فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

3- تقوا:

تقوا یعنی خود نگه داری از گناهی که اکثر جامعه در آن غرق هستند و قرآن در چند آیه شریفه، تقوا را همراه ایمان، عامل نجات حضرت صالح (علیه السلام) و همراهانش از زلزله قوم ثمود معرفی می نمایند:
و انجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون(151)
نجات دادیم کسانی را که آوردند و تقوا پیشه کردند.

4- توبه و استغفار:

تنها داروی حقیقی گناهان فردی و اجتماعی، فقط استغفار و توبه حقیقی است. قرآن نیز به همین مطلب راهنمایی می فرماید: حضرت صالح قوم خود را به استغفار و توبه دعوت کرده و مژده اجابت پروردگار را می دهد: فاستغفروه ثم توبوا علیه ان ربی قریب مجیب(152)، ولی قوم او قبول نمی کنند. در آیه دیگر نیز استغفار را زمینه رحمت الهی برای یک قوم گنهکار بیان می کند:
لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون(153)
چرا استغفار و طلب بخشش نمی کنید؛ شاید مورد رحمت قرار گیرید.
حضرت علی (علیه السلام) نیز دو علت را باعث امان از نزول عذاب برای امت اسلام معرفی می فرمایند:
یکی وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود که تا در میان امت بودند، رحمه للعالمین و مانع نزول عذاب بودند، ولی از دست رفت؛ دومی استغفار است که فرمود: استغفار را ترک نکنید تا بلا نازل نگردد.
امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند:
کان فی الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما، فدونکم الاخر فتمسکوا به: اما الامان الذی رفع فهو رسول الله و اما الامان الباقی فاالاستغفار. قال الله تعالی: و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم، و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون(154)
ترجمه آیه مورد استدلال حضرت علی (علیه السلام) چنین است:
خداوند مادامی که تو (پیامبر (صلی الله علیه و آله)) در میان آنها هستی، عذاب کننده آنها نخواهد بود و نیز تا زمانی که استغفار کنند، خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد. و این استغفار بهترین راه نجات خدا برای امت اسلام است.

5- دعای خالصانه:

خداوند می فرمایند: عده ای وقتی گرفتار بلا می شوند و در کشتی، دچار طوفان (یا در هواپیما دچار سقوط، یا در ماشین دچار تصادف و یا...) می گردند، خدا را با اخلاص و با قطع امید از هر نجات بخشی می خوانند و فقط خدا را عامل نجات می دانند و از او نجات می طلبند و لذا دعای خالصانه آنها مستجاب می شود، ولی وقتی آنان را نجات دادیم، باز مشرک شده و بر آن اخلاص و توجه به خدا و دعای خالص باقی نمی مانند و شکر آن را نیز به جای نمی آورند و دوباره از خدا روی گردان می شوند:
و اذا مسکم الضر فی البحر ضل من تدعون الا ایاه فلما نجکم الی البر أعرضتم و کان الانس کفورا أفأمنتم ان یخسف بکم جانب البر(155)
وقتی شما را سختی و رنج در دریا درک می کند، غیر از خدا همه چیز از نظر شما دور (و گمراه) می گردد، اما وقتی شما را به خشکی نجات داد، از خدا روی گردان می شوید و انسان، بسیار ناسپاس است. آیا ایمن هستید که (برای این روی گردانی بعد از نجات و درک قدرت خدا) شما را در همان خشکی (که به آن بیش از خدا اعتماد دارید و به جای خدا به آن دلبسته و مطمئن می گردید) فرو برد؟!
یعنی خدا، خشکی را مثل آب برایتان نرم و مایه غرق شدن قرار دهد تا بدانید که نگه دارنده و نجات بخش شما در خشکی و دریا و همه جا و همه وقت خداست و لذا باید به او دل ببندید. معلوم می شود شرک در قلب و دل بستن به عوامل مادی و نداشتن بینش توحیدی، آن هم بعد از تجربه معنویت و امداد الهی، یکی از علل مهم بلا و خسف می باشد.