فهرست کتاب


آفات علم، آسیب شناسی حیات علمی دانشمندان

جواد محدثی‏

نمودها و نشانه ها

خوب، تا این جای راه را آمدیم، باید توقفی کرد و درنگی و تأملی، آن هم نه در دیگران، بلکه در خود. می خواهیم خود را بیازماییم و بشناسیم، که آیا کبر، از رهگذر علم در ما رخنه کرده است یا نه؟
پس باید دید، نمودها و نشانه های عینی و خارجی کبر علمی چیست؟
باید نشانه ها را از راه رفتگان پرسید، که به همان پیچ و خمها و گذرها و خطرها و کمینها آگاهند.
باید نمودها را از طبیبان روح فرا گرفت که نبض، در دستشان است و به مرضهای و دردها و درمانها آگاهند.
کبری که به خاطر علم، در دل پدید می آید و تکبر می آورد. در همه چیز، خود را نشان می دهد.
در قیافه گرفتن و رو بر تافتن.
در چهره بر گرداندن و با گوشه چشم نگاه کردن.
در آهنگ سخن و تن صدا و لحن کلام و شیوه جواب دادن!
حتی در راه رفتن با کبر و تبختر، در حرکات و سکنات.
دوست داشتن این که به احترامش بلند شوند و سر پا، جلوی او بایستند.
علاقه به این که همیشه کسانی همراه او و پشت سر او راه بروند... ادعاهای متکبرانه داشتن، منم منم گفتن در بحث و مجادله و مباحثه فخر به معلومات، تحقیر طرف بحث و نمونه های دیگر... بگذارید کلام بزرگان را نقل کنیم.
مرحوم سید عبدالله شبر، در آزمون خود، برای کشف ای که دارای کبر هستیم یا نه، چند راه حل نشان داده است، تا فردی خیال نکند که متواضع است در حالی که در واقع، گرفتار است.
میزان شناخت تکبر و تواضع:
1. در هنگام بحث و مناظره، اگر سخن حقی بر زبان حریفت مشکل باشد، بدان قبول حق و پذیرفتن آن و تسلیم شدن و سپاس از او، برایت مشکل باشد، بدان که کبر و خود خواهی در تو وجود دارد.
2. هنگام حضور در مجالس و محافل و در میان همقطاران، آنان را بر خود مقدم داشته و زیر دست آنان بنشین، اگر چنین کردی متواضعی و اگر برایت دشوار آمد، متکبری.
3. اگر پذیرفتن دعوت تهی دستان و رفتن در کوچه و بازار برای انجام کار دوستان و نزدیکان برای تو مشکل باشد، دارای کبری.
4. اگر انجام کارهای خود و خانواده ات در بازار و میان مردم و حمل وسائل خانه برایت مشکل باشد، در تو کبر هست(35).
از زبان فیض کاشانی، بشنویم، که در بیابان نمودهای تکبر، اوصاف و اعمال زیر را می شمارد:
چهره بر تافتن، سر بالا گرفتن، چهار زانو نشستن و تکیه دادن، مستکبرانه و مغرورانه حرف زدن و راه رفتن، همراه و ملازمان رکاب داشتن، به دیدار دیگران نرفتن، جلوگیری از نشستن دیگران نزد او، از همنشینی با بیماران و معلولین پرهیز داشتن، در خانه دست به کاری نزدن، اجناسی را با خود به خانه نبردن(36).
در جای دیگر می گوید (در حالات متکبر)
... خود را بزرگ می بیند و دیگران را حقیر می شمارد، دیگران را طرد و نفی می کند و از خود می راند و با آنان همنشین و هم غذا و هم صحبت نمی شود. توقع دارد که دیگران پیش او بایستند،در راهها و گذرگاههای تنگ، پیشدستی گرفته پیشقدم می شود، در مجالس بالا دست می نشیند، انتظار سلام از دیگران دارد، در احتجاجات و بحثها از جواب رد شنیدن آزرده می شود، موعظه از دیگران قبول نمی کند، در موعظه کردن دیگران عتاب و تندی می کند، اگر جواب برگردانند، خشمگین می شود، به شاگردان نرمش و مدارا ندارد و آنان را خوار و تحقیر می کند، کوچک می شمارد، منت می گذارد، آنان را به کار می گیرد، مردم را مانند حیوانات می نگرد و... (37)
مرحوم شیخ عباس قمی هم، عین مطالب فوق را به عنوان اوصاف کسانی که نسبت به بندگان خدا تکبر می ورزند، بیان می کند(38).
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
کلاً در آنچه در حرکات و بر خوردهای روزمره پیش می آید، موارد زیادی می توان یافت که نوع برخورها و عکس العملها قابل دقت است.
می توانید بر خورد قشرهای مختلف مردم را زیر نظر بگیرد.
رفتار کارمندان و مسئولان با مراجعین.
برخورد امام جماعت با مأمومین و مریدان.
موضوع مرجع تقلید با مقلد.
رفتار شخصیت ها با محافظان.
رابطه صاحب خانه با مستأجر.
رفتار میزبان با میهمان.
رفتار معلم با شاگرد، راننده با مسافر، قاضی با متهم، مأمور با زندانی، و کاسب با مشتری.
در معاشرتها، سلام و احوالپرسیها، تفقدها، رفت و آمدها، همکاریها، سؤال و جوابها، درس خواندن و درس گرفتنها، فرمانها و اطاعتها، مدیریتها و تبعیتها، و... بسیاری از جزئیات دیگر.
ولی، باز فراموش نکنیم که بیشتر سخن ما در زمینه استکبار علمی و کبر و خود بزرگ بینی و تکبر ورزیدن از سوی عالمان و دانایان، نسبت به بی علمها و یا عالمانی هم سطح خود و یا شاگردانی زیر دست و پای درس و یا مریدانی هوادار عالم است.
درد، آن است که کسی که علم دارد، در بحث، حق را نپذیرد و زیر بار نرود، تا مبادا به وجهه و پرستیژ و عنوانش لطمه بخورد. این، یکی از نشانه های کبر علمی است که پیشتر از این هم به آن اشاره شد.

با اسوه ها و میزانها

الگوهای ما پیامبران و امامان اند.
میزانها و معیاریهای ما، عالمان ربانی اند.
اسوه های ما، کسانی اند که تنها اهل علم نیستند،بلکه اهل علم هم هستند.
انبیاء اوصیاء و اولیاء این گونه اند.
ربانیون از علما نیز چنین اند و طلاب و دانشجویان نیز باید چنین باشند.
فخر خود را در عبودیت دانستن.
عزت خویش را در بندگی دانستن.
عظمت را در تواضع جستن.
کبر را صفت شیطانی دانستن و متکبر را مطرود دستگاه خالق و منفور دیدگاه مخلوق دیدن.
اولیای دین، که تجسم عینی اخلاق اسلامی اند، در عمل و رفتار خویش، گرانبهاترین درسها را به ما می دهند.
پس، برای آشنایی با اسوه ها و الگوها، باید سراغ آنان رفت و برای یافتن میزان در بر خوردها، باید سیره علمی آنان را ملاک قرار داد.
اینک گذری کوتاه در این مسیر:
از رسول خدا بیاموزیم، که:
هرگاه به جایی می رفت، همراهش جمعی از اصحاب می رفتند، معمولا پشت سر آنان بود، نه جلوتر(39).
به همه سلام می کرد، حتی به کودکان(40)
از حال اصحاب خویش، می پرسید و آنان را تفقد می کرد.
با حوصله به سخنان هر گوینده می کرد(41) ( هنر خوب گوش دادن!)
وقتی سواره بود، نمی گذاشت کسی پیاده همراهش حرکت کند، یا او را با خود سوار می کرد،یا (اگر طرف قبول نمی کرد) می فرمود: جلوتر برو و در فلان مکان منتظر باش(42).
در کارهای خانه کمک می کرد، به علوفه حیوانات می رسید، شتر را می بست، خانه را تمیز می کرد، گوسفند می دوشید، به کفش پینه می زد، لباس را وصله می کرد، با خادم خود غذا می خورد، از بازار شخصاً جنس می خرید و به دست می داد. به اهل نماز که می رسید، چه کوچک و چه بزرگ، چه برده، چه آزاد، ابتدا به سلام می کرد و دعوت همه را می پذیرفت(43).

از علی (علیه السلام) بیاموزیم

دو نفر به خانه آن حضرت آمدند، پدر و پسر، حضرت در مقابل آنان نشست و پس از صرف غذا، حضرت امیر، با اصرار فراوان، آب بر دست پدر ریخت و آن مرد، بسیار شرمنده و ناراحت از این رفتار حضرت!
امام مجتبی (علیه السلام) که راوی سخن است، فرموده: هر کس از علی پیروی کند، شیعه حقیقی هموست(44)
عالمان ربانی چنین بوده و هستند.
مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی،- مؤسس حوزه علمیه قم - چه رؤف و مهربان بود برای طلاب و بر آنان پدری می کرد.
مرحوم علامه طباطبائی، با آن مکانت علمی و روحیات متعالی، متواضعانه به سؤلات طلاب جوان و دانشجویان و حتی افراد عادی سئوال کننده، با صبر و حوصله و متانت، پاسخ می داد، فرشته خودی بود که بال فروتنی پیش طالبان علم می گسترد.
اینها، هم علم اولیای دین است و هم توصیه آنان.
معلم امت، حضرت رسول فرموده است:
نسبت به آن کس که از او علم می آموزد، یا به او علم می آموزید، متواضع باشید و دانایان بزرگ طلب نباشید:
تواضعوا لمن تعلمون منه، وتواضعوا لمن تعلمونه و لا تکونوا جبابرة العلماء(45).
این روحیه، بی شک در کسی یافت می شود که دانش اندوزی و علم آموزی اش، برای خدا باشد نه برای فخر و مباهات و به رخ کشیدن و مجالات ریایی.
علمی که انگیزه الهی و صبغه و رنگ خدایی داشته باشد، بدون شک، تواضع آفرین و فروتن ساز است.
باز کلام عطر آگین پیامبر را بشنویم که فرمود است:
من طلب العلم لله، لم یصب منه بابا الا ازداد به فی نفسه ذلا و فی الناس تواضعا ولله خوفا و فی الدین اجتهادا، و ذلک الذی ینتفع بالعلم، فلیتعلمه...(46).
هر کس برای خدا طلب علم کند، با هر فصل وبابی که از علم فرا می گیرد، در ذات خویش، کوچکی می افزاید، و در میان مردم، تواضع و در برابر خداوند، خوف و در دین، تلاش و اجتهاد. چنین کسی است که از دانش سود می برد، پس بیاموزد آن را.
لابد از این حدیث شریف، شما هم این نتیجه روشن را می گیرد که اگر کسی علم بجوید،
ولی، نه احساس کوچکی در خود کند،
نه تواضع در برابر مردم،
نه پیدایش خوف خدا در دل،
نه تلاش و کوشش در دین،
چنین کسی برای خدا علم نیاموخته و این گونه فراگیری علم، سودی ندارد. درک عمیق و صحیح از هستی و جایگاه در مجموعه آفرینش و رابطه انسان با خدا و با مردم، طبیعتاً این حالت را فراهم می آورد.
مغروران و متکبران، دچار اشتباه و خطای در درک و شناختند، عوضی گرفته اند، البته که باید از خدا هم مدد خواست.
آن گونه که امام سجاد(علیه السلام) فرموده است:
خدایا! هرگز رتبه ام را در میان مردم بالا مبر،
مگر آنکه به همان اندازه مرا در نظر خودم پائین آوری.
خدایا! هرگز عزت ظاهری برایم پدید نیاور، مگر این که به همان اندازه در باطن خودم احساس کوچکی و حقارت پدید آوری(47)
لازم به ذکر است، این غیر از آن احساس حقارتی است که قبلا به عنوان ریشه کبر، از آن یاد شد.
این احساس، شناخت دقیق خود در برابر خدا است.