فهرست کتاب


حقیقت گمشده «داستان گرایش به مذهب اهل بیت علیهم السلام» جلد 2

شیخ معتصم سید احمد سیدمحمدرضامهری

پایان و نتیجه بحث:

پس از بررسی مذاهب فقهی اهل سنت، برای ما روشن شد که سبب انتشار و فراگیرشدن آنها در جهان اسلام، داشتن امتیاز خاصی در برابر دیگر مذاهب نبوده، بلکه این سیاست بوده است که مستلزم انحصار مصادر فقه در ائمه مذاهب چهارگانه شده است. زیرا سیاست دولت نمی تواند رو در روبا دین بجنگد، بلکه به عکس، علما را یاری کرده و مقرب داشته است، البته به شرط آنکه گفتار آنان با مصالح دولت منافاتی نداشته باشد، زیرا سلطان بالاتر از همه چیز است.
از این رو می بینیم که مذاهب چهارگانه از میان صدها مذهب دیگر انتخاب گردیده، زیرا شامل عفو ملوکانه و رضایت سلطان بوده است، و لذا شاگردان این مذاهب در منصب قضاوت قرار گرفته و امور دین به دست آنها سپرده شد. آنها نیز مذاهب اساتید خود را به دلخواه خود منتشر کردند، همانگونه که دیدیم.
فرمانی در زمان منتصر عباسی صادر شد، مبنی بر این که باید به قول اساتید گذشته ملتزم بود، و هیچ قولی در برابر اقوال آنها گفته نشود، علمای بلاد نیز فتوی بر لزوم پیروی از مذاهب چهارگانه، تحریم دیگر مذاهب و بستن درهای اجتهاد دادند.
احمد امین می گوید: دولتها نقش بزرگی در یاری مذاهب اهل سنت داشتند و معمولا اگر دولت قوی بوده و یکی از مذاهب را تایید کند، مردم به دنبال دولت از آن مذهب پیروی می کنند و چنین مذهبی پایدار می ماند تا آنکه آن دولت از بین برود.(88)
آیا پس از این، بازهم کسی به وجوب پیروی از مذاهب چهارگانه احتیاج می کند؟!...
و آیا اساسا دلیلی مبنی بر انحصار مذاهب در چهار مذهب وجود دارد؟!
و اگر دلیلی بر پیروی از آنها نیست، آیا خدا و رسول از این مساله غافل شده و پیامبر برای مشخص نکرد که دین و شرایع احکام را از چه کسی بگیرند...؟! و از چه کسی نگیرند؟!
خداوند منزه است از اینکه خلق را رها کرده بدون آنکه احکام و راه نجات را به آنان نشان دهد. آری، خداوند آن را به زبان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان فرموده و حجت و برهان مبنی بر وجوب پیروی از عترت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که خاصان و معادن حکمت او هستند اقامه نموده است. ولی عترت پاک پیامبر مخالف امرا، طاغوتهای زمانشان و غضب کنندگان حقشان بودند، و لذا حکام سعی در منصرف کردن مردم از ایشان و عدم تمسک به آنان نمودند، و مردم نادان و بی خردند، دنباله رو هر سرو صدا بوده و با هر بادی جهت را عوض می کنند، راه آنان با نور علم و روشن نشده و به هیچ تکیه گاه محکمی وابسته نیستند.
و در مقابل می توانی مکتب اهل بیت - تشیع - را بنگری، که برای معرفی فقهایش نیازی به حکام نداشته، بلکه به این گفتار رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) تمسک نموده است: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی، فان العلیم الخبیر انبانی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض: من در میان شما دو گوهر گرانبها گذاشتم، یکی کتاب خدا و دیگری عترتم، اهل بیتم، خداوند دانا و آگاه به من خبر داد که آن دو هیچ گاه از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنگاه که بر حوض بر من وارد شوند.
شیعه نیز ملازم عترت شده، دین و عقیده خود را از ایشان گرفته و هیچگاه مخالف اهل بیت عمل نکرده و در برابر رای آنها از خود نظری نمی دادند، نیازی هم به فتوای دیگران نداشته، بلکه حکم خدا را از کسانی گرفتند که حدیث آنها حدیث رسول الله حدیث جبرئیل و حدیث جبرئیل حدیث خدا است.

شاعر می گوید:

اذا شئت ان تبغی لنفسک مذهباً - ینجیک یوم البعث من لهب النار
فدع عنک قول الشافعی و مالک و احمد و المروی عن کعب احبار
و وال اناسا قولهم و حدیثهم - روی جدنا عن جبرئیل عن الباری
1 - اگر خواهی برای خود مذهبی را انتخاب کنی که تو را در روز قیامت از آتش جهنم نجات دهد.
2 - پس قول شافعی، مالک واحمد و روایتهای کعب احبار را کنار گذار.
3 - و پیرو کسانی باش که سخن و حدیث آنان این است: جد ما از جبرئیل، و جبرئیل از پروردگار روایت کرده است.

اشاره ای به فقه شیعه:

شیعه همانطوریکه این شاعر گفته تا کنون عمل کرده عقیده و مذهب خود را از ائمه اهل بیت (علیه السلام) مستقیماً می گرفتند، تا آنکه امام دوازدهم محمد بن حسن مهدی (علیه السلام) آمده و برای شیعه مشخص کرد که در زمان غیبت ایشان چگونه احکام فقهی را بدست آوردند، ایشان فرمود: فأما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامر مولاه، فللعوام أن یقلدوه: هر یک از فقها که نفس خویش را مهار، دین خود را حفظ، با هوای نفس مخالفت و امر مولا را اطاعت نماید، عوام می توانند از او تقلید کنند.(89)
بدین ترتیب درهای اجتهاد، تحقیق و استنباط بر شیعه باز و تفکر مرجعیت فقهی پدیدار می شود. هر شیعه ای یکی از علما که در علم، تقوی و ورع بر دیگران مقدم باشد را انتخاب و در احکام فقه و مسائل جدید از او تقلید می کند. فقها این بحث را به تفصیل بیان داشته اند، مثلا در کتاب المسائل الاسلامیه آمده است:
(مسأله 1): اعتقاد مسلمان به (اصول دین) باید مبتنی بر دلیل و برهان بوده و تقلید در آن جایز نیست، یعنی نباید سخن کسی را در این باره بدون دلیل قبول کرد.
اما در (احکام و فروع دین)، یا باید شخص مجتهد بوده و بتواند احکام را از ادله خود استنباط نماید، یا مقلد باشد یعنی طبق رای یک مجتهد جامع الشرائط عمل کند و یا وظیفه خود را از راه احتیاط انجام دهد به طوری که برای او یقین حاصل شود که تکلیف خود را انجام داده است. مثلا اگر عده ای از مجتهدین فتوی بر حرمت کاری و عده ای دیگر فتوی بر استحباب آن دادند، بنابر احتیاط باید آن کار را ترک کند. پس هر که مجتهد نبوده و نتواند بر احتیاط عمل کند باید از یک مجتهد تقلید و مطابق نظر او عمل نماید.
(مسأله 4): بنابر وجوب تقلید اعلم، اگر شناخت شخص اعلم میسر نبود باید از کسی تقلید کرد که احتمال اعلم بودن او بیش از دیگران است بلکه اگر احتمال ضعیفی دهد که یکی از علما اعلم است و می داند که دیگران اعلم نیستند، باید از او تقلید کند. اما اگر عده ای - در نظر او - در علم مساوی بودند، می تواند از هر یک از آنها تقلید نماید، ولی اگر یکی از آنها اورع باشد، بنابر احتیاط باید از او تقلید کند.
(مسأله 5) بدست آوردن فتوی و رأی مجتهد، چهار راه دارد:
1 - شنیدن از خود مجتهد.
2 - شنیدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل کنند.
3 - شنیدن از کسی که انسان به گفته او اطمینان و به نقل او اعتماد دارد.
4 - دیدن فتوی در رساله علمیه مجتهد، در صورتی که انسان به درستی آنچه در آن رساله آمده و بی اشتباه بودن آن اطمینان داشته باشد.
از این رو فقه شیعه پیشرفت کرده، مدرسه ها و حوزه های علمیه تاسیس و فقها و مراجع بسیاری از آن ظاهر شدند، و در طول تاریخ تا عصر حاضر شخصیتهای علمی بزرگی از میان آنها برخاستند.
کسی که به کتابخانه فقهی شیعه مراجعه کند، در برابر کار عظیمی که انجام شده انگشت به دهان می ایستد.
.... من در اینجا به تعداد اندکی از کتابهای فقهی شیعه اشاره مانند:
(1) وسائل الشیعه: در 20 جلد بزرگ از حر عاملی.
(2) مستدرک الوسائل: در 18 جلد از نوری طبرسی.
و از کتابهای فقه استدلالی:
(1) جواهر الکلام: از محمد حسن نجفی که 43 جلد است.
(2) الحدائق الناضره: از شیخ یوسف بحرانی، 25 جلد.
(3) مستمسک العروه الوثقی: از سید محسن طباطبائی حکیم، 14 جلد.
(4) الموسوعه الفقهیه در 110 جلد که شامل تمام ابواب فقه است مانند: فقه قرآن مجید، فقه حقوق، فقه دولت اسلامی، فقه مدیریت، فقه سیاست، فقه اقتصاد وفقه جامعه.
(5) یکی دیگر از موسوعه های فقهی: فقه الصادق در 26 جلد.
6 - سلسله الینابیع الفقهیه در 30 جلد می باشد.