فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

علم فروشی

علم را دام مال و جاه مساز - برره خود، ز حرص، چاه مساز (او حدی)
یحیی بن معاذ رازی، به عالمان دنیا طلب می گفت:
ای صاحبان دانش! قصرهایتان قیصری است، و خانه هایتان کسروی، جامه هایتان طاهری است، و کفشهایتان جالوتی، مرکبهاینان قارونی است و ظرفهایتان فرعونی، عزاهایتان جاهلی است و افکارتان شیطانی، پس... چه چیزتان محمدی است(174)؟.
وقتی که طلب علم، با انگیزه دنیایی باشد، طالب علم، دیگر کاسب است و بازرگان! علم می فروشد و دنیا می خرد.
منتهی به تفاوت موقعیت علمی اش، میزان تخصصش، وجهه اجتماعی اش، حوزه فعالیتش، محدوده نفوذش، تعداد مریدانش، شیوه بازاریابی اش، روش جذب مشتری اش، اسلوب عرضه کالایش، این کسب و کار و داد و ستد، فرق می کند.
کل من فی الوجود، یطلب صیدا - انما الا ختلاف فی الشبکات!
جوهره کار، کسب است، هر چند با پوشش طلب علم!
گاهی دستفروشی سیار است،
گاهی دکه علم، بر سر کوچه و خیابان بر پا است،
گاهی دکانداری است در یک محله،
گاهی بنگاه معاملاتی دو نبشه، در منطقه سوق الجیشی و حساس افتتاح می کند، گاهی پاساژ چند طبقه (برای طبقات گوناگون جامعه)می سازد، علم فروشی بقاتی!
گاهی عمدة التجار بازار علم فروشی و دنیا طلبی می گردد،
و... گاهی هم به دخله قانع نمی شود و درون مرز، قانع و سیرش نمی کند، رابطه برون مرزی برقرار می کند و نمایندگیهای برای عرضه کالا و بازاریابی و شعبه هایی برای فروش متاع و شبکه هایی برای واردات ارزی دایر می کند! (هر چند عرض دین در این ارزیابی دنیا طلبانه بر باد برود...)
که دنیا طلب، هر چند در قالب دانش و علم دین، سیری ناپذیر است:
منهومان لا یشبعان: طالب علم و طالب دنیا...(175).
از بعضی متألهین ژرفنگر نقل شده است که: علماء سه دسته اند:
...دسته سوم، که هر چند مایه سعادت دیگرانند: خود هلاک می شوند آنانند که در مقام موعظه و پند و یادآوری و پیشوانی، مردم را به آخرت دعوت می کنند. آنان، گر چه در آشکار، دنیا را واگذاشته اند، لیکن انگیزه شان از این زهد دروغین و جلوه های فریبنده بر منبر و محراب، جای گرفتن در دل خلق و مقبولیت عامه است و رسیدن به جاه!... (176).
اگر چنین عالمانی مورد خشم خدا و تنفر مردم قرار گیرند، طبیعی است و بازتاب عمل خودشان است: فلا یلوموا الا انفسهم!
خداوند و فرشتگان و مطیعان پروردگار، محبت کسانی را دارند که حاملان شایسته علوم الهی باشند، نه دنیا طلبانی که ممقوت خدایند و از چشم بندگان او می افتند.
این مطلب، بر گرفته از سخن امیر مؤمنان است که فرمود:
لو ان حملة العلم حملوه بحقه لا حبهم الله و ملائکته و اهل طاعته من خلفه، ولکنهم حملوه لطلب الدنیا فمقتهم الله و هانوا علی الناس(177).
هم گرفتار غضب الهی می گردند،
هم در دیده مردم خوار می گردند،
و هم آبروی امام صادق (علیه السلام) را می برند.
امام امت فرموده است:
... اما اگر بر خلاف انتظار، دیدند به جای توجه به ماوراء الطبیعه، تمام هم شما دنیاست و همانند دیگران برای جلب منافع دنیوی و شخصی کوشش می کنید، با یکدیگر بر سر منافع پست آن دعوا دارید، اسلام و قرآن را العیاذ بالله بازیچه خود قرار داده اید و برای رسیدن به مقاصد شوم و اغراض کثیف و ننگین دنیایی خود، دین را به صورت دکانی در آوریده اید، منحرف می گردند، بدبین می شوند و شما مسؤول خواهید بود(178).
حال، با همه این احوال، انگیزه ات از سیر این طریق چیست؟
مطالعه می کنی، یادداشت بر می داری، دفترچه هایت را می آکنی و...
که چه؟ تا به مردم بگویی؟
تا مردم با دین آشنا گردند و تو با دنیا آشتی کنی؟
تا (خدای ناکرده) محراب و منبری را فبضه کنی؟
تا به نام و نان و نوایی برسی؟
اگر چنین است، برو دکان بازکن! گویا بازار و مدرسه را با هم اشتباه گرفته ای.
به قول عارف مهذب و استاد شهید اخلاق، مرحوم آیة الله قدوسی:
آقایان! اگر آمده اید تا با سواد شوید و بعد، به جنگ روحانی شهر و ده خود بروید، امام جماعت شوید تا مردم دستتان را ببوسند و پشت سرتان نماز بخوانند، اسم و رسم پیدا کنید و به شما سهم امام بدهند، تا دیر نشده و مسؤولیتتان سنگین نشده است، بروید دنبال کسب حلالی که خسرالدنیا و الاخره نشوید(179).
آنان که چند صباحی دروس حوزه را، سرمایه عمری آنان دین خوردن می کنند و برای دین و جامعه کاری جدی نمی کنند و پا از حوزه بیرون نمی نهند و به نیازهای اقشار مختلف مردم، در شهرها و روستاها و ارکانها و جبهه ها نمی اندیشند و... چه نامی می توانند داشته باشند؟
آنان که تا جرند و هدفشان دنیاست و دنبال کسب و کار و درآمد و پس انداز و تکاثرند چون هدفشان در همین مرحله است، چندان جای ملامت نیست،
مدعیان آخرت گرایی چرا دنیا زده شوند؟
ما سبکباریم، از لغزیدن ما چاره نیست عاقلان با این گران سنگی چرا لغزیده اند؟
انگیزه های دنیا طلبانه، حتی گاهی، نه اندک، که بسیار، حاملان علم و راویان احادیث را به وضع و جعل حدیث نیز کشانده است و از این رهگذر، خشم خدا را به بهای منفعت خویش و مصلحت ملوک خریده اند و رضای خالق را به رضای خلق فروخته اند. (این رشته سر دراز دارد...
معاویه چه پولهای هنگفتی خرج کرد تا راویان دنیا طلب، در فضیلت بنی امیه و نکوهش بنی هاشم روایت جعل کنند.
به سمرة بن جندب صد هزار درهم داد، تا به دروغ روایت کند آیه ای که درباره علی (علیه السلام) است (207 بقره) درباره ابن ملجم نازل شده و آیه ای که درباره منافقین است (204 بقره) درباره علی بن ابی طالب فرود آمده است. قبول نکرد. دویست هزار درهم داد، نپذیرفت. چهار صد هزار درهم داد.. راضی شد(180)!.
یک روایت دروغ چهار صد هزار درهمی! مردانگی است نفروختن علم به درهم.

رهزنان دین

به روایت امام صادق (علیه السلام):
خداوند به داود پیامبر وحی نمود:
لا تجعل بینی و بینک عالما مفتونا بالدنیا فیصدک عن طریق محبتی، فان اولئک قطاع طریق عبادی المریدین...(181).
میان من و خودت، عالم فریفته دنیا را قرار مده که تو را از راه محبت من باز دارد، همانا رهزنان بندگان مرید من اند، کمترین کاری که با آنان می کنم آن ایت که شیرینی مناجات با من را از دلهایشان بیرون می کشم:
اینان همانند که به تعبیر قرآن، آیات الهی را به بهای اندک می فروشند:
اشتروا به ثمنا قلیلا(182).
چه تعبیر رسایی!
رهزنان و قطاع الطریق...
رهزنان و سر گردنه گیران، پول و متاع را به غارت می برند و چنین کسان، تاراجگران دین افراد و یغمانگران و بر باد دهندگان باورها و ایمانهای مردم اند.
و... این بسیارند بدتر و خطرناکتر است.
برای آخرت شعار دادن و برای دنیا کار کردن، علوی حرف زدن و اموی عمل کردن، معنوی بافتن و مادی زیستن، روحانی نمودن و جسمانی بودن!
چه نفاقی زشت تر از این؟... . سرنوشت ایمان مردم چه می شود؟...
امام صادق (علیه السلام) چه نیکو هشدار داده است، آن جا که می فرماید:
اذا رایتم العالم محبا لدنیا فاتهموه علی دینکم(183).
هرگاه عالم را دیدید که دوستدار و شیفته دنیای خودش است، او را بر دین خودتان متهم بدانید.
بر حذر باشید، تا باد هواپرسی و دنیا طلبی اش، کلاه ایمان و باورتان را نبرد.
چه اسفبار که مرشد، عامل ضلابت گردد، راهنما، امین دین مردم، دزد ایمان شود.
و به جای آن که باری بردارد، بندی نهد.
و چوپان، همدست گرگ گردد، و دزد، همداستان با رسابان!...

دنیا طلبی کوفیان

اهمیت مسأله از یک سو، مورد ابتدا بودن آن از دیگر سو، و دامهای گسترده شیطانهای نهادن و آشکار، پیش پای عالمان دنیا طلب از سوی دیگر، ایجاب می کند که در این باب تأملی بیشتر داشته باشیم.
که در عمیق، ظرافت، دقت و بلاغت، علی گونه بود.
ناچار باید رفت سراغ اهل بیت!
کوفیان بی وفا و سست پیمان و دنیا دوست و عافیت طلب، در ماجرای کربلا وقتی فهمیدند چه دست گلی به آب داده و چه آب رویی بر خاک ریخته اند، شرمسار و ناراحت شدند و به دامان گریه پناه بردند، تا مگر تازیانه وجدان و آگاهی و پشیمانی را از معبر چشم و با قطره اشک، بیرون بریزند و کمی آرام گیرند.
زینت، خطابش را با آنان با این جمله آغاز کرد:
یا اهل الکوفه، یا اهل اختل و الغدر...(184).
... آنان گریستند.
و حضرت نفرینشان کرد که:
چشمانتان برای ابد پر زاشک باد!
کوفیان، در برابر تازیانه کلام زینب، که روح علوی او سرچشمه می گرفت، چرا گریستند؟
چرا شادی شان به ماتم مبدل شد؟
چون دیدند که چگونه در دام دنیا طبی دیگران افتاده اند، امام به نام دین.
فهمیدند که چگونه بازیچه استفاده یزدیان از پوشش احساسات مذهبی، برای کوبیدن تجسم مذهب و مکتب گشته اند.
چگونه جهل مرکب، از آنان ابزاری برای خیانت ساخته است و شمشیر دین، به روی امام دین کشیده اند.
آیا این، جای دریغ و حسرت و افسوس نیست؟
بر گردیم به کلام بانوی بزرگ زینب که آنان را اهل غدر و ختل، شمرد غدر، که حیله و نیرنگ است.
ولی ختل چیست؟
آن هم نیرنگ است، اما نیرنگی با پوشش دین و شریعت.
محتوای زهر آگین را با لعابی شیرین به خورد دیگران دادن، گندم نمای جو فروش بودن و... که نوعی نفاق را در بر دارد.
صیادی که خود را از صید پنهان می کند و آهسته آهسته، بدون آن که صید متوجه شود، قدم بر می دارد تا شکار را در دام افکند، این کار، ختل نام دارد(185).
این نوع فریب در هر جع ممکن است پیش آید.
باورهای دینی دیگران را پل عبور به نفسانیات خویش ساختن، از پنجره عقیده مذهبی دیگران به دنیا نگریستن، و در مورد یک عالم، آن است که با آخرتی کردن، دنیا بطلبد:
ختل العالم: یختل الدنیا دالدین، ای: یطلب الدنیا بعمل الاخرة(186) .
اگر خدای ناکرده، دنیا طلبی محرک یک طالب علم باشد و دانش آموزی به نیت زراندوزی باشد، چه زشت و ننگین و ریانبار است.
رسول گرامی، در حدیث از قول پرودگار نقل می کند که:
ویل للذین یختلون الدنیا بالدین(187).
و این، خود از علائم قیامت به حساب آمده است و مرحوم علامه مجلسی در توضیح حدیث فوق، مطالبی دارد از جمله این که:
از علائم نزدیکی قیامت آن است که تزویر گرانه، دین وسیله کسب دنیا شود و با عمل آخرت، دنیا طلبیده شود(188).
بگذریم...
هدف، بیان آثار سوء دنیا طلبی است، برای طالب علم.
اما آنچه هم تا این جا گفتیم، الها بود از کلام مبارک قهرمان کربلا، حضرت زینب (علیه السلام) و به یکی از آثار - که اشاره خواهیم کرد مربوط می شد.
این آثار، یا در اجتماع است و در دیده و دل مردم نسبت به او و دین.
یا در گشوده شدن جای پایی برای دشمنان، در لطمه زدن به مسلمانان و کیان اسلامی است، یا در نفس و روان خود اوست، یعنی آن که در راه دین، در پی دنیا است.
پس، آثار سوء دنیاطلبی، یا درونی است، یا اجتماعی، یا سیاسی.