال اعلیحضرت! و دعا بر مبنای وعظ و روضه هنوز یادمان است.
تشکیل سپاه دین، تصدی اوقاف، احدادیث مساجد و تعمیر مزارها و حرمها و... . نیز فراموش نشده است.
بودند علمایی که علمشان را به نفع مقاصد طاقوت به کار می گرفتند و حتی آیه و حدیث و فقه را بر مذاق و وفاق انقلاب سفید شاه، تفسیر و تطبیق می کردند، تا شرعی! بودن رفراندم طاغوت را اثبات کنند و این هدم اسلام و تقویت ظلم را دفاع از حق ملت مسلمانان ایران نام می نهاند(237)
و... هستند امروز، روحانی نمایان که در خدمت سلطه ها و دربارها و امیرها و شاه هایند، چه در ارزپا، چه در حول و حوش خلیج، چه در حجاز و یثرب! و چه در بغداد و بلاد عراق!
هماهنگی علمای و هابی مزدور عربستان و کشورهای دیگر در دست مریزاد گفتن به جنایت آل سعود در جمعه خونین مکه، شاهد همیشه گویای این فاجعه است.

دو البته

البته سروکار روحانی، همیشه با سلاطین و حکومت هانیست.
و... علمای وابسته! قدرت جور، حتی در ایران، منحصر به دوره پیش از انقلاب و در ارتباط با دستگاه سلطنت و ساواک و... نیست.
چه بسا که یک طاغوت اقتصادی و یک قدرتمند مالی از وجود و موقیت تو سوء استفاده کند، که باید هشیاری باشی و بار ندهی و گاو شیرده برای زرنگ های مرموز نباشی.
ممکن است حتی یک شورای محل، از چهره تو بعنوان یک روحانی، در، توجیه برخی کارهای غلطش بهره بگیرد.
ممکن است یک بنگاه دار یا پاساژچی یا عامل توزیع یک جنس، یا یک عمدة التجار، با نشاندن تو در محل کار و حجره تجارتی اش بخواهد سرپرستی برخی خلافها و دزدیهایش بگذارد.
ممکن است یک گروه منحرف و یک دارو دسته بی ریشه و مغرض و یک باند، با سپر ساختن تو و سنگر گرفتن پشت نام و چهره و عنوانت، مقاصد خود را پیش ببرد،
ممکن است یک مأمور انتظامی، با سلام دادن و گرم گرفتن با تو، راهی برای اجحاب به بینوایی را برای خود باز کند.
ممکن است یک بخشدار و یا فرمانداری با امتیاز دادن به تو، از خیلیها سلب کند!
و... خیلی ممکنهای دیگر، که گاهی از حد امکان هم تجاوز می کند و به مرحله وقوع می رسد. این یک البته.
البته دیگر این که:
درباری بودن علمات محدود به علمای مذهب نیست.
این آفت، درباره هر دانشمندی ممکن است پدید آید. همه صاحبان علم و دانش، در هر رشته ای و همه هنرمندان، شاعران، نویسندگان، متخصصان و... اگر دانش و مهارتهای علمی و تخصص و فن و تجربه های اجتماعی و روان شناسی خود را در مسیر برنامه های طاغوت، وقف کنند، مشمول این عنوان خواهند بود.
کم نبود و نیستند دانشمندانی در زمینه های فیزیک، شیمی، تسلیحات، مدیریت، برنامه ریزی، و... که وابسته به سلطه ها شده و به مقاصد آنها کمک کرده و می کنند.
بسیاری پژوهشگرانی که در گوشه و کنار دنیا به تحقیقات گسترده و عمیق، حتی پیرامون مسائل و مبانی اسلام و بافت جوامع دینی و ریزه کاریهای حوزه ها و... مشغولند و نتیجه کاوشهایشان را به استکبار و سازمانهای جاسوسی و صهیونیسم و دیگران می فروشند تا در جنگ با اسلام، به کار گرفته شود.
بگذریم... که این بحث، بسیار است و فعلا از محط نظر و محل کلام مابیرون.

پای کلام امام

پیر فرزانه و روشن ضمیر و روشنگر ما، درباره این مسائل، هشدارهای بسیار و تذکارهای آگاهی بخشی داده است و تندترین حملات را بر ضد روحانی نمایان و دین به دنیا فروشان وابسته به دربارها به کار برده است.
سخن امام، نیازی به تفسیر و تحلیل ندارد.
امام امت، سالها پیش از انقلاب، در دوران تبعید در نجف، در درسهای ولایت فقیه خویش درباره روحانی نمایان درباری و خود فروخته و دنیا طلب می فرماید:
اینها دین شما را از بین می برند.
اینها را باید رسوا کرد، تا اگر آبرو دارند در بین مردم رسوا شوند، ساقط شوند.
اگر اینها در اجتماع ساقط نشوند، امام زمان را ساقط می کنند اسلام را ساقط می کنند.
باید جوان های علامه اینها را بردارند. علامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، به اسم علمای اسلام، این طور مفسده در جامعه مسلمانان ایجاد می کنند باید برداشته شود.
من نمی دانم جوانهای ما در ایران مرده اند؟... کجا هستند؟..(238).
و درباره معممین شه ساخته، خطاب به شاه مقبور که در توجیه کارهای خود، به همراهی و موافقت علما و روحانیون استناد کرده بود، فرمود:
... آن وقت می گویند که همه علما موافق با اصلاحاتی است که ما کردیم و با انقلاب سفید. در تمام ایران اگر یک عالم پیدا کردی که موافق با انقلاب خونین تو باشد، حق داری بگویی همه علمام این معمی که خودت درست کردی را بگذر کنار، این که عالم نیست، معمی است که خودت عمامه سرش گذاشتی و می رقصانیش، هر جوری دلت می خواهد(239)....
در بحبوحه تظاهرات مردم و لرزشها و نوسانات رژیم شاه، می گوید:
... اکنون که شاه خود را در بین ملت، شکست خورده و زبون می بیند، به صحنه سازیهای دست زده است و می خواهد افرادی را که چندین سال است با مفاصد شیطانی شاه همراه و به تغییر احکام اسلامی و تغییر تاریخ پر افتخار اسلام به تاریخ گبرها و آتش پرستها رای داده اند، ملی جلوه دهد تا در موقع حساس، با نفوذ در صنوف روحانیون مبارز، ماموریت شوم خود را با چهره ای ملی اجرا نماید(240).
و در پاسخ به دانشجویان مسلمان مقیم اروپا و امریکا در پیامی می نویسد:
... از همه اسف بارتر، وضع ایران است که رژیم آن ماموریت دارد با چاپ قرآن، تظاهر به اسلام، به اسم سپاه دین، سازمان اوقاف و به عناوین فریبنده دیگر، یکباره اسلام را ریشه کن سازد... مسجد و محراب پیامبر اسلام را به صورت بنگاه تبلیغاتی دربار ضد اسلامی خود درآورد و برای اجرای این نقشه های شوم، به کمک و مساعدت روحانی نما خود فروخته و سر سپرده نیاز کامل دارد و با همکاری آنان می خواهد مساجد و دیگر محافل اسلامی را قبضه کند، مراسم مذهبی را تحت و مراقبت خود در آورده و به حوزه های علمیه دست یابد.
اکنون بر نسل تحصیلکرده مسلمان و مردان روشن ضمیر آگاه است که... آن دسته از روحانی نماهای منحرف را که مستقیم و غیر مستقیم در خدمت رژیم جبار قرار گرفته اند، طرد نماید... و اگر معممین ساختگی و روحانی نماهای بی حیثیت در ساقط شده، نتوانند مردم را بفریبند، دستگاه جبار هیچ گاهی موفق به اجرای نقشه های شوم استعمارگران نخواهند شد.
ما پیش از هر کاری لازم است تکلیف خود را با روحانی نماها که امروز از خطرناک ترین دشمنها برای اسلام و مسلمانان محسوب می شوند و به دست آنها نقشه های شوم دشمنان دیرینه اسلام و دست نشاندگان استعمار، پیاده و اجرا می گردد روشن سازیم و دست آنان را از حوزه های علمیه، مساجد و محافل اسلامی کوتاه کنیم(241).
و در پیامی خطاب به علما و وعاظ و امت اسلام می فرماید: (فروردین 52)
... می خواهند علمای اعلام، خطباء محترم و خدمتگزاران به اسلام را عقب زده، معممین ساختگی و مامورین سازمانهای فاسد را به جای آنان به محراب و منبر اسلام و رسول معظم(صلی الله علیه و آله و سلم) برسانند و به جای بیان احکام قرآن و حقایق اسلام. بلند گوهایی برای اجرای مقاصد شوم ضد اسلامی دستگاه خود فروخته و دست نشانده درست کنند(242)...
... شاه ایران با صحنه سازی در سراسر ایران تظاهرات راه انداخته، با امضای روحانی نمایان درباری و ساخته دست سازمانهای اوقاف و امنیت، به اسم علمای اسلام، تلگرافات تبریک صادر می نماید(243)...
چه دیده بسیر و دل هوشیاری! چه رهبر ریز بین و توطئه شناسی! باز هم پا به پای کلام امام بیاییم.
در پیام به حجاج بیت الله، در سال 59، در مورد استفاده از مفتیان اهل سنت در راه مقاصد حکام مرتجع بر ضد اسلام و ایران می فرماید:
... به یکی از مهره های خبیث آمریکا و از دوستان شاه مخلوع نعدوم، دستور می دهند تا از فقها و مفتیان اهل سنت، فتوا بر کفر ایرانیان عزیز بگیرد و بعضی از مهره ها گفته اند: اسلامی که ایرانیان می گویند، غیر از اسلامی است که ما می گوییم.(244)
باید انصاف داد که این سخن (هر چند اراده باطل از آن شده) سخن حقی است اسلامی که در جمهوری اسلامی و از زبان امام مطرح است، با اسلام آمریکایی آل سعود متفاوت است.
حضرت امام، در مورد شهادت شیخ فضل الله نوری! فتوای یک روحانی نما، می گوید:
... کاری کردند در ایران که شیخ فضل الله مجاهد مجتهد، دارای مقامات عالیه را یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف روحانی نما او را محاکمه کرد و در میدان توپخانه، شیخ فضل الله را در حضور جمعیت به دار کشیدند.(245).
و در اختلاف افکنی بین مذاهب اسلامی، با بهره گیری از قلم و بیان علمای درباری می نویسد:
طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی، از جنایاتی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می برند و عمال از خدا بی خبر آنان، از آن جمله وعاظ السالطین که از سلاطین جور، سیاه روی ترند، ریخته شده و هر روز بر آن دامن می زنند(246).
و در پیام به مناسبت افتتاح خبرگان رهبری، می فرماید:
... آخوندهای درباری از خدا بی خبر موید آنان (حکومتهای وابسته به آمریکا) و مخالف با رژیم اسلامی هستند و کوشش در هدم اسلام پرخاشگر بر ستمگران، به سیره رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و علم کردن اسلام شاهنشاهی و ملوکی هستند، که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم آمریکا و اسرائیل، می خواهند از فرضیه حج محروم کنند، باید مورد تایید شوروی و آمریکا و اسرائیل باشند(247)..
و درباره علمای وابسته ای که به دعوت صدام، جمع شدند و ایران را محکوم کردند، فرموده است:
... این که مشت آخوندهای روحانی نما که با تشبث به صدام محتصر، در بغداد جمع و به اسم اسلام به نفع شرک، با اسلام به خیانت برخاسته اند، جواب خدا را در روز رستاخیز، چه می دهند؟(248).
در پیام حضرت امام به زائران خانه خدا، در حج خونین (سال 1366) می خوانیم:
... روحانیون متعهد اسلام، باید از خطر عظیمی که از ناحیه علماء مزور و سوء و آخوندهای درباری متوجه جوامع اسلامی شده است سخن بگویند. چرا که این بی خبران هستند که حکومت جائران و ظلم سران وابسته را توجیه و مظلومین را از استیفاء حقوق حقه خویش منع و در مواقع لزوم، به تفسیق و کفر مبارزان و آزادیخواهان در راه خدا حکم می دهند، که خداوند همه ملتهای اسلامی را از شرور و ظلمت این نا اهلان و دین فروشان نجات دهد.(249).
بر کلام امام، تحلیل و تفسیر بیهوده است. خود، مفسر همه چیز است.
و بهترین بیان، از چهره منحط علمای درباری، بخصوص وابستگان به آل سعود، در مورد مسخ حقایق به حج خونین زائران مظلوم.
به تعبیر نویسنده ای درباره فتواهای علمای سعودی بر ضد حضرت امام و انقلاب اسلامی:
این گونه مفتیها، حرف مفت خیلی می زنند، مفت حرف نمی زنند... اینها همان مفتی های دورگه هستند، یعنی مفتی های مصرائیلی! که نسبت هم از مصر دارند و هم از اسرائیل و صد البته نسخه اصلی فتوای مبارکشان را در جامع کمپ دیوید و قصر الابیض باید سراغ کرد(250)...