فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

الگوی نیکو

خداوند در قرآن انسان هایی را به عنوان الگو معرفی کرده است تا مردم آنان را سرمشق قرار داده و در عمل به آنها تأسی جوید، رسول گرامی اسلام که وجود مقدسش رحمت جهان شمول است. و ما أرسلناک الا رحمه للعالمین(211) و رسالتش و انذارش برای همه مردم است ما أرسلناک الا کافه للناس -(212) للعالمین نذیرا(213) خداوند او را الگوی نکویی برای مردم معرفی می کند تا مومنان در همه شئونات و مراحل زندگی به او تأسی جویند و از او پیروی کنند، لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه(214)، و نیز خداوند حضرت ابراهیم (علیه السلام) و همراهانش را سرمشق خوبی برای همه می داند: قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه(215)، این نمونه ها نشان می دهد که انبیاء الگوی مردمند. از نظر قرآن اگر انسانی وارسته شد الگوی دیگر انسان هاست، اگر مرد باشد الگوی مردم است نه فقط الگوی مردان، و اگر زن باشد باز الگوی همه است نه فقط الگوی زنان.
ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح و امرأه لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخاتنا هما(216) فلم ژ عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النار مع الداخلین و ضرب الله للذین آمنوا امرأه فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین و مریم ابنه عمران اللتی أحصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا....(217)
قرآن به عنوان مثل خوبان و بدان، چه مرد و چه زن(218) از چهار زن یاد می کند، در این آیات زن نوح و زن لوط نمونه مرد تبهکار و بزهکار، و همسر فرعون حضرت مریم (علیها السلام) نمونه مومنان و نیکان شمرده شده اند.

آسیه (علیها السلام)

همسر فرعون در خانه ای ایمان به خدای یگانه می آورد که صاحب آن خانه ادعای ربوبیت و داعیه انحصار ربوبی دارد انا ربکم الا علی(219)، ما علمت لکم من اله غیری(220). فرعون نه تنها می گفت: من خدایم، بلکه می گفت: من تنها خدای شمایم.
همسر او در چنین خانه ای ایمان می آورد و نمونه دین باوران می گردد. او در زیر شکنجه های فرعون و فرعونیان از خداوند جنه اللقاء و جنات تجری من تحتها الانهار را درخواست می کند و نجات از فرعون و کارش - که همان کفر و شرک است - و نجات از فرعونیان را می خواهد: اذا قالت رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و علمه و نجنی من القوم الظالمین.(221)
و نمونه چهارم مریم (سلام الله علیه) است که خداوند درباره مقاماتش می فرماید: و مریم ابنه عمران اللتی أحصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین، خداوند از میان آن همه ویژگی های ممتاز مریم پاکدامنی اش را به عنوان اولین صفت بر می شمارد(222) که در نتیجه این احصان، نفخ روح الهی در او صورت می گیرد، و او صدیقه و از قانتین بوده است.

مریم (علیها السلام)

مریم (علیها السلام) را گر چه دارای مقام رسالت نمی دانیم ولی کرامات شگفت انگیز او را باور داریم، او کسی است که خداوند خود گوهر پاکش را قبول کرد: فتقبلها ربها بقبول حسن(223) آن هم نه قبول ساده بلکه قبول نیکو، (خداوند درباره عمل متقین می فرماید: انما یتقبل الله من المتقین(224) و قبول عمل غیر از قبول گوهر ذات عمل کننده است)، و سپس او را پروراند پرورشی نیکو: و أنبتها نباتا حسنا(225)؛ و پیامبر خود حضرت زکریا (علیه السلام) برای سرپرستی و کفالت او در نظر گرفت: و کفلها زکریا(226) - و این در حالی بود که برای سرپرستی وجود مقدسش خصومت و جدال بود(227)؛ و او کسی بود که هرگاه حضرت زکریا (علیه السلام) بر او وارد می شد روزی مخصوص نزد او می یافت: کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزها، قال، یا مریم انی لک هذا قالت هو من عندالله یرزق من یشاء بغیر حساب(228)؛ و او هم سخن فرشتگان الهی بود: و اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین(229) و فرشتگان او را از مقام اصطفایش - برگزیدگی اش - و مطهر بودنش و امتیازش بر زنان جهان خبر دادند؛ و به او یادآور شدند که عبادت خدا کند و سجده کند و با رکوع کنندگان رکوع کند: یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین(230)؛ و نیز بشارت وجود مقدس کلمه الله، حضرت عیسی (علیه السلام) را به او دادند: و اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح(231). آیت الله جوادی در رابطه با گفتگوی فرشتگان با مریم می گوید: از این آیات بر می آید که این گفتگو مشافهتا و مشاهدتا بوده و گفتار با شهود آمیخته بوده است و آنان در مرآی مریم قرار می گرفتند؛ و او صدیقه بود: و امه صدیقه(232) و یا و صدقت بکلمات ربهما و کانت من القانتین(233) و مقام بلند و کراماتش باعث آن شد که زکریا (علیه السلام) به لطف و فضل امیدوار شود و در سن پیری از خداوند فرزندی طلب کند: هنالک دعا زکریا ربه(234) آری گفتگو با فرشتگان و دریافت بشارت آنان نتیجه تهذیب نفس و تزکیه دل و جان است و این مقام اختصاصی به مردان ندارد. بشارت به مردان مثل بشارت به زکریا (علیه السلام) فنادته الملائکه و هو قائم فی المحراب ان الله یبشرک بیحیی مصدقا....(235) و بشارت به ابراهیم (علیه السلام): فبشرناه بغلام حلیم(236)، و این گونه گفتگوها و بشارت ها به بانوان والا مقام نیز بسیار بوده است: بشارت به همسر ابراهیم و امرأته قائمه ژ فبشرناها باسحق یعقوب، قالت یا ویلتی ءألد و انا عجوز و هذا بعلی شیخا... قالوا أتعجبین من أمر الله رحمت الله و برکاته علیکم اهل البیت(237)، - رحمت و برکات خداوند بر شما خاندان نبوت فراوان بوده است -، اصفیا و برگزیدگان خدا، انبیاء و اولیاء خاص او و بعض خاندان آنان بوده اند.(238)