فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

5- دعای خالصانه:

خداوند می فرمایند: عده ای وقتی گرفتار بلا می شوند و در کشتی، دچار طوفان (یا در هواپیما دچار سقوط، یا در ماشین دچار تصادف و یا...) می گردند، خدا را با اخلاص و با قطع امید از هر نجات بخشی می خوانند و فقط خدا را عامل نجات می دانند و از او نجات می طلبند و لذا دعای خالصانه آنها مستجاب می شود، ولی وقتی آنان را نجات دادیم، باز مشرک شده و بر آن اخلاص و توجه به خدا و دعای خالص باقی نمی مانند و شکر آن را نیز به جای نمی آورند و دوباره از خدا روی گردان می شوند:
و اذا مسکم الضر فی البحر ضل من تدعون الا ایاه فلما نجکم الی البر أعرضتم و کان الانس کفورا أفأمنتم ان یخسف بکم جانب البر(155)
وقتی شما را سختی و رنج در دریا درک می کند، غیر از خدا همه چیز از نظر شما دور (و گمراه) می گردد، اما وقتی شما را به خشکی نجات داد، از خدا روی گردان می شوید و انسان، بسیار ناسپاس است. آیا ایمن هستید که (برای این روی گردانی بعد از نجات و درک قدرت خدا) شما را در همان خشکی (که به آن بیش از خدا اعتماد دارید و به جای خدا به آن دلبسته و مطمئن می گردید) فرو برد؟!
یعنی خدا، خشکی را مثل آب برایتان نرم و مایه غرق شدن قرار دهد تا بدانید که نگه دارنده و نجات بخش شما در خشکی و دریا و همه جا و همه وقت خداست و لذا باید به او دل ببندید. معلوم می شود شرک در قلب و دل بستن به عوامل مادی و نداشتن بینش توحیدی، آن هم بعد از تجربه معنویت و امداد الهی، یکی از علل مهم بلا و خسف می باشد.

6-نهی از منکر

قرآن، نهی از منکر و بر خلاف جهت جامعه گنهکار حرکت کردن و باز داشتن آنان را، مایه نجات فرد نهی کننده از منکر می داند و در صورت قبول نهی از منکر، قطعاً جامعه نیز نجات می یابد:
فلما نسوا ما ذکروا به أنجینا الذین ینهون عن السوء(156)
وقتی آنچه را که یاد آور شده بودند، فراموش کردند، آنهایی را نجات دادیم که از بدی نهی می کردند.
همچنین می فرماید:
فلو لا کان من القرن من قبلکم أولو بقیه ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن أنجینا منهم(157)
چرا از اقوام گذشته افرادی نبودند که از فساد در روی زمین نهی کنند؛ مگر کمی از آنها که نجاتشان دادیم.
قرآن به شدت از کم بودن افراد ناهی از منکر انتقاد می کند، و رسولان الهی را که رسالت خود را به انجام برسانند و جامعه را از غیر توحید نهی کنند و به عبادت نمایند، جزو نجات یافتگان حتمی معرفی می کند. بدین ترتیب، کسانی که رسالت پیامبران را انجام دهند و افرادی که به آنان ایمان بیاورند، جزو نجات یافتگان حتمی بلا و زلزله خواهند بود:
ثم ننجی رسلنا و الذین آمنوا کذلک حقا علینا ننج المومنین(158)
سپس فرستادگان و ایمان آورندگان را نجات بخشیدیم و همان طور بر ما واجب است که مومنان را نجات بخشیم.
حضرت علی (علیه السلام) نیز در نهج البلاغه علت هلاکت تمام اقوام گذشته را ترک نهی از منکر و امر به معروف معرفی می فرمایند:
فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین ایدیکم الا لترکهم الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فلعن الله السفهاء لرکوب المعاصی، و العماء لترک التناهی(159)
خداوند سبحان، مردم روزگاران گذشته را لعن نکرد، مگر برای ترک امر به معروف و نهی از منکر، پس بی خردان و سفیهان گنهکار را برای نافرمانی و علما را برای ترک نهی از منکر دیگران، لعنت کرد.
گفتنی است ترک تمامی عوامل زلزله زا و بلا آور، باعث رفع زلزله خواهد شد. پس می توانیم بگوییم که علم نمی تواند جلو زلزله و بلایا را بگیرد، ولی ایمان می تواند. ایمان نه تنها بلا را دور می کند، بلکه به جای بلا، برکت را نیز جلب می نماید:
و لو أن اهل القری آمنوا و أتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض ولکن کذبوا فاخذنهم بما کانوا یکسبون أفأ من اهل القری ان یأتیهم بأسنا ضحی و هم یلعبون(160)
اگر اهل آبادی ها ایمان آورده و از گناهان پروا کنند، حتما برایشان برکت هایی از آسمان و زمین می گشاییم، ولی تکذیب کردند و ما برای اعمالشان گرفتارشان کردیم. آیا اهل آبادی ها ایمن هستند که (زلزله، بلا) چنان غافگیرانه آنان را دریابد که شب در خوابند؟ و آیا ایمن هستند که عذاب آنان را روز هنگام که مشغول بازی هستند (انواع بازی مثل بازیگری برای فیلم، فوتبال، دنیا و هر نوع مشغولیت از خدا) دریابد؟ آیا از مکر خدا ایمن هستند؟ از مکر خدا ایمن نمی شوند، مگر قوم زیانکاران. آیا با آنانی که زمین را بعد از دیگران به ارث می برند، نرسیده که اگر بخواهیم، آنان را نیز در مقابل گناهانشان مورد اصابت بلا قرار می دهیم و بر قلب هایشان مهر می زنیم، پس نمی شنوند(161).

چند عمل نجات بخش از زلزله

در آخر مطالب مربوط به عوامل نجات از عذاب، خصوصاً زلزله، چند حدیث را نقل می کنیم که اذکار و اعمال خاصی را در موقع زلزله معرفی می نماید.
امیر المومنین (علیه السلام) موقع زلزله این دو آیه شریفه را قرائت می فرمودند:
ان الله یمسک السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان أمسکهما من أحد من بعده انه کان حلیما غفورا(162)
همانا خداوند، آسمان ها و زمین را از نابودی نگه می دارد و اگر بیفتند، احدی غیر از خدا نمی تواند آن دو را نگه دارد، چون او حلیم و بخشنده است.
و یمسک السماء ان تقع علی الارض الا باذنه ان الله بالناس لروف رحیم(163)
و آسمان را از افتادن بر روی زمین نگه می دارد، مگر این که با اجازه او (صورت گیرد)؛ چرا که خداوند بر مردم دلسوز و مهربان است.