فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

حکمت بلا در روایات

مفضل یکی از شیعیان مخلص امام صادق (علیه السلام) بود. بسیاری از حکمت های و اسرار آفرینش را امام (علیه السلام) در چهار جلسه طولانی فرموده اند و او همه را مفصل یادداشت نموده و به نام توحید مفضل مشهور است، که اکثر بزرگان ما آن را در کتاب هایشان نقل نموده اند. با مطالعه این حدیث مفصل، انسان به علم روشن و گسترده امام صادق (علیه السلام) و بیان ساده و رسای ایشان بیشتر دل می بندد. در قسمتی از آن کتاب، امام صادق (علیه السلام) در مورد حکمت آرامش و زلزله زمین چنین می فرمایند:
پس فکر کن در خلقت این زمین، روزی که خلق شده، ثابت و ساکن و آرام خلق شده است، تا وطن و قرارگاه برای اشیا باشد و مردم بتوانند بر روی آن برای کارهای خود حرکت نموده و کوشش نمایند؛ بتوانند بر روی آن برای استراحت بنشینند و جهت آرامش بخوابند و در امور خود، کارهای مستحکم انجام دهند؛ چرا که اگر زمین حرکت کننده (بسیار نرم) و متمایل می شد، هیچ گاه نمی توانستند بناها را محکم نمایند و تجارت و صناعت و مانند این ها را انجام دهند، بلکه اصلاً زندگی بر ایشان با بودن زمینی که زیر پایشان می لرزد، گوارا نمی شد.
می توانی این حالت را در مردم زلزله زده بیابی و مشاهده کنی، چون که با کمی زلزله، مردم خانه ها را ترک نموده و از آن فرار می کنند.
اگر کسی بگوید چرا زمین گاهی می لرزد، به او گفته می شود که زلزله و آنچه شبیه آن است، موعظه و ترسانیدن مردم است که به واسطه آن، مردم ترسانده می شوند تا از معصیت ها دست بردارند و از گناه روی گردان شوند. همچنین است آنچه از بلا در بدن ها و اموالشان نازل می شود و طبق تدبیر جاری می گردد، به وفق صلاح و بهبود حالشان و بر فرض صلاح و نیکی اعمال آنها (که دچار زلزله یا بلای دیگر می شوند)، از ثواب و عوض در آخرت، به قدری بر ایشان نوشته می شود که هیچ چیز از امور دنیا با آن برابری نمی کند و گاه، عوض در دنیا نیز به تعجیل داده می شود؛ آن جا که صلاح باشد؛ چه در حق خاصه (شیعیان) و چه در حق عامه مردم(30)
این حدیث شریف، علت اصلی زلزله و دیگر بلایا را هشدار به مردم، جهت توبه و ترک گناه بیان فرموده است.
در منابع اسلامی توصیه شده است که نه تنها از زلزله عبرت بگیریم و توبه کنیم، بلکه آن را آیه ای از آیات خدا و نمونه ای از پدیده های سهمگین آخرین تحول شکوهمند یعنی قیامت بدانیم و نماز آیات بخوانیم؛ تا بلکه با عبادات زیاد و تهذیب نفس و تقوا و پرهیز از گناه، خودمان را از زلزله های شدید قیامت امان بخشیم.
در حدیث قدسی، خداوند به حضرت عیسی (علیه السلام) می فرماید:
یا عیسی...ابک علی نفسک بکاء من قد ودع الاهل و قلی الدنیا و ترکها لاهلها و صارت رغبته فیما عندالهه، یا عیسی کن مع ذلک تلین الکلام و تفشی السلام، و یقظان اذا نامت عیون الابرار، حذر المعاد و الزلازل الشداد و اهوال یوم القیامه، حیث لا ینفع اهل و لا ولد و لامال. یا عیسی؛ اکحل عینیک بمیل الحزن، اذا ضحک البطالون، یا عیسی کن خشعا صابرا فطوبی لک ان نالک ما وعد الصابرون(31)
ای عیسی! فرزند بتول، همیشه بر نفس خود مانند کسی گریه کن که از خانوده اش وداع می کند، و دنیا را برای اهل دنیا می گذارد و تنها رغبت او به آن چیزهایی است که در نزد خداوند می باشد.
ای عیسی! با این که نسبت به دنیا علاقه نداری، با این حال، با مردم به نرمی سخن بگو و سلام را میان مردم منتشر کن و هنگامی که چشمان مردم نیک می خوابد، تو بیدار باش. آن هم برای ترس از روز معاد و زلزله شدید و خوفهای روز قیامت؛ روزی که نه خانواده و نه فرزند و نه مال، برای تو نفع ندارد.
ای عیسی! هنگامی که مردمان غافل و نادان می خندند، تو با میله حزن و اندوه، سرمه بر چشم کش.
ای عیسی! خاشع و صابر باش، تا برای تو گوارا باشد آن وعده هایی که به صابران داده شده است(32).
بدین تربیت، می بینیم خداوند موعظه های بسیار بلند و عمیقی دارد و ترس از زلزله بزرگ قیامت را دستور العمل و نصیحت بزرگ پیامبران (علیه السلام) قرار داده است تا خود را تربیت و آماده کنند و راه آن را نشان می دهد. پس چه نیکوست که دمی به طور جدی در این مسایل تامل کنیم و قبل از اجل، تحول عمیق و لازم را در خود ایجاد نماییم و با آمادگی به سفر نهایی و پر خطر قدم بگذاریم.

انتقاد قرآن از جهت گیری های غلط در برابر بلایا

در آیاتی دیگر، خداوند از مردم بلا زده که به سوی خدا بر نمی گردند - و همچنان به گناه ادامه می دهند و گاه با مشاهده عذاب، به جای ترک علت آن که گناه است، بر شدت تکبر و گنهکاری خود می افزایند و گاه خدا و زمین و زمان را مقصر نزول بلایا به جای خویشتن معرفی می کنند - به شدت انتقاد می کند و این روش را مقدمه عذاب های بسیار شدید بعدی و آخرتی می داند.
قرآن می فرماید:
فأخذنهم بالبأساء و الضراء لعلهم یتضرعون، فلولا اذ جاءهم بأسنا تضرعوا ولکن قست قلوبهم و زین لهم الشیطن ما کانوا یعملون(33)
آنها را با سختی و رنج گرفتار ساختم تا شاید تضرع و اظهار عجز و زاری به درگاه خدا کنند (تکبر را کنار نهند و خود را بشکنند و خود پرستی و هواپرستی نکنند)؛ پس چرا وقتی سختی و بلای ما (به دلیل گناهانشان) آنان را دریافت، تضرع نکردند، بلکه قلب هایشان قساوت نیز پیدا کرد و شیطان آنچه را که (از گناه) انجام می دادند، بر ایشان به زیبایی و زینت جلوه ساخت و برنگشتند و توبه نکردند، بلکه بر عصیان و طغیان پای فشردند و بیشتر فرو رفتند.
پس: فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبواب کل شی ء حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغته فاذا هم مبسلون فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمد لله رب العالمین(34)
پس چون آنچه را به آن پند داده شده بودند، فراموش کردند، درهای هر چیزی (از انواع مادیات مثل خانه، ثروت، شغل، اولاد، ریاست، شهرت و لذت) را به رویشان گشودیم تا هنگامی که به آنچه داده شده بودند، شاد گردید؛ ناگهان آنان را گرفتیم و یکباره نومیده شدند. پس ریشه آن گروهی که ستم کردند، برکنده شد (و نسل آنها قطع گردید) و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
قرآن تنها از جهت گیری غلط در موقع مشاهده بلا خبر می دهد، بلکه اقسام جهت گیری های ناصحیح را بعد از عذاب بیان کرده و از آن انتقاد می کند: فلما کشفنا عنه ضره مر کأن لم یدعنا الی ضر مسه(35)
پس وقتی ما گرفتاری او را برطرف کردیم، چنان گذشت که انگار هرگز ما را صدا نکرده بود که گرفتاری اش را دفع کنیم! (و انگار خود به خود گرفتاری اش بر طرف شده است).
انسان، گاهی حتی با وجود برطرف شدن عذاب ها و بلایا و گرفتاری ها نیز به خود نمی آید.
در این آیه از فراموشی خدای نجات دهنده سخن گفته شده است.
در آیه دیگر، از شرک عده ای بعد از امداد غیبی و رفع مشکل، سخن می گوید:
ثم اذا کشف الضر عنکم اذا فریق منکم بربهم یشرکون(36)
گفتنی است شرک مورد نظر، شرک خفی و توجه به غیر خدا و دل بستن به واسطه ها و عوامل مادی و غیر مادی و فراموش کردن منجی حقیقی و غفلت و عدم توکل کامل و دلبستن به خداست.
در آیه دیگر، از مکر و سوء استفاده مردم از عنایت و لطف خدا پرده بر می دارد:
و اذا اذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مستهم اذا لهم مکر فی آیاتنا(37)
وقتی به مردم رحمتی، بعد از سختی که رسیده است، می چشانیم، می بینی که در آیات ما مکر و حیله می کنند!
قرآن، پندار غلط و نتیجه گیری اشتباه از مشاهده لطف خدا را نیز روا نمی دارد:
و لئن اذقناه نعماء بعد ضراء مسته لیقولن ذهب السیئات عنی(38)
اگر نعمتی را بعد از سختی به آنان بچشانیم، این گونه (نتیجه گیری می کنند و) می گویند که گناهان ما بخشیده شده و ما خوب شدیم!
یعنی به جای پاک سازی بیش تر درون و تشکر از خدا، دچار عجب و خود بزرگ بینی و پندار غلط می گردند.

بلا، رحمت خداست!

پس آنچه بعد از مشاهده بلا مهم است، جهت گیری صحیح می باشد و آن، توبه و ترک گناه و تشکر از خدای برای متوجه ساختن عموم مردم است و باید دانست که بلاهایی که به هلاکت منتهی نمی شود، بلکه باعث ناراحتی و تنگی زندگی می گردد، رحمت خداست، تا مردم و آن هایی که از شنیدن به خود نمی آیند، با چشیدن قسمتی از نتایج گناه خود، به خود بیایند و به اصطلاح، سرشان به سنگ بخورد و بیدار شوند و استغفار نمایند و آنچه را که از فساد قبلا انجام داده اند، اصلاح و بازسازی و جبران نمایند.
زبان حال این ها این است:
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون(39)
با مشاهده مصیبت، خدا را به یاد می آورند و سخن از بازگشت به سوی او می رانند؛ آنانند که لایق صلوات و بخشش و رحمت خدایند و آنان هدایت یافتگان هستند.
اما عده ای در مقابل بلا که رحمت خفیه و پنهان الهی است، روشی بسیار زشت و جهتی بس غلط و موضعی عنادآمیز و کافرانه اتخاذ می کنند و به جای توبه، تکبر و عناد می ورزند و به جای توجه به گناه خود، خدا را ظالم و عامل هلاکت معرفی می کنند! آنان با این جهت گیری غلط، تذکر الهی را تبدیل به زمینه هلاک ابدی خویش می سازند.
در نهایت این که، خداوند بعضی گرفتاریها را رحمت معرفی می نماید و عامل باز داری از گناه می داند؛ به طوری که اگر آن بلایا رفع شود، قطعاً مردم به گناه افتاده و در آن غوطه ور می گردند:
ولو رحمناهم و کشفنا ما بهم من ضر للجوا فی طغیانهم یعمهون(40)
اگر به آنان رحم کرده و سختی و گرفتاری شان را بر طرف نماییم، همانا در طغیانشان غرقه گشته و حیران می مانند.
در پایان این بحث، بعد از مشاهده این آیات الهی، جا دارد از همه کسانی که در جهت دهی صحیح جامعه مسئولیت دارند، بخواهیم که وظیفه پیامبر گونه خویش را در دعوت مردم به توبه و ایمان و بازگشت به سوی خدا و دین انجام دهند و مردم را متوجه کنند که علت بلایا، نه خداست و نه طبیعت، بلکه تنها عامل گرفتاریها، گناه و زمینه سازی گناه و عدم برخورد با گناه و گنهکاران می باشد، تا مردم از آن گناه و همه عوامل و یاران و زمینه های آن فاصله گیرند. آنهایی که پیام رسانی و هدایت دهی جامعه در دست آنهاست و در جای پیامبران و امامان قرار گرفته اند؛ باید وظیفه همانان را انجام دهند.
جا دارد از جهت دهی غلط و پنهان سازی عوامل اصلی زلزله یعنی گناه، و حتی دفاع از گناه و محکوم کردن خدا، توسط برخی از رسانه ها، به شدت انتقاد کرد. وظیفه صدا و سیما و مطبوعات، نشر این معارف قرآنی و متوجه ساختن جامعه به گناه و دعوت به توبه می باشد و دلسوزانه باید هشدار داد که هر گونه بی توجهی به این مطلب و دفاع از گناه و گناه پوشی بی جا، باعث نزول عذاب عمومی خواهد شد.
بعضی در پیام های تسلیت و انعکاس اخبار زلزله و حوادث طبیعی، چنان اظهار تاسف می کنند و آنقدر قربانیان بی گناه را تکرار می نمایند که انگار تنها گنهکار در عالم، خداوند می باشد و مردم هیچ گناهی مرتکب نمی شوند! رسانه ها گاه برای جلب رضای مردم و از ترس ناراحتی عده ای گنهکار یا نادان، چنان رضای خدا و آیات الهی را مورد غفلت و گاه مورد تعرض قرار می دهند که هیچ حد و مرزی نمی شناسند! و اگر از قانون نترسند، قطعاً همان کار اقوام گذشته و هلاک گشته را به نحو مدرن و بسیار پیشرفته تکرار می کنند.
در حالی که معارف دین بدون غرض و شفاف و بدون واهمه از احدی غیر از خدا، منعکس شود و علما و رسانه ها و رهبران در انعکاس و بیان معارف، وظیفه خود را صحیح انجام دهند قطعاً جامعه هدایت می شود و از خطرات بدتر مصون می ماند و سرنوشت قوم یونس و دیگر نجات یافتگان عالم را تجربه خواهد کرد. ان شاء الله.