فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

آسیب پذیری زنان

خدایی که در مقام هدایت بندگان است و می خواهد آنها را به کمال و سعادت برساند، آن چه در سعادت آنان بیشتر موثر است آن را بیشتر بیان می کند و بر آن تأکید می کند. قرآن که آخرین برنامه انسان سازی است این مسائل را بیان فرموده و راه را نشان داده است. از مجموع آیات و روایاتی که در مباحث گذشته به آنها اشاره کردیم راه سعادت و نیک بختی زن و روشن می شود و در نقطه مقابل آسیب های آنان نیز نمایان می شود.
نمونه اعلای زیبایی و لطافت در جهان آفرینش زن است و دامان او دامان معراجی است که از آن انسان ها پای بر قله ها شکوه و عظمت جمال الهی می گذارند. در نقطه مقابل آن، زن در رهبری به سوی کارهای خلاف و سوق دادن به گناهان، مجسمه شیطان می شود، و در این مسیر مثل و نمونه کافران و بدان و کجروان، و بدترین و شوم ترین چیزها می گردد.(301)
از طلا بهتر و از خاک بدتر: لیس للمرأه خطر لالصالحتهن و لا لطالحتهن، اما صالحتهن فلیس خطرها الذهب و الفضه، هی خیر من الذهب والفضه و امام طالحتهن فلیس التراب خطرها بل التراب خیر منها(302)، برای زن بها و قیمتی نمی توان مشخص کرد نه برای خوبانشان و نه برای بدانشان، خوبانشان را با طلا و نقره نمی توان قیمت گذارد زیرا از طلا و نقره بهترند و بدکارانشان را با خاک نمی توان ارزش گذرای کرد چون خاک از آنان بهتر است.
همان گونه که گفته شد پایه های بنای خانواده بر محبت و مودت بنا شده است، پس نباید از انواع آفاتی که اساس آن را ویران می کند غافل شد. همچنین نباید از سایر آفاتی که ممکن است دامنگیر بانوان دین باور شود نباید غفلت کرد.

ناسازگاری

زن و شوهر با اولین سرمایه خدادی یعنی محبت و علاقه به جنس مخالف، وبا تصور هماهنگی طرف مقابل با معیارهای ارزشی خود، زندگی پر شور و عشق خود را آغاز می کنند، هر کدام از طرفین با تمام وجود هر را در اختیار دارد مهر و صفا در کمال اخلاص به همسر خود تقدیم می کند نه زن از اینکه انجام کارهای منزل وظیفه او نیست سخنی به میان می آورد و نه مرد به آن میزان از حقوقی که قانون در مقابل همسر به عهده اش گذارده، اکتفا می کند. هر دو در پی آن هستند که زندگی را گرمتر و پایدارتر کنند و از ورود آفات و مشکلات به درون خانه سبز و خرمشان جلوگیری کنند، آفاتی که محبت را درون خانه از بین می برد و خانه را که محل امن و آسایش و پناه افراد آن می باشد به جهنم سوزان و غیر قابل تحمل تبدیل می کند، و البته زنان در این میان از قدرت و استعداد ویژه ای برخور دارند. قرآن در مورد زنان ناسپاس و بی محبت که رعایت شئون خانوادگی را نمی کنند می فرماید:
و اللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی امضاجع و اضربوهن فان أطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا(303)، (آن زنانی را که از نافرمانی شان (در رابطه با عمل زناشویی) بیم دارید، اندرز دهید و در خوابگاه از آن دروی کنید و (سپس) آنان را بزنید، اگر فرمانبرداری کردند، پس دیگر راه بیداد را پیش میگرید).
اسلام اطاعت زن از شوهر را در مسایل ویژه زن و شوهری، لازم و تکلیف می داند و این را حقی برای شوهر می داند. البته اهمیت و ضرورت این حق و لزوم بر آورد این نیاز - که از ابتدایی ترین و ضروری ترین حقوق شوهر است - بر کسی پوشیده نیست.
و از آنجا که قدرت مرد به طور طبیعی بیشتر است قرآن کریم دایره آن را محدود کرده و از هر گونه زیاده روی منع نموده و شیوه قانونی معین کرده است.
نافرمانی زن اگر به خاطر انتقام جویی و درهم شکستن شخصیت مرد و توهین به او باشد، مرد باید به پند و اندرز و تفاهم عاطفی و منطقی بپردازد و اگر زن به لجاجت خود ادامه داد مرد می تواند با زن قهر کرده و موقتا در رختخواب از او جدا گردد و سپس با ضربه خفیفی که ملایم و غیر مضر است بدون هیچ جراحت و صدمه ای به زن اعلان اعتراض کند و اگر لجاجت زن باز هم ادامه یافت کار را به دوران خانوادگی و بعد، به دادگاه بکشاند. این جریان خصوصی و جنسی که با شرم و اختفاء همراه است نباید در همان مراحل ابتدایی به سرعت به دادگاه عمومی و ملاء عام کشیده شود و آبروی زن و مرد به خطر افتد بلکه ابتدا در سطح محدودی در خانه حل می شود. و این حکم و اجازه در مسیر تعدیل زن و اصلاح حق ناشناسی و استبداد او برای اجرای عدالت است و نباید به صورت ابزاری سوء استفاده مرد در جهت ظلم به همسرش، درآید.
به علاوه نشوز صرفا با بروز یک حالت روانی زودگذر مثل قهر و عصبانیت موقت زن صدق نمی کند و لغویین آن را به کینه توزی و ستم ورزیدن و جفا... معنی کرده اند.
مسئله دیگری که اینجا باید مورد توجه قرار گیرد چگونگی این ضرب است.
حدود و کیفیت آن را روایات مشخص کرده اند و گفته اند: منظور، زدن بسیار نرمی است که هیچ گونه اثری برجای نگذارد، امام صادق (علیه السلام) آن را به زدن با مسواک تفسیر می کند: ...انه الضرب بالسواک(304)
و این در واقع اعلان تنفر و انزجار است نه تنبیه بدنی. و البته همین مقدار هم باید پس از یأس از راه حل های دوستانه و آن دو مرحله اخلاقی و تربیتی انجام گیرد.
و روشن است که منظور از اضربوهن جواز کتک زدن و شکنجه نیست بلکه صرفا هشدار و اعتراض به زن وظیفه شناس در جهت مصالح طرفین است و نه اشباع حس انتقام و دل خنک کردن، که فقهاء آن را صریحا حرام دانسته اند.(305)
دوری در خوابگاه نیز نباید به زیاده روی بینجامد. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: صوره الهجر أن یحول ظهره الیها فی الفراش (306)، پشت به زن بخوابد،نه دوری زیاد و یا به اطاقی دیگر رفتن و یا ترک خانه. برخی از فقیهان اطاعت زن از شوهر را - که در صورت عدم آن، مرد این سه راه به ترتیب در پیش رو دارد - تنها در همان رابطه ویژه زن و شوهری می دانند و البته این زمانی است که خودداری او از این کار به خاطر اختلالات جنسی و یا بیماری نباشد.(307)
روشن است که کوتاهی عمدی مردان نیز در وظایف خود نسبت به همسرانشان آنان را از سوی حاکم شرع مستحق تعزیر و مجازات شرعی می کند.

مردان بی مسئوولیت

قرآن در مورد مردان بی عاطفه و بی مسئولیت می فرماید:
و ان امرأه خافت من بعلها نشوزا أو اعراضا فلا جناح علیهما أن یصلحا بینهم صالحا و الصلح خیر و أخضرت الأنفس الشح(308)، (و اگر زنی از شوهر خویش بیم ناسازگاری یا روی گردانی داشته باشد،بر آن دو گناهی نیست که از راه صلح با یکدیگر به آشتی گرایند؛ که سازش بهتر است. و لی بخل و (بی گذشت بودن)،در نفوس حضور (غلبه) دارد و اگر نیکی کنید و پرهیزکاری پیشه نمایید،قطعا خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است).
مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه می گوید: خداوند شرط اصلاح را خوف نشوز و روی گردانی قرار داد نه خود روی گردانی، زیرا موضوع صلح از زمانی تحقق می یابد که علامت نشوز تحقق یابد. و سیاق آیه بر این دلالت دارد که منظور از صلح و مصالحه این است که زن از بعضی حقوق زناشویی خویش صرف نظر کند تا انس و علاقه شوهر را جلب نماید و به این وسیله از طلاق و جدایی جلوگیری کند،و بداند که صلح بهتر است، و احضرت الأنفس الشح غریزه بخل از غرازی نفسانی است که خدای تعالی بشر را بر آن آفریده تا منافع و مصالح خود را حفظ نماید.از این رو هر نفسی بخل دارد و بخلش همواره نزد او حاضر است، زن نسبت به حقوق خود در زوجیت، لباس و خوراک و عمل زناشویی بخل می ورزد و از تلف شدن آن جلوگیری می کند، و مرد در صورتی که به زندگی با آن زن بی میل شده باشد از موافقت و محبت به او بخل می ورزد، در این حال اشکالی ندارد که آنان بین خود صلح برقرار نموده یعنی از پاره ای از حقوق خود چشم پوشی کنند.
و ان تحسنوا و تتقوا این جمله پندی برای مردان است که از جاده احسان و تقوا خارج نشوند و توجه داشته باشند که خدا از کرده های آنان باخبر است، پس بر زنان ستم روا ندارند و آنان را مجبور نسازند که از حقوق خود چشم بپوشند هر چند که خود می توانند چنین کنند.(309)
در اینجا راه حل های قبلی یعنی جدایی در رختخواب و زدن خفیف برای هشدار به مرد کارساز نیست چون اساسا روحیات جنسی و وضعیت روانی و بدنی زن و مرد متفاوت است و در عمل زناشویی نیز متفاوت عمل می کنند، عاملیت یکی و پذیرش دیگری دو موقعیت جنسی و روانی مختلف را ایجاد می کند و از این رو روی گردانی جنسی زن و مرد نمی تواند دو حکم یکسان و راه حل واحدی داشته باشد.در عین حال حقوق زن در قرآن به طور کامل لحاظ شده و با توجه به تفاوت روحیات جنسی و قوای جسمی و روانی عصبی این راه حل ها ارائه شده است. قرآن اصلاح رابطه زن و مرد را به نفع طرفین می خواهد و این اصلاح ابتدا خصوصی و درون خانوادگی و سپس با کمک گرفتن از داوران خانوادگی(310) و در نهایت توسل به معاشقه کند و راه حل های زنانه وجود دارد و نباید مسئله اختلال در این امر از همان ابتدا به دادگاه کشانده شود.(311)
در بحث تمکین فقها با توجه به روایات متعدد از رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) و حضرات معصومین درباره نهی از بیرون رفتن زن بدون اجازه همسرش به این وظیفه مهم از وظایف زنان تأکید می کنند.
زنان در بیرون رفتن از خانه رضایت همسرشان را جلب کنند، زیرا در غیر این صورت مورد لعن و نفرین ملائکه قرار می گیرند. نهی رسول الله (صلی علی محمد و آله و سلم) أن تخرج المرأه من بیتها بغیر اذن زوجها فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء و کل شیی ء تمر علیها من الجن و الانسی حتی ترجع الی بیتها(312)