فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

زن و مرد دو موجود متفاوت

برای دو جنس مرد و زن تفاوت های بسیاری گفته اند و از آن جمله گفته اند: مقاومت و تحمل مرد در برابر حوادث و رویدادها بیشتر است، مردان از نیروی نبوغ و اکتشاف بیشتری برخورد دارند، توانایی مرد در تعلق محض بیشتر است، غرور کاذب در مردان زیادتر است، تصمیم به خودکشی به نتیجه رسیدن تقریبا در نود درصد مردان بوده است ولی فقط ده درصد زنان بعد از تصمیم اقدام به خود کشی می کنند. مردان بیشتر از زنان نوابغ و مجانین بیرون می دهند.(164)
مرحوم علامه جعفری درباره زنانی که خیال می کنند برای مقام پیدا کردن و با عظمت شدن باید شبیه مردان باشند به آنان خطاب می کند و می گوید: شمای ای زن ها! به جای آن که با نشان دادن هویت با عظمت خود، هر دو صنف زن و مرد را از اصالت و برتری زنان در گرداندن گردونه حیات که عالی ترین جلوه گاه خداوندی است، باخبر سازید، به این نتیجه می رسید که ما هم باید چنگیز و نرون و تیمور لنگ و ابن ملجم داشته باشیم تا قهرمان بودن خود را در برابر مردان اثبات کنید. شما زن ها! یقین بدانید که این خود شما هستید که با هم صنف نمودن خود مردان عظمت واقعی خود را از دست داده و به مردان نابخرد جرئت می دهید که شما را پست بدانند.(165)
ایشان در پاسخ این پرسش که آیا زن وابسته به مرد است؟(166) می گوید: آری، همانگونه که این وابستگی از طرف مرد هم وجود دارد به اضافه این امتیاز که زنها با احساس خودخواهی در مردان رشد نیافته اند و برای اجرای فرمان خلقت رنج تحمل این خود خواهی را می پذیرد و مانند این که کودک خود را نگهداری می کنند دور شوهر می چرخند تا در ایفای سهم خود در اجرای فرمان خلقت طغیانگری ننمایند. سپس علامه اضافه می کند که: زن و مرد دو موجود جسمانی مجزا از یکدیگر و در عین حال یک انسان کلی را تشکیل می دهند که در حقیقت انسانی، حقیقت واحده اند و تنوع و تفاوت مربوط به ذات و شخصیت انسانی آن دو نیست بلکه تفاوت در مختصات طبیعی دو صنف است که برای شرکت و تفاعل این دو در موضوع تولید مثل بروز می کند. این دو صنف به علت لذت جویی و تولید مثل در جاذبه یکدیگرند، اما زن در جاذبه مرد، غیر از زن به طور مستقل و مجزا از مرد است و هم چنین مرد در جاذبه زن غیر از مرد به طور مستقل است و این چیزی است که اسلام بر آن اصرار می ورزد.
هم چنین می توان گفتار حضرت علی (علیه السلام) را در حدیث خیار خصال النساء شرار خصال الرجال را بیانگر تفاوت این دو جنس دانست.(167)

زن و مرد در تشکل خانوادگی

روی سخن با کسانی است که اصالت تشکل خانواده را به عنوان یک اصل پذیرفته باشند و خانواده را به عنوان اولین عنصر زندگی اجتماعی، اولین منزلگه انسانیت که تعیین کننده سرنوشت اجزای اجتماع و منعقد کننده نطفه شخصیت آدمیان است (که بعد این شخصیت به دست اجتماع آبیاری می شود) پذیرفته باشند و آن را عامل شکوفا کننده عواطف و احساسات بدانند و رابطه زن و مرد را تنها رابطه عمل جنسی برای لذت مانند حیوانات حساب نکنند.
اکنون برای پاسخ به این پرسش که سرپرستی مجموعه تشکل خانواده را چه کسی عهده دار باشد؟ می توان گفت: برای این سرپرستی چهار حالت تصور می شود(168):
1- هر دو رکن مهم خانواده - زن و مرد - سرپرستی مجموعه تشکل خانواده را به عهده بگیرند به طوری که هر دو با اراده آزاد و استقلال کامل حق سرپرستی در همه شئون زندگی را داشته باشند، بدون تردید این حالت با وجود تزاحم ها و تصادمها به متلاشی شدن خانواده می انجامد.
2- سرپرستی خانواده بر عهده زن باشد، در این حالت تنظیم انواع رویدادهای شکننده در روابط خانه به محیط و اجتماع، مشکلات ناشی از آنها برای زن بسیار سخت می نماید زیرا او مقاومتش از مرد کمتر است.
3- حالت پدر سالاری سلطه گرانه و خودخواهانه و حاکمیت بی دلیل مرد که در جوامع فراوان مشاهده می شود.
4- نظام شورایی برای اداره خانواده با سرپرستی و مأموریت اجرایی مرد(169)، شرط آن که اعضای شورا از معلومات و تجارب مفید برخوردار باشند و در کمال تقوی و عدالت رشد یافته باشند.
در اسلام نظام حقوق خانواده، حق سالاری و انسان سالاری است و نمی توان گفت پدر سالاری است و عامل اجرا و مسئول آن در ایدئولوژی اسلام و مرد معتدل است که از آن به قوام تعبیر شده است.

پرسش درس 8

1- شخصیت انسانی در ارزشی کدام یک از زن و مرد برتر است و پاداش عمل کدام کی بهتر است؟ یک آیه شاهد مثال بیاورید.(170)
2- اگر زن و مرد در گوهر آفرینش یکی هستند پس این تفاوت ها چیست؟
3- در سرپرستی تشکل خانوادگی چند حالت می توان تصور کرد؟