فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

حضرت زینب (علیها السلام)

بانوی بلند قامت و نیکو چهره ای - جامع کمالات پنج تن آل عبا بود، در شکوه ظاهری و عظمت معنوی همچون جدش رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم)، در حیا و عفت همچون مادرش فاطمه (سلام الله علیه)، در شیوایی و رسایی بیان همچون پدرش هلی (علیه السلام)، در حلم و صبر انقلابی همچون برادرش حسن (علیه السلام) و در شجاعت و قوت قلب همچون برادرش حسین (علیه السلام) بود. و در وقار و شخصیت به جده اش حضرت خدیجه (سلام الله علیه) بسیار شبیه بود.(266)
در مثلث وجودی شخصیت حضرت زینب (سلام الله علیه) که بر اساس سه پایه اصلی وراثت، تربیت و محیط شکل می گرفت هیچگونه ابهامی وجود نداشت. شرافت نسبی او بسیار ولا بود: جدش رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) خاتم الانبیاء، جده اش حضرت خدیجه (سلام الله علیه) از بانوان بهشتی، پدرش سرور اوصیاء و مادش سیده زنان جهان و دو برادرش سروران جونان اهل بهشت بودند.
تربیت او در جمع آل عبا تربیت صیحیح و کامل بود. از کودکی محبتش به برادرش امام حسین (علیه السلام) تعجب دیگران را بر می انگیخت و در ازدواجش با عبدالله بن جعفر طیار(267) - پسر عمویش - شرط کرد که در سفر و حضر از حسین جدا نشود. شخصیت و عظمت او نه به خاطر آن بود که دختر علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیه) بود بلکه او به خاطر عبادت و رفتار خالصانه اش از میان خواهرانش ممتاز شد. او در جهت رسیدگی به تهیدستان و به طور کلی در جمع اضداد در درون خود همچون پدرش علی (علیه السلام) بود.
برترین ارزش ها در عظمت وجودی انسان علم و تقوا و جهاد و انفاق است و حضرت از این ویژگی ها در حد بسیار بالا برخوردار بود، علم او علم معمولی نبود بلکه علم لدنی داشت. ابن عباس(268) در نقل خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیه) از او با عنوان عقیله یاد می کند و می گوید: حدثتنی عقیلتنا زینب بنت علی (علیه السلام) و شوهرش عبدالله نیز او را این نام می خواند: یا بنت المرتضی و عقیله بنی هاشم(269). ایشان در کوفه، در زمان حکومت پدرش، محفل تفسیر قرآن برا بانوان تربیت داده بود.
آری، ایشان برای تحکیم و گسترش اسلام از هیچ کوششی دریغ نکرد.
او در پاک زیستن و قداست به آنجا رسید که شایستگی حمل اسرار امامت و نیابت خاص امام حسین (علیه السلام) را یافت.(270)
آری اگر مادرش زهرا (سلام الله علیه) ام ابیها، بود او هم زینب زین ابیها، گشت. و همچون مادرش در راه دفاع از ولایت از همه چیز خود گذشت و سختی ها را بر جان خرید. او به مادرش بسیار شبیه بود؛ عبادتش نماز شبش، رضایتش، پوشیدگی اش و شجاعتش و... مادرش را در اذهان تداعی می کرد.
عبادت حضرت زینب (سلام الله علیه): علامه شیخ شریف(271) از فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) نقل می کند: ام عمی زینب فانها لم تزل قائمه تلک الیله - ای عاشره من المحرم - فی محرابها تستغیث الی ربها. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: هنگام اسارت عمه ام زینب از کوفه تا شام با آنهمه رنج و سختی و پرستاری و تجدید داغ ها از عبادت خود نکاست، در یکی از شب ها عمه ام را دیدم که بر اثر ضعف نشسته نماز می خواند، علتش را پرسیدم، گفت: سه شبانه روز است که جیره غذایی خود را به کودکان می دهم و بر اثر گرسنگی تاب ایستادن ندارم.(272)
خامس آل عبا در وداع آخرین به خواهرش فرمود: یا اختاه لانتسینی فی نافله اللیل.(273)

پوشیدگی حضرت (سلام الله علیه): ایشان معدن حیا و شرم بود. علامه مامقانی در این باره می گوید: و

هی فی الحجاب و العفاف فریده لم یر شخصها احد من الرجال فی زمان أبیها و اخویها الی یوم الطف، زینب در حفظ حریم حجاب و عفت یگانه بود و احدی از مردان نامحرم در عصر پدر و برادرانش تا روز عاشورا او را ندیده بودند.(274)
صبر حضرت (سلام الله علیه): آنقدر صبر کرد که ملائکه آسمان ها از صبر او به شگفتی آمدند، لقد عجبت من صبرها ملائکه المساوات، و خود می فرمود: سأصبر حتی یعجز الصبر عن صبری. و به خاطر شدت مصائب وارده به ام المصائب نام گرفت. پس از مقام صبر، مقام رضا است و او راضی به رضای الهی بود و کالجبل الراسخ لاتحرکها العواصف همچون کوه پا برجا و استوار به استقبال آنهمه سختی شتافت. و آنگاه که در روز یازدهم پای در قتلگاه گذارد دست به زیر آن بدن پاره پاره و بی سر برد عرض کرد: الهم تقبل منا هذا القلیل، خدایا این اندک قربانی را از ما بپذیرد(275). و پس از مقام رضا، مقام شکر است، حضرت (سلام الله علیه) در گفتارها و خطبه هایش همه جا شکر الهی را به طور کامل به جا می آورد.
خطبه های حضرت (سلام الله علیه): زینب یکه تاز میدان ها بود و دارای شجاعت و صلابت بی نظیر بود، شیر زن کربلا، خطیب قهرمان و پیام رسان خون شهیدان با خطبه های غرا و کوبنده خویش دستگاه تبلیغات دروغ پردازی حکومت را رسوا کرد و به مردم فریب خورده فهماند که خارجی ها عزیزان پیغمبر (صلی علی محمد و آله و سلم) بوده اند و جرمشان حقگویی و دفاع از اسلام بوده است.
علامه دربندی در اسرار الشهاده می گوید: هر کس در خطبه حضرت زینب (سلام الله علیه) در مجلس یزید و احتیاج ایشان و نفحات انفاس قدیسه و شیوایی و فصاحت کلمات شریف بنگرد خواهد دانست که این علم و معرفت از نوع علوم اکتسابی نیست و ایراد این خطبه های بی مقدمه و ناگهانی جز از کسانی که هم طراز معصوم باشند ممکن نیست. روح نورانی و قدسی فوق العاده اش باعث شد که مجلس در قبضه او باشد به طوری که یزید نتوانست سخن را در دهان آن بانوی بزرگ بشکند و حضرت (سلام الله علیه) آن خطبه طولانی و پرمعنا و افشاگرانه را با آن محتوای عالی و فصاحت عجیب ایراد فرمود، و این از ویژگی های صاحبان ولایت مطلقه است.(276)
بشیر بن خزیم اسدی از شخصیت های معروف آن زمان می گوید: ولم أر والله حفره قط کأنها تفرغ من لسان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام)، سوگند به خدا، هرگز زنی که سراپا شرم و حیا باشد سخنران از زینب ندیدم گویی از زبان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نطق می کرد و سخن گفتن را از آن حضرت فراگرفته بود.(277)
آن زمانی که حضرت در اسارت در شهر کوفه در آن ازدحام زن و مرد به جمعیت اشاره کرد که ساکت شوید، و قد اوقأت الی الناس أن اسکتوا، فارتدت الانفاس و سکنت الاجراس، در این هنگام نفس ها در سینه ها حبس و زنگ هایی که در گردن اسبان بود از حرکت ایستاد و سکوت همه جا را فرا گرفت این گونه صبر و قوت قلب و آرامش و وادار کردن جمعیت انبوه به سکوت از یک بانوی پر غم و غصه نشانگر آن است که او بهره عظیمی از مقام والای ولایت داشت(278) و این، یک نمونه عینی از ظهور ولایت آن بانو است.
او در دفاع از ولایت و حفظ جان ولی خدا جان خویش را نمی شناخت: 1- در عصر عاشوراء در حمله لشکر دشمن به خیام حرم، هنگامی که خواستند امام سجاد (علیه السلام) را شهید کنند با شجاعت تمام، حضرت را نجات داد. 2- در مجلس ابن زیاد؛ پس از احتیاج امام سجاد (علیه السلام) با ابن زیاد، او به شهادت امام سجاد (علیه السلام) فرمان داد، زینب (سلام الله علیه) دست در گردن فرزند برادر انداخت و هر قدر خواستند او را جدا کنند نتوانستند و گفت: تا من زنده ام نخواهم گذاشت او را بکشید. 3- و در شام در مجلس یزید باز همین صحنه تکرار شد.(279)
او همچون پروانه گرداگرد نور ولایت می چرخید. در روز یازدهم محرم که کاروان اسیران را از کنار قتلگاه عبور دادند امام سجاد (علیه السلام) که بر اثر بیماری نمی توانست پیاده شود و بر پشت شتر بسته شده بود با دیدن شهیدان در خون تپیده نزدیک بود که روح از بدنش بیرون شود، زینب (سلام الله علیه) برای دلداری جلو آمد و گفت: مالی أراک تجود بنفسک یا بقیه جدی و ابی و اخوتی، یادگار جد و پدر و برادرانم، این چه حالی است که در تو می بینم، تو با جانت بازی می کنی، امام (علیه السلام) فرمود: چگونه چنین نباشم و آرام باشم با اینکه مولایم و برادرانم و همه کسانم در خاک و خون خفته اند. حضرت زینب (سلام الله علیه) در اینجا حدیث ام ایمن را نقل کرد تا تسلای خاطر امام (علیه السلام) باشد.
آری او محدثه نیز بود و احادیثی از جمله ام ایمن را نقل کرد تا تسلای خاطر امام (علیه السلام) باشد.
آری او محدثه نیز بود واحادیثی حدیث ام ایمن از ایشان نقل شده است.(280)
آری یاد او، یاد حزن و اندوه را در دل ها و صبر و بردباری و شجاعت و کرامت و بزرگواری را در یادها زنده می کند.(281)

پرسش درس 14

1- آیه وجدک عائلا فأغنی به چه مطلبی اشاره دارد؟
2- عقیله بنی هاشم کیست؟ از علم و عبادتش چه می گویند؟
3- از شجاعت و حمایت از ولایت و خطبه های حضرت زینب (علیها السلام) بنویسید.
درس 15
دیگر زنان نمونه (2)