فهرست کتاب


زلزله چرا؟!

میرستار مهدیزاده‏

فصل اول: گناه؛ علت تمام گرفتاری ها

قرآن کریم با عبارات گوناگون علت عذاب، بلا و ناراحتی ها را گناه خود انسان معرفی کرده است. به نمونه ای از این آیات توجه می کنیم:
فکیف اذا اصابتهم مصیبه بما قدمت ایدیهم(1)
چگونه است زمانی که مصیبت و گرفتاری آنها را دریابد؛ برای آنچه دستان خودشان پیش فرستاده است؟
در این آیه شریفه، ترکیب بما قدمت أیدیهم به معنی اعمال و کرده های خود انسان است که قبل از خود آدمی، به عالم ملکوت بالا می رود و باعث نزول مصیبت می گردد و مصیبت، معنی عامی دارد که هر نوع گرفتاری و رنج و عذاب را شامل می شود.
قرآن کریم در آیه دیگر، کرده های دست انسان را عامل بد حالی و گرفتاری معرفی می نماید:
و ان تصبهم سیئه فبما قدمت ایدیهم، اذا هم یقنطون(2)
وقتی به مردم بدی و گرفتاری روی می دهد، در اثر آنچه دستانشان مقدم داشته و پیش فرستاده است، می بینی که در آن هنگام مایوس می گردند.
این آیه، هم علت رخدادهای بد را گناه معرفی می نماید و هم از عکس العمل غلط مردم به هنگام مشاهده گرفتاری، انتقاد می کند؛ چرا که آنها به جای تذکر و توبه و زاری و بازگشت و به درگاه الهی، از خدا بیش تر دور می شوند و از رحمت خدا و اصلاح خود ناامید می گردند! بهتر است بدانیم که قرآن، فلسفه نزول بلا، توبه و بازگشت مردم از گناه و سیره ناشایست قبلی معرفی شده است. گفتنی است که جمله فوق در قرآن کاربرد زیادی داشته و در حدود 10 مورد، همین مفهوم را می رساند.
جمله دیگر قرآن در بیان علت بودن گناه و کردار مردم برای بلایا، سیئات ما عملوا می باشد.
فأصابهم سیئات ما عملوا و حاق بهم ما کانوا به یستهزئون(3)
بدی های اعمالشان به آن ها رسید و آنچه را که استهزاء می کردند، همان آنان را در بر گرفت.
یعنی همان وعده خداوند را که تکذیب می کردند و باور نداشتند و به مسخره می گرفتند، همان وعده الهی به وقوع پیوست و خداوند نتیجه اعمالشان را به آنان چشاند و قرآن بیش از 16 مورد با کلمه سیئه از رابطه مستقیم گناه و بلا پرده برداشته است.
باز می فرماید:
و الذین ظلموا من هولاء سیصیبهم سیئات ما کسبوا(4)
آن هایی که از اینان ظلم کردند، به زودی (در دنیا) بدی های آنچه را کسب کرده اند، به آنان خواهد رسید.
این آیه نیز تاکید دارد که حتما نتیجه ظلم در دنیا به شکل بلا به انسان اصابت خواهد کرد. در حدود 42 مورد، رابطه عذاب و جزا با گناه به وسیله همین کلمه کسب در قرآن بیان شده است.
در آیاتی دیگر گناه را مستقیماً عامل عذاب و بلا معرفی می نماید:
أن لو نشاء اصبناهم بذنوبهم(5)
اگر بخواهیم، آنها را برای گناهانشان گرفتار می کنیم.
و کلا اخذنا بذنبه(6)
همه هلاک شدگان را فقط برای گناهشان گرفتیم.
فأعترفوا بذنبهم فسحقا لاصحاب السعیر(7)
بعد از هلاک، به گناه خود اعتراف کردند، پس کوبیده و دور باد اصحاب سعیر!
فکذبوه فعقروها فدمدم علیهم ربهم بذنبهم فسواها و لا یخاف عقبیها(8)
قوم ثمود، حضرت صالح را تکذیب کردند و شتر را که معجزه حضرت صالح بود، کشتند و پروردگارشان نیز آنان را برای گناهشان زیر و رو کرد؛ به طوری که با خاک یکسان شدند و خداوند از عاقبت این کار هیچ هراسی نداشت.
در این آیه شریفه، نه تنها گناه را علامت بلا، که علت زیر و رو شدن و زلزله قوم ثمود معرفی می کند. بهترین آیه ای که کاملا ارتباط گناه را با زیر و رو شدن شهرها و زلزله (رجفه بیان شده در آیات دیگر) معرفی می نماید، همین آیه آخر سوره شمس می باشد. در آیات دیگر، عذاب قوم ثمود با رجفه (زلزله) بیان شده، پس زیر و رو شدن مورد نظر در این آیه، همراه زلزله بوده است.
آیاتی که گناه را علت مستقیم بلایا عنوان می کنند، بسیار زیاد است که به همین چند مورد اکتفا می کنیم.(9)
قرآن کریم حتی زمینه بلا را، گناه معرفی می نماید؛ به طوری که در صورت مشاهده گناه در جامعه، باید متوجه شد که این وضع، مقدمه و نشانه نزول عذاب می باشد:
و اذا أردنا أن نهلک قریة أمرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول و دمرناها تدمیرا(10)
وقتی بخواهیم شهری (یا روستایی) را هلاک گردانیم، امر می کنیم که ثروتمندان و بزرگان (اثرگذاران) آن جامعه فسق و فجور انجام دهند، آنگاه عذاب بر آنها حتمی و حق خواهد گشت و آن را زیر و رو می کنیم؛ زیر و رو کردنی!.
جامعه، با ارتکاب گناه و فساد، مستحق عذاب می شود و خود را در معرض انواع عذاب ها و انتقام های الهی قرار می دهد؛ و این راهی است که خود افراد جامعه با پیروی از بزرگان جامعه، انتخاب نموده اند، و خداوند به کسی ظلم نمی کند(11).

دلایل حدیثی

مفضل می گوید که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ای مفضل! مبادا گناه کنی، و شیعیان ما را از گناه گریزان ساز. به خدا قسم! گناه به کسی، زودتر از شما سرازیر نمی شود.
همانا وقتی به یکی از شما امر ناگواری از سلطان می رسد، آن نیست مگر برای گناهانش، و برخی دیگر نیز به بیماری دچار می گردند و آن نیز جز برای گناه نیست و یکی دیگر از شیعیان ما، رزقش حبس می شود و این هم فقط به خاطر گناه است، و برای دیگری مرگ، سخت می گردد و آن نیست جز به علت گناه، تا آن که افرادی که در اطراف او هستند، می گویند: با مرگ غمگین شد.
وقتی امام ناراحتی مرا مشاهده کرد، فرمود:
آیا می دانی که این ها برای چیست؟
عرض کردم: نمی دانم فدایت شوم. فرمود: آن، به خدا قسم برای این است که شما در قبال گناهانتان در آخرت گرفتار نمی شوید و لذا عواقب گناه شما، زودتر در دنیا گریبانگیرتان می گردد. (تا پاک شده، از دنیا خارج گردید)(12)
کتاب اربعمأة از امیر المومنین (علیه السلام) نقل کرده که فرمود:
کسی از شیعیان ما نیست که کاری انجام دهد که ما او را از انجام آن کار نهی کرده ایم؛ مگر این که به بلایی مبتلا می گردد تا گناهش پاک شود یا در مورد مالش، یا فرزندش و یا در مورد خودش، تا این که خدا را در حالی ملاقات کند که گناهی بر او نمانده باشد و گاه که گناهی بر او باقی مانده است، مرگش سخت می شود. (تا چیزی باقی نماند)(13)
در این قسمت، برای اثبات بیشتر رابطه گناه و بلا، حدیثی را ذکر می نماییم. این حدیث، نه تنها رابطه گناه و بلا را مشخص می سازد، بلکه جالب این است که رابطه هر نوع گناهی را با بلایی خاص بیان می نماید و این حدیث نمونه ای از احادیث زیاد در این زمینه است.
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که فرمودند:
پنج چیز است که اگر به آن ها گرفتار شدید، باید به خدا پناه ببرید. آنگاه فرمود: 1. زنا و روابط نامشرع ممکن نیست در میان جمعیتی آشکارا پدیدار گردد، مگر این که، طاعون و بیماری های بی سابقه (مثل ایدز) در میانشان شیوع پیدا کند؛ 2. و پیمانه و وزن را نکاهند (کم فروشی و کم کاری در مقابل مزد)، مگر این که، مبتلا به خشکسالی و سختی زندگی (معیشت تنگ) و ظلم و جور زمامداران گردند؛ 3. و از ادای زکات سرباز نزنند، جز این که از باران محروم گردند، به طوری که اگر حیوانات نباشند، هرگز بر ایشان نبارد؛ 4. و عهد و پیمان را نشکنند (که رای دادن یکی از مصادیق عهد و پیمان در زمان ما می باشد)، مگر این که، خدا دشمنانشان را بر آنها مسلط سازد که پاره ای از آنچه در دست دارند، از آنها بگیرند؛ 5. و در قضاوت و داوری بر خلاف حکم خدا حکمی نکنند (با رشوه یا به علت گرایش های سیاسی و فامیلی و پارتی و غیره)، مگر این که خداوند درگیری و کارزار را در میانشان افکند.(14)
چنانچه ملاحظه فرمودید، در این حدیث شریف، علل هر کدام از بلایا، گناهی بخصوص معرفی شده است.
روایتی دیگر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند:
وقتی خدا بر قومی غضب کند، ولی عذاب بر آنان نازل نکند (که هلاکشان سازد)، در آن صورت نرخ (اجناسشان) بالا رود و عمرهایشان کوتاه شود و تجارتهایشان سود ندهد و میوه هایشان سالم نگردد و آب هایشان زلال و گوارا نباشد و باران از آنان باز داشته شود و اشرار بر آنان مسلط شوند.(15)
هیثم بن واقد از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمودند:
خداوند پیغمبری را برای قومش بر انگیخت و به او وحی فرستاد که به قوم و جامعه خود بگو: هیچ اهل قریه یا خاندانی نباشد که اطاعت من کند و در این راه یک ناراحتی و شری بر ایشان پیش آید، و ممکن نیست آنها از راه مورد رضای من برگردند و به راه غیر مرضی من بیفتند، جز این که از آنچه دوست دارند، به سوی آنچه ناخوش دارند بگردم (آن گونه که مورد پسند آن هاست پیش آمد نیاورم، بلکه پیش آمدهای ناگوار بر ایشان می فرستم(16).

دلایل دیگر قرآنی

در انتهای مطالب مربوط به اثبات ارتباط مستقیم گناه و بلایای جمعی و فردی یا حوادث طبیعی و غیر طبیعی، به مجموعه ای از آیات قرآن، فهرست وار و با ترجمه تنها بدون توضیح، استدلال می کنیم. باید گفت که این آیات، هر کدام عنوانی مستقل و بابی جدا در بحث نوع ارتباط گناه و بلایا باز می کنند:
هرکس مرهون اعمال خویش است.؛ کل امری بما کسبت رهین (طور، 21)
علت گرفتاری های شما، چیزهایی است که قلبتان کسب کرده است.؛ ولکن یواخذکم بما کسبت قلوبکم
(بقره، 225)
هر چه کنید، به خود کنید.؛ لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت (بقره، 286)
معیار هر نفع و ضرر، عملکرد انسان است.؛ و ذکر به ان تبسل نفس بما کسبت (انعام، 70)
فساد طبیعت و تخریب محیط زیست و گرفتاری های دریا و خشکی، محصول عملکرد انسان هاست.؛ ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس (روم، 41)
هر مصیبت و سختی، در سایه کردار خود آدمی است.؛و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم (شوری، 30)
کردار شما باعث می شود که شیطان شما را بلغزاند.؛ انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا
(آل عمران، 155)
عملکردهای آنان (منافقان) باعث سرنگونی آنهاست. (نفاق، علت سرنگونی است)؛ و الله أرکسهم بما کسبوا (نساء، 88) (مثل نفاق سیاسی، دینی و...)
اگر در مقابل همه گناهانمان در دنیا مجازات شویم، هیچ جنبنده ای زنده نمی ماند و حیات نابود می شود.
ولو یواخذ الله الناس بما کسبوا ما ترک علی ظهرها من دابة (فاطر، 45)؛ لو یواخذهم بما کسبوا لعجل لهم العذاب (کهف، 58)
هر ظلمی به زودی (در دنیا) تاوان در پی دارد؛
و الذین ظلموا من هولاء سیصیبهم سیئات ما کسبوا (زمر،51)
ظالمان از جزای اعمالشان نمی توانند بگریزند.؛
و تری الظالمین مشفقین مما کسبوا و هو واقع بهم (شوری، 22)
با آن که خدا از بسیاری از گناهان می گذرد، باز حوادث تلخ نتیجه اندکی از کردارهای ماست.؛ او یوبقهن بما کسبوا و یعف عن کثیر (شوری، 34)
عذاب فقط برای عمکرد ماست.؛ فذوقو العذاب بما کنتم تکسبون (اعراف، 39)
تسلط اشرار و ظالمان، نتایج کردار آدمی است.
(بازتاب ظلم، ظلم است)؛ و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا بما کانوا یکسبون (اعراف، 29)
گریه زیاد و خنده کم، جزای عملکرد پیشین است.؛
فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا جزا بما کانوا یکسبون (توبه، 82)
صاعقه رسواگر، از اعمال انسان جرقه می گیرد.؛
فأخذتهم صاعقه العذاب الهون بما کانوا یکسبون (فصلت، 17)
پلیدی و جهنم، پیامد دیگر کردار است.؛
انهم رجس و مأواهم جهنم جزاء بما کانوا یکسبون (یونس، 8)
فقط گناه می تواند ما را در دست شدید العقاب گرفتار سازد.؛
فأخذهم الله بذنوبهم و الله شدید العقاب (آل عمران، 11)
روی گردانی ها، نتیجه بعضی از اعمال قبلی و مقدمه مجازات الهی است.؛
فان تولوا فاعلم انما یرید الله ان یصیبهم ببعض ذنوبهم (مائده، 49)
گناه باعث تغییر بنیادین امت ها می گردد.؛ فأهلکناهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا آخرین (انعام، 6)
وارثان زمین از کیفر گناه در امان نیستند.؛ اولم یهد للذین یرثون الارض من بعد اهلها ان لو نشاء اصبنا هم بذنوبهم (اعراف، 100)
تکذیب و گناه، باعث غرق شدن می شود.؛
کذبوا بایات ربهم فاهلکناهم بذنوبهم و اغرقنا آل فرعون (انفال، 54)
هیچ کس نمی تواند جلوی مجازات الهی را بگیرد. فأخذهم الله بذنوبهم و ما کان لهم من الله من واق (غافر، 21)
باز از درج بسیاری از آیات در این موضوع چشم پوشی کردیم و این گونه، قرآن رابطه بین گناه و تمام گرفتاری های فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و خلاصه دنیوی و اخروی را اثبات می کند.