فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

الف) حق شخصی مقتول،

قاتل چه اعدام بشود و چه نشود در پیشگاه خداوند در قیامت در برابر خون مقتول باید پاسخ دهد و مجازات اخروی او با قصاص و دیه از بین نمی رود، و استیفای حق مقتول فقط در قیامت میسر است و اولیای مقتول حق اخروی او را نمی تواند ببخشند یا بگیرند.

ب) حق جامعه،

اگر در جامعه قاتل مجازات نشود و قاتل ترسی از مجازات احساس نکند، امنیتی در جامعه قاتل مجازات نشود و قاتل ترسی از مجازات احساس نکند، امنیتی در جامعه نخواهد بود و هر کسی با اندک دشمنی با انگیزه های مختلف اقدام به کشتن افرادی خواهد کرد،اصل تشریع قصاص برای همین منظور است و مخاطب آیات قصاص نیز جامعه است.

ج) حق عاطفی بستگان مقتول، که در پی کشته شدن یک فرد کینه ای نسبت به قاتل در دل آنها پدید می آید،و

حق قصاص برای اولیای مقتول یا تبدیل آن به دیه آرامشی را در دل آنان به وجود می آورد، و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا(340)، و در واقع اجرای حکم قصاص را حقوق بازماندگان مقتول است و از حقوق خود مقتول نیست که بگوییم شخصیت او چگونه ارزیابی شده است، و تفاوتی نمی کند که بازماندگان مقتول، مرد باشند یا زن، مقتول در دنیا هیچ گونه تصرف و اختیاری نسبت به قاتل خود ندارد و اولیای مقتول، شخصیت و ارزش او را با قاتل مورد مطالعه قرار نمی دهند، و نیز قصاص قاتل از سوی اولیای مقتول، حق مقتول را در قیامت از او سلب نمی کند، پس تسلط بر جان قاتل از حقوق اولیای مقتول است نه خود مقتول، که بگوییم این حق از مقتول به بازماندگانش به ارث رسیده است، این حق، از حقوق اولیای مقتول است می توانند عفو نمایند و می توانند قصاص را به دیه تبدیل کنند.
در مورد تحلیل حکم به پرداخت نصف دیه در صورت قصاص مرد قاتل، می توان گفت: حکم معنوی، خاستگاه معنوی و حکم اقتصادی، خاستگاه اقتصادی دارد، و از آنجا که مسئولیت اقتصادی اعضای خانواده زن، بر عهده مرد است و زن هیچ مسئولیتی حتی در مورد هزینه زندگی خود ندارد حکم پرداخت نصف دیه به بازماندگان مرد قاتل، از حقوق آنها به حساب می آید و گرنه انسان پس از مرگ او مطرح می شود - مانند وصیت به ثلث مال - از موضوعات حقوقی است که در زمان حیات او ایجاد شده و از موارد تصرف آدمی در مال خود در زمان زندگی اوست. و در این رابطه تنها جایگاه اقتصادی و تولیدی قاتل و مقتول در نظر گرفته شده است و ارزش انسانی آنها به هیچ وجه مورد مطالعه قرار نگرفته است و دیه صرفا به منظور جبران خسارتی است که از حیث کار درآمد پدید آمده است. به بیان دیگر پرداخت نصف دیه از سوی بازماندگان زن مقتول به بازماندگان قاتل، در یک سو داوری، و جرم قاتل و حقوق بازماندگان او در سوی دیگر داوری است، و تقابل به تنهایی میان زن و مرد نیست تا بگوییم به حقوق و شخصیت زنان ستم شده است.