فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

فصل 2 حجاب 2

ج: حجاب، مصونیت اجتماعی

قرآن کریم در آیه دیگری نیز که مساله پوشش بانوان را مطرح می کند نتیجه آن را دور ماندن از مزاحمت آلودگان بیان می کند. یا ایها النبی قل لا زواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلا بیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین(27). ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان با ایمان بگو: پوشش های خود را بر خود فروتر گیرند این برای آن که شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند - به احتیاط - نزدیکتر است. تعرض متجاوزین به ناموس دیگران معمولا نسبت به زنانی بوده است که کمتر حجاب و عفاف را رعایت کرده اند.
تفسیر نمونه ذیل این آیه می گوید: منظور از شناخته شدن چیست؟ دو نظر میان مفسران وجود دارد: نخست این که کنیزان در آن زمان بدون پوشش سر و گردن از منزل بیرون می آمدند و از آن جا که از نظر اخلاقی وضع خوبی نداشتند بعضی جوانان هرزه مزاحمشان می شدند لذا به زنان آزاد مسلمان فرمان داده شد که حجاب اسلامی را کاملا رعایت کنند تا از کنیزان شناخته شده و بهانه ای برای مزاحمت آلودگان درست نکنند. روشن است که معنای این سخن این نیست که هرزگان حق مزاحمت کنیزان را دارند بلکه منظور این است که بهانه به دست فاسدان ندهند.
نظر دیگر آن که: زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انگاری نکنند هم چون برخی زنان بی بندوبار که در عین داشتن حجاب لاابالی هستند و قسمتهایی از بدنشان نمایان است، و منظور از یدنین (نزدیک کنند) این است که زنان جلباب را بر بدن خویش نزدیک کنند تا درست آنها را حفظ کند نه این آن را رها بگذارند تا گاه کنار رود و بدن آشکار شود.(28)
اصولا کارهای انسان گویا و زبان دار است. وضع لباس، راه رفتن و طرز سخن گفتن انسان معنی دار است و زنانی که از چادر استفاده می کنند ولی چادرشان صرفا به صورت تشریفاتی است، آنان با وضعیت ناهنجار خود نشان می دهند که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند، اینان با زبان بی زبانی می گویند: تعقیب من و مورد بهره برداری چشم ها بودنم اشکالی ندارد همان طور که در نقطه مقابل آن، با مراقبت ویژه جامه های خویش را نشان می دهند که دست تعرض از این حریم کوتاه است.
ذالک ادنی ان یعرفن فلایودین به این معناست که رفت و آمد زن مسلمان در جامعه باید به گونه ای باشد که علائم عفاف و وقار و سنگینی از آن پیدا باشد و در این هنگام بیمار دلان شکارچی از آنان مایوس می گردند.
شبهه ای که کسانی در اذهان برخی افراد ایجاد می کنند این است که حجاب برای زن محدودیت و حصار ایجاد می کند و نشانه ضعف اوست. اما قرآن کریم حجاب زن و احترام گذاردن به او و حرمت قائل شدن برای او می داند که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند، زنان تجسم حرمت و عفاف جامعه اند و عظمت آنان در این است که ان لایرین الرجال و لایراهن الرجال(29) آنها مردان نامحرم را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند. و این گفتار به این معنا نیست که در صحنه اجتماع حضور نیابند و از فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بدور باشند، اسلام یک آئین متعادل است و تا حدودی که شرکت زنان در جامعه موجب فساد نگردد آنان را از شرکت در اجتماع نهی نمی کند و در بعضی موارد حتی شرکت زنان در مجامع(30) را واجب می کند مانند حج و جهاد دفاعی، و در بعضی موارد به ترخیص اکتفا می کند هم چون کمک به سربازان و مجروحین جنگی در میدان جنگ و عدم ممنوعیت برای حضور در نماز جماعت و جمعه و تشیع جنازه و اجازه داشتن برای بیرون رفتن به جهت بعضی نیاز هایشان، اسلام در عین حال بر مختلط نبودن زن و مرد دستور می دهد.(31) و سنت نبوی چنین بوده است، در زمان پیامبر زنان از شرکت در مجالس منع نمی شدند ولی وجود حریم و حائل به عنوان اصل مورد توجه بوده است. عن النبی (علیه السلام): لیس للنساء من سراه الطریق و لکن جنبیه(32)؛ پیامبر گرامی (علیه السلام) فرمودند: در کوچه و خیابان مردان از وسط و زنان از کنار بروند. و نیز پیامبر در زمان حیات خویش اشاره کردند که درب ورودی مسجد برای زنان، از مردان جدا باشد و فرمودند: چه خوب است این درب را به زنان اختصاص دهیم، لو ترکنا الباب للنساء(33)؛ و باب النساء از زمان ایشان رایج شد و نیز ایشان دستور می دادند که بعد از تمام شدن نماز شب ابتدا زنان بیرون روند و بعد مردان.
آری حجاب اسلامی نه تنها حقوق افراد را محدود نمی کند بلکه تنها راه رسیدن به حقوق شخصی، آزادی، امنیت و آرامش است. حجاب اسلامی، اصول و ارزش های درونی و دینی افراد را نمایان می سازد و دریای مواج و متلاطم درون را به ساحل فلاح و امنیت می رساند.

د) حجاب حق الهی(34)

در بینش اسلامی حجاب زن مربوط به خود او و یا همسرش و خانواده اش نیست تا بتوانند از آن حق صرف نظر کنند و رضایت دهند، بلکه حجاب حقی الهی است. لذا می بینید در جهان غرب اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد پرونده مختومه اعلام می شود. اما در اسلام این گونه نیست اگر همه هم راضی باشند قرآن راضی نخواهد بود از ین رو دستور می دهد حد الهی را در مورد فرد آلوده اجرا کنید.
از این جا شروع می شود که حجاب و عفاف زن حق الله است و خداوند سبحان این حق و این حرمت و حیثیت را به زن داده که او به عنوان امانت، این حق را حفظ کند.
اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضایل به صحنه می آورد تا درس عفت و عاطفه و نه شهوت و غریزه بیاموزد، اما دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته تا او به عنوان بازیچه ای به بازار بیاید و غریزه را تامین کند، و روشن است این زن با این سرمایه غریزی فرمان شهوت می دهد و نه گذشت و لطف و عاطفه. اسلام زن را آزاد کرد و راه او را در جامعه با حریم حجاب و عفاف باز و هموار کرد و جامعه را مسخر عواطف او قرار داد، و دنیای مادی زن را آزاد کرد بدون آن که مسخر عواطف او شود به فرمان غرائز در آمد.(35)
حجاب زن موجب حفظ شخصیت او و نیز تامین سعادت و سلامت اجتماعی می گردد و در مقابل عدم رعایت این حریم موجب هتک حرمت ها و بازیچه شدن در دستان هرزگان و نگاههای شهوترانان می شود و از پیامدهای آن سقوط جوامع و افزایش فساد و بی عفی هاو سست شدن مبانی خانواده ها و بالا رفتن آمار طلاق و جدائیهاست. به طور کلی غرایز و تمایلات جنسی در درون افراد نهفته است و بر اثر عواملی هم چون بد حجابی زنان این غرایز بیدار و تحریک می شود و خرابیها به بار می آورد.
میلها هم چون سگان خفته اند - اندر ایشان خیر و شر بنهفته اند
چون در آن کوچه خری مردار باشد - صد سگ خفته بدان بیدار شد
آری اگر زن از ارزش های واقعی خود آگاهی یابد و حجاب را ریشه ای بپذیرد و آن را برای خود وقار و متانت ببیند دیگر ارزش را در بدن مادی و زیبایی ظاهری و خودنمایی آن نمی بیند بلکه او به ارزش های والاتر می اندیشد و ارزشهای دورغین و سطحی را وا می گذارد. او هم چون انسان بزرگ سال و دانایی است که دیگر مانند کودکیش بالاترین ارزش رابه داشتن یک عروسک و یا دوچرخه و سایر اسباب بازی نمی داند و در پی برداشتن گام های متعالی تر بر می آید، به خویشتن خویش باز می گردد و با برگرفتن حجاب و عفاف به مقام قرب الهی نائل می آید و با حجاب که لباس حضور نزد پروردگار است در مقابل او به نماز می ایستد و به راز و نیاز می پردازد و از درگاه بی نیازش می خواهد که به او پاکی و حیا، صفا و عاطفه عطا فرماید.(36)