فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

علل اعتقادی زلزله

بیان علل زلزله، افشای قاتلان زلزله را نیز در بر دارد، چون انجام دهندگان این عوامل، همان عاملان قتل ها در بلایا می باشند. عوامل اعتقادی زلزله در قرآن چنین است:

1- کفر

قرآن کریم در آیات متعددی کفر را علت نزول عذاب های گوناگون از جمله زلزله دانسته است:
و الذین کفروا بایات ربهم لهم عذاب من رجز الیم(46)
آن هایی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، برایشان عذابی از نوع زلزله (رجز) دردناک خواهد بود.
راغب، رجز را چنین معرفی کرده است: اصل الجز الاضطراب...عذاب من رجز الیم، فالر جز ههنا کالزلزله... رجز در این جا مثل زلزله است.(47)
بنابراین معنی، این آیه شریفه، کفار را به زلزله وعده می دهد و بروز زلزله را معلول کفر می داند.
در آیه دیگر که از خسف قارون خبر می دهد، بعد از شرح ماجرای خسف قارون، در نتیجه گیری کلی از زبان شاهدان فرو رفتن قارون، که قبلاً بر حال او غبطه می خوردند، می گوید:
لولا أن من الله علینا لخسف بنا و یکأنه لا یفلح الکفرون(48)
اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را (هم) به زمین فرو برده بود؛ وای، گویی که کافران رستگار نمی گردند.
در این آیه نیز کفر، علت خسف و فرو رفتن در زمین معرفی شده است، و خسف بدون زلزله نیست. جالب این جاست که خود قرآن در آیه 17 سوره ملک، خسف را همراه با لرزش و زلزله زمین دانسته است:
ءأمنتم من فی السماء أن یخسف بکم الارض فاذا هی تمور
آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده اید که شما را در زمین فرو برد؛ در حالی که زمین می لرزد و می تپد؟
در آیات 7 تا 9 سوره سبا نیز کفر، علت خسف در زمین بیان گردیده است:
و قال الذین کفروا هل ندلکم علی رجل....ان نشأ نخسف بهم الارض
در آیات 67 و 68 سوره اسراء می فرماید:
و کان الانسان کفورا أفامنتم ان یخسف بکم جانب البر
انسان بسیار ناسپاس و کفور است. آیا ایمن شده اید از این که شما در در خشکی فرو برد؟
دمر، یعنی زیرو کرد، که قطعاً زیر و رو شدن همراه با زلزله، بلکه نهایت و نتیجه یک زلزله بسیار قوی است و باید گفت بالاتر از یک زلزله در آن اتفاق می افتد. قرآن، کافران را به زیر و رو شدن (تدمیر) تهدید می نماید:
فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قلبهم دمر الله علیهم و للکفرین امثلها(49)
بنگرند که چگونه شد عاقبت آن هایی که قبل از ایشان بودند. خداوند آنان را زیر و رو کرد و برای کافران امثال آن خواهد بود.
در آیه 68 سوره هود نیز کفر، علت هلاکت قوم ثمود توسط رجفه (زلزله) معرفی شده است:
الا ان ثمود اکفروا ربهم الا بعدا لثمود
آگاه باشید که ثمود کفر ورزید. همانا دوری (از رحمت) برای ثمود باد!
فاخذتهم الرجفه فاصبحوا فی دارهم جاثمین(50)
آن ها را زلزله گرفت و در حالی صبح کردند که به رو افتاده و هلاک شده بودند.
آیاتی که کفر را علت زیر و رو شدن و آمدن زلزله، با انواع تعابیر بیان نموده، زیاد است. آخرین آیه نیز با استفاده از واژه قارعه یعنی کوبنده، در مورد کفر بیان می شود. قرآن، کافران را با عذابی کوبنده (مثل زلزله و طوفان) تهدید می نماید؛ کوبنده ای که می تواند کوه ها را مثل پشم زده شده، نرم سازد:
القارعه ما القارعه و ما ادریک ما القارعه... یوم تکون الجبال کالعهن المنفوش(51)
آیا کم تر از زلزله بسیار شدید می تواند کوه ها را نرم کند؟ حال با همین قارعه کفار را تهدید می کند:
و لا یزال الذین کفروا ان تصیبهم بما صنعوا قارعه او تحل قریبا من دارهم حتی یأتی وعد الله(52)
و کسانی که کافر شده اند، پیوسته به (سزای) آنچه کرده اند، مصیبت کوبنده ای به آنان می رسد، یا نزدیک خانه هایشان فرود می آید تا وعده خدا فرا رسد.
در ادامه می فرماید:
و بی گمان فرستادگان پیش از تو نیز مسخره شدند. پس به کسانی که کافر شده بودند مهلت دادم، آنگاه آنان را (به کیفر) گرفتم. پس چگونه بود کیفر من؟
در این قسمت، ضمن بیان کفر به عنوان اولین علت زلزله، مقداری از واژگان معادل و هم معنی و همراه زلزله نیز با لغت و آیه توضیح داده شد.

2- تکذیب

از جمله کارهای بزرگ و مهم همه اقوام هلاک شده، به طور عموم، دروغ پنداری یا تکذیب پیامبران و پیام آن ها بوده است. تکذیب خدا و پیامبر یا کلام او معادی که او معرفی می کند، عمدتا با دو روش صورت می گیرد:
الف- انکار رسمی و علنی و زبانی؛ که گاه در حد ستیز و کشتن پیامبران و ائمه نیز صورت گرفته است؛
ب- انکار علمی و ضمنی؛ که با انجام گناه و ترک عمل به گفته، پیامبر، در حقیقت از کلام او بیرون رفته و به تکذیب و در نتیجه انکار و عذاب منتهی شده اند:
فکان عاقبه الذین اساءوا السوءای أن کذبوا بایات الله(53)
عاقبت آنانی که کارهای زشت انجام دادند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند.
قرآن در سوره قمر علت هلاکت اکثر اقوام را تکذیب پیامبر معرفی می نماید؛ از جمله در آیه 23 می فرماید:
کذبت ثمود بالنذر
قوم ثمود پیامبرانی را که آنها را از عذاب می ترساندند، تکذیب کردند
سپس با بیان خلاصه ای از جریان امر آنان، می فرماید:
ان ارسلنا علیهم صیحه واحده فکانوا کهیشم المحتظر(54)
((فقط یک صدا بر ایشان فرستادیم و همگی مثل گیاه خشکیده (کومه) ریز ریز و خزان گشتند.
باز می فرماید: فکذبوه فأخذنهم الرجفه(55)
تکذیب کردند پیامبرشان را و آنان را زلزله فرا گرفت.
این آیه در مورد هر دو قوم ثمود و شعیب مکرر نازل شده است.
تکذیب پیامبران، روز قیامت، آیات و معجزات الهی، و حتی خود خداوند و وعده های او، از مصادیق گوناگون تکذیب و دروغ پنداری اقوام گذشته است.
آیات دیگری نیز تکذیب را علت زلزله و هلاکت بیان کرده اند:
کذیب ثمود بالقارعه
قوم ثمود، کوبنده (عذاب یا قیامت) را تکذیب کرد.
در این آیه، تکذیب وعده کوبنده الهی یا قیامت، از کارهای هلاکت زای قوم ثمود معرفی شده است.
فکذبوه فأخذهم عذاب یوم الظله(56)
حضرت شعیب را تکذیب کردند و عذاب روز ظله آنان را فرا گرفت.
نتیجه این که هر نوع تکذیبی اگر در حد تکذیب عمومی اقوامی نظیر ثمود و قوم شعیب (علیه السلام) باشد، علت زلزله خواهد بود.
مصداق یابی تکذیب آیات الهی و اعتقادات دینی را بر عهده شما خوانندگان آگاه واگذار می کنم، تا آنهایی را که خدا و دین و پیام پیامبر را دروغ می پندارند و سعی در ترویج دروغ پنداری اعتقادات محکم دینی می نمایند و تمام هدف آنان، ایجاد شک و شبهه و سستی در اعتقادات مردم است، شناسایی نمایید و تکلیف قرآنی خود را در مقابل آنان انجام دهید تا از تکرار سرنوشت قوم ثمود و شعیب (علیه السلام) جلوگیری کرده و سر نوشت قوم یونس را رقم زنید.
انکارهای اعتقادی، ستیزه علیه دین، تصمیم به قتل پیامبران و ترور بزرگان دینی، تهدید آنان و دعوت دین داران به سوی بی دینی(57) و... از جمله دیگر کارهای اقوام زلزله زده گذشته بوده است که به هلاکت آنان انجامید.