فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

مفاسد سیاسی

آفتی که از آن سخن می گوییم، هم خود دنیا طلب را به تباهی ذات و دنائت درون می کشد، هم جامعه را به کلیت دین و رجال دین بدبین می کند و... هم راه را برای دشمنان بیرونی باز می کند.
چگونه؟
وقتی دنیا طلبی برای کسانی انگیزه شد، ریسیدن به دنیا برای او هدف می گردد. و هنگامی که خدا در کار نباشد و شیوه و سیره خط مشی، الهی نباشد، در علم وسیله، هدف را توجیه می کند.
الغایة تبرر الوسیله
آن که به خدا عتبقد است و در راه او و برای او تلاش می کند، در استفاده از شیوه ها و ابزار و وسایل، با محدودیتهایی مواجه است.
ولی برای کسی که در قاموس زندگی و فعالیتش خدا نیست، راه، باز است، برای هر عملی، و دستش گشوده است، برای استفاده از هر وسیلهای، برای رسیدن به هدف دنیایی.
و از این رو، ممکن است به دشمن باج بدهید، مصالح عموم را فدای منافع خود کند، حیثیت اسلام را برای ارضای خود خواهیهایش فدا کند، حق و عدل را در پای حق و حساب، ذبح شرعی کند، پل عبور اجنبی به خاک خودی گردد (از مرز عقیده و فکر)
عامل ایجاد تفرقه در جامعه شود، و سیله نفوذ بیگانه به حوزه گردد، و مسبب و زمینه ساز تجاوز به عصمت یک ملت شود، مگر فحشای سیاسی چگونه انجام می گیرد؟
جز از راه طمع و هوس دشمنان از یک سو و سادگی و سهل انگاری و سواری دادن خودیها از سوی دیگر؟
آن سان که در روابط نامشروع و فحشای زنا هم، هوس تجاوز از یک سو و بی پروایی و عدم عفاف از سوی دیگر، دست به دست هم می دهد و یک افتضاح به بار می آورد.
وقتی عفاف اجتماعی و حیای سیاسی در کسی نبود، چه تضمینی است که تن به گناه سیاسی ندهد؟
چه بسا وجود چنین کسان، رخنه ای و گذر گاهی و منذی و شکافی و جای پایی و چراغ سبزی... برای ورود دشمن باشد.
مگر هر دشمن، برای تجاوز دنبال رخنه و عامل نفوذ نیست؟
چه کسی مناسب تر از آن که برای رسیدن به دنیا، حاضر نیست همه گونه باج بدهد و دین بفروشد تا دنیا بخرد.
وقتی هدف، رسیدن به گندم ری باشد، ابلیس وسوسه گر، انسان را مگر تا حد و مرز خروج بر امام و تیغ کشیدن بر روی حجت خدا و توطئه بر ضد امام مسلمانان پیش نمی برد؟
وقتی در چشم انداز انسان، رسیدن به وجه بدرخشید و جلوه کند، وقتی، کسی وجهه همت را بر وجیه المله شدن بنانهد، از هر راه که باشد، دیگر چه توقعی می توان داشت که حافظ مواریت امامان و میراث دارخلف صالح و اسوه اسلامیان باشد؟
در استان تنباکو و فتوای تحریم، نقش مخرب علمای دنیا طلب را شنیده ای؟
مزدوری بدعت گذار بهائیت را نسبت به استعمار پیر بریتانیا، خوانده ای؟
و... خیلیهای دیگر، قدیماً و حدیثاً...
آن که دنیا طلب است، هیزم دنیا طلبی، زیر دیگ طمع می افزوزد و آش ثروت و اعتبار برای خویش می پزد، که چندان هم ذهن سوز نیست، ولی دین سوز است.
آن که برای رسیدن به دنیا، گردن به تیغ طمع می سپارد، و برای نگهداشتن دنیا، گردن به زیر بار منت می نهد، و برای رسیدن به دانه، به نام دام می افتد، و برای یافتن نام دچار ننگ می شود و چون دارد، یا می خواهد، این داشتن و خواستن، او را به اسارتی بی نام و نشان و پنهان و درونی می کشد و در بند دنیا می افتد، چرا که طمع و ترس، نسبت به هرکس، برده ساز و رقیت آور است.
اما... آن که گنج قناعت و سرمایه پارسایی و غنای نفس دارد، در معرض چنین دامها هم قرار نمی گیرد(194).

پای سخن امام سجاد (علیه السلام)

پشه، از شب زنده داری، خون مردم می خورد(195)
شگفتا که حتی زهد و پارسایی تواضع هم، گاهی دام می گردد.
و گاهی حب دنیا چنان در دل خانه می کند که از انسان، موجودی دیگر می سازد، اگر دام گستری دنیا طلبان زاهد نما را، از زبان زینت عابدان و اسوه سالکان همیشه ساجد بشنویم، زیباتر است و هشدار دهنده تر.
تا بصیرت در مردم شناسی چراغ راههمان باشد و فریب ظاهر سازان تیره دل و سبک مغزان دور از آخرت و صیادان ایمان دین باوران را نخوریم.
به قول صائب:
بر حذر باش که این دست و دهن آبکشان - خانه پردازتر از سیل فنا می باشند
گر چه سخنی است، بی پرده و صریح و افشاگر، ولی چه می توان کرد، که امام معصوم و حجت خدا چنین فرموده است.
امام زین العابدین -، (علیه السلام) در کلامی بلند یم فرماید:
وقتی کسی را دیدید که رفتار و حرکات و شمایل ظاهرش نیکو و گیرا و لحن کلامش زاهدانه، صدایش ضعیف و آهسته است، درنگ کنید و زود فریب نخورید! زیرا چه کسی که ضعف اراده و دون همتی (و بی عرضگی) و بزدلی، او را از دست یافتن به دنیا و ارتکاب حرام، ناتوان ساخته است(196) و از این رهگذر، از دین، دامنی برای جمع دنیا ساخته است.
چنین کسی همواره با ظاهرش مردم را فریب می دهد و اگر دستش به حرام برسد، به آن هجوم می آورد.
و اگر دیدید که از مال حرام دست نگه می دارد، باز هم آهسته تر... گولتان نزنند، چون خواسته ها و تمایلات افراد، گوناگون است.
چه بسیار کسی که از مال حرام، هر چند فراوان، پرهیز می کند، ولی به گناهانت زشت و رسوائیهای دیگری آلوده می شود و به حرام، دست می یازد.
اگر چنان یافتید که از آن هم عفاف دارد، باز هم آرام تر... فریبتان ندهد، تا این که میزان خردش را بشناسید. چه بسا کسی همه اینها را وا می گذارد، ولی باز، عقل استوار و متینی ندارد و از این رو، آنچه را با جهل و نادانی اش تباه می کند، بیش از آن اندازه ای است که با عقلش اصلاح می کند.
اگر عقل او را هم صحیح یافتند، باز هم فریب نخورید، تا این که بیازمایید: آیا همراه هوای نفس خود، بر ضد عقل خویش کار می کند، یا با همدستی خرد، علیه دلخواه خود اقدام می نماید؟
و میزان علاقه یا بی علاقگی اش نسبت به ریاستهای باطل و ناروا چیست؟
چون برخی از مردم، زیانکار دنیا و لذت و آخرتند (خسر الدنیاو الاخره) و دینا را به خاطر دنیا ترک می کنند و لذت ریاست باطل را از لذت ثروت و کامیابی از نعمتهای مباح و حلال، برتر می دانند و همه آنها را به خاطر ریاست طلبی رها می کنند و اگر به تقوا دعوت شوند، ناراحت هم می شوند. دوزخ برای آنان بس است.
چنین کسی کور کورانه و در تاریکی و حیرت راه می پیماید و اولین باطل، او رانهایت زیان و تباهی می کشد، حرام الهی را حلال و حلال خداوند را حرام می کند.
اگر ریاست او، که به خاطر آن به بدبختی افتاد است، بر جای ماند، برای او مهم نیست هر چند از دینش بر باد رود، چنین کسان مورد خشم خدایند و عذابی خوار کننده بر ایشان مهیاست.
ولی مرد مردستان و مرد شایسته، کسی است که خواستهاش را تابع فرمان خدا و نیروهایش را مصرف رضای خدا کند و خواری همراه با حق را، به عزت ابدی نزدیک تر از سر بلندی همراه باطل ببیند و بداند که زیانهای اندکی که در راه حق متحمل می شود، او را به نعمتهای همیشگی در سرای جاویدان می رساند و خوشیهای باطل و هواپرستی، او را به کیفری همیشگی و بی پایان می کشد.
مرد واقعی هموست!
به او چنگ بزنید و به شیوه او اقتدا کنید و به خدایتان توسل جویید، که او دعوت و طلب را بی جواب نمی گذارد(197).
بر سخن امام سجاد (علیه السلام) چه می توان افزود؟
هیچ!... فقط دعوت به مروری مجدد.
در روایتی هم، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرموده:
خداوند به یکی از پیامبرانش نوشته ای نازل کرد، از جمله مطالب آن چنین بود: بعضی از آفریده های من خوانده بود که به وسیله دین، دنیا فراهم می کنند و می خورند، بر روی دلهایی همچون دل گرگها، لباس گوسفند می پوشند، از صبر تلخ ترند، زبانشان شیرین تر از عسل است، اما کارهای ناپیدایشان، بدبوتر و عفن تر از لاشه هاست...(198).
و... این تمثیل، چه گویا و رسا، دنیا طلبی را در پوشش دانش اندوزی نشان می دهد و زشتی آن را می نمایاند:
لمن کان له قلب و القی السمع....

نابرابری رنج و ریح

از همه اینها گذشته، آیا در زندگی طلبگی، می ارزد که کسی در پی دنیا و در فکر مادیات باشد؟ چه تناسبی بین رنج و گنج، در این وادی است؟
زندگی و معاش و محدوده دنیا خواهی یک طالب علم مگر تا کجاست و چگونه است؟ این همه رنج بی خوابی و تلاش تحصیل و زحمت شبانه روزی، برای اندکی دنیا؟ ارزش آن را دارد؟
زحمات فراوان یک طالب علم با دنیایی که برایش می کوشد، نابرابر و ناهماهنگ است.
دنیا طلبان و ثروت اندوزان و عاکفان معبد زر و ساجدان آستان طلا و دل به دنیا سپردگان رسمی چه می کنند؟
با تلاشی بسیار کمتر از یک طلبه، به دنیایی بسیار بیشتر از دستاورد یک عالم دنیا طلب می رسند.
و نیز به شهرت جهانی، به اندوخته های بی حساب، به ثروت عظیم و افسانه ای و... به چیزهای دیگر.
مقایسه؟... که بی جاست و بی تناسب.
بسیار ساده اندیشی. محدود نگری و کوته بینی و دون همتی است که خود را که به فرموده امام علی (علیه السلام) به بهشت می ارزیم و بهای ما جنت است با دنیا معادله کنیم!
بشنویم این کلام علوی را که:
الات انه لیس لا نفسکم ثمن الا جنه، فلا تبیعوها الا بها(199).
وقتی خدا مشتری است و بهشت، بها، چه خسارتی بالاتر از این که به جای بهشت، خود را در مقابل دنیا بفروشیم؟ مگر غافل و نادان باشیم!
باز بخوانیم این سخن مولا را که:
لبئس المتجران تری لنفسک ثمنا(200).
اگر دینا می خواستیم، از مسیرهای دیگر که بیشتر و آسانتر به دست می آمد!
به هر حال، مبادا که عمری بیراهه رفتن را به حساب حرکت در مسیر بگذاریم و مبادا که در معبد توحید، طالب بیت باشیم و در منای ربوبیت الهی، شیطان روی دل ما را از قبله تتت برگرداند و ما نتوانیم در جمرات، او را رمی و طرد کنیم...
چنین مباد، ان شاء الله.
از آفت دینا طلبی به همین قدر، بسنده می کنیم.