فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

عوامل اقتصادی زلزله

اگر بخواهم بسیار فشرده و کوتاه این عامل را بررسی کنیم، باید بگوییم که گناهان و مفاسد اقتصادی باعث هلاکت قارون با خسف و فرو رفتن در زمین شد و علت عمده هلاکت قوم شعیب (علیه السلام) نیز همین امر بود.

1- نپرداختن حقوق واجب

قارون ثروتمند، از پرستش الهی سر باز زد و از دادن حقوق واجب و استفاده صحیح از ثروت ابا کرد و آن را نه فضل خدا، که یافته علم اقتصادی و زرنگی خویش دانست و بالاخره به زمین فرو رفت که یکی از آثار زلزله، فرو بردن زمین است.(111)
در احادیث، ندادن زکات و حقوق واجب، علت بلایا از جمله خشکسالی معرفی شده است.(112) پس جامعه ای که ثروتمندان آن قارونی باشند، باید منتظر سرنوشتی قارونی بمانند.

2-کم فروشی و گران فروشی

در مورد قوم شعیب نیز عامل اصلی و گناه شایع مهلک آنان، کم فروشی و عدم وفا به کیل و میزان بود؛ یعنی در مقابل پول، کالای معادل را کامل نمی دادند.
متاسفانه و در جامعه ما نیز این کار به شکل مستقیم (کم فروشی) و به شکل های دیگر، با گران فروشی و کم کاری (پول گرفتن و کم کاری کردن) صورت می گیرد. افرادی که این کارها را انجام می دهند و قرآن نیز می خوانند و سرنوشت قوم شعیب را قرائت می نمایند، نباید از بروز زلزله تعجب نمایند.
آیات زیادی به این گناه قوم شعیب و در نتیجه هلاکت آنها با زلزله اشاره نموده اند.(113)
امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود:
اول کسی که ترازو و میزان را با دست خود اختراع و به آن عمل نمود، حضرت شعیب بود و قوم او پیوسته کالاهاشان را وزن می کردند و به میزان، وفادار بودند. سپس در وزن کردن تقلب کردند و شروع به کم کشیدن کالا نمودند، لذا زلزله (رجفه) آنها را دریافت و به وسیله زلزله عذاب شدند. فاصبحوا فی دیارهم جاثمین صبح کردند در حالی که در خانه هایشان به رو افتاده بودند. طبرسی می گوید منظور از رجفه زلزله است.(114)
قصه عذاب قوم شعیب
خداوند برای آنان گرمای شدیدی فرستاد که آنان را گرفتار کرد. به دورن خانه هایشان پناه بردند، ولی سودی نداشت، و گرما آنان را به ناله انداخت. آنگاه خداوند ابری برایشان برانگیخت که در آن باد آرام بخشی بود، چون سرمای باد و بوی خوش نسیم و خنکای سایه ابر را مشاهده نمودند، همگی ندا کردند که بر شما باد؛ آن جا، جملگی به صحرا خارج شدند. وقتی همه زیر ابر جمع گردیدند، خداوند بر آنان آتشی انداخت و زمین بر آنان به شدت لرزید که همه سوختند و خاکستر شدند؛ آن گونه که ملخ می سوزد و این همان عذاب ظله (سایه) بود.(115)