فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

انتقاد قرآن از جهت گیری های غلط در برابر بلایا

در آیاتی دیگر، خداوند از مردم بلا زده که به سوی خدا بر نمی گردند - و همچنان به گناه ادامه می دهند و گاه با مشاهده عذاب، به جای ترک علت آن که گناه است، بر شدت تکبر و گنهکاری خود می افزایند و گاه خدا و زمین و زمان را مقصر نزول بلایا به جای خویشتن معرفی می کنند - به شدت انتقاد می کند و این روش را مقدمه عذاب های بسیار شدید بعدی و آخرتی می داند.
قرآن می فرماید:
فأخذنهم بالبأساء و الضراء لعلهم یتضرعون، فلولا اذ جاءهم بأسنا تضرعوا ولکن قست قلوبهم و زین لهم الشیطن ما کانوا یعملون(33)
آنها را با سختی و رنج گرفتار ساختم تا شاید تضرع و اظهار عجز و زاری به درگاه خدا کنند (تکبر را کنار نهند و خود را بشکنند و خود پرستی و هواپرستی نکنند)؛ پس چرا وقتی سختی و بلای ما (به دلیل گناهانشان) آنان را دریافت، تضرع نکردند، بلکه قلب هایشان قساوت نیز پیدا کرد و شیطان آنچه را که (از گناه) انجام می دادند، بر ایشان به زیبایی و زینت جلوه ساخت و برنگشتند و توبه نکردند، بلکه بر عصیان و طغیان پای فشردند و بیشتر فرو رفتند.
پس: فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبواب کل شی ء حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغته فاذا هم مبسلون فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمد لله رب العالمین(34)
پس چون آنچه را به آن پند داده شده بودند، فراموش کردند، درهای هر چیزی (از انواع مادیات مثل خانه، ثروت، شغل، اولاد، ریاست، شهرت و لذت) را به رویشان گشودیم تا هنگامی که به آنچه داده شده بودند، شاد گردید؛ ناگهان آنان را گرفتیم و یکباره نومیده شدند. پس ریشه آن گروهی که ستم کردند، برکنده شد (و نسل آنها قطع گردید) و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
قرآن تنها از جهت گیری غلط در موقع مشاهده بلا خبر می دهد، بلکه اقسام جهت گیری های ناصحیح را بعد از عذاب بیان کرده و از آن انتقاد می کند: فلما کشفنا عنه ضره مر کأن لم یدعنا الی ضر مسه(35)
پس وقتی ما گرفتاری او را برطرف کردیم، چنان گذشت که انگار هرگز ما را صدا نکرده بود که گرفتاری اش را دفع کنیم! (و انگار خود به خود گرفتاری اش بر طرف شده است).
انسان، گاهی حتی با وجود برطرف شدن عذاب ها و بلایا و گرفتاری ها نیز به خود نمی آید.
در این آیه از فراموشی خدای نجات دهنده سخن گفته شده است.
در آیه دیگر، از شرک عده ای بعد از امداد غیبی و رفع مشکل، سخن می گوید:
ثم اذا کشف الضر عنکم اذا فریق منکم بربهم یشرکون(36)
گفتنی است شرک مورد نظر، شرک خفی و توجه به غیر خدا و دل بستن به واسطه ها و عوامل مادی و غیر مادی و فراموش کردن منجی حقیقی و غفلت و عدم توکل کامل و دلبستن به خداست.
در آیه دیگر، از مکر و سوء استفاده مردم از عنایت و لطف خدا پرده بر می دارد:
و اذا اذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مستهم اذا لهم مکر فی آیاتنا(37)
وقتی به مردم رحمتی، بعد از سختی که رسیده است، می چشانیم، می بینی که در آیات ما مکر و حیله می کنند!
قرآن، پندار غلط و نتیجه گیری اشتباه از مشاهده لطف خدا را نیز روا نمی دارد:
و لئن اذقناه نعماء بعد ضراء مسته لیقولن ذهب السیئات عنی(38)
اگر نعمتی را بعد از سختی به آنان بچشانیم، این گونه (نتیجه گیری می کنند و) می گویند که گناهان ما بخشیده شده و ما خوب شدیم!
یعنی به جای پاک سازی بیش تر درون و تشکر از خدا، دچار عجب و خود بزرگ بینی و پندار غلط می گردند.

بلا، رحمت خداست!

پس آنچه بعد از مشاهده بلا مهم است، جهت گیری صحیح می باشد و آن، توبه و ترک گناه و تشکر از خدای برای متوجه ساختن عموم مردم است و باید دانست که بلاهایی که به هلاکت منتهی نمی شود، بلکه باعث ناراحتی و تنگی زندگی می گردد، رحمت خداست، تا مردم و آن هایی که از شنیدن به خود نمی آیند، با چشیدن قسمتی از نتایج گناه خود، به خود بیایند و به اصطلاح، سرشان به سنگ بخورد و بیدار شوند و استغفار نمایند و آنچه را که از فساد قبلا انجام داده اند، اصلاح و بازسازی و جبران نمایند.
زبان حال این ها این است:
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون(39)
با مشاهده مصیبت، خدا را به یاد می آورند و سخن از بازگشت به سوی او می رانند؛ آنانند که لایق صلوات و بخشش و رحمت خدایند و آنان هدایت یافتگان هستند.
اما عده ای در مقابل بلا که رحمت خفیه و پنهان الهی است، روشی بسیار زشت و جهتی بس غلط و موضعی عنادآمیز و کافرانه اتخاذ می کنند و به جای توبه، تکبر و عناد می ورزند و به جای توجه به گناه خود، خدا را ظالم و عامل هلاکت معرفی می کنند! آنان با این جهت گیری غلط، تذکر الهی را تبدیل به زمینه هلاک ابدی خویش می سازند.
در نهایت این که، خداوند بعضی گرفتاریها را رحمت معرفی می نماید و عامل باز داری از گناه می داند؛ به طوری که اگر آن بلایا رفع شود، قطعاً مردم به گناه افتاده و در آن غوطه ور می گردند:
ولو رحمناهم و کشفنا ما بهم من ضر للجوا فی طغیانهم یعمهون(40)
اگر به آنان رحم کرده و سختی و گرفتاری شان را بر طرف نماییم، همانا در طغیانشان غرقه گشته و حیران می مانند.
در پایان این بحث، بعد از مشاهده این آیات الهی، جا دارد از همه کسانی که در جهت دهی صحیح جامعه مسئولیت دارند، بخواهیم که وظیفه پیامبر گونه خویش را در دعوت مردم به توبه و ایمان و بازگشت به سوی خدا و دین انجام دهند و مردم را متوجه کنند که علت بلایا، نه خداست و نه طبیعت، بلکه تنها عامل گرفتاریها، گناه و زمینه سازی گناه و عدم برخورد با گناه و گنهکاران می باشد، تا مردم از آن گناه و همه عوامل و یاران و زمینه های آن فاصله گیرند. آنهایی که پیام رسانی و هدایت دهی جامعه در دست آنهاست و در جای پیامبران و امامان قرار گرفته اند؛ باید وظیفه همانان را انجام دهند.
جا دارد از جهت دهی غلط و پنهان سازی عوامل اصلی زلزله یعنی گناه، و حتی دفاع از گناه و محکوم کردن خدا، توسط برخی از رسانه ها، به شدت انتقاد کرد. وظیفه صدا و سیما و مطبوعات، نشر این معارف قرآنی و متوجه ساختن جامعه به گناه و دعوت به توبه می باشد و دلسوزانه باید هشدار داد که هر گونه بی توجهی به این مطلب و دفاع از گناه و گناه پوشی بی جا، باعث نزول عذاب عمومی خواهد شد.
بعضی در پیام های تسلیت و انعکاس اخبار زلزله و حوادث طبیعی، چنان اظهار تاسف می کنند و آنقدر قربانیان بی گناه را تکرار می نمایند که انگار تنها گنهکار در عالم، خداوند می باشد و مردم هیچ گناهی مرتکب نمی شوند! رسانه ها گاه برای جلب رضای مردم و از ترس ناراحتی عده ای گنهکار یا نادان، چنان رضای خدا و آیات الهی را مورد غفلت و گاه مورد تعرض قرار می دهند که هیچ حد و مرزی نمی شناسند! و اگر از قانون نترسند، قطعاً همان کار اقوام گذشته و هلاک گشته را به نحو مدرن و بسیار پیشرفته تکرار می کنند.
در حالی که معارف دین بدون غرض و شفاف و بدون واهمه از احدی غیر از خدا، منعکس شود و علما و رسانه ها و رهبران در انعکاس و بیان معارف، وظیفه خود را صحیح انجام دهند قطعاً جامعه هدایت می شود و از خطرات بدتر مصون می ماند و سرنوشت قوم یونس و دیگر نجات یافتگان عالم را تجربه خواهد کرد. ان شاء الله.

واژگان قرآنی زلزله

اکنون که رابطه گناه و بلا به طور عموم اثبات شد، در پایان این بخش، پیش از پی جویی علل زلزله در قرآن، باید واژگان معادل زلزله را شناسایی کرده، به کمک آن واژگان در قرآن به جستجو بپردازیم.
واژگان هم معنی زلزله در قرآن بدین قرار است : زلزله، قارعه، رجفه، خسف، رجز، تمور، تدمیر. معنی این واژگان غیر قابل جدا شدن از معنی زلزله است و معنی اضطراب زمین و لرزش آن را می رسانند. بعضی از واژگان بسیار بیشتر است؛ از آن جمله می توان از مصیبت، سیئه (گناه و بدی)، عذاب، اخذ (گرفتن الهی)، فتنه، اذاقه (چشاندن)، هلاکت، بلا، نزع (کندن و گرفتن)، تبر (هلاک و شکستن)، سخط (خشم خدا)، بأس (سختی)، ضر (ناراحتی) و... نام برد. این واژگان از بلایای دنیوی یا اخروی خبر می دهند که بستگی به جایگاه استفاده از آن دارد استفاده از این واژگان، در این کتاب، علل و راه های نجات از زلزله و دیگر مباحث مربوط پی گرفته شده است.