دستورات الهی

نویسنده : داود عارفی

مقدمه:

قرآن کتاب هدایت و بیان حقایق عالم هستی است، کتابی که جایگاه موجودات را در جهان هستی تعریف میکند و راه رشد و کمال هر موجودی را بیان می نماید و اینکه همه هستی به سوی خداوند که((رب العالمین)) است در حرکتند، یعنی همه چیز ناقص است و به سمت کمال و بی نقص بودن در حرکت است و خداوند که کمال و جمال مطلق است فقط اوست که میتواند نیاز هر نیازمندی و نقص هر ناقصی را برطرف کند و او را به رشد وکمال برساند و هر چیزی که در این عالم از نقص و عیب به کمال و رشد رسید، گویای این مطلب است که من خودم ناقص بودم، آنکه مرا کامل کرد خداوند رحمن و رحیم بود و این کلام هستی است که با وجود خود آن را ابراز میدارد و چشم و گوش بینا و شنوا آن را میبیند و می شنود، لذا تمام کلمات قرآن هدایتگر است، چه مستقیم، چه غیر مستقیم، در این نوشتار سعی شده کلمات و دستورات مستقیم خداوند که برای هدایت بندگانش آمده، جمع آوری گردد، تا باب ورودی باشد به دریای بی کران کلمات الهی، زیرا آنکس که وارد این بحر و دریای بی کران شود، هیچ گاه خارج نمی شود تا به رضوان الهی نائل گردد و در بهشت برین و لقای حق جای گیرد.
من الله توفیق
داود عارفی
بسم الله الرحمن الرحیم
تنزیل الکتب لا ریب فیه من رب العلمین(سجده 2)

سخنی از سخن دوست ندیدم خوش تر

در روایت آمده امام باقر (علیه السلام) از کوچه ای می گذشتند دیدند از منزلی بسیار سر و صدای گناه و آوازه خوانی می آید، از غلامی که درب منزل بود پرسیدند: صاحب این خانه عبد است یا حر غلام گفت: نه آقا، حر است.صاحب خانه که متوجه شده بود پرسید: که بود و چه میگفت؟ غلام گفت: آقایی بسیار محترم بود و پرسید صاحب خانه عبد است یا حر؟ صاحبخانه در فکر عمیقی فرو رفت و فهمید آقا چه فرموده است.دوان دوان دنبال آقا راه افتاد تا به او رسید و گفت: مولایم! عبدم! نفهمیدم، توبه میکنم و توبه کرد و عبد صالحی شد. خلاصه مقام انسان مقام بندگی و عبد بودن است و مقام عبد هم معلوم است یعنی: مطیع و فرمان بردار مولا. حال میخواهیم دستورات و فرمان های مولا و خالق خود را بدانیم تا بدان عمل کنیم و عبد باشیم و فرمان بردار؛ نه اینکه عاصی باشیم و خلاف گفته پروردگارمان عمل کنیم.
لازمه این معنا این است که اولاً دستورات خداوند را در تمام سطوح زندگی بدانیم؛ و آگاهی داشته باشیم. ثانیاً به دستورات آن عمل کنیم، چون تا عمل نکنیم به مقام عبد نمی رسیدم. در قرآن آمده همه موجودات عبد خدایند پس ما که اشرف موجودات هستیم و دارای قوه عاقله، از همه به اطاعت و فرمان برداری سزاوار تریم. هیچ موجودی در زمین و آسمان سرکشی خداوند نمی کند و ان من شی الا یسبح بحمده(اسراء، 44)پس فقط انسان است که به واسطه اختیاری که فلسفه وجودی اوست سرکشی میکند و خداوند نخواسته او را مجبور کند، لذا فرموده:لا اکراه فی الدینپس تو اختیار داری خواستی عبد باش و فرمان خدا را ببر یا نافرمانی کن و عاصی باش فمن شاء فلیومن و من شاء فلیکفر(کهف، 29)و اگر راهی غیر از بندگی را انتخاب کند، به خدا ضرری نمی زند بلکه به خود انسان ضرر میرسد؛ زیرا سود و زیان اعمال انسان به خودش بر میگردد؛ نه به خداوند تبارک و تعالی. خداوند میخواهد شما با اختیار به کمالات انسانی برسی و این است هدف و آهنگ هستی! اگر دانا شدید سودش را خودتان می برید و اگر دانا نشدید ضررش به خودتان میرسد:
و هذا کتب انزلنه مبارک فاتبعوه و اتقوا لعلکم ترحمون(انعام، 155)
و این کتابی پر برکت است که ما آن را نازل کردیم پس پیرو آن باشید و تقوا پیشه کنید، امید است که شما مشمول رحمت خدا گردید.

سوره حمد