فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

درس 8 وحدت شخصیت انسانی

اتحاد هویت انسانی زن و مرد

زن و مرد در مبدأ روحانی و مبدأ مادی مساوی اند، یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده، منظور از نفس همان گوهر ذات و واقعیت عینی است، و مبدأ قابلی آفرینش آن دو نیز یک چیز است انا خلقناکم من طین لازب و یا تراب و یا نطفه، و در مرحله دمیده شدن روح الهی که منبع بروز کمالات است نیز همسان اند، بدون این که یکی بر دیگری ترجیح داشته باشد، و همچنین زمانی که انسان حامل بار امانت الهی است، همان امانتی که آسمان ها و زمین از حمل آن ناتوان عالم بودند، در آنجا هم سخنی از مذکر و مونث بودن نیست. آری در عالم ذر و رحم و نیز عالم برزخ و قیامت، انسان و انسانیت مطرح است نه مرد یا زن بودن. و فقط در این عالم نشئه مادی و دنیوی سخن از زن و مرد و تقسیم مسئوولیت ها به میان می آید.
مرحوم علامه جعفری در شرح نهج البلاغه خود درباره اتحاد هویت انسانی زن و مرد چنین می گوید: نصوص قاطعانه قرآن شخصیت انسانی و ارزشی زن و مرد را واحد می داند، هم چون آیه یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله أتقیکم(161) ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه ها و قبائل قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید و با همدیگر زندگی و هماهنگ داشته باشید، با ارزش ترین شما نزد خداوند با تقوی ترین شماست. و آیه و استجاب لهم ربهم این الا اضیع عمل عالم منکم من ذکر أو انثی خداوند، درخواست آنان را پذیرفت، (او فرمود) من عمل هیچ یک از عمل کنندگان شما را از مرد و زن ضایع نمی کنم. آیه ای که مرد و زن را صفات عالی انسانی یکی می داند و زن هم پای مرد تکامل پذیر و اوج گرا معرفی می کند که در پرتو شناخت و عمل به معراج می رود و به چکاد تعالی ممکن برای نوع انسان دست می یابد: ان المسلمین و المسلمات و المومنین و المومنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و لمتصدقین و المتصدقات و الصامئین و الصامئات و الحافظین فروجهم و الحافضات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعدالله لهم ممغفره و أجرا عظیما(162)، مردان مسلمان و زنان مومن، مردان عبادت کننده و زنان عبادت کننده، مردان و زنان راستگو و شکیبا و خشوع کننده در برابر عظمت الهی و بخشاینده و روزه گیر و مردان و زنانی که عفت خود را حفظ می کنند و خدا را فراوان به یاد آنها می آوردند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش بزرگی آماده ساخته است.
با توجه به این آیات و آیات دیگر، نسبت دادن اهانت و تحقیر زن به ایدئولوژی اسلام ناشی از بی اطلاعی از مفاد آیات است.
زن و مرد با این که در آفرینش از یک گوهر آفریده شده اند و در حقیقت انسانی یکی هستند، در مختصات طبیعی با یکدیگر متفاوتند و هر یک از این دو جنس خصوصیات و ویژگی هایی دارد که دیگری ندارد. زن بودن هنر می خواهد همان گونه که مرد بودن هنر می خواهد، مردی که گرایش زنانه دارد زن نمی شود و از مقام مردانگی هم سقوط می کند و نیز اگر گرایش مردانه داشته باشد مرد نمی شود و از مرتبه زنانگی هم ساقط می شود، دانشمند عرب دکتر بنت الشاطی در این باره می گوید: او تبدیل به جنس سوم می شود که خاصیت هیچ یک از آن دو جنس را ندارد. تأکید اسلام بسیاری روی این مسئله هست که هر یک از زن و مرد باید در مسیر خاص خود به سوی هدف کمال پیش برود، و ظرافت مسئله تا آنجاست که حتی اگر زن و مرد لباس یکدیگر راچژ بپوشند و شبیه یکدیگر شوند اسلام از آن نهی می کند.(163)

زن و مرد دو موجود متفاوت

برای دو جنس مرد و زن تفاوت های بسیاری گفته اند و از آن جمله گفته اند: مقاومت و تحمل مرد در برابر حوادث و رویدادها بیشتر است، مردان از نیروی نبوغ و اکتشاف بیشتری برخورد دارند، توانایی مرد در تعلق محض بیشتر است، غرور کاذب در مردان زیادتر است، تصمیم به خودکشی به نتیجه رسیدن تقریبا در نود درصد مردان بوده است ولی فقط ده درصد زنان بعد از تصمیم اقدام به خود کشی می کنند. مردان بیشتر از زنان نوابغ و مجانین بیرون می دهند.(164)
مرحوم علامه جعفری درباره زنانی که خیال می کنند برای مقام پیدا کردن و با عظمت شدن باید شبیه مردان باشند به آنان خطاب می کند و می گوید: شمای ای زن ها! به جای آن که با نشان دادن هویت با عظمت خود، هر دو صنف زن و مرد را از اصالت و برتری زنان در گرداندن گردونه حیات که عالی ترین جلوه گاه خداوندی است، باخبر سازید، به این نتیجه می رسید که ما هم باید چنگیز و نرون و تیمور لنگ و ابن ملجم داشته باشیم تا قهرمان بودن خود را در برابر مردان اثبات کنید. شما زن ها! یقین بدانید که این خود شما هستید که با هم صنف نمودن خود مردان عظمت واقعی خود را از دست داده و به مردان نابخرد جرئت می دهید که شما را پست بدانند.(165)
ایشان در پاسخ این پرسش که آیا زن وابسته به مرد است؟(166) می گوید: آری، همانگونه که این وابستگی از طرف مرد هم وجود دارد به اضافه این امتیاز که زنها با احساس خودخواهی در مردان رشد نیافته اند و برای اجرای فرمان خلقت رنج تحمل این خود خواهی را می پذیرد و مانند این که کودک خود را نگهداری می کنند دور شوهر می چرخند تا در ایفای سهم خود در اجرای فرمان خلقت طغیانگری ننمایند. سپس علامه اضافه می کند که: زن و مرد دو موجود جسمانی مجزا از یکدیگر و در عین حال یک انسان کلی را تشکیل می دهند که در حقیقت انسانی، حقیقت واحده اند و تنوع و تفاوت مربوط به ذات و شخصیت انسانی آن دو نیست بلکه تفاوت در مختصات طبیعی دو صنف است که برای شرکت و تفاعل این دو در موضوع تولید مثل بروز می کند. این دو صنف به علت لذت جویی و تولید مثل در جاذبه یکدیگرند، اما زن در جاذبه مرد، غیر از زن به طور مستقل و مجزا از مرد است و هم چنین مرد در جاذبه زن غیر از مرد به طور مستقل است و این چیزی است که اسلام بر آن اصرار می ورزد.
هم چنین می توان گفتار حضرت علی (علیه السلام) را در حدیث خیار خصال النساء شرار خصال الرجال را بیانگر تفاوت این دو جنس دانست.(167)