فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

عصمت فاطمه (سلام الله علیه): ملاک امامت که عصمت باشد در حضرت زهرا (سلام الله علیه) وجود

داشت ولی خداوند به جهت مصالح زن بودن و رعایت شئونات، این مسئولیت را از دوش ایشان برداشتند، ولی همان طوری که قول و فعل و تقریر معصوم حجت است قول و فعل و تقریر ایشان نیز حجت است، ایشان از جهت کمالات معنوی و موهبت های الهی چیزی کم ندارد، با این تفاوت که از داشتن مسئولیت های اجتماعی و مراجعات بیگانگان معاف شدند.

عبادت زهرا (سلام الله علیه): قال الحسن البصری: ما کان فی الدین اعبد من فاطمه (سلام الله

علیه) کانت تقوم حتی تتورم قدماها.
زهرای مرضیه (سلام الله علیه) بچه داری می کند، به دست مبارک آسیا می کند، مشک آب بر دوش می کشد، حتی زمانی که همکار پیدا می کند با فضه خادمه کارها را تقسیم می کند، یک روز او کار می کند و حضرت استراحت می کند و روز بعد، او استراحت می کند و حضرت کار می کند، حضرت جوان است و جوان، خواب لازم دارد، اما شبانگاه با آن همه کار و تلاش و خستگی زیاد روزانه، به نماز می ایستد، آن قدر روی پا می ایستد که پاهای مبارک ورم می کند. درباره دو نفر گفته شده که اینها از شدت روی پا ایستادن و ایاک نعبد و ایاک نستعین گفتن پاهایشان ورم کرد: یکی شخص پیامبر اکرم (صلی علی محمد و آله و سلم) و یکی زهرای مرضیه (سلام الله علیه)؛ حضرت در دل شب روی پا می ایستد و خدا خدا می گوید و دیگران را دعا می کند. امام حسین (علیه السلام) می فرماید: مادرم شب تا به صبح روی پا ایستاد و نماز به جا آورد و دعا کرد و گفت: خدا! همسایه ها، مسلمانان ها، دیگران. به مادرم گفتم: خوب بود به ما هم دعا می کردی، فرمود: عزیزم! دیگران بر ما مقدمند، الجار ثم الدار.(246)
آنگاه که رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) از او پرسید: دخترم چه درخواستی داری؟ اکنون فرشته وحی در کنار من است و از جانب خدا پیام آورده هر چه بخواهی تحقق می پذیرد، او در جواب گفت: شغلنی عن مسئله لذه خدمته، لاحاجه لی غیر النظر الی وجهه الکریم فی دارالسلام، (لذتی که از خدمت به خدا می برم مرا از هر خواهشی باز داشته، مرا حاجتی جز این نیست که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم).(247) و دعاها و قرائت قرآن و نمازهای او، تأیید این معناست.

زهد فاطمه (سلام الله علیه): خانه ساده و مهریه و جهیزیه اندکش و زندگی سخت و جریانات گرسنگی او و

فرزندانش گواه صادقی بر زهد اوست.
در زیارتنامه حضرتش می خوانیم:یا حلیفه الورع و الزهد، او نه تنها زاهد بود بلکه بالاتر با زهد مأنوس بود. سلمان می گوید: روزی دیدم زهرا (سلام الله علیه) برای خروج از خانه به خود پارچه ای کشیده پشمی و کهنه، که دوازده وصله بر آن بود، از شدت ناراحتی گریستم و گفتم: دختر کسری و قیصر در حریرند و دختر رسول خدا (سلام الله علیه) در چادر شبی پشمینه و کهنه آن هم با اینهمه وصله، و آنگاه که زهرا (سلام الله علیه) به نزد رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) رفت، به رسول خدا (صلی علی محمد و آله و سلم) عرض کرد: پدر جان! سلمان از چادر وصله خورده من در شگفت است در حالی که به خدا سوگند پنج سال است که من در خانه علی به سر می برم و از مال دنیا تنها پوست گوسفندی داریم که روزها شترمان را بر آن علوفه می خوارنیم و شب ها خود بر روی آن می خوابیم و بالشت ما پوستی است که از لیف خرما پر شده است.(248)