فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

واژگان قرآنی زلزله

اکنون که رابطه گناه و بلا به طور عموم اثبات شد، در پایان این بخش، پیش از پی جویی علل زلزله در قرآن، باید واژگان معادل زلزله را شناسایی کرده، به کمک آن واژگان در قرآن به جستجو بپردازیم.
واژگان هم معنی زلزله در قرآن بدین قرار است : زلزله، قارعه، رجفه، خسف، رجز، تمور، تدمیر. معنی این واژگان غیر قابل جدا شدن از معنی زلزله است و معنی اضطراب زمین و لرزش آن را می رسانند. بعضی از واژگان بسیار بیشتر است؛ از آن جمله می توان از مصیبت، سیئه (گناه و بدی)، عذاب، اخذ (گرفتن الهی)، فتنه، اذاقه (چشاندن)، هلاکت، بلا، نزع (کندن و گرفتن)، تبر (هلاک و شکستن)، سخط (خشم خدا)، بأس (سختی)، ضر (ناراحتی) و... نام برد. این واژگان از بلایای دنیوی یا اخروی خبر می دهند که بستگی به جایگاه استفاده از آن دارد استفاده از این واژگان، در این کتاب، علل و راه های نجات از زلزله و دیگر مباحث مربوط پی گرفته شده است.

فصل دوم: علل زلزله

با استفاده از آیات الهی، ثابت شد که به طور کلی گناه علت بلایا و زلزله است. اکنون به شناسایی علل زلزله می پردازیم تا عوامل زلزله را بشناسیم و ببینیم چه کسانی با اعمالشان باعث بروز این گونه بلایا می گردند و در نتیجه گناه، خون قربانیان زلزله به گردن کدام یک از اقشار جامعه می باشد. خداوند به مردم ظلم نمی کند و این خود مردم هستند که به همدیگر و خودشان ظلم می کنند(41).
با پی جوی علل زلزله در قرآن، با مدد واژگان معادل و حاوی معنی زلزله، به اقوامی بر می خوریم که با زلزله یا عذاب هایی که زلزله را نیز همراه داشته، نابود شده اند. با مطالعه اعمال این اقوام، می توان علل زلزله را در قرآن کشف کرد.
قوم ثمود (قوم حضرت صالح (علیه السلام) عمدتا به علت گناهان اعتقادی و بی دینی دچار زلزله شدند.
قوم شعیب (علیه السلام) عمدتا برای کم فروشی با زلزله نابود گشتند.
همچنین قارون نیز به علت مفاسد اقتصادی در زمین فرو رفت.
قوم لوط نیز به علت آسیب های فرهنگی و مفاسد اخلاقی و کارهای منکر، دچار خشم شدید خدا شدند، که زلزله نیز با باران سنگ و زیر و رو شدنشان همراه بود.

علل علمی زلزله

از نظر علمی، زلزله را در علوم تجربی چنین تعریف می نمایند: زلزله به عنوان یک پدیده طبیعی، عبارت از لرزش هایی است که در اثر شکستن و حرکت تند و سریع قطعات شکسته شده در سنگ های پوسته زمین (که زیر خاک است) رخ می دهد.
در این حادثه اگر مقدار انرژی آزاد شده زیاد باشد، محل وقوع شکستگی ها ویران می شود و محیط اطراف آن به طور وحشتناکی می لرزد. لرزش های حاصل از گسیختگی های ناگهانی در داخل و سطح زمین، به صورت امواجی با سرعت های متفاوت منتشر می شوند و نقاط دور دست را طولانی تر از نقاط نزدیک به محل حادثه می لرزانند.
بنابراین، شدت و ضعف زلزله به دوری و نزدیکی نقاط نسبت به محل وقوع آن بستگی دارد. حداکثر شدت هر زلزله به محل کانون زلزله (نقطه شروع گسستگی) و حداقل آن، به نقاطی که این ارتعاشات در آن فقط به وسیله لرزه نگارها قابل ثبت هستند و کسی در آن نقاط زلزله را حس نمی کند مربوط است.
تعداد زلزله هایی که در سال رخ می دهند، بسیار زیاد است، اما از این میان، شاید فقط چند نمونه آن ها، اثرات تخریبی وسیع داشته باشند. زلزله ها اگر در نواحی مسکونی زمین رخ دهند، عموما با خرابی ساختمانها، آتش سوزی، شکافت برداشتن زمین، ایجاد لغزش و جا به جایی در بعضی از قسمت های پوسته و در نتیجه، پیدایش اختلاف سطح و غیره همراهند.
امروزه علت اصلی بروز زلزله را نیروهایی می دانند که از بیرون و درون زمین منشا می گیرند و پس از تجمع، باعث شکسته شدن ناگهانی لایه های سنگی بالای خود می شوند و در این لحظه، انرژی، آزاد می شود و زلزله رخ می دهد. البته این نتیجه گیری حاصل مشاهداتی بوده که در مورد سنگهای تشکیل دهنده پوسته زمین در نقاط مختلف انجام شده است.(42)
زلزله، اگر بین 5/5 تا 1/6 ریشتر رخ دهد، باعث خرابی جزئی ساختمان ها می گردد و انرژی آن چنین است: 1027-1 به توان 19؛ چنین زلزله های در سال حدود 500 مورد رخ می دهد. اگر بین 2/6 تا 3/7 باشد، سبب خسارت قابل توجه تا خسارت شدید و ریشتر خم شدن راه آهن می گردد. انرژی (ارگ) آن از 23-5/0 10 به توان 21 تا 2/0-04/010 به توان 24 می باشد.
زلزله های 2/6 تا 9/6 ریشتر در سال حدود 100 مورد رخ می دهد و زلزله های 0/7 تا 3/7 ریشتر در سال در حدود 15 مورد به وقوع می پیوندد.
زلزله هایی که 4/7 تا 9/7 ریشتر باشد، باعث خرابی زیاد می گردد و چنین رویدادی در سال حدود 4 مورد رخ می دهد و انرژی آن 6 10 به توان 24 است. اگر زلزله 0/8 ریشتر باشد، باعث ویرانی در همه جا می گردد که در سال (2/0-1/0) رخ می دهد و انرژی آن 10 به توان 25 است.
اکنون نگاهی به زلزله های مهم وقوع یافته در ایران می افکنیم که بالاتر از 7 ریشتر یا بسیار مرگبار بوده اند(43):


یافته های علمی در محدود قابل تجربه مادی، مسایل مجهول را به زیبایی معلوم و مشکوف می سازد، اما از کشف، تجربه و تحلیل علل و مسایل غیر قابل مشاهده، عاجز است و نمی تواند نفیا یا اثباتاً در آن مسایل اظهار نظر کند. اگر تایید کند، بی ارزش خواهد بود؛ همان گونه که نفی علمی در مورد مسایل غیر مادی فاقد ارزش است.
همچنین نگاه پرنفوذ و ریزبین علم، از نگرش به افق های دور دست و به عبارت دیگر، از اظهار نظرهای کلی در مورد علت، هدف و غایت مخلوقات، و از ارایه جهان بینی در مورد کلیات آفرینش عاجز است. این کار از عهده علم کلی و کامل و مافوق بشری بر می آید.
بنابراین، تلاش عاجزانه برای تطبیق و تلفیق کامل بین مفاد احادیث و یافته های جدید علمی (که پیوسته در حال پیشرفت و تغییر است) تلاشی بی ثمر و اشتباه است؛ اگر چه علم ملکوتی ائمه و علم تجربی بشر، در یک مصداق خارجی، عینیت واحد می یابند، اما تطبیق علوم جزئی و یافته های ناتمام تجربی با قطعه ای از علوم الهی معصومین (علیه السلام) که کوتاه و مقطوع و پس از قرن ها، با احتمال اشتباه در نقل و احتمال در تحریف، به دست ما رسیده، بسیار مشکل است.