فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

زن و مرد در تشکل خانوادگی

روی سخن با کسانی است که اصالت تشکل خانواده را به عنوان یک اصل پذیرفته باشند و خانواده را به عنوان اولین عنصر زندگی اجتماعی، اولین منزلگه انسانیت که تعیین کننده سرنوشت اجزای اجتماع و منعقد کننده نطفه شخصیت آدمیان است (که بعد این شخصیت به دست اجتماع آبیاری می شود) پذیرفته باشند و آن را عامل شکوفا کننده عواطف و احساسات بدانند و رابطه زن و مرد را تنها رابطه عمل جنسی برای لذت مانند حیوانات حساب نکنند.
اکنون برای پاسخ به این پرسش که سرپرستی مجموعه تشکل خانواده را چه کسی عهده دار باشد؟ می توان گفت: برای این سرپرستی چهار حالت تصور می شود(168):
1- هر دو رکن مهم خانواده - زن و مرد - سرپرستی مجموعه تشکل خانواده را به عهده بگیرند به طوری که هر دو با اراده آزاد و استقلال کامل حق سرپرستی در همه شئون زندگی را داشته باشند، بدون تردید این حالت با وجود تزاحم ها و تصادمها به متلاشی شدن خانواده می انجامد.
2- سرپرستی خانواده بر عهده زن باشد، در این حالت تنظیم انواع رویدادهای شکننده در روابط خانه به محیط و اجتماع، مشکلات ناشی از آنها برای زن بسیار سخت می نماید زیرا او مقاومتش از مرد کمتر است.
3- حالت پدر سالاری سلطه گرانه و خودخواهانه و حاکمیت بی دلیل مرد که در جوامع فراوان مشاهده می شود.
4- نظام شورایی برای اداره خانواده با سرپرستی و مأموریت اجرایی مرد(169)، شرط آن که اعضای شورا از معلومات و تجارب مفید برخوردار باشند و در کمال تقوی و عدالت رشد یافته باشند.
در اسلام نظام حقوق خانواده، حق سالاری و انسان سالاری است و نمی توان گفت پدر سالاری است و عامل اجرا و مسئول آن در ایدئولوژی اسلام و مرد معتدل است که از آن به قوام تعبیر شده است.

پرسش درس 8

1- شخصیت انسانی در ارزشی کدام یک از زن و مرد برتر است و پاداش عمل کدام کی بهتر است؟ یک آیه شاهد مثال بیاورید.(170)
2- اگر زن و مرد در گوهر آفرینش یکی هستند پس این تفاوت ها چیست؟
3- در سرپرستی تشکل خانوادگی چند حالت می توان تصور کرد؟

درس 9 سرپرستی مرد

الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من أموالهم(171).
مردان سرپرست و خدمتگزار زنانند (و این) به خاطر برتری هایی است که (از نظر نظام اجتماع) خداوند برای بعضی نسبت به بعض دیگر قرار داده است و به خاطر انفاق هایی که اموالشان - در مورد زنان - می کنند.
تفسیر نمونه ذیل این آیه می گوید:(172) همان گونه که اجتماع بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدی داشته باشد خانواده هم به عنوان یک واحد بزرگ باید رهبر و سرپرست واحدی داشته باشد خانواده هم به عنوان یک واحد کوچک اجتماعی نمی تواند رهبری مشترک و دسته جمعی داشته باشد. این مسئله در انجام هر کاری لازم است که برای دور ماندن از هرج و مرج باید مرد، به او سپرده شده است مانند ترجیح قوه تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات، و دارا بودن نیروی بدنی بالاتر، تا بتواند از حریم خانواده دفاع کند. به علاوه تعهدی که او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه های زندگی و پرداخت مهر و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان دارد این حق را به او می دهد که وظیفه سرپرستی را بر عهده گیرد. البته ممکن است زنانی در جهات فوق بر همسران خود برتری داشته باشند ولی روشن است که قانون به تک تک افراد نظر ندارد، بلکه نوع را در نظر می گیرد، و از نظر کلی مردان نسبت به زنان آمادگی بیشتری برای این کار دارند، اما سپردن این وظیفه به مردان نه موجب برتری شخصیت انسانی آنان و نه امتیازشان در جهان دیگر است، زیرا برتر بودن به تقوا و پرهیزگاری بستگی دارد. تحلیل مرحوم علامه جعفری از این آیه این است که: مقصود از قوام قیم به اصطلاح فقهی و حقوقی نیست زیرا قیم کسی را گویند که اختیار تصرف در مال و توجیه زندگی کسی دیگر را در اختیار داشته باشد مانند قیم صغیر و قیم دیوانه. و مسلما مرد به این معنا هیچ قیمومتیی بر زن ندارد و زن در تمام شئون زندگی اقتصادی و اخلاقی و مذهبی و اجتماعی خود آزاد است به شرط آن که مزاحم حق مرد نباشد. ایشان اضافه می کند.با توجه به آیاتی که درباره تساوی ارزش شخصیت زن و مرد است علت این که مرد سرپرست خانواده است یک علت طبیعی عبارتست زا مقاومتی که مردان در مقابل موانع و عوامل مزاحم و رویدادهای خشن دارند و نیز آمادگی دائمی آنها در گرداندن گردونه های اقتصادی می باشد و از طرفی محدودیت هایی که زن در دوران قاعدگی و ماه های حمل و دوران شیر دهی دارد. به طور قطع این آیه نه ارزش تفاوت مرد وزن در استخراج مواد معیشتی از طبیعت است. و دلیل آن این آیه است: و لاتتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب... آن مختصات طبیعی که به هر یک از طرفین مرد و زن داده شده است آرزو نکنید، زیرا این این مختصات طبیعی جبری عامل ارزش نیست، بلکه عامل ارزش، اندوخته ها و نتائجی است که هر یک از طرفین به وسیله کوشش و به کار انداختن مختصات خویش به دست می آورد. و آیاتی که ملاک ارزش ها را در انسانها بیان می کند ملاک را کار و کوشش با هدف گیری انسانی می داند و أن للانسان الا ما سعی و معنای فضل در آیه برتری ارزشی نیست بلکه اختصاص داشتن مرد به استعداد و نیروی خاص در رابطه با عالم طبیعت و محدودیت زن در این رابطه است. مرد در این تشکل واسطه انتقال مزایای زندگی اجتماعی به درون خانواده است و زن ملزم به پذیرش موجودیت مرد در تشکیل خانوادگی با تمام آگاهی و صمیمیت است.