فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

آثار سوء اجتماعی

هر کاری، چه خوب و چه بد، تأثیری در جامعه دارد، مثبت یا منفی، مستقیم یا غیر مستقیم، بدانیم یا ندانیم، بخواهیم یا نخواهیم.
بی اعتقادی یا ضعف اعتقادی مردم به این راه یکی از نتایج سوء این رذیله است.
همچنان که مردم، از حکام و ملکوت تأثیر پذیرند، از عالمان هم، رنگ و شکل و تأثیر می پذیرند، چون عالمان دین، برای دینداران خدا باورء اسوه و الگویند.
اگر الناس علی دین ملوکهم در واقع و در عمل، صحت داشته باشد، پس الناس علی دین علمائهم بیشتر و گسترده تر و عمیق تر است.
چرا که دیدی را که مرددم به عالم دارند، به دیگران ندارند.
یک عالم فقط یک فرد نیست. بلکه در رأس یک جریان دینی است، محوریت تلاش اسلامی دارد، چشم سر و دیده دل در پی او و مراقب اوست، رفتار، گفتار، جهت گیری، نحوه برخورد، نوع زندگی، اسلوب معاش او، همه و همه در در شکل دادن به باورهای مردم تاثیر دارد.
آن که راهنماست، اگر مسیر اشتباه پیش گیرد، چه می شود؟
دیگرانی که در پی او به او افتاده بودند، وقتی ببینند جاده، بن بست است، یا راه، انحراف دارد، یا به جای آبادی به کوره راهی بی انتها می رسد، نسبت به این جلودارچه خواهند گفت؟
گاهی جاده به آخرت منتهی می شده و جهت، خدا بوده است، ولی در مسیر، بیرون افتادن از جاده پیش آمده و به جاده فرعی خاکی کشیده شده است، مردم چه خواهند گفت؟
آنان که به علامت دادنهای او توجه داشته اند،
کسانی که به راهنما زدنهای او اعتقاد می کردند،
وقتی ببینند آن باید ره بان باشد ره بند است،
و ببینند که رهگشا، رهگیر از آب در آمده است، چگونه خواهد اندیشید؟
وقتی ببینند (به قول سعدی) رهانندی از چنگ گرگ، خود، کارد و حلقش و خنجر بر حنجرش می نهد، چه فکری خواهند کرد(191)؟
مگر طلب علم برای دنیا ماهیتی جز این دارد؟
اتومبیل علم را در پمپ بنزین دنیا طلبی سوختگیری کردن و جاده دنیا را پیش گرفتن و گرد و خاک بر سر مؤمنان صادق و ساده دل پاشیدن به کجا خواهید انجامید؟
با چنین کاری، چنین کسی، هم خودش از چشم خالق و خلق می افتد، هم قداست علم زیر سوال می رود، هم آبروی طلب علم بر زمین می ریزد، هم مردم با دیدن او، به مقدسات مذهب و آرمانهای مکتب و دعوتهای دین به دیده شک می نگرند و تزلزل اعتقادی پیدا می کنند.
مگر ضربه ای را که شریح قاضیها، علی تهرانیها، شریعتمداریها، مهدی هاشمیان، به باورهای پاک و عقیده زلال مردم زده و می زنند، کمتر از تیغ امویان، توطئه سلطنت طلبان، عوامفریبی لیبرالها و اغوای منافقان است؟
مردم با دیدن و شنیدن آنچه دیده ایم و شینیده اید، چه احساسی نسبت به این گونه چهرهها و اساس مکتب و اسلام پیدا می کنند؟
همه که خودی نیستند، بیگانگان در کمین اند،
همه که آگاه نیستند، ساده لوحان در مسیر فریب اند،
همه که همه چیز را نمی دانند، بی خبران سردرگم می شوند،
همه که خط شناس و جریان نیستند، دینشان را از کف می دهند.
آیا چنین کسان را می توان عالم گفت؟
حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود:
کیف یکون من اهل العلم من مسیرته الی آخرته و هو مقبل علی دنیاه(192).
و نمی دانم که باید این را خسارت نام نها، یا غفلت، یا شیطنت؟ باز از قول صائب تبریزی بگوییم:
غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم - در کشوری که قبله نماموج می زند(193)

مفاسد سیاسی

آفتی که از آن سخن می گوییم، هم خود دنیا طلب را به تباهی ذات و دنائت درون می کشد، هم جامعه را به کلیت دین و رجال دین بدبین می کند و... هم راه را برای دشمنان بیرونی باز می کند.
چگونه؟
وقتی دنیا طلبی برای کسانی انگیزه شد، ریسیدن به دنیا برای او هدف می گردد. و هنگامی که خدا در کار نباشد و شیوه و سیره خط مشی، الهی نباشد، در علم وسیله، هدف را توجیه می کند.
الغایة تبرر الوسیله
آن که به خدا عتبقد است و در راه او و برای او تلاش می کند، در استفاده از شیوه ها و ابزار و وسایل، با محدودیتهایی مواجه است.
ولی برای کسی که در قاموس زندگی و فعالیتش خدا نیست، راه، باز است، برای هر عملی، و دستش گشوده است، برای استفاده از هر وسیلهای، برای رسیدن به هدف دنیایی.
و از این رو، ممکن است به دشمن باج بدهید، مصالح عموم را فدای منافع خود کند، حیثیت اسلام را برای ارضای خود خواهیهایش فدا کند، حق و عدل را در پای حق و حساب، ذبح شرعی کند، پل عبور اجنبی به خاک خودی گردد (از مرز عقیده و فکر)
عامل ایجاد تفرقه در جامعه شود، و سیله نفوذ بیگانه به حوزه گردد، و مسبب و زمینه ساز تجاوز به عصمت یک ملت شود، مگر فحشای سیاسی چگونه انجام می گیرد؟
جز از راه طمع و هوس دشمنان از یک سو و سادگی و سهل انگاری و سواری دادن خودیها از سوی دیگر؟
آن سان که در روابط نامشروع و فحشای زنا هم، هوس تجاوز از یک سو و بی پروایی و عدم عفاف از سوی دیگر، دست به دست هم می دهد و یک افتضاح به بار می آورد.
وقتی عفاف اجتماعی و حیای سیاسی در کسی نبود، چه تضمینی است که تن به گناه سیاسی ندهد؟
چه بسا وجود چنین کسان، رخنه ای و گذر گاهی و منذی و شکافی و جای پایی و چراغ سبزی... برای ورود دشمن باشد.
مگر هر دشمن، برای تجاوز دنبال رخنه و عامل نفوذ نیست؟
چه کسی مناسب تر از آن که برای رسیدن به دنیا، حاضر نیست همه گونه باج بدهد و دین بفروشد تا دنیا بخرد.
وقتی هدف، رسیدن به گندم ری باشد، ابلیس وسوسه گر، انسان را مگر تا حد و مرز خروج بر امام و تیغ کشیدن بر روی حجت خدا و توطئه بر ضد امام مسلمانان پیش نمی برد؟
وقتی در چشم انداز انسان، رسیدن به وجه بدرخشید و جلوه کند، وقتی، کسی وجهه همت را بر وجیه المله شدن بنانهد، از هر راه که باشد، دیگر چه توقعی می توان داشت که حافظ مواریت امامان و میراث دارخلف صالح و اسوه اسلامیان باشد؟
در استان تنباکو و فتوای تحریم، نقش مخرب علمای دنیا طلب را شنیده ای؟
مزدوری بدعت گذار بهائیت را نسبت به استعمار پیر بریتانیا، خوانده ای؟
و... خیلیهای دیگر، قدیماً و حدیثاً...
آن که دنیا طلب است، هیزم دنیا طلبی، زیر دیگ طمع می افزوزد و آش ثروت و اعتبار برای خویش می پزد، که چندان هم ذهن سوز نیست، ولی دین سوز است.
آن که برای رسیدن به دنیا، گردن به تیغ طمع می سپارد، و برای نگهداشتن دنیا، گردن به زیر بار منت می نهد، و برای رسیدن به دانه، به نام دام می افتد، و برای یافتن نام دچار ننگ می شود و چون دارد، یا می خواهد، این داشتن و خواستن، او را به اسارتی بی نام و نشان و پنهان و درونی می کشد و در بند دنیا می افتد، چرا که طمع و ترس، نسبت به هرکس، برده ساز و رقیت آور است.
اما... آن که گنج قناعت و سرمایه پارسایی و غنای نفس دارد، در معرض چنین دامها هم قرار نمی گیرد(194).

پای سخن امام سجاد (علیه السلام)

پشه، از شب زنده داری، خون مردم می خورد(195)
شگفتا که حتی زهد و پارسایی تواضع هم، گاهی دام می گردد.
و گاهی حب دنیا چنان در دل خانه می کند که از انسان، موجودی دیگر می سازد، اگر دام گستری دنیا طلبان زاهد نما را، از زبان زینت عابدان و اسوه سالکان همیشه ساجد بشنویم، زیباتر است و هشدار دهنده تر.
تا بصیرت در مردم شناسی چراغ راههمان باشد و فریب ظاهر سازان تیره دل و سبک مغزان دور از آخرت و صیادان ایمان دین باوران را نخوریم.
به قول صائب:
بر حذر باش که این دست و دهن آبکشان - خانه پردازتر از سیل فنا می باشند
گر چه سخنی است، بی پرده و صریح و افشاگر، ولی چه می توان کرد، که امام معصوم و حجت خدا چنین فرموده است.
امام زین العابدین -، (علیه السلام) در کلامی بلند یم فرماید:
وقتی کسی را دیدید که رفتار و حرکات و شمایل ظاهرش نیکو و گیرا و لحن کلامش زاهدانه، صدایش ضعیف و آهسته است، درنگ کنید و زود فریب نخورید! زیرا چه کسی که ضعف اراده و دون همتی (و بی عرضگی) و بزدلی، او را از دست یافتن به دنیا و ارتکاب حرام، ناتوان ساخته است(196) و از این رهگذر، از دین، دامنی برای جمع دنیا ساخته است.
چنین کسی همواره با ظاهرش مردم را فریب می دهد و اگر دستش به حرام برسد، به آن هجوم می آورد.
و اگر دیدید که از مال حرام دست نگه می دارد، باز هم آهسته تر... گولتان نزنند، چون خواسته ها و تمایلات افراد، گوناگون است.
چه بسیار کسی که از مال حرام، هر چند فراوان، پرهیز می کند، ولی به گناهانت زشت و رسوائیهای دیگری آلوده می شود و به حرام، دست می یازد.
اگر چنان یافتید که از آن هم عفاف دارد، باز هم آرام تر... فریبتان ندهد، تا این که میزان خردش را بشناسید. چه بسا کسی همه اینها را وا می گذارد، ولی باز، عقل استوار و متینی ندارد و از این رو، آنچه را با جهل و نادانی اش تباه می کند، بیش از آن اندازه ای است که با عقلش اصلاح می کند.
اگر عقل او را هم صحیح یافتند، باز هم فریب نخورید، تا این که بیازمایید: آیا همراه هوای نفس خود، بر ضد عقل خویش کار می کند، یا با همدستی خرد، علیه دلخواه خود اقدام می نماید؟
و میزان علاقه یا بی علاقگی اش نسبت به ریاستهای باطل و ناروا چیست؟
چون برخی از مردم، زیانکار دنیا و لذت و آخرتند (خسر الدنیاو الاخره) و دینا را به خاطر دنیا ترک می کنند و لذت ریاست باطل را از لذت ثروت و کامیابی از نعمتهای مباح و حلال، برتر می دانند و همه آنها را به خاطر ریاست طلبی رها می کنند و اگر به تقوا دعوت شوند، ناراحت هم می شوند. دوزخ برای آنان بس است.
چنین کسی کور کورانه و در تاریکی و حیرت راه می پیماید و اولین باطل، او رانهایت زیان و تباهی می کشد، حرام الهی را حلال و حلال خداوند را حرام می کند.
اگر ریاست او، که به خاطر آن به بدبختی افتاد است، بر جای ماند، برای او مهم نیست هر چند از دینش بر باد رود، چنین کسان مورد خشم خدایند و عذابی خوار کننده بر ایشان مهیاست.
ولی مرد مردستان و مرد شایسته، کسی است که خواستهاش را تابع فرمان خدا و نیروهایش را مصرف رضای خدا کند و خواری همراه با حق را، به عزت ابدی نزدیک تر از سر بلندی همراه باطل ببیند و بداند که زیانهای اندکی که در راه حق متحمل می شود، او را به نعمتهای همیشگی در سرای جاویدان می رساند و خوشیهای باطل و هواپرستی، او را به کیفری همیشگی و بی پایان می کشد.
مرد واقعی هموست!
به او چنگ بزنید و به شیوه او اقتدا کنید و به خدایتان توسل جویید، که او دعوت و طلب را بی جواب نمی گذارد(197).
بر سخن امام سجاد (علیه السلام) چه می توان افزود؟
هیچ!... فقط دعوت به مروری مجدد.
در روایتی هم، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرموده:
خداوند به یکی از پیامبرانش نوشته ای نازل کرد، از جمله مطالب آن چنین بود: بعضی از آفریده های من خوانده بود که به وسیله دین، دنیا فراهم می کنند و می خورند، بر روی دلهایی همچون دل گرگها، لباس گوسفند می پوشند، از صبر تلخ ترند، زبانشان شیرین تر از عسل است، اما کارهای ناپیدایشان، بدبوتر و عفن تر از لاشه هاست...(198).
و... این تمثیل، چه گویا و رسا، دنیا طلبی را در پوشش دانش اندوزی نشان می دهد و زشتی آن را می نمایاند:
لمن کان له قلب و القی السمع....