فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

همزمان زن اختیار کند؟

کسانی که بدون توجه به تفاوت های طبیعی و اجتماعی زن و مرد که به تفاوت هایی در برخی احکام انجامیده، در تسالم و تعامل اندیشه های دینی با اندیشه و تفکر هر زمان،ایجاد شبه می کنند.در پاسخ به شبهات این افراد باید گفت: اگر با آنان توافق جدی در دین شناسی و انسان شناسی صورت نگرفته باشد بحث در موارد جزئی جدالی بی حاصل خواهد بود.
تردیدی نیست که تفاوت هایی در ساختار طبیعی خلقت زن و مرد وجود دارد و همین تفاوت ها لزوما، موجب متفاوت بودن وظایف طبیعی و تکالیف و مزایای اجتماعی می گردد. شاید بتوان از آیه و للمطلقات یتربصن بأنفسهن ثلاثه قروء و لایحل لهن أن یکتمن ما خلق الله فی أرحامهن ان کن یومن بالله و الیوم الاخر و بعولتهن احق بردهن فی ذالک(323) در کنار احادیث ائمه اطهار به این پرسش چنین پاسخ گفت: که عمده دلیل در تک شوهری زن و عده نگهداشتن او، حفظ میاه و أنساب است. در تاریخ آمده است: عده ای از زنان به حضور امیرالمومنین (علیه السلام) رسیدند و گفتند: چرا اسلام به مردان اجازه داده است که چند همسر اختیار کنند ولی برای زنان چنین نیست؟ حضرت دستور دادند ظرف ها را در ظرف بزرگی که در مجلس بود بریزند: همانطوری که آب مخلوط شده را نمی توان از یکدیگر جدا کرد همانطور هم زنی که چند شوهر دارد و خواه ناخواه با همه آنها همبستری می شود اگر فرزندی بیاورد معلوم نمی شود که این فرزند از نسل کدام شوهر است.
و لا یحل لهن أن یکتمن ما خلق الله فی أرحامهن، و زنان دین باور بار رحم خود را کتمان نمی کنند (تا ازدواج دیگری صورت نگیرد و اختلاطی در نسب ها روی ندهد).
همچنین از آیه این نکته نیز استفاده می شود که عده نگهداشتن زن دلیل دیگری نیز دارد وان اینکه این مدت فترت راهی برای روجوع و پیوند مجدد با نیت اصلاح خواهد بود و بعو لتهن احق بردهن ان أرادوا اصلاحا.
تحقیقات روان شناسی هم ثابت کرده است که زن بیش از مرد خواهان تک همسری است، زن از مرد تنها عاملی برای غریزه جنسی خود نمی خواهد،بلکه او موجودی را می خواهد که حامی و مدافع او باشد، برایش فداکاری کند و غمخوار او باشد، برایش زحمت بکشد و محصول کار و تلاش خود را نثار او نماید و احتیاجات مالی وسیع او و همه زندگیش را تأمین نماید. و این یکی از تفاوت های زن و مرد است.
و اما تعداد همسران برای مردان، فانحکوا ماطاب لکم من النساء منثی و ثلاث و رباع فان خفتم ألا تعدلوا فواحده(324)، (در صورتی که شما مردان عدالت را رعایت کنید می توانید دو زن یا سه یا چهار زن را در نکاح خود نگه دارید و اگر بترسید که با زنان متعدد عدالت را از دست بدهید فقط یک زن اختیار کنید تا زمینه اختلاف و بی عدالتی از میان برود)
تعدد همسران علت های گوناگونی دارد: 1- زنان به خاطر داشتن عادت ماهانه، آمادگی را در همه زمان ها ندارد، و یسئلونک عن المحیض قل هو أذی فاعتزلوا النساء فی المحیض و لاتقربوهن حتی یطهرن(325) (از تو درباره خونریزی رحم از زنان کناره بگیرید و به آنها نزدیک نشوید تا پاک شوند)،و همچنین خستگی زن از زایمان - ایام نفاس - و مدتی خواسته غریزی مرد و تمایلات شدید جنسی او پاسخ مثبت دهد.
2- محدود بودن دوره فرزندانی زن، زنان در سن یائسگی نازا می شوند ولی علاقه به فرزند که جزء زینت های دنیاست و توانایی فرزنددار شدن در مردان همچنان باقی است، المال و النون زینه الحیوه الدنیا(326) و زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین(327).
3- و فزونی عدد زنان بر مردان مهم ترین عامل است. در جوامع بشری تلفات مردان همیشه بیشتر از زنان بوده است چه از جهت شغلی (سانحه رانندگی، برق کشی، کشتی رانی،کندن چاه و شکار...) و چه از جهت اجتماعی و جنگ های بی شمار و چه از جهت بیماری ها، زیرا که مقاومت زنان در برابر بیماری ها بیشتر و تلفات مردان فراوان تر است.
و این، یک مشکل اجتماعی است، زیرا بدیهی است که اگر در جامعه مشکل فزونی نسبی زنان نیازمند به مرد وجود نداشته باشد تعدد همسران خود به خود از میان می رود. اما اگر تعداد زنان بر مردان فزونی برای این مشکل اجتماعی و برهم خوردن تعادل مرد و زن، یکی از سه راه را باید طی کرد:
1- مردان در همه موارد به یک همسر اکتفا کنند و زنان اضافی تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و نیازهای درونی شان بی جواب بماند.
2- مردان فقط یک همسر قانونی داشته باشند ولی روابط آزاد و نامشروع با زنان بی شوهر بر قرار کنند.
3- کسانی که توانایی اداره بیش از یک همسر را دارند و از نظر جسمی، مالی و اخلاقی مشکلی برای شان ایجاد نمی شود و توانایی اجرای کامل عدالت را میان همسران و فرزندان خود دارند به آنان اجازه داده شود بیش از یک همسر انتخاب کنند. حال اگر راه اول را انتخاب کنیم با غرایز، فطرت و نیازهای بشری به مبارزه برخاسته ایم و عواطف این دسته از زنان را نادیده گرفته ایم،در این مبارزه پیروزی نیست.این مسأله سه زاویه ای تعداد همسران اگر از دریچه چشم همسر دوم یا از زاویه دید مرد بررسی شود قضاوت گونه دیگر خواهد بود. و انتخاب راه دوم به معنای به رسمیت شناختن فحشاء است، زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند نه تأمینی دارند و نه آینده و نه شخصیتی.
بنابراین راه سوم باقی می ماند تا هم به خواسته های فطری و غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم جامعه از گرداب گناه و عواقب شوم فحشاء و نابسامانی های زندگی بر کنار باشد.

برنامه اسلام در مسأله چند همسری:

اسلام چند همسری را نه اختراع کرد و نه آن را باطل اعلام کرد،بلکه آن را اصلاح کرد و تشکیل حرمسرا را ممنوع کرد. اسلام برای تعدد همسران دو شرط قرار داد:1- حداکثر را برای مردان چهار زن مشخص کرد. 2- رعایت عدالت را میان همسران و فرزندان، لازم و ضروری دانست. از نظر اسلام سو گلی بازی و تبعیض میان زنان به هر عنوانی روا نیست.
اما آیه 128 سوره نساء که عدالت را شرط نمی داند و از توان بشری بیرون می داند، عدالت از جهت محبت است و لن تستطعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم، حال که برقراری عدالت در محبت قلبی از توان بشری بیرون است پس نباید تمام توجه را به یکی معطوف و دیگری را رها وانهد فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه.

شبهه دوم: چرا سهم ارث زن از مرد کمتر است؟

شاید برخی تصور کنند که خوب است انسان، اموال بعد از خود را جزو اموال عمومی در اختیار بیت المال قرار دهد،ولی این کار از عدالت بدور است، زیرا همان طور که قسمتی از صفا جسمی و روحی پدر و مادر به نسل های بعد منتقل مسود،نباشد اموال آنها بعد از مرگ شان از این قانون استثنا گردد.اصولا قانون ارث،تحرک و جنبش بیشتری به چرخ های اقتصاد یک کشور می دهد، چرا که بسیاری از مردم سرمایه کافی برای زندگی خود تا پایان عمر دارند ولی از تلاش و کوشش برای تولید بیشتر دست برنمی دارند تا آینده فرزندانشان نیز تأمین گردد، از این رو با وجود این قانون قسمت مهمی از فعالیت های اقتصادی فعال تر و پرخروش تر به جریان خود ادامه می دهد. در اسلام برای زن و مرد در اصل ارث بردن از اموال والدین یا خویشان، چه کم یا زیاد، بهره ای است للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء مما ترک الوالدان و الاقربون(328) ولی در سهم ارث زن و مرد تفاوت است، للذکر مثل حظ الانثیین(329)، مرحوم علامه طباطبایی در این رابطه می گوید: در ظاهر، ارث مدر و دو برابر ارث زنان است، ولی با اندکی دقت روشن می شود که بهره و استفاده زن دو برابر است، زیرا با توجه به وظایف مردان در پرداخت مهریه و نفقه، نیمی از درآمد آنان عملا صرف زنان می شود، مرد باید هزینه زندگی همسر خود را طبق نیاز او از خوراک و پوشاک و مسکن و سایر احتیاجات او بپردازد در حالی که زن می تواند سهم ارث خود را پس انداز کند، چه بسا بانوانی که به واسطه ارثیه خود مستطیع می شوند و واجب است به حج بروند. پس در ظاهر، مردان مالک دو ثلث مال هستند.
اما بیان قرآن در بیابان قانون ارث چه زیباست، للذکر مثل خط الانثیین، قرآن ارث زن را قطعی بیان می کند و گویی اصل را، میراث زن داده و سپس مقدار سهام مرد را دو برابر آن مشخص کرده است.(330)
امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به این پرسش چنین فرمودند: سهم ارث زنا نصف مردان است زیرا زن هنگام ازدواج چیزی به عنوان مهریه می گیرد و علاوه بر آن هزینه مخارج زندگی زنان بر دوش مردان است و زن در برابر هزینه زندگی مرد و خودش مسوولیتی ندارد.(331)