فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

2- تکذیب

از جمله کارهای بزرگ و مهم همه اقوام هلاک شده، به طور عموم، دروغ پنداری یا تکذیب پیامبران و پیام آن ها بوده است. تکذیب خدا و پیامبر یا کلام او معادی که او معرفی می کند، عمدتا با دو روش صورت می گیرد:
الف- انکار رسمی و علنی و زبانی؛ که گاه در حد ستیز و کشتن پیامبران و ائمه نیز صورت گرفته است؛
ب- انکار علمی و ضمنی؛ که با انجام گناه و ترک عمل به گفته، پیامبر، در حقیقت از کلام او بیرون رفته و به تکذیب و در نتیجه انکار و عذاب منتهی شده اند:
فکان عاقبه الذین اساءوا السوءای أن کذبوا بایات الله(53)
عاقبت آنانی که کارهای زشت انجام دادند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند.
قرآن در سوره قمر علت هلاکت اکثر اقوام را تکذیب پیامبر معرفی می نماید؛ از جمله در آیه 23 می فرماید:
کذبت ثمود بالنذر
قوم ثمود پیامبرانی را که آنها را از عذاب می ترساندند، تکذیب کردند
سپس با بیان خلاصه ای از جریان امر آنان، می فرماید:
ان ارسلنا علیهم صیحه واحده فکانوا کهیشم المحتظر(54)
((فقط یک صدا بر ایشان فرستادیم و همگی مثل گیاه خشکیده (کومه) ریز ریز و خزان گشتند.
باز می فرماید: فکذبوه فأخذنهم الرجفه(55)
تکذیب کردند پیامبرشان را و آنان را زلزله فرا گرفت.
این آیه در مورد هر دو قوم ثمود و شعیب مکرر نازل شده است.
تکذیب پیامبران، روز قیامت، آیات و معجزات الهی، و حتی خود خداوند و وعده های او، از مصادیق گوناگون تکذیب و دروغ پنداری اقوام گذشته است.
آیات دیگری نیز تکذیب را علت زلزله و هلاکت بیان کرده اند:
کذیب ثمود بالقارعه
قوم ثمود، کوبنده (عذاب یا قیامت) را تکذیب کرد.
در این آیه، تکذیب وعده کوبنده الهی یا قیامت، از کارهای هلاکت زای قوم ثمود معرفی شده است.
فکذبوه فأخذهم عذاب یوم الظله(56)
حضرت شعیب را تکذیب کردند و عذاب روز ظله آنان را فرا گرفت.
نتیجه این که هر نوع تکذیبی اگر در حد تکذیب عمومی اقوامی نظیر ثمود و قوم شعیب (علیه السلام) باشد، علت زلزله خواهد بود.
مصداق یابی تکذیب آیات الهی و اعتقادات دینی را بر عهده شما خوانندگان آگاه واگذار می کنم، تا آنهایی را که خدا و دین و پیام پیامبر را دروغ می پندارند و سعی در ترویج دروغ پنداری اعتقادات محکم دینی می نمایند و تمام هدف آنان، ایجاد شک و شبهه و سستی در اعتقادات مردم است، شناسایی نمایید و تکلیف قرآنی خود را در مقابل آنان انجام دهید تا از تکرار سرنوشت قوم ثمود و شعیب (علیه السلام) جلوگیری کرده و سر نوشت قوم یونس را رقم زنید.
انکارهای اعتقادی، ستیزه علیه دین، تصمیم به قتل پیامبران و ترور بزرگان دینی، تهدید آنان و دعوت دین داران به سوی بی دینی(57) و... از جمله دیگر کارهای اقوام زلزله زده گذشته بوده است که به هلاکت آنان انجامید.

داستان اهانت به قرآن و زلزله ترکیه

داستان های عبرت آموز و پر رمز و رازی از زلزله در کتاب های داستانی و تاریخی نوشته شده است. در همین سال های اخیر، زلزله مخرب و بزرگ ترکیه را مشاهده کردیم که پس لرزه های زیادی نیز داشت و مدت ها مردم این کشور را وحشت زده ساخت و دولت نیز وضعیت اضطراری اعلام کرد.
در همان مواقع، برخی روزنامه ها داستانی عجیب را نوشتند که معلوم می کرد علت زلزله، توهین به قرآن و پاره کردن ورق های قرآن توسط یک درجه دار نظامی ترک در حال مستی بوده است که در جشن بزرگ لب دریا صورت گرفت که همراه با عده ای از نظامیان اسرائیلی برگزار شده بود. او ورق های قرآن را پاره می کند و می گوید اگر این کتاب از طرف خداست، پس جواب دهد! نظامی مسلمان همراه او، با مشاهده این کار می ترسد و از او به سرعت فاصله می گیرد و بعد مشاهده می کند آتش از دریا برخاست و ساحل را همراه با زلزله مهیبی واژگون کرد و همه آنها را هلاک کرد و بعد در سرتاسر ترکیه آن زلزله مخرب اتفاق افتاد و با وجود تجسس فراوان ، از هیچ کدام از اهل مجلس فوق، کوچک ترین اثری پیدا نشد، به غیر آن نظامی مسلمان که از آن ها فاصله گرفت و شاهد و ناقل ماجرا بود.
تفصیل این ماجرا را در کتاب پندهای جاویدان مطالعه فرمایید.

3- ظلم

علت دیگر زلزله در قرآن، ظلم معرفی شده است. ظلم در قرآن معنایی گسترده و عمیق دارد که نهایت به کفر منتهی می گردد و ظالمان، همان کافران می شوند.
قرآن می فرماید:
فانزلنا علی الذین ظلموا رجزا من السماء(58)
بر ظالمان رجزی از آسمان نازل کردیم.
بیان رجز به معنی زلزله، در صفحات پیش صورت گرفت.
فارسنا علیهم رجزا من السماء بما کانوا یظلمون(59)
برایشان رجزی از آسمان فرو فرستادیم؛ برای آن که ظلم می کردند.
و اخذ الذین ظلموا الصیحه فاصبحوا فی دیرهم جاثمین(60)
ظالمان را صیحه در بر گرفت و ظالمان قوم ثمود صبح کردند؛ در حالی که به رو افتاده و هلاک گشته بودند.
فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا(61)
آن خانه هایشان است که در اثر ظلم شان ویران شده است.
بیان عذاب برای ظلم و ظالمان در قرآن، بسیار بیشتر از این مختصر است؛ تا آن جا که قرآن مجید، ظلم را علت گرفتاری و نابودی همه اقوام هلاک شده و دلیل تمام عذاب ها معرفی می نماید:
و تلک القری اهلکناهم لما ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا(62)
و آن آبادی ها را هلاک کردیم، زمانی که ظلم کردند و برای هلاک آنها وقت خاصی قرار دادیم.
و لقد أهکنا القرون من قبلکم لما ظلموا(63)
ما همه گذشتگان را هلاک کردیم، آنگاه که ظلم کردند.
پس نتیجه این که ظلم یکی دیگر از عوامل گسترده و اساسی و از علل حقیقی تمامی بلایا و مصائب و عذاب ها، از جمله زلزله می باشد.
ما از مصداق یابی در مورد کفر و ظلم در جامعه کنونی ایران صرف نظر می کنیم؛ فقط می پرسیم:
چقدر تلاش و تایید جهت کشاندن جامعه به سوی کفر و بی دینی و فساد و تزلزل اعتقادات؛ انجام انواع و اقسام ظلم ها به خود و خدا صورت می گیرد؟ آیا این ها مقدمه بلا و زلزله نیست؟ آیا انجام دهندگان و مجریان این نقشه های کفار، مصادیق مترفان نیستند؟ که همیشه فساد آنها و ایجاد فسق و فجور توسط آنها مقدمه سقوط و هلاک یک جامعه است:
و اذا أردنا ان نهلک قریه أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول(64)
وقتی بخواهیم شهری را هلاک کنیم، به مترفان امر می کنیم که فساد کنند تا مستحق عذاب گشته و حکم درباره آنها حق و تمام گردد و عذاب بر آنان نازل شود.
پس یا نباید به سوی کفر و فساد در جامعه گرایش پیدا شود و یا این که نباید از معلول طبیعی این فساد، یعنی انواع بلاها و زلزله تعجب کرد. با این همه فساد و ظلم و گناه، چرا زلزله نیاید؟