سفر به عالم برزخ

نویسنده : علی رضا اسداللهی فرد

سخنی با خوانندگان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله الاعظم حجت بن الحسن العسکری ارواحنا لتراب مقدمه الفداء
یکی از موضوع هایی که انسان را از طغیان و ظلم و حتی گناهان کوچک باز می دارد این است که انسان یقین داشته باشد که هر کاری را که انجام می دهد ضبط و ثبت شده و برای آن کردار، جزا خواهد دید.(1)
اگر ما در این دنیا اعمال ناشایست را ملاحظه می کنیم، و اگر ما در جهان پهناور انواع و اقسام انسانها، با خصلتهای متفاوت را می بینیم.
همه و همه برای این است که سطح باورها به این موضوع متفاوت است.
برای اینکه انسان به این موضوع یقین پیدا نماید یا باید خود را دیده باشد و یا اینکه به آورنده خبر، اطمینان داشته باشد.
و تا انسان به باور نرسد امکان مواظبت و مراقبت به حداقل نخواهد رسید.
اگر انسانها در رفتارهای اجتماعی و برخوردهای نوعی، از دیدگاه محاسبه بهرمنده باشند یعنی بدانند هیچ عملی از آنها سر نمی زند مگر اینکه حسابگری او را به حسابرسی فرا خواهد خواست(2)، ناهنجارهای اجتماعی رخ نخواهد داد.
ما مدینه فاضله را آرزو می کنیم اما هیچگاه نخواستیم در ایجاد آن تلاش کنیم، مدینه فاضله در صورتی ساخته می شود که من از خودم شروع کنم و تو از خود و در نهایت دست به دست هم بدهیم و به رفع موانع و معایب در مزین کردن این شهر سهیم باشیم و این نخواهد شد مگر اینکه حد و مرز خود را از آزادی انسانی بدانیم.
- اگر به ما می گویند آزادید، یعنی در حدی که از آزادی من، لطمه و ضرر به دیگران نرسد.
چطور می شود من آزادی را بر خود بخواهم و اسیری و ذلت را برای دیگری و از طرف دیگر، آرزوی مدینه فاضله را نمایم!
آری! باید تلاش نمود و مدینه فاضله را ایجاد کرد و برای این کار چند چیز لازم است:
1- بدانیم که ما انسانها برای خوردن و خوابیدن خلق نشده ایم بلکه در ورای این زندگی وظایفی داریم که شأن و منزلت ما را از سایر موجودات ممتاز می کند و آن تکامل انسانی است.
انسان از آن جهت که انسان است نمی تواند با دنبال کردن سراب به منبع اصلی و سرچشمه زلال ابدی برسد، اگر ما انسانها بخواهیم به سرچشمه واقعی برسیم باید راهنما داشته باشیم و بدون راه رفتن مثل حرکت کردن در تاریکی مطلق و بدون چراغ خواهد بود.
راهنما، باید کسی باشد که مسیرهای تند و سخت را پیموده و بداند کجا صخره و کجا هموار است و بالاخره از کجا باید عبور کرد تا در مسیر حرکت نایستید و چه باید کرد که مانع را برطرف کند و چه نباید کرد که ترک آن خود رافع موانع است و به عبارت دیگر بایدها و نبایدها را، و حوادث ناگوار پیش رو را به ما هشدار دهد و ما صحت رفتار او را از دلائلی که به ما ارائه می دهد از طریق تدبر و تعقل در سخنان و ادعاهای او پذیرفته باشیم، در این صورت یعنی هنگامی که عقل و وجدان ما شهادت داد این راهنمای، حقیقی است و اینها انسانهای پاک سرشتی هستند که تاریخ به صداقت آنها صحه گذاشته و از این سخنان به مردم خود می گفته اند و مردم را از اعمال سوء اعمال زشت برحذر می داشتند، و ثمره کردار نیکو و عواقب خوشایند اعمال خوب را به مردم بشارت می دادند، آنگاه با ایمانی استوار بدون تزلزل به گفته های راهنما گوش می دادیم و عمل می کردیم.
2- همان طور که عرض شد اگر ما از دلایل عقلی پی به درستی گفتار شخصی بردیم دیگر درنگ جایز نیست و باید گوی سبقت گرفت و در این راه قدم برداشت و اولین گام این است که از راهنما بپرسیم چه باید کرد تا رستگار شد و چه نباید کرد تا گمراه نشد.
برای اینکه این مطلب خوب تفهیم بشود مثالی می زنم؛ شما در صورتی از یک کودک حتی غیر ممیز خبری از وقوع حادثه ای می شنوید، اگر چه به آن خبر اطمینان نداشته باشید اما صرف احتمال اینکه شاید راست گفته باشد شما را در برخورد با مساله به احتیاط مجبور خواهد کرد و عقل سلیم نیز همین راه یعنی احتیاط را پیشنهاد خواهد کرد.
حال در مورد مساله خطیری، همچون مساله برزخ و معاد آیا انسان می تواند آنرا نادیده بگیرد و از کنار آن به سهولت بگذرد؟
ما در این کتاب سعی کرده ایم از اخبار برزخ افرادی راستگو و صدیق (که دوست و دشمن به عظمت شخصیتی آنان اقرار کرده اند و آنان را صادق می دانند) به ما انسانها بیان فرموده اند، به صورت داستان بازگو کنیم و در پی نویس، روایات آن را آورده تا به واقعیت داستان پی برده و چون می دانیم آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند و نور هرکجا روزانه ای بیابد از آن وارد می شود و اثر می گذارد. امیدوارم هم برای خودم و هم برا خوانندگان، محترم تاثیر معنوی گذاشته و در مسیر تکامل معنوی مفید واقع گردد.
- در عصر ما همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند؛ دشمنان دین، اعم از دشمنان داخلی و خارجی با تهاجم فرهنگی می خواهند انسانیت و هویت انسانی را که در سایه دین مبین اسلامی متجلی گشته نابود سازند و جوانان ما را با سقوط در منجلاب فساد، از کمال انسانی باز دارند و ما در صورتی که جوانانمان را به سلاح تقوا، مجهز نسازیم به یقین شکست خواهیم خورد. در این خصوص یعنی در مورد تقویت ایمان و تقوای جوانان عزیزمان می توانم با این مختصر، وظیفه خود را تا اندازه ای ایفاء نمایم و چون سخن، از کلام خدا ائمه معصومین (علیه السلام) است امیدوارم ان شاء الله در قلوب خوانندگان عزیز اثر گذاشته، تا گامی در مبارزه با تهاجم فرهنگ مبتذل بیگانه برداشته شود.
این کتاب در دو قسمت، که قسمت اول تحت پیش گفتار در رابطه با برزخ بوده و از سه بخش تشکیل شده است. و در قسمت دوم که سفر به عالم برزخ می باشد از دو بخش که بخش اول، دیدار از اهل جهنم و در بخش دوم، دیدار از اهل بهشت می باشد، نگاشته شده است.
در سفر برزخی، سعی شده از جهنم و بهشت برزخی و اهل آنها و از چگونگی احوال آنان با استفاده از قرآن و روایات به صورت داستان، ساده و شیرین بیان شود.
در خاتمه ضمن التماس دعا از شما خوانندگان گرامی، خواهشمندیم ما را از پیشنهادات و انتقادات خود بی نصیب نفرمایید تا در قدمهای بعدی، بهتر قلم فرسای نموده و بیشتر مثمر ثمر واقع گردد.
قم
علیرضا اسداللهی فرد

قسمت اول : پیش گفتار در رابطه با برزخ

در این قسمت از کتاب مساله برزخ از نظر اسلام پرداخته و ادله ای که در خصوص این امر مهم آمده است از دیدگاه عقل و قرآن و سنت و سخنان گهربار ائمه معصومین (علیه السلام) در سه بخش به استحضار می رسانیم:
1- برزخ از دیدگاه عقل
2- برزخ از دیدگاه قرآن
3- برزخ از دیدگاه معصومین (علیهم السلام)

بخش اول : برزخ از دیدگاه عقل

انسان وقتی در رابطه با مرگ فکر می کند دو سوال از مغز او خطور می کند. اول اینکه، انسان بعد از مرگ آیا زندگی خواهد داشت یا نه؟
دوم اینکه، آیا قبل از اینکه قیامت به پا شود (چون می دانیم قیامت با وقوع حوادثی به پا خواهد شد و ما به عیان می بینیم هنوز از آن حوادث چیزی اتفاق نیافتاده) در حالی که عده ای از دنیا رفته اند و در میان ما نیستند این انسانها بعد از مرگ چه نوع زندگی را دارند؟
از روزگار قدیم انسان در مواجهه با مرگ این سوال را از خود می پرسیده که آیا در ورای این زندگی کوتاه، حیات جاویدی وجود دارد یا نه؟
او برای پاسخ به این سوال اساسی، در بعضی مواقع درمانده می ماند و چون نحوه خلقت خود را فراموش می کرد، راه فکر را که باید بیاندیشد و بگوید آن قادر و توانایی که او را خلق کرده در حالی که نبوده، می تواند او را دوباره زندگی ببخشد و حیات جاوید دهد، می بست.
در این میان عده ای بیراهه رفتند و منکر معاد و زندگی جاوید شدند و گفتند: انسان غیر از این دیگر حیات ندارد و لذا برای رسیدن به دنیا از هیچ گونه جنایتی بر همنوعان خود دریغ نکردند. و عده ای دیگر راه صواب پیش گرفتند و قوه تعقل را بکار بستند و با دیدن آیات دیگر راه مرگ و بعث از قبیل تغییر فصلها و رشد و نمو گیاهان و سپس از بین رفت آنها و باز به وجود آمدن آنها و سایر نشانه های مرگ و حیات، به این نتیجه رسیدند که انسان با این عظمت و امتیازی که از سایر موجودات دارد، ممکن نیست برای مدتی که بعد از آن فنا و نابودی است خلق شده باشد و اصولاً امکان تصادف و اتفاق را به طور کلی، غیر قابل قبول می دانند چرا که وجود نظم یا وجود اتفاقی بودن خلقت محال است البته بحث را رابطه با اثبات صانع و معاد در کتب فلسفی به طور مفصل آمده و این از حوصله بحث ما خارج است اما اشاره ای در اینجا نمودیم تا یادآوری آن ما را در فهم صحیح مطالب، یاری نماید.
و اما در مورد حیات بعد از مرگ، شواهدی زنده و قابل قبول بدست آوردند که همگی، حاکی از وجود زندگی بعد از مرگ می باشد مثلاً خواب دیدن عده ای از اشخاصی را که از دنیا رفته اند و صحبت با آنها در رابطه با زندگی آنان در عالم برزخ(3) و اتفاق افتادن وقایعی که از سوی آن اشخاص به زنده ها بازگو شده و موارد بسیاری که همگی اثبات وجود دنیائی است که آن را برزخ می نامیم.
قرآن مجید در سوره نبأ برای اینکه راه عقل منکرین معاد را باز کند، آنها را دعوت به تعقل در رابطه با نظام آفرینش می کند.
مرحوم علامه طباطبایی مفسر کبیر در ذیل آیات شریفه عم یتسائلون عن النبأ العظیم... می گوید در این آیات از طریق فکر در نظام آفرینش مشرکین را به زندگی پس از مرگ رهنمون می سازد.(4)