فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

علمای درباری

زر، حلال بسیاری از مشکلات است، برای خیلیها، از جمله سلطه ها و دربارها که محل بحث ماست.
به قول ظریفی: زر بر سر فولاد نهی، نرم شود.
ولی وقتی کسی طمع به دنیا نداشت، با زور و فشار و تهدید، پا به میدان او می گذارند.
و اگر آن هم کار ساز نشد، نوبت به تزویر می رسد.
چگونه؟...
هر چند که علم، ثروتی است غیر قابل سرقت.
ولی مورد سوء استفاده قرار می گیرد و... گر چه حاکمی جائر، نمی تواند با زور، آن را از کسی بگیرد، لیکن می تواند صاحب علم را بخرد، و در واقع علم را و نتیجه همان است.
سلطه ها، مزورانه سراغ چهره های وجیه المله و آبرومند و متنفذ می روند و آنان را به دام می کشند با این که برخی روحانی نمایان ضعیف النفس و جاه طلب و دنیا دوست، جذب دربارها می شوند.
در نتیجه، چنین معادله ای پدید می آید:
وقتی علماء سوء به زور گرایش یابند، کارشان تزور می شود!
و چه بسا ناچار شوند و مجبور، ولی این ناچاری را خود، چاره ساخته اند و این جبر را به اختیار خویش فراهم کرده اند و مسؤول پیامدهای آن نیز می باشند.
این مراوده، تباهی عقائد مؤمنان را به همراه دارد.
و این عالم، تاراجگر باورهای معتقدان به پایگاه مردمی مکتب و وجهه ستم ستیزی اسلام است.
تعبیر دزد، چیزی است که در کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است.
اذا رایت العالم یخالط السلطان مخالطه کثیرة فاعلم انه لص(229).
هرگاه عالمی را دیدی که با حکام، حشر و نشر و آمیزش بسیار دراد، بدان که او راهزن است.

پل ستم و نردبان گمراهی

سلاطین، برای فرا رفتن به بام عقائد و ایمانهای مردم، نیاز به نردبانی از علماء سوء دارند.
و حکام جور، برای عبور به آن سوی رود خود کامگی و رسیدن به ساحل حسن ظن دینداران و خداپرستان، احتیاج به پلی از آخوندهای درباری دارند وگرنه، پیش از رسیدن به آن نام، سقوط می کنند و پیش از رسیدن به این ساحل، در امواج این هوا پرستی خود کامانه قرق می شوند.
و چه زشت و خیانت بار، آن دانشمندانی که چنین نقشی را ایفا می کنند، خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا از روی غفلت و ناآگاهی.
تعبیر پل و نردبان نیز در کلام امام سجاد، (علیه السلام)، است.
آن حضرت، در نامه اش خطاب به محمد بن مسلم بن شهاب زهری(230) می نویسد:
... و اعلم! ان ادنی ما کتمت و اخف ما احتملت ان انست وحشة الظالم و سهلت له طریق الغی بدنوک منه حین دنوت واجابتک له حین دعیت... اولیس بدعاته ایاک حین دعاک جعلوک قطبا اداروابک رحی مظلهم و جسسرایعبرون علیک الی بلایا هم وسلما الی ضلالتهم؟... یدخلون بک الشک علی العماء و یقتادون قلوب الجهال الیهم؟...(231)
بدان که: کمترین چیزی که از حقایق پوشاندی و سبک ترین گناهی که به دوش کشیدی، این ست که وحشت ستمگر را آرامش بخشیدی و با نزدیک شدن به او و پاسخ گویی به دعوتش، راه تباهی و گمراهی را برای او همواره با سلطه کردند، تو را وسیله چرخش آسیابهای خود و پلی برای عبور از روی تو و به سوی بلاهایشان و نردبانی بسوی گمراهیهایشان ساختند... تا به وسیله تو بر ضد علمای دیگر شک برانگیزند و دلهای جاهلان را به سوی بیدادگران بکشند.
محورهای آثار سوء که امام روی آن تکیه کرده، عبارتند از:
- خاطر جمع ساختن ستمگر.
- جاده صافی کنی برای ظالم.
- مدار و محور شدن برای جور حاکمان.
- پل و نردبان پیش پای بیدادگران.
- مخدوش ساختن و زیر سوال بردن علمای راستین.
- کشاندن دل جاهلان به سوی ظلمه.
و اینها، کم خیانتی نیست.
ممکن است در ظاهر، این عمل، نفع مالی و دست یازیدن به رفاه و تنعمات نباشد، ولی در عمق آن، دنیاطلبی و دنیا زدگی نهفته است و استفاده از مزایای قدرت. یافتن جاه و عنوان و اعتبار!... هر چند به بهای بی اعتباری ساختن دین.

مقاصد درباری

آنچه تاکنون گذشت، بیشتر جذب شدنها و گرایشها ورکون و وابستگی علمابه دستگاههای ظلمه و دربارهای سلاطین جور بود و ترویج آنان و کلام از قبح رفتار علمای امیر پرور بود.
اما - همچنانکه قبلا نیز اشاره شد، جذب کردن از سوی سلطه ها و علما پروری امیران و دربارها و روحانی سازی قدرتها نیز همواره به شدت رواج داشته و دارد.
استفاده سلاطین از موفقیت مردیم علما، بهره کشی دربارها از نفوذ معنوی روحانیون، و به کار گرفتن مظاهر مکتب و مذهب توسط قدرتهای استعماری، در مسیر تحریف حقایق و انحراف اذهان و تسویه قضایا و سرکوب نهضتها و مشروعیت بخشیدن به سلطه نامشروع و قداست بخشیدن به چهره نامقدس حکومت خویش و حق جلوه دادن باطل، و باطل دانستن حق و هدایت و ایمان و چرخاندن مدار شریعت! بر وفق مصالح طاغوت اسلام پناه، همه از این باب و مجری است.
آیا اسلام پناهی طواغیت، جز در سایه چنین روحانیونی فراهم می آید؟
آیا مهار کردن خشم انقلابی مسلمانان، جز با به کار گرفتن چهره های معروف دینی تسهیل می گردد؟
پل و نردبان ظلمه و جائران شدن که شاخ و دو ندارد!
مگر محمد بن شهاب زهری ها، تنها در دوره امام سجاد بودند؟...
قرن معاصر و عصر حاضر نیز متاسفانه آلوده به چنین سیهکاریهاست که موجب انس و حشت ظالمین و بدنامی علمای صالح می گردد.
البته مخفی نماند که گاهی برخی از علما هم از نظر دیدگاه و نظریه، به مطلقیت سلطنت و پایگاه سلاطین، شاه زده بوده اند، لیکن آن بحثی با این وصف، آیا بر روحانیون و علما فرض نیست که مراقب باشند و در این گونه امور، ساده اندیش و زود باور نباشند؛ چرا که سلطه ها، گاهی غیر مستقیم و با چند واسطه به این هدف می رسند و از این زهگذر، ضربه به دین می زنند.
استخدام مذهب در جنگ با مذهب(232) اگر روشها و شیوه های گوناگونی دارد، یکی هم از طریق عالمان درباری است و علم و دین به دنیا فروشان. آنان که حاضرند در این مقام، کفر را بر ایمان، و کفاره را بر مومنان ترجیح دهند، همچون علمای یهود(233).
همچنان که نمی توان به مسجد و مدرسه ساختن و احداث موقوفات از سوی سلاطین، با ساده دلی نگریست،
همچنان که روا نیست به مجالس عزاداری و سوگواری و شعائر دینی توسط دربارها خوشبین بود.
همچنین، استفاده از وجوه و اعیان علما هم در بساط حکومتی و درباری را باید به دیده شک نگاه کرد.
سلطه ها، برای طرد کسی یا تفکیر فرد و گروهی یا علم کردن جناحی یا کتمان حقی یا تبلیغ یاطلی یاترویج ظالمی یا براه انداختن تظاهراتی یا جلوگیری از مراسمی، یا... از علمای وابسته به خود، بهره می برند.
اگر از مهره ها و چهره های درشت علمان و برجستگان نشد، به چهرهای رده دوم و شخصیتهای مذهبی رتبه چندم بسنده می کنند.
اگر از علم و شخصیت علما نشد، سوء استفاده از لباس و عمامه و قیافه و زی اهل علم، می کنند.
اگر به صورت رسمی و مزدوری نشد، حتی به سکونت و سازش و دم بر نیاوردن هم قانع اند: تاریخ، گواهی خوبی است.
فرعون، مبارزه با دعوت موسی (علیه السلام) را با شعار نگهبانی از دین و دفع فساد علمی می کند (234).
و نمرویان، ابراهیم خلیل را با پوشش و نام یاری خدایان در آتش می افکند(235).
معاویه، برای کوبیدن علی (علیه السلام)، قرآن بر نیزه می کند.
یزید، برای خاموش ساختن خطبه امام سجاد، از اذان استفاده می کند.
شاه عباس صفوی و پهلوی، به مشهد می روند و عزاداری عاشورا در مسجد سپهسالار تهران، توسط دربار گرفته می شود و وعاظ السلاطین به خاندان جلیل سلطنت! دعا می کنند... قرآن چاپ کردن آریامهر و فهد چقدر شبیه هم و در یک خط انقلابی است!...
مگر در جریان تحریم تنباکو به فتوای انقلابی و عظیم میرزای شیرازی بزرگ، امین السلطان، سراغ یکی از علمای دین به دنیا فروش وابسته به حکومت نرفت، تا کمپانی انگلیسی را راضی کند(236).
جریان مرموز و گسترده کشیشهای مسیحی و وابستگی کلیسا به قدرتهای استعماری جای تامیل است.
در دوره طاغوت، استفاده از معممن وابسته، برای مراسم نیایش و استقبال اعلیحضرت! و دعا بر مبنای وعظ و روضه هنوز یادمان است.
تشکیل سپاه دین، تصدی اوقاف، احدادیث مساجد و تعمیر مزارها و حرمها و... . نیز فراموش نشده است.
بودند علمایی که علمشان را به نفع مقاصد طاقوت به کار می گرفتند و حتی آیه و حدیث و فقه را بر مذاق و وفاق انقلاب سفید شاه، تفسیر و تطبیق می کردند، تا شرعی! بودن رفراندم طاغوت را اثبات کنند و این هدم اسلام و تقویت ظلم را دفاع از حق ملت مسلمانان ایران نام می نهاند(237)
و... هستند امروز، روحانی نمایان که در خدمت سلطه ها و دربارها و امیرها و شاه هایند، چه در ارزپا، چه در حول و حوش خلیج، چه در حجاز و یثرب! و چه در بغداد و بلاد عراق!
هماهنگی علمای و هابی مزدور عربستان و کشورهای دیگر در دست مریزاد گفتن به جنایت آل سعود در جمعه خونین مکه، شاهد همیشه گویای این فاجعه است.