پند خوبان

نویسنده : علی اصغر ظهیری

مقدمه

افتخار برگزاری مجالس وعظ و موعظه از آن مکتب شیعه است و سایر فرقه ها و مذاهب مقدس، اهمیت چندانی به برگزاری مجالس و محافل معنوی نمی دهند. می توان یکی از علت های مهم آنرا، نداشتن مربی و معلم آموزش دانست، که دست غیره شیعه از آن کوتاه است.
شیعیان چهارده نور مقدس و چهارده مربی حقیقی و تعالیمشان را در اختیار دارند که انسان را از خطرات سقوط و انحطاط و هلاکت بر خذر می دارد.
هر کس گوش دل به پند و اندرزهای آن بزرگواران داد، رستگار شد و هر که تمرد نمود، از راه مستقیم در کوره راههای وحشتناک سقوط قرار گرفت. کتابی که در دست دارید جلد اول پندها و مواعظ خوبان، یعنی اهل البیت علیهم السلام است. کتاب حاضر دربردارنده 20 پند در 20 موضوع است که به تناسب اهمیت آن به رشته تحریر درآمده است؛ ابتدای هر پند آیه ای از قرآن و سپس روایتی از اهل بیت علیهم السلام به تناسب موضوع و آنگاه به حکایات و داستانهایی در آن مورد اشاره شده است.
گرچه حکایات و روایات بیانگر اهمیت موضوع می باشد، اما در پاره ای از موضوعات به توضیحی کوتاه نیز پرداخته شده است. غرض از نگارش بالابردن سطح معرفت و شناخت مخاطبان و مطالعه کنندگان، نسبت به اهل بیت علیهم السلام و به کارگیری پند و اندرزهای آن بزرگواران بوده که امیدواریم این نوشته که ران ملخی است به درگاه سلمانی حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد قبول آن بزرگواران و شما خواننده عزیز قرار گیرد.
در پایان امید آن دارم که خداوند متعال نام نوکر گنه کاری چون حقیر را نیز در طومار محبان و دوستان حقیقی اهل بیت علیهم السلام ثبت و ضبط نموده و همواره ما را از الطاف نهان و آشکارشان بهره مند نمایند.
والسلام
علی اصغر ظهیری
دی ماه 1380

پند اول ارزش معرفت به اهل بیت (علیهم السلام) از نظر امیر مؤمنان (علیه السلام)

قال علی (علیه السلام)
انما الائمه قوام الله علی خلفه و عرفائه علی عباده لایدخل الجنه الا من عرفهم و عرفوه و لایدخل النار الا من انکرهم و انکروه(1)
ائمه (علیهم السلام) مدبران الهی بر مردمند و رؤسای بندگان اویند، داخل بهشت نمی شود مگر کسی که آنها را بشناسد و آنها نیز او را بشناسند و داخل دوزخ نمی شود جز کسی که آنها را انکار و آنها نیز او را انکار نمایند.
نکته
امام (علیه السلام) در این سخن، بهشتی شدن و جهنمی بودن افراد را معلول معرفت و انکار اهل بیت (علیهم السلام) دانسته است. آن حضرت در این سخن با کلمه انما که از ادات حصر است ولایت را اهل بیت (علیهم السلام) منحصر کرده است و آنگاه بهشتی شدن افراد را منحصر در شناخت آن بزرگواران دانسته(2).
در این قسمت برای توضیح فرمایش امام (علیه السلام) توجه شما را به نکته ای جلب می نمائیم. نکته مورد نظر این است که اهل بیت (علیهم السلام) دوستان و دشمنان خود را به اسم می شناسند و نسبت به آنها شناخت کامل دارند. به نمونه هایی در این مورد توجه کنید:

دروغگوی رسوا

اصبغ بن نباته نقل کرده است که خدمت امیرمؤمنان (علیه السلام) بودم، مردی آمد و به آن حضرت سلام کرد و سپس گفت: ای امیر مؤمنان! به خدا قسم! من تو را برای خدا دوست دارم و پنهانی به شما عشق می ورزم، همانگونه که در آشکار شما را دوست دارم. در پنهانی با ولایت شما دینداری می کنم؛ همانگونه که در آشکار با ولایت شما دینداری می کنم.
در دست امیر مؤمنان (علیه السلام) چوبی بود، سر مبارکش را روی آن گذاشت و به زمین فشار داد و آنگاه سر برداشته و فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هزار حدیث به من آموخت که از هر حدیثی هزار باب سرچشمه می گرفت، وای بر تو! دروغ گفتی من چهره تو را در میان چهره ها و نامت را در میان نام دوستانم نمی بینم.
اصبغ بن نباته می گوید: مرد دیگری به حضور حضرت رسید و گفت: ای امیر مؤمنان! من شما را فی سبیل الله دوست دارم و در نهان آشکار به شما عشق می ورزم و در ادامه عین کلمات فرد اول بازگو کرد. حضرت نیز همان عمل را تکرار نمود و سر برداشت و فرمود: راست گفتی(3).