فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

اخلاص فاطمه (سلام الله علیه): راوی می گوید: از حسین بن روح - یکی از نواب امام زمان (علیه السلام)

پرسیدم: رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) چند دختر داشت؟ او گفت: چهار دختر داشت؟ او گفت: چهار دختر، پرسیدم، کدام یک با فضیلت تر بوده؟ گفت: فاطمه (سلام الله علیه)، پرسیدم: او از همه فرزندانش کوچک تر بوده و کمتر مصاحبت رسول (صلی علی محمد و آله و سلم) را درک کرده چرا او با فضیلت تر است؟ حسین بن روح پاسخ داد: به سبب دو فضیلت که خدای سبحان مخصوص او گردانیده بود: یکی اینکه وارث رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) بود و دیگر آنکه نسل رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) از ذریه اوست، خدای سبحان این ها را به او ارزانی نداشت مگر به خاطر اخلاص در نیت او.(249)
و آیات سوره دهر نشانه اخلاص او و خانواده گرامی اش می باشد.

نزول جبرئیل بر فاطمه

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که: حضرت زهرا پس از رسول خدا 75 روز زنده بود و به سبب غم از دست دادن پدر، بسیار غمگین و ناراحت بود، از این رو جبرئیل بر ایشان نازل می شد و علاوه بر تسلیت ایشان او را از جایگاه رسول (صلی علی محمد و آله و سلم) و اخبار آینده و احوال فرزندانش باخبر می کرد و علی (علیه السلام) آن را می نوشت. (و این همان چیزی است که به مصحف فاطمه مشهور است).
امام خمینی (رحمه الله) درباره این فضیلت می گوید: این فضیلت بالایی است زیرا ایشان آن قدر وسعت روحی داشتند که می توانستند مقام جبرئیل را تحمل کنند، مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست و خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی ممکن است بیاید. این یک تناسب لازم است بین روح این فرد و مقام جبرئیل که روح اعظم است و این تناسب بین روح اعظم و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم، و بعد از این هم در مورد کسی دیگر دیده نشده، حتی درباره ائمه هم من ندیده ام که وارد شده باشد، ولی برای ایشان مکرر در آن ایام بعد از پدر نازل می شده است و مسائل آتیه فرزندانش را به ایشان می گفته و حضرت علی (علیه السلام) ثبت می کرده است. من این شرافت را از همه شرافت ها بالاتر می دانم چون این برای همه انبیا هم نبوده ولی برای حضرت تعبیر مراوده آمده است و این از مختصات صدیقه کبری (سلام الله علیه) است.(250)
فاطمه، صدیقه کبری: رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمودند: اوتیت ثلاثا لم یوتهن احد و لا أنا، اوتیت صهرا مثلی، و لم اوت أنا مثلی و اوتیت زوجه صدیقه مثل ابنتی و لم اوت مثلها زوجه و اوتیت الحسن و الحسین من صلبک و لم اوت من صلبی مثلهما، انکم منی و انا منکم؛ سه چیز به تو عطا شده که به هیچ کس حتی من داده نشده و آنها عبارتنداز، پدرزنی مثل من داری و من چنین نبودم، و همسری صدیقه مثل دخترم داری در حالی که همسری مثل او به من داده نشد، و حسن و حسین فرزندان تو هستند و من چنین فرزندانی - از صلب خودم و بدون واسطه - نداشتم به درستی که شما از من هستید و من نیز از شمایم(251)

انفاق و ایثار فاطمه (سلام الله علیه): روزی حضرت (سلام الله علیه) دو دستبند نقره و گوشواره و پرده ای

که به تازگی سهم علی (علیه السلام) از غنایم شده بود برای رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) فرستاد و پیام داد: تقرأ علیک ابنتک السلام و تقول اجعل عذه فی سبیل الله (دخترت به تو سلام می رساند و می گوید: انیها را نیز در راه رضای خدا انفاق کن)، رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) پس از مشاهده این بخشش فرمود: فداها أبوها(252).
و این آیات شاهد این ادعاست، و یوثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصه(253) (هر چند خود به چیزی نیازمند باشند دیگران را بر خود مقدم می دارند)، و آیه و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و أسیرا(254) (برای رضای خدا خوراکشان را به نادار و بی سرپرست و دربند می دهند) و از کسی انتظار پاداش و اجر ندارند، زیرا که اطعام آنان فقط به خاطر خداوند بوده است. اینان که تا سر حد ایثار حرکت کردند، هیچ مزد و پاداشی نمی خواهند و از این همه نه تنها مغرور نیستند که خائفند، آن هم دو خوف، خوفی از آن روز سخت - و یخافون یوما کان شره مستطیرا -، و خوفی از پروردگار و از کوتاهی اعمال و بلندای اهداف - انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا -، چون اگر فضل و کرم الهی نباشد حتی با داشتن عصمت، قرب و لقاء و رضوان الهی، با این پس اندازها در آن روز سخت دست نایافتنی است، و اینجاست که خداوند خود ساقی می گردد، و ساقهم ربهم شرابا طهورا.(255)
ایثارگریهای زهرا (سلام الله علیه) تا اینجا محدود نمی شود که او از جانش هم مایه می گذارد و در حمله وحشیانه به خانه اش و کشان بردن مولا با ریسمانی بر گردنش، برای بیعت به مسجد، یکه و تنها از علی (علیه السلام) دفاع می کند و خالصانه و جانش را نثار می کند.(256)
گام های سیاسی حضرت فاطمه (سلام الله علیه): 1- شبانه با علی (علیه السلام) و حسنین (علیه السلام) به درب خانه های مهاجر و انصار می رفت و وقایع بیعت غدیر، حدیث ثقلین و سدابواب و... را به یادشان می آورد تا شاید فروغی اگر چه کم رنگ در دلی بر فرو زد اما با کینه هایی که از شمشیر اسلام در دست علی، در دل های آنها بود، جوابی نمی آمد.
2- به بهانه غضب فدک به افشاگری در مسجد پرداخت. دشمن می پندارد او برای مال از دست رفته می نالد ولی او اشاره ای به زمین ولی حمایت از ولایت را هدف داشت.
3- اذان؛ او از بلال خواست بار دگر اذان بگوید، شاید که با زنده شدن خاطرات دوران رسول (صلی علی محمد و آله و سلم) قلبی در جسمی طپیدن بگیرد. ولی افسوس که کسی برنخاست.
4- و با سرشک شبانه روزی خود در فراق حبیب دادار و به خاطر بالاترین ظلم هایی که در غضب وصایت رسول شده بود، در جایی که دیگر فریادها کار ساز نبود، این سوال را در اذهان غبار گرفته به تصویر کشید: پایمال شدن بزرگترین حق ها چرا؟ هدایت بی همرهی عترت یعنی چه؟ اما به راستی چرا فریادی از کسی برنخاست؟! آیا هیچ کس از خودش پرسید: چرا او اینهمه خونابه می بارد؟!
5- او با خطبه های آتشینش و سخنان روشنگرانه اش راهی برای ظلمت نشینان باقی نگذاشت. او سند مظلومیت خویش را از آنان اقرار گرفت: همه شاهد باشید این دو تن مرا آزردند و من هرگز از آنان نخواهم گذشت. او وصیت کرد که: نماز و تشییعم بر قابیلیان حرام، و قبر من پنهان و نشانش بی نشانی اش باشد.
اشتیاق حضرت زهرا (سلام الله علیه) به شهادت و مرگ: زمانی که رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) در بستر بیماری بودند ایشان محزون و غمگین بودند، آخرین لبخندی که بر لبان ایشان آشکار شد زمانی بود که مژده وصال به ایشان داده شد.(257)