فهرست کتاب


بهشت خانواده با زنان شایسته

الف - یوسفیان‏

پیش گفتار

در میان مکاتب باستان و دانشمندان قدیم کم نبودند کسانی که زن را همتای مرد در مرتبه انسانی نمی دانستند. برخی او را پلیدتر و خوارتر از حیوانات و از سلاطه شیطان می دانستند.
سقراط فیلسوف بزرگ یونانی، زن را بزرگترین منشا انحطاط بشریت می دانست.
فیثاغورث، دیگر دانشمند یونانی معتقد بود اصلی خوب وجود دارد که نظم و نور و مرد را آفریده و اصلی بد که آشوب و تیرگی و زن را آفریده است.
ارسطو بر این باور بود که زن، مرد ناکام، خطای طبیعت و حاصل نقصی در آفرینش است. از این رو محکوم به اسارت است.(1)
کتاب مقدس یهودیان، حوا را عامل گناه اولیه انسان و مسئول خروج او از بهشت می داند. و در میان مسیحیان، سبب میل به تجرد و مذموم شمردن ازدواج، از پلیدی ارتباط با زنان ناشی می شود.

آفرینش اصیل زن

از دیدگاه قرآن، خلقت زن و مرد، عبودیت خداوند و تقرب به اوست و هر کدام برای رسیدن به کمال خود خلق شده اند نه این که اصل، کمال مرد باشد و زن ابرازی برای کمال یابی مرد به حساب می آید. ولی آفرینش اصیل این دو، به معنای استقلال آنها از یکدیگر در رسیدن به کمال خویش نیست. بلکه این دو مکمل یکدیگرند و هر کدام در کمال دیگری نقش موثری را ایفا می کنند.
خلقت حوا پس از خلقت آدم نیز دلیل فروتری و تبعی بودن زن نیست. زیرا، این ترتیب زمانی بوده و نه ترتیب رتبی و تکوینی، و بر فرض اثبات این مطلب که حوا از بدن آدم آفریده شده اثبات فرع بودن زن بر مرد در حقیقت وجودی او نیست که او طفیل مرد به حساب آید.

گوناگونی راه های کمال

آفرینش زن و مرد برای رسیدن به هدف یکسان- بندگی و سعادت جاودانه- است و آنان در این مسیر با امکانات لازم و متناسب با ظرفیت خویش راه سعادت را طی می کنند. و لکن وحدت هدف به معنای وحدت در مسیر رسیدن به آن هدف نیست.
در مجموعه هستی، غایت موجودات رسیدن به کمال است. اما برای هر کس فعالیتی متناسب با استعدادش در زیباترین قالب و هماهنگ با تقسیم مسئولیت های طبیعی در نظر گرفته شده است و اشتراک در هدف غایی، به معنای وظیفه مشابه آن دو در این طریق نیست.
پیامبران الهی تمام بندگان را، چه زن و چه مرد به قیام برای اهداف الهی از طریق ایمان و عمل صالح فراخوانده اند. اما اعمالی که این دو را به کمال می رسانند یکسان معرفی نکرده اند، از این رو جهاد مرد را بذل مال و جان در راه خدا و جهاد زن را خوب شوهرداری کردن دانسته اند.
تفاوت در وظایف و نقش ها به دلیل تفاوت در ویژگی های تکوینی و به خاطر لزوم هماهنگی در امور اجتماعی است. در نظام ارزش گذاری اسلام هیچ یک از موقعیت های ظاهری موجب برتری و فرادستی انسان نیست و ارزش افراد در جامعه و جهان آخرت به معیارهای والای انسانی است. این معیارها و ارزش های سلامی چنان با اهمیت است که همه مسئولیت ها باید در چارچوب آنها باشد. نظام اجتماعی و نهاد خانواده لزوما بر پایه تقسیم کار و توزیع مسئولیت بنا نهاده شده است و اهمیت این تلاش ها زمانی است که هر انسانی با آگاهی و اختیار خود در مسیر خیر عمومی جامعه و کمال افراد آن پیش رود.
در پاسخ این پرسش که آیا غرض از خلقت حوا آرامش آدم بوده و آیا این بدان معناست که زن برای خدمت به مرد آفریده شده است؟
باید گفت: نباید میان هدف غایی خلقت و راه های منتهی به این هدف خلط کرد، اگر زن و مرد وظایفی متفاوت بر عهده دارند این به معنای اختلاف مسیر هر یک در رسیدن به هدف مشترک است از این رو اگر هم ثابت شود که آرامش بخشی شان ویژه زن در خانواده است(2) باز منافاتی با گفته های پیشین و اختلاف نقش ها و فعالیت ها در رسیدن به هدف یکسان ندارد.