مسئله شناسی فرهنگی (1)- آزادی در اسلام و غرب

نویسنده : سید حسین اسحاقی

دیباچه

می دانیم که تاریخ، آوردگاه اندیشه های متفاوت و میدان زور آزمایی مکتب های گوناگون است و ویژگی برجسته انسان نیز اندیشیدن و خردورزی او است. در میدان تضارب اندیشه ها، این دین مداران دل سوز هستند که از سر اخلاص و تعهد، برای حمایت از اندیشه های دینی و تفسیر شایسته و بایسته از ساحت دین کوشیده اند. آنان با شور آفرینی و تشویق دیگران به تکاپو و تلاش در این راستا، امید به آینده ای زیبا و سرشار از ایمان به مبدأ اعلی را نوید داده و انسان ها را از ناامیدی، دل مردگی و ایستایی رهانیده اند.
پاسداری از ساحت آموزه های دین در گردونه فتنه های گوناگون و در پیش گرفتن حق گویی، حق جویی و حق مداری بسیار دشوار است. در این میان، تنها مرزداران هوشیارند که می توانند با تفسیر درست دین و تبیین شایسته آموزه های مکتبی، دین را در برابر هجوم فرهنگ ستیزان و تزویرگران بیمه کنند. مرکز پژوهش های اسلامی با هدف بهره گیری از زلال اندیشه اسلامی می کوشد از خرمن اندیشمندان دینی، ره توشه معرفت برچیند و بار و بنه کمال و تعالی بربندد. در تحقق این مهم، پژوهش پیش رو با هدف تبیین دقیق قلمرو آزادی در اسلام و نیز پاسخ گویی به پرسش هایی در زمینه آزادی با بهره گیری از متون اندیشمندان اسلامی تهیه شده است.
در این میان شایسته است از تلاش پی گیرانه پدید آورنده این مجموعه، جناب آقای سید حسین اسحاقی و نیز ویراستار اثر، آقای محمد صادق دهقان سپاس گزاری کنیم. امید می بریم که این مجموعه در پیشگاه یزدان هستی بخش و بهره برداران گرامی پذیرفته افتد و روزی به یاری مان آید که جز قلب سلیم، هیچ اندوخته ای چاره ساز نیست.
گفتنی است هم اندیشی تهیه کنندگان، برنامه سازان، برنامه ریزان رسانه و دیگر بهره وران این مجموعه برای بازتاب دادن پرسش های موجود در این زمینه می تواند در هم سویی بیش از پیش ساختار پژوهش های تهیه شده در این مرکز با نیازهای روز جامعه و نسل جوان، بسیار کار ساز باشد. امید است با پیشنهادها و انتقادهای سازنده خود، ما را در پیشبرد اهداف فرهنگی یاد شده، یاری رسانید.
انه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما

پیش گفتار

سپاس خدای را که صبح اندیشه را بر چکاد آزادی نشاند.
آزادی، بخش جدایی ناپذیر حقوق معنوی هر انسان است. دین نیز نمایانگر ابعاد وجودی آدمی و شناساننده حقوق اوست. پس بدیهی است که دین برای آزادی، اهمیت ویژه ای در نظر بگیرد. عبادت، فلسفه آفرینش انسان است و بندگی از انسان آزاد، جز برای خداوند پذیرفته نیست. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: لا تکن عبد غیرک و قد جعلت الله حرا؛ بنده دیگران مباش که خداوند، تو را آزاد قرار داده است.(1)
خداوند، انسان را آفرید تا روزی اختیار، غیر الله را به دور ریزد و با کنار گذاشتن وابستگی ها در عین آزادی و آزادی، به کمال مطلوب و سر منزل مقصود برسد؛ که لسان الغیب، حافظ شیرازی می گوید:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود - ز هر چه رنگ تعلق پذیرد، آزاد است
در اندیشه دینی، دوری از شهوت ها و وابستگی ها بسیار پسندیده بوده و از آن به آزادی تعبیر شده است: من ترک الشهوات کان حراً
اسلام با رد اجبار در دین، آزادی عقیده را به رسمیت شناخته است. قرآن کریم می فرماید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی؛ هیچ اجبار و اکراهی در دین نیست. راه یابی از گمراهی روشن شده است.(2) حرمت انسان و آزادی او در پذیرش عقیده تا بدان جاست که خداوند حتی پیامبر را نیز بر انسان چیره نگردانیده است تا وی بتواند با اندیشه و خرد، مسیر حیات معنوی خود را برگزیند. قرآن کریم بارها خطاب به پیامبر اسلام (علیه السلام)، بر این مهم تأکید کرده است: فذکر انما مذکر لست علیهم بمصیطر؛ پس پند ده؛ که تو تنها یاد آور و پند دهنده ای و بر آنان تسلطی نداری. (غاشیه: 21) یا ما انت علیهم بجبار؛ تو بر آنان چیره نیستی. (ق 45)
آزادی در پذیرش راه حق از چنان منزلتی نزد خداوند برخوردار است که حتی نخواسته است پیامبران، دین خدا و راه نیک را بر مردم تحمیل کند؛ زیرا تنها اختیار در انجام نیکی و شر، سزاوار پاداش یا جزاست و رفتاری که از روی اجبار و اکراه باشد، برای انسان نتیجه ای در پی نخواهد داشت. البته اسلام در مقام تشریع، دین حق را برای پیروان خود می پسندد.
در اندیشه ناب اسلام، گر چه حکومت از آن خدا بوده و مشروعیتش، الهی است، ولی کار آمدی آن به اقبال مردم بستگی دارد. این دیدگاه، نوع متعالی نظام دینی است که مقبولیت مردمی را نیز به همراه دارد؛ نظامی که عنوان مردم سالاری دینی را بر پیشانی خود حک کرده است. از این رو، پیامبر که با منبع وحی پیوند دارد و معصوم است، به دستور قرآن، در بسیاری از امور با مردم مشورت می کرد: ...فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الأمر...؛... پس از مردم درگذر و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن....
(آل عمران: 159)
شاید بپرسند پیامبر که با منبع وحی پیوند داشته است، نیازی به مشورت ندارد. در پاسخ باید گفت اهمیت مشورت تا بدان جا بوده است که اسلام، تمرین مردم سالاری را برای پیروان خود با وجود پیامبر رحمت آغاز کرده است. مشورت نیز در صورتی مؤثر است که به کار گرفته شود و تنها جنبه ظاهری و تبلیغاتی نداشته باشد. پس مشورت با دیگران و پیروی از بهترین نظر، مهم ترین اصل شور است که قرآن بدان توجه کرده است آن گاه که می فرماید: فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه؛ پس مژده ده به آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند. (زمر: 20)
با عنایت به این مطالب، باید گفت اسلام به مشورت و تبادل نظر، اعتقادی راسخ دارد و بدیهی است که لازمه مشورت و تبادل نظر، آزادی بیان است؛ زیرا اصولاً تا زمانی که افراد در بیان عقیده خود آزاد نباشند، عقاید مخالف ظاهر نمی شوند. افزون بر آن، اذن در شی ء، اذن در لوازم آن نیز به شمار می رود و عمل به اصل مشورت در اسلام، به آزادی بیان بستگی دارد. اسلام با تأکید بر اصل شورا، افراد را در ارائه نظر و بیان عقیده آزاد گذاشته است.
در این پژوهش، با بررسی همه جنبه های آزادی برآنیم تا اثبات کنیم که اسلام نه تنها با آزادی مخالفتی ندارد، بلکه پشتیبان آن است. البته آزادی دینی با آزادی غربی که بر اساس فردگرایی (اندویدوالیسم) بنا نهاده شده است، تفاوت ماهوی دارد. در اسلام، آزادی هدف نیست، بلکه وسیله ای برای رشد و ارتقای بشر در راه رسیدن به کمال و تقرب به ذات اقدس الهی است. قرآن کریم و دیگر منابع شرعی در زمینه بسیاری از این آزادی ها صراحت دارند. همچنین بری از انواع آزادی های امروزی مانند: آزادی مطبوعات، رسانه ها، شغل، رفت و آمد و... را می توان از اصول کلی آزادی در اسلام استنباط کرد. بنابراین، به دور از انصاف است که به بهانه برخی تقیّدها و محرماتی که اسلام وضع کرده است، این دین را منافی آزادی بدانیم. به هر حال، باید گفت اسلام، دین محدودیت نیست، بلکه با آموزه های ناب دینی، هماره آزاد اندیشی و آزاد منشی را به پیروان واقعی خود آموخته است.
در پژوهش پیش روی، بخش اول را به بررسی مفاهیم اساسی همچون دین و آزادی در مکتب های فکری و در دایره واژگانی اسلام اختصاص داده ایم. بخش دوم با دسته بندی عقیده و بررسی سیره حضرت محمد صلی الله علیه و آله در برخورد با عقاید مخالفان اسلام، اندکی به بحث جهاد مسلمانان با صاحبان دیگر عقاید و حکم ارتداد می پردازد. بخش سوم که به آزادی بیان اختصاص دارد، از قلمرو آزادی بیان در اسلام سخن می گوید و شرایط آن را برای مسلمانان و غیر مسلمانان بر می شمارد.
بخش چهارم به طور فشرده، آزادی رفتار را در اسلام و غرب با هم مقایسه می کند و بخش پنجم، به تفصیل، آزادی معنوی را در اسلام و غرب می کاود. در بخش ششم، پس از آشنا شدن با تعریف و مبانی نظام اقتصادی اسلام، از گستره آزادی اقتصادی در این نظام آگاه می شویم. در بخش هفتم سخن از مبانی و ارکان آزادی سیاسی است که با پی آمدهای این آزادی نیز آشنا خواهیم شد.
گفتنی است در بخش هشتم برای تکمیل بحث، به پرسش ها و شبه هایی که درباره آزادی مطرح است، پاسخ داده ایم و در بخش نهم، آموزه های کلی اسلام درباره آزادی فهرست شده است.
با جمع بندی مباحث در این بخش، پرونده این پژوهش بسته می شود، ولی راه پژوهش در زمینه آزادی و پیوند آن با دین، همچنان باز است تا پژوهندگان در این مسیر گام نهند.

بخش اول کلیات

الف) بررسی مفاهیم اساسی پژوهش