فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

اختصاصات طبیعی مردان

مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه می گوید: مرا از بما فضل الله... افزودگی هایی است که خدای تعالی به مردان داده بر حسب طاقتی که مردان بر اعمال دشوار داند و منظور از بما أنفقوا من أموالهم مهریه و نفقه ای است که مردان به زنان می دهند. مرحوم علامه معتقدند. عمومیت علت در آیه بما فضل الله عمومیت حکم را می رساند و قوام بودن مردان بر زنان منحصر به زندگی خانوادگی نیست بلکه در جهات عمومی جامعه هم هم چون امر حکومت و قضاوت و جنگ مردان بر زنان قیمومیت دارند، زیرا این مسئولیت ها که حیات جامعه بستگی به آنها دارد با دارا بودن نیروی بدنی بیشتر و نیروی عقلی بالاتر انجام می شود و این دو در مردان بیشتر است.(173)
سپس ایشان اضافه می کنند: قرآن کریم عواطف پاک و صحیح را تأیید و سفارش می کنند مانند این آیات: أشداء علی الکفار رحماء بینهم(174) که تأیید دو صفت عاطفی و پسندیده مومنین است، شدت و خشونت با کافران و رحمت و عطوفت میان خود مومنین و آیه و لتسکنوا الیها و جعل موده و رحمه(175) بیان دو نعمت بزرگ الهی که تمایل و عشق و آرامش یافتن همسران در کنار یکدیگر است و آیه قل من حرم زینه الله اللتی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق(176)
بیان مشروع و صحیح دانستن استفاده از زینت و روی پاکیزه است.
اما قرآن عواطف را با هماهنگی عقل و پیروی از آن تعدیل بدون آن که عقل این مقدار صحیح عواطف را سرکوب کند. و سنت نبوی نیز چنین بوده است.
همچنین اسلام آزادی زنان را در بسیاری از مسائل امضا کرده و استقلالشان را در امور مخصوص به خودشان و نیز در اداره ملک و اموالشان، در امور تجاری و کسب و مسائل تعلیم و تعلم و پرستاری بیماران معتبر دانسته اما در همین حال، زعامت و منصب قضا را به زنان نسپرده و از آنان برای جنگیدن دعوت نکرده و در شوون خانوداگی و مسائلی که مربوط به حقوق شوهر می شود قیمومیت همسر را لازم دانسته است.(177)
آیه الله جوادی آملی ذیل این آیه می گوید: نظام آفرینش بر پایه قسط و عدل و دور از هر گونه ظلم و ستمی بنا شده است.(178) و این نظام باید به بهترین صورت اداره شود و برای این هدف، تسخیر متقابل بین موجودات و هماهنگی بین طبقات متفاوت لازم است. اهم یقسمون رحمه ربک نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیواه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا(179)، کارهای گوناگون استعدادهای گوناگون را می طلبد ولی این اختلاف طبقات و استعدادها هیچ کدام معیار فضیلت نیست بلکه همه به عنوان ابزار کار است تا تسخیر متقابل و دو جانبه بهتر صورت بگیرد لیتخذ بعضهم بعضا سخریا و هیچ کس حق ندارد افراد دیگر را تحت تسخیر خود در آورد ولی خود مسخر نشود، تسخیر یک جانبه یعنی استهزا کردن و منافع دیگران را به رایگان بردن، و این همان ستم حرام و محکوم است.
سپس ایشان می گویند: اولا: قیمومت مربوط به مواردی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل خانواده است(180) ثانیا: در محور اصول خانواده گاهی زن قیم مرد است و اطاعتش لازم است(181)، و ثانیا: همان گونه که استعداد برتر نشانه فضیلت معنوی و تقرب به خدا نیست بلکه باید از آن در جهت تقرب به خدا بهره گرفت، این قیمومیت نیز معیار فضل و فخر معنوی نیست بلکه یک مسئولیت و مدیریت اجرایی است و مرد نمی تواند به دلخواه خود عمل کند و بگوید: من فرمانروایم. مرد با داشتن توانایی در مسائل اجتماعی و شم اقتصادی و تلاش و کوشش برای تحصیل مال و تأمین نیازمندی های منزل و اداره زندگی، سرپرستی منزل را از باب وظیفه بر عهده دارد و این به خاطر جریان امور خانواده است و نه معیار فضیلت برای یکی و نقص برای دیگری.(182)

حق در مقابل وظیفه

و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه.(183)
تفسیر نمونه در رابطه با این آیه را با کلمه معروف همراه می کند. کلمه معروف که 12 مرتبه در این سلسله آیات تکرار شده و به خاطر این است که مرد نباید از حقوق خود شایسته بر عهده گیرد.
حق و وظیفه: یک اصل اساسی در این جا وجود دارد که قرآن نیز بدان اشاره کرده است و آن این که هر جا وظیفه ای است در کنار آن حقی هم ثابت است، عکس آن نیز قطعی است ، بنابراین کسی را پیدا نمی کنیم که رد موردی حقی داشته باشد بدون این که وظیفه ای بر دوش او باشد و آیه مورد بحث این حقیقت را بیان می کند که همانند وظایف زنان، حقوق شایسته ای برای آنها قرار داده شده است. متمم این قانون چنین است: و للرجال علیهن درجه) و مردان را بر آنان برتری است.
تفسیر نمونه: اضافه می کند که: از آن حال که زن پایگاه پیدایش انسان است زا عواطف و احساسات بیشتری برای پرورش نسل های برومند اجتماع برخودار است، و اسلام با رعایت پاره ای از وظایف اجتماعی را که نیز بیشتری به فکر دارد و باید از احساسات و تأثیر عاطفه خالی باشد بر عهده مرد گذاشته است، و این وظایف، متناسب با استعدادها و نیروها و غرایز و ساختمان بدنی اوست و در مقابل، زن و با داشتن ویژگی های خاص بدنی و روحی خود وظیفه حساس مادری بر دوش او قرار گرفته است.(184)
المیزان نیز ذیل این آیه می گوید: کلمه معروف که در آیات مورد بحث 12 مرتبه تکرار شده و به معنای عملی است که افکار عمومی جامعه آن علمی که هم طبق هدایت عقل صورت گیرد و هم با حکم شرع و یا قانون جاری در جامعه مطابق باشد، البته جامعه ای از راه فطرت منحرف نگردیده باشد. یکی از احکام چنین اجتماعی این است که: تمام اعضای اجتماع در هر حکمی برابرند و احکامی که به نفع آنهاست برابر است با احکامی که بر ضرر آنهاست و این تساوی با حفظ وزن آن افراد در اجتماع رعایت می شود. لذا احکامی که به سود زنان آمده برابر است با احکامی که به زیان آنان آمده است، و جمله للرجال علیهن درجه) متمم جمله قبل است یعنی چون وزن و تأثیر مردان در زندگی

زناشویی بیشتر است خداوند برای آنان برتری قرار داده است.(185) پرسش درس 9

1- از آیه الرجال قرامون علی النساء... چه اصلی در زندگی خانوادگی به دست می آید؟ چرا؟
2- قرآن عواطف پاک انسانی را چه اندازه سفارش می کند و چگونه آنها را تعدیل می کند؟
3- حق و وظیفه چه ارتباطی با هم دارند؟ و نیز حق و وظیفه در میان زن و مرد چگونه است؟