فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

پل ستم و نردبان گمراهی

سلاطین، برای فرا رفتن به بام عقائد و ایمانهای مردم، نیاز به نردبانی از علماء سوء دارند.
و حکام جور، برای عبور به آن سوی رود خود کامگی و رسیدن به ساحل حسن ظن دینداران و خداپرستان، احتیاج به پلی از آخوندهای درباری دارند وگرنه، پیش از رسیدن به آن نام، سقوط می کنند و پیش از رسیدن به این ساحل، در امواج این هوا پرستی خود کامانه قرق می شوند.
و چه زشت و خیانت بار، آن دانشمندانی که چنین نقشی را ایفا می کنند، خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا از روی غفلت و ناآگاهی.
تعبیر پل و نردبان نیز در کلام امام سجاد، (علیه السلام)، است.
آن حضرت، در نامه اش خطاب به محمد بن مسلم بن شهاب زهری(230) می نویسد:
... و اعلم! ان ادنی ما کتمت و اخف ما احتملت ان انست وحشة الظالم و سهلت له طریق الغی بدنوک منه حین دنوت واجابتک له حین دعیت... اولیس بدعاته ایاک حین دعاک جعلوک قطبا اداروابک رحی مظلهم و جسسرایعبرون علیک الی بلایا هم وسلما الی ضلالتهم؟... یدخلون بک الشک علی العماء و یقتادون قلوب الجهال الیهم؟...(231)
بدان که: کمترین چیزی که از حقایق پوشاندی و سبک ترین گناهی که به دوش کشیدی، این ست که وحشت ستمگر را آرامش بخشیدی و با نزدیک شدن به او و پاسخ گویی به دعوتش، راه تباهی و گمراهی را برای او همواره با سلطه کردند، تو را وسیله چرخش آسیابهای خود و پلی برای عبور از روی تو و به سوی بلاهایشان و نردبانی بسوی گمراهیهایشان ساختند... تا به وسیله تو بر ضد علمای دیگر شک برانگیزند و دلهای جاهلان را به سوی بیدادگران بکشند.
محورهای آثار سوء که امام روی آن تکیه کرده، عبارتند از:
- خاطر جمع ساختن ستمگر.
- جاده صافی کنی برای ظالم.
- مدار و محور شدن برای جور حاکمان.
- پل و نردبان پیش پای بیدادگران.
- مخدوش ساختن و زیر سوال بردن علمای راستین.
- کشاندن دل جاهلان به سوی ظلمه.
و اینها، کم خیانتی نیست.
ممکن است در ظاهر، این عمل، نفع مالی و دست یازیدن به رفاه و تنعمات نباشد، ولی در عمق آن، دنیاطلبی و دنیا زدگی نهفته است و استفاده از مزایای قدرت. یافتن جاه و عنوان و اعتبار!... هر چند به بهای بی اعتباری ساختن دین.

مقاصد درباری

آنچه تاکنون گذشت، بیشتر جذب شدنها و گرایشها ورکون و وابستگی علمابه دستگاههای ظلمه و دربارهای سلاطین جور بود و ترویج آنان و کلام از قبح رفتار علمای امیر پرور بود.
اما - همچنانکه قبلا نیز اشاره شد، جذب کردن از سوی سلطه ها و علما پروری امیران و دربارها و روحانی سازی قدرتها نیز همواره به شدت رواج داشته و دارد.
استفاده سلاطین از موفقیت مردیم علما، بهره کشی دربارها از نفوذ معنوی روحانیون، و به کار گرفتن مظاهر مکتب و مذهب توسط قدرتهای استعماری، در مسیر تحریف حقایق و انحراف اذهان و تسویه قضایا و سرکوب نهضتها و مشروعیت بخشیدن به سلطه نامشروع و قداست بخشیدن به چهره نامقدس حکومت خویش و حق جلوه دادن باطل، و باطل دانستن حق و هدایت و ایمان و چرخاندن مدار شریعت! بر وفق مصالح طاغوت اسلام پناه، همه از این باب و مجری است.
آیا اسلام پناهی طواغیت، جز در سایه چنین روحانیونی فراهم می آید؟
آیا مهار کردن خشم انقلابی مسلمانان، جز با به کار گرفتن چهره های معروف دینی تسهیل می گردد؟
پل و نردبان ظلمه و جائران شدن که شاخ و دو ندارد!
مگر محمد بن شهاب زهری ها، تنها در دوره امام سجاد بودند؟...
قرن معاصر و عصر حاضر نیز متاسفانه آلوده به چنین سیهکاریهاست که موجب انس و حشت ظالمین و بدنامی علمای صالح می گردد.
البته مخفی نماند که گاهی برخی از علما هم از نظر دیدگاه و نظریه، به مطلقیت سلطنت و پایگاه سلاطین، شاه زده بوده اند، لیکن آن بحثی با این وصف، آیا بر روحانیون و علما فرض نیست که مراقب باشند و در این گونه امور، ساده اندیش و زود باور نباشند؛ چرا که سلطه ها، گاهی غیر مستقیم و با چند واسطه به این هدف می رسند و از این زهگذر، ضربه به دین می زنند.
استخدام مذهب در جنگ با مذهب(232) اگر روشها و شیوه های گوناگونی دارد، یکی هم از طریق عالمان درباری است و علم و دین به دنیا فروشان. آنان که حاضرند در این مقام، کفر را بر ایمان، و کفاره را بر مومنان ترجیح دهند، همچون علمای یهود(233).
همچنان که نمی توان به مسجد و مدرسه ساختن و احداث موقوفات از سوی سلاطین، با ساده دلی نگریست،
همچنان که روا نیست به مجالس عزاداری و سوگواری و شعائر دینی توسط دربارها خوشبین بود.
همچنین، استفاده از وجوه و اعیان علما هم در بساط حکومتی و درباری را باید به دیده شک نگاه کرد.
سلطه ها، برای طرد کسی یا تفکیر فرد و گروهی یا علم کردن جناحی یا کتمان حقی یا تبلیغ یاطلی یاترویج ظالمی یا براه انداختن تظاهراتی یا جلوگیری از مراسمی، یا... از علمای وابسته به خود، بهره می برند.
اگر از مهره ها و چهره های درشت علمان و برجستگان نشد، به چهرهای رده دوم و شخصیتهای مذهبی رتبه چندم بسنده می کنند.
اگر از علم و شخصیت علما نشد، سوء استفاده از لباس و عمامه و قیافه و زی اهل علم، می کنند.
اگر به صورت رسمی و مزدوری نشد، حتی به سکونت و سازش و دم بر نیاوردن هم قانع اند: تاریخ، گواهی خوبی است.
فرعون، مبارزه با دعوت موسی (علیه السلام) را با شعار نگهبانی از دین و دفع فساد علمی می کند (234).
و نمرویان، ابراهیم خلیل را با پوشش و نام یاری خدایان در آتش می افکند(235).
معاویه، برای کوبیدن علی (علیه السلام)، قرآن بر نیزه می کند.
یزید، برای خاموش ساختن خطبه امام سجاد، از اذان استفاده می کند.
شاه عباس صفوی و پهلوی، به مشهد می روند و عزاداری عاشورا در مسجد سپهسالار تهران، توسط دربار گرفته می شود و وعاظ السلاطین به خاندان جلیل سلطنت! دعا می کنند... قرآن چاپ کردن آریامهر و فهد چقدر شبیه هم و در یک خط انقلابی است!...
مگر در جریان تحریم تنباکو به فتوای انقلابی و عظیم میرزای شیرازی بزرگ، امین السلطان، سراغ یکی از علمای دین به دنیا فروش وابسته به حکومت نرفت، تا کمپانی انگلیسی را راضی کند(236).
جریان مرموز و گسترده کشیشهای مسیحی و وابستگی کلیسا به قدرتهای استعماری جای تامیل است.
در دوره طاغوت، استفاده از معممن وابسته، برای مراسم نیایش و استقبال اعلیحضرت! و دعا بر مبنای وعظ و روضه هنوز یادمان است.
تشکیل سپاه دین، تصدی اوقاف، احدادیث مساجد و تعمیر مزارها و حرمها و... . نیز فراموش نشده است.
بودند علمایی که علمشان را به نفع مقاصد طاقوت به کار می گرفتند و حتی آیه و حدیث و فقه را بر مذاق و وفاق انقلاب سفید شاه، تفسیر و تطبیق می کردند، تا شرعی! بودن رفراندم طاغوت را اثبات کنند و این هدم اسلام و تقویت ظلم را دفاع از حق ملت مسلمانان ایران نام می نهاند(237)
و... هستند امروز، روحانی نمایان که در خدمت سلطه ها و دربارها و امیرها و شاه هایند، چه در ارزپا، چه در حول و حوش خلیج، چه در حجاز و یثرب! و چه در بغداد و بلاد عراق!
هماهنگی علمای و هابی مزدور عربستان و کشورهای دیگر در دست مریزاد گفتن به جنایت آل سعود در جمعه خونین مکه، شاهد همیشه گویای این فاجعه است.

دو البته

البته سروکار روحانی، همیشه با سلاطین و حکومت هانیست.
و... علمای وابسته! قدرت جور، حتی در ایران، منحصر به دوره پیش از انقلاب و در ارتباط با دستگاه سلطنت و ساواک و... نیست.
چه بسا که یک طاغوت اقتصادی و یک قدرتمند مالی از وجود و موقیت تو سوء استفاده کند، که باید هشیاری باشی و بار ندهی و گاو شیرده برای زرنگ های مرموز نباشی.
ممکن است حتی یک شورای محل، از چهره تو بعنوان یک روحانی، در، توجیه برخی کارهای غلطش بهره بگیرد.
ممکن است یک بنگاه دار یا پاساژچی یا عامل توزیع یک جنس، یا یک عمدة التجار، با نشاندن تو در محل کار و حجره تجارتی اش بخواهد سرپرستی برخی خلافها و دزدیهایش بگذارد.
ممکن است یک گروه منحرف و یک دارو دسته بی ریشه و مغرض و یک باند، با سپر ساختن تو و سنگر گرفتن پشت نام و چهره و عنوانت، مقاصد خود را پیش ببرد،
ممکن است یک مأمور انتظامی، با سلام دادن و گرم گرفتن با تو، راهی برای اجحاب به بینوایی را برای خود باز کند.
ممکن است یک بخشدار و یا فرمانداری با امتیاز دادن به تو، از خیلیها سلب کند!
و... خیلی ممکنهای دیگر، که گاهی از حد امکان هم تجاوز می کند و به مرحله وقوع می رسد. این یک البته.
البته دیگر این که:
درباری بودن علمات محدود به علمای مذهب نیست.
این آفت، درباره هر دانشمندی ممکن است پدید آید. همه صاحبان علم و دانش، در هر رشته ای و همه هنرمندان، شاعران، نویسندگان، متخصصان و... اگر دانش و مهارتهای علمی و تخصص و فن و تجربه های اجتماعی و روان شناسی خود را در مسیر برنامه های طاغوت، وقف کنند، مشمول این عنوان خواهند بود.
کم نبود و نیستند دانشمندانی در زمینه های فیزیک، شیمی، تسلیحات، مدیریت، برنامه ریزی، و... که وابسته به سلطه ها شده و به مقاصد آنها کمک کرده و می کنند.
بسیاری پژوهشگرانی که در گوشه و کنار دنیا به تحقیقات گسترده و عمیق، حتی پیرامون مسائل و مبانی اسلام و بافت جوامع دینی و ریزه کاریهای حوزه ها و... مشغولند و نتیجه کاوشهایشان را به استکبار و سازمانهای جاسوسی و صهیونیسم و دیگران می فروشند تا در جنگ با اسلام، به کار گرفته شود.
بگذریم... که این بحث، بسیار است و فعلا از محط نظر و محل کلام مابیرون.