فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

بلا، رحمت خداست!

پس آنچه بعد از مشاهده بلا مهم است، جهت گیری صحیح می باشد و آن، توبه و ترک گناه و تشکر از خدای برای متوجه ساختن عموم مردم است و باید دانست که بلاهایی که به هلاکت منتهی نمی شود، بلکه باعث ناراحتی و تنگی زندگی می گردد، رحمت خداست، تا مردم و آن هایی که از شنیدن به خود نمی آیند، با چشیدن قسمتی از نتایج گناه خود، به خود بیایند و به اصطلاح، سرشان به سنگ بخورد و بیدار شوند و استغفار نمایند و آنچه را که از فساد قبلا انجام داده اند، اصلاح و بازسازی و جبران نمایند.
زبان حال این ها این است:
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون(39)
با مشاهده مصیبت، خدا را به یاد می آورند و سخن از بازگشت به سوی او می رانند؛ آنانند که لایق صلوات و بخشش و رحمت خدایند و آنان هدایت یافتگان هستند.
اما عده ای در مقابل بلا که رحمت خفیه و پنهان الهی است، روشی بسیار زشت و جهتی بس غلط و موضعی عنادآمیز و کافرانه اتخاذ می کنند و به جای توبه، تکبر و عناد می ورزند و به جای توجه به گناه خود، خدا را ظالم و عامل هلاکت معرفی می کنند! آنان با این جهت گیری غلط، تذکر الهی را تبدیل به زمینه هلاک ابدی خویش می سازند.
در نهایت این که، خداوند بعضی گرفتاریها را رحمت معرفی می نماید و عامل باز داری از گناه می داند؛ به طوری که اگر آن بلایا رفع شود، قطعاً مردم به گناه افتاده و در آن غوطه ور می گردند:
ولو رحمناهم و کشفنا ما بهم من ضر للجوا فی طغیانهم یعمهون(40)
اگر به آنان رحم کرده و سختی و گرفتاری شان را بر طرف نماییم، همانا در طغیانشان غرقه گشته و حیران می مانند.
در پایان این بحث، بعد از مشاهده این آیات الهی، جا دارد از همه کسانی که در جهت دهی صحیح جامعه مسئولیت دارند، بخواهیم که وظیفه پیامبر گونه خویش را در دعوت مردم به توبه و ایمان و بازگشت به سوی خدا و دین انجام دهند و مردم را متوجه کنند که علت بلایا، نه خداست و نه طبیعت، بلکه تنها عامل گرفتاریها، گناه و زمینه سازی گناه و عدم برخورد با گناه و گنهکاران می باشد، تا مردم از آن گناه و همه عوامل و یاران و زمینه های آن فاصله گیرند. آنهایی که پیام رسانی و هدایت دهی جامعه در دست آنهاست و در جای پیامبران و امامان قرار گرفته اند؛ باید وظیفه همانان را انجام دهند.
جا دارد از جهت دهی غلط و پنهان سازی عوامل اصلی زلزله یعنی گناه، و حتی دفاع از گناه و محکوم کردن خدا، توسط برخی از رسانه ها، به شدت انتقاد کرد. وظیفه صدا و سیما و مطبوعات، نشر این معارف قرآنی و متوجه ساختن جامعه به گناه و دعوت به توبه می باشد و دلسوزانه باید هشدار داد که هر گونه بی توجهی به این مطلب و دفاع از گناه و گناه پوشی بی جا، باعث نزول عذاب عمومی خواهد شد.
بعضی در پیام های تسلیت و انعکاس اخبار زلزله و حوادث طبیعی، چنان اظهار تاسف می کنند و آنقدر قربانیان بی گناه را تکرار می نمایند که انگار تنها گنهکار در عالم، خداوند می باشد و مردم هیچ گناهی مرتکب نمی شوند! رسانه ها گاه برای جلب رضای مردم و از ترس ناراحتی عده ای گنهکار یا نادان، چنان رضای خدا و آیات الهی را مورد غفلت و گاه مورد تعرض قرار می دهند که هیچ حد و مرزی نمی شناسند! و اگر از قانون نترسند، قطعاً همان کار اقوام گذشته و هلاک گشته را به نحو مدرن و بسیار پیشرفته تکرار می کنند.
در حالی که معارف دین بدون غرض و شفاف و بدون واهمه از احدی غیر از خدا، منعکس شود و علما و رسانه ها و رهبران در انعکاس و بیان معارف، وظیفه خود را صحیح انجام دهند قطعاً جامعه هدایت می شود و از خطرات بدتر مصون می ماند و سرنوشت قوم یونس و دیگر نجات یافتگان عالم را تجربه خواهد کرد. ان شاء الله.

واژگان قرآنی زلزله

اکنون که رابطه گناه و بلا به طور عموم اثبات شد، در پایان این بخش، پیش از پی جویی علل زلزله در قرآن، باید واژگان معادل زلزله را شناسایی کرده، به کمک آن واژگان در قرآن به جستجو بپردازیم.
واژگان هم معنی زلزله در قرآن بدین قرار است : زلزله، قارعه، رجفه، خسف، رجز، تمور، تدمیر. معنی این واژگان غیر قابل جدا شدن از معنی زلزله است و معنی اضطراب زمین و لرزش آن را می رسانند. بعضی از واژگان بسیار بیشتر است؛ از آن جمله می توان از مصیبت، سیئه (گناه و بدی)، عذاب، اخذ (گرفتن الهی)، فتنه، اذاقه (چشاندن)، هلاکت، بلا، نزع (کندن و گرفتن)، تبر (هلاک و شکستن)، سخط (خشم خدا)، بأس (سختی)، ضر (ناراحتی) و... نام برد. این واژگان از بلایای دنیوی یا اخروی خبر می دهند که بستگی به جایگاه استفاده از آن دارد استفاده از این واژگان، در این کتاب، علل و راه های نجات از زلزله و دیگر مباحث مربوط پی گرفته شده است.

فصل دوم: علل زلزله

با استفاده از آیات الهی، ثابت شد که به طور کلی گناه علت بلایا و زلزله است. اکنون به شناسایی علل زلزله می پردازیم تا عوامل زلزله را بشناسیم و ببینیم چه کسانی با اعمالشان باعث بروز این گونه بلایا می گردند و در نتیجه گناه، خون قربانیان زلزله به گردن کدام یک از اقشار جامعه می باشد. خداوند به مردم ظلم نمی کند و این خود مردم هستند که به همدیگر و خودشان ظلم می کنند(41).
با پی جوی علل زلزله در قرآن، با مدد واژگان معادل و حاوی معنی زلزله، به اقوامی بر می خوریم که با زلزله یا عذاب هایی که زلزله را نیز همراه داشته، نابود شده اند. با مطالعه اعمال این اقوام، می توان علل زلزله را در قرآن کشف کرد.
قوم ثمود (قوم حضرت صالح (علیه السلام) عمدتا به علت گناهان اعتقادی و بی دینی دچار زلزله شدند.
قوم شعیب (علیه السلام) عمدتا برای کم فروشی با زلزله نابود گشتند.
همچنین قارون نیز به علت مفاسد اقتصادی در زمین فرو رفت.
قوم لوط نیز به علت آسیب های فرهنگی و مفاسد اخلاقی و کارهای منکر، دچار خشم شدید خدا شدند، که زلزله نیز با باران سنگ و زیر و رو شدنشان همراه بود.