فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

2- حریم عفاف

الف) ملکه عفاف

قرآن کریم در مقام معرفی ملکه عفاف، هم تمثیل از مردمی می آورد و هم از زن، ولی بیان او در مورد زن در این مقام عفیفانه تر است. حضرت یوسف (علیه السلام) و حضرت مریم (سلام الله علیه) مزایای ارزشی فراوانی داشتند و آن مورد توجه در این جا هست وجود ملکه عفاف در آنهاست، آن دو امتحان شدند و در پرتو عفاف نجات یافتند، و اما عکس العمل این دو معصوم چگونه بوده است؟
قرآن درباره وجود مبارک حضرت یوسف (علیه السلام) می فرماید:(37) و لقد همت به و هم بها لولا ان را برهان ربه(38). آن زن قصد او کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او می کرد، او نه تنها فعل و مقدمات فعل حرام را انجام نداد بلکه در مرحله اهتمام هم قصد حرام نکرد، قرآن در اینجا نمی فرماید: ما او را از گناه بازداشتیم، بلکه می فرماید: به گناه اجازه ندادیم که به سراغ او برود. کذالک لنصرف عنه السوه و الفحشاء.(39) زیرا او از بندگان معصوم و پاک خدا بود. انه من عبادنا المخلصین(40) و البته شیطان در بندگان مخلص الهی نفوذی ندارد. الا عبادک منهم المخلصین(41) و سرانجام تهمت زنندگان به این اتهام دروغین خود را اعتراف کردند. الان حصحص الحق انا راودته عن نفسه(42) اکنون حق پدیدار شد و من از او کام خواستم.
اما حضرت مریم از لحاظ دارا بودن ملکه عفاف، یا هم سطح یوسف صدیق است و یا از او بالاتر است. زیرا در مورد حضرت مریم (علیه السلام) سخن از مشاهده دلیل الهی و قصد نکردن نیست بلکه سخن این است که قالت انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا(43) اگر تو پرهیزکاری از تو به خدای رحمان پناه می برم او نه تنها خود میل گناه ندارد بلکه فرشته متمثل به صورت بشر را نیز نهی از منکر می کند. فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا(44) پس روح خدا را بسوی او فرستادیم چون بشری هماهنگ بر او نمایان شد، و مریم در این حال به آن فرشته می گوید: اگر تو باتقوایی دست به این کار نزن.
خداوند زمانی که مثل مومنین و انسانهای دین باور را اعم از مرد و زن را ذکر می کند از دو زن نمونه یاد می کند و آن دو را مثل برای هر مومنی بر می شمارد که یکی از آن دو آسیه (سلام الله علیه) همسر فرعون و دیگری حضرت مریم (علیه السلام) است ضرب الله مثلا للذین امنوا امراه فرعون... و مریم ابنه عمران اللتی احصنت فرجها فنفحنا فیه من روحنا(45) و خداوند مثلی برای افراد مومن می زند: یکی آسیه همسر فرعون... و دیگری مریم دختر عمران که خود را پاکدامن نگاه داشت پس ما در او از روح خود دمیدیم. قرآن در میان آن همه ویژگی های مریم (قبول نیکوی ذات پاکش - سرپرستی و کفالت او به دست پیامبر خدا - روزی همیشگی از سوی خدا - هم صحبت شدن او با ملائکه خدا - و با خبر کردنش از برگزیدگی و صفوه اللهی اش و پاکی و مطهره بودنش و ممتاز بودنش در میان زنان عالم - سفارشش به قنوت و عبادت دائم و خضوع مستمر - بشارت به وجود حضرت عیسی (علیه السلام) و صدیقه بودنش) پاکدامنی او را به عنوان و مهمترین صفت ممتاز او در جایگاه مثل ایمان برمی شمارد که در پی آن روح الهی در او دمیده می شود و در اثر دریافت روح غیبی به جایی می رسد که صدقت بکلمات ربها و کانت من القانتین(46).

ب) زیبندگی عفاف

حیا و عفاف از هر کسی زیبنده است ولی از زنان زیباتر است.(47) و اگر حیا ده قسمت باشد نه قسمتش در مورد زنان و یکی در مورد مردان است.(48) و این آراستگی به زینت عفاف، از خرد ورزی است.(49)
ثمرات عفت ورزیدن عبارتند از: فرونشاندن آتش شهوت(50)، تزکیه و پاکسازی اعمال(51)، اجر شهید بردن(52)، و شبیه فرشتگان آسمانی شدن(53)، مصون و محفوط ماندن(54)، قناعت(55)، قدر و منزلت الهی پیدا کردن.(56)
زمانی که مومن در برهه ای از زمان راهی به سوی ازدواج نمی یابد و قرآن وظیفه او را عفت ورزیدن بیان می کند و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا.(57)
و نداشتن حیا و عفت و وقار از هر کس زشت است و از زن زشت تر و ناپسندتر است. از این رو در ابتدای سوره نور که مجازات آلودگان را بیان می کند زن ناپاک بر مرد ناپاک مقدم شده است، زیرا که زنان از حجب و حیای بیشتری برخوردارند و پاره کردن این پرده نشان نافرمانی بیشتر آنهاست. الزانیه و الزانی فاجلدواکل واحد منهما مئه جلده(58)، زن خلافکار و مرد خلافکار را هر یک صد ضربه تازیانه بزنید، در مقابل آیه سرقت، که نخست مردان سارق و بعد زنان سارق ذکر می شوند السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما مرد دزد و زن دزد را دستهایشان را قطع کنید.(59)
از این گذشته، پیامدهای سوء بی عفتی گر چه گریبان گیر مرد و زن و هر دو می شود ولی در مورد زنان ناگواری بیشتری را به دنبال دارد و البته چه بسا وسوسه این کار بیشتر از ناحیه زنان می باشد و آنان از عوامل اصلی به حساب می آیند.(60)
نظیر این گونه بیان در سوره نساء آیه 15 و 16 در مورد زنان و مردانی که عمل منافی عفت انجام می دهند آمده است: و اللاتی یاتین الفاحشه من نسائکم... فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفیهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا واللذان یاتیانها منکم فاذوهما.... و زنانی که مرتکب فاحشه و عمل زشت و زنا می شوند... آنان را در خانه ها حبس کنید تا مرگ آنان فرا رسد یا خداوند برایشان راهی مشخص کند و آن مرد و زنی که این کار زشت را انجام می دهند آزار دهید... مرحوم علامه طباطبایی آیه دوم را متمم حکم در آیه اول می دانند و معتقدند از مجموع دو آیه استفاده می شود زن و مرد زناکار را باید کتک زد و خصوص زن را در خانه باید حبس کرد.(61) نظرات مفسرین در این دو آیه متفاوت است.(62)
قرآن در سوره بقره آیه 187 زن و مرد را لباس یکدیگر معرفی می کند: هن لباس لکم و انتم لباس لهن زن و مرد در مقابل دیگران هر دو ساتر و پوشاننده یکدیگرند، اما قدم اول برای این پوشانندگی و حفظ عیوب و نواقص وظیفه زنان است.(63)