ازدواج موفق

نویسنده : عباس رحیمی

2.نزدیکی در دوران حاملگی

در دوران حاملگی هر گاه مرد قصد داشت نزدیکی کند، با وضو و طهارت باشد و نام خدا را بگوید و برای زیبا شدن فرزند از به و سایر میوه ها استفاده کند.

3.گفتن بسم الله ، هنگام بسته شدن نطفه

زن و مرد هنگام بسته شدن نطفه و هرگاه که احتمال آن می رود، حتما از گفتن بسم الله دریغ نکنند. دعاهای معتبر را بخوانند و آدابی را که قبلا شرح دادیم، رعایت کنند و سعی کنند نزدیکی در وقت های مکروه نباشد، بلکه در وقت های مستحب و با رعایت سایر آداب باشند.

4.رعایت دستورهای اخلاقی در دوران حاملگی

زن باید در دوران حاملگی، تمام مسائل اخلاقی را رعایت کند، مراقب غذای خود باشد، هر غذایی را در که در دیگران به او می دهند و هر چیزی به او تعارف می کنند، نخورد. لقمه هر کس را به دهان نگذارد، غذای کسانی را که خمس نمی دهند، زکات نمی دهند یا اهل رشوه و نزول هستند و خلاصه نانشان حلال نیست یا شوهرشان راضی نیست یا حتی غذایی که شوهر خودش می آورد و معلوم نیست از کجا آورده است، نخورد. در حدیث است که غذای حرام، در نسل انسان اثر می گذارد.
در وقت حاملگی سعی کند با وضو باشد، قرآن و دعا بخواند و خود را با ذکر خداوند مشغول سازد.
اکنون هر وقت آن است که به آداب و سنت های مربوط به پرورش تربیت فرزند به طور خلاصه اشاره کنیم که عبارتند از:
1.کام فرزند را با فرات یا تربیت سیدالشهدا(علیه السلام) یا آب باران برگیرند.(271)
2.در گوش راست فرزند، اذان و در گوش چپ اقامه بخوانند و از همان کودکی، گوش جان او را با نام خدا آشنا سازد.(272)
3.او را در جامه سفید بپیچند.(273)
4.در روز هفتم،برای او عقیقه کنند و اگر نشد، هر زمان که ممکن است، این کار را انجام دهند که این، در حکم بیمه کردن جان فرزند از حوادث و بلاها است.(274)
5.پسر را در روز هفتم ختنه کنند و اگر ممکن نشد در هر زمان که ممکن است این کار را انجام دهند.(275)
6.در روز هفتم سرش را بتراشند و به وزن موی آن، طلا یا نقره صدقه بدهند.(276)
7.نام نیک بر او بگذارند. بهتر است از نام پیامبران و امامان(علیه السلام) استفاده کنند که مایه خیر و برکت است. لازم به ذکر است که نام نیک، به عنوان حقی از حقوق فرزند، مطرح است.
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: نخستین هدیه ای که پدر به فرزند خود می دهد نام نیک است، پس نام نیک روی فرزندان خود بگذارید.
امام رضا(علیه السلام) فرمود: لا یدخل الفقر بینا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء؛ خانه ای که در آن اسامی محمد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، عبدالله، و از میان زنان نام فاطمه باشد به فقر و تنگ دستی دچار نمی شود.(277)
و نیز فرمود: استحسنوا اسماءکم فانکم تدعون بها یوم القیامة؛(278) نام های خود را نیکو گردانید که در قیامت شما را با آن نام ها می خوانند.
امام باقر(علیه السلام) فرمود: تسمعوا بالسماء الانبیاء؛ اسامی پیامبران را روی فرزندان خود بگذارید.
شخصی از امام صادق(علیه السلام) پرسید: ما وقتی اسامی شما را روی فرزندانمان می گذاریم از آن سود می بریم؟ حضرت فرمود: مگر این جز محبت و دوستی ما است؟
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: کسی که خداوند چهار فرزند پسر به او بدهد و نام یکی از آنها را محمد نگذارد، به من جفا کرده است.
امام رضا(علیه السلام) فرمود: البیت الذی فیه اسم محمد یصبح اهله بخیر و یسمون بخیر؛ هر خانواده ای که در میان آنها نام محمد باشد، صبح و شام بر آن خیر نازل می شود.(279)
8. پس از به دنیا آمدن، کودک را غسل دهند و مادرش را احترام کنند و به او هدیه دهند.
9. فرزند شیر خوار باید از شیر مادر، که بهترین غذا برای کودک است، تغذیه کند.
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: شیر مادر، بهترین غذا برای کودک است و بهتر است دو سال کامل کودک از شیر مادر استفاده کند و مادر باید مراقب باشد غذایی که می خورد پاک و حلال باشد؛ زیرا از جمله حقوق فرزندان است که غذای پاکیزه و حلال به او بدهند.
10. پدر و مادر نباید میان دختر و پسر، تفاوت بگذارد. مردم عربستان در زمان جاهلیت، دختر را ننگ می دانستند و آن ها را زنده به گور می کردند. قرآن، این سنت زشت را محکوم کرد و به سختی در برابر آن ایستاد و به دختران بها داد و آن ها را انسان هایی همانند پسران دانست.
در احادیث بسیاری نیز احترام به دختران سفارش شده است؛ چنان که بزرگان دین فرموده اند: هر وقت چیز تازه ای به خانه آوردید، اول به دختران بدهید.(280)
امام رضا(علیه السلام) به آن مردی که شنید زنش دختر زاییده و ابرو در هم کرد، فرمود: مگر چه شده؟! دختر، چون گلی است که آن را می بویی. و در حدیثی دیگر آمده است: لا تکر هوا البنات فانهن المویسات الغالیات؛ از داشتن دختر، اندوهگین نشوید؛ زیرا آنان گران قدر و مونس زندگی شما هستند.(281)
همچنین فرمود: من ولد له ابنة فلم یوذها و لم یهنها و لم یوثر ولده علیها ادخله الله بها الجنة؛ هرکس خداوند به او دختری دهد و او آن دختر را نیازارد و تحقیر نکند و فرزندان دیگر را بر او مقدم ندارد، خداوند به وسیله همان دختر، او را به بهشت می برد.(282)
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: ان الله تعالی علی الاناث اراف منه علی الذکور و ما من رجل یدخل فرحة علی امراة بینه و بینها حرمة الا فرحه الله یوم القیامة؛(283) خداوند بر دختران مهربان تر است تا بر پسران و هر مردی، خانمی را که با وی خویشاوند و محرم است خشنود سازد، خداوند او را در قیامت خشنود می سازد.
در حدیثی دیگر می فرماید: البنات حسنات و البنون نعم، و الحسنات یثاب علیها و النعم مسؤول عنها؛ دختران حسنه اند و پسران نعمت و خداوند از نعمت سؤال می کند، و بر حسنه، ثواب می دهد.(284)
البته، احادیث در نکوهش سنت زشت تبعیض میان دختر و پسر بسیار فراوان است، ولی متأسفانه هنوز هم افرادی هستند که وقتی صاحب دختر می شوند نق می زنند، اخم می کنند و بر همسر خود خشم می گیرند که گویی او مقصر است، در حالی که سبب اصلی این که زنی دختر به دنیا می آورد یا پسر، اراده و مشیت خداوند است.
دختر و پسر شدن، دست زن بیچاره نیست که شوهر، خود را طبهکار می داند! به هر حال، دختر و پسر، هر دو مخلوق و عبد خدایند، اگر صالح یا ناصالح باشند، هیچ فرقی با یکدیگر ندارد و بسیار زشت و ظالمانه است که پدر و مادر، فرزند پسر را احترام و نوازش کنند و دوست بدارند، ولی به فرزند دختر بی اعتنا باشند و او را تحقیر نمایند!
11. رعایت عدالت میان فرزندان، بسیار مهم است. گاهی دیده می شود والدین، یکی از فرزندان را بیشتر احترام می کنند و دوست می دارند و به فرزند دیگر کمتر احترام می کنند. این بی عدالتی و تبعیض، کاری نکوهیده و بسیار زننده و دارای آثار منفی است. داستان حضرت یوسف و برادرانش از همین جا سرچشمه گرفته است.
قرآن می فرماید: برادران یوسف وقتی جلسه گرفتند، گفتند: پدر ما، یوسف و برادرانش را بیشتر دوست دارد با این که ما بزرگتریم و زحمت زندگی بر دوش ما است! و از همان جا تصمیم بر قتل یوسف گرفتند.(285)
در حدیثی آمده است: پیامبر(علیه السلام) شخصی را دید که یکی از فرزندان خود را بوسید و دیگری را نبوسید! حضرت فرمود: چرا بین آنان مساوات نکردی؟ آنگاه پیامبر جریان حضرت یوسف را به یاد آن مرد آورد و فرمود: قرآن برای درس گرفتن ما این مطالب را آورده است.(286)
و آن حضرت فرمود: اعدلوا بین اولادکم تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و اللطف؛ میان فرزنداتان به عدالت رفتار کنید؛ همان گونه که دوست دارید آن ها در محبت و خوبی با شما والدین عدالت را رعایت کنند.(287)
و در حدیثی دیگر فرمود: ساووا بین اولادکم فی العطیة... ان الله یحب ان تعدلوا بین اولادکم حتی فی القبل؛ در هدیه دادن به فرزندان خود با عدالت و یکسان رفتار کنید که خداوند دوست دارد با فرزندان، با عدالت رفتار کنید، حتی در بوسیدن آن ها.(288)
و در حدیثی دیگر فرمود: اتقوا الله و اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یبروکم؛ از خداوند بترسید و با فرزندانتان با عدالت رفتار کنید، چنان که دوست دارید آن ها به شما خوبی کنند.(289)
بنابراین، جهت حفظ روحیه لطیف و ظریف فرزندان و عقده ای نشدن آنان، لازم است به گونه ای عمل شود که یکی از آن ها تصور نکند که شما دیگری را بیشتر دوست می دارید. اگر چه ممکن است یکی از بچه هایش را به دلیل ویژگی های خاصی، بیشتر دوست داشته باشد، ولی نباید این دوستی را اظهار کند، به شکلی که آن ها متوجه شوند و باید در مسائل ظاهری، مساوات را رعایت کند، حتی برای پس از مرگ خود. متأسفانه، بعضی پدر و مادرها نادانی می کنند و در وصیعت خود فرزندی را بر دیگری ترجیح و برتری می دهند که پس از مرگ منجر به کدورت و جنگ و دعوا بین برادران و خواهران می شود. باید از تبعیض پس از مرگ نیز خودداری کرد.
12. محبت در خانواده، از ارکان اساسی زندگی است و انسان زاییده محبت است و به سوی محبت جذب می شود. یکی از نیازهای ذاتی و غریزی بشر، محبت است و از همان کودکی، تشنه این آب حیات است. کودک از هر کس محبت ببیند، جذب او می شود و با او انس می گیرد. برای که فرزند جذب محبت های ناسالم نشوند، پدر و مادر وظیفه دارند به آن ها محبت کنند و نگذارند از این بابت، فرزندان اجناس کمبود کنند. البته، محبت باید حسابت شده و سازنده باشد؛ زیرا افراط در آن، عامل بی شخصیتی و وابستگی کودک می شود.
قال موسی(علیه السلام): یا رب ای الاعمال افضل عندک؟ فقال: الاطفال؛(290) حضرت موسی(علیه السلام) عرض کرد: خداوندا! چه عملی را بیشتر دوست داری؟ فرمود: دوست داشتن کودک را.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: ان الله عزوجل لیرحم الرجل لشدة حبه لوالده؛خداوند به مردی که زیاد به فرزندان خود محبت کند، ترحم می کند.(291)
ونیز فرمود: بزرگتر باید به کوچک ترها محبت و مهربانی کند و مانند سنگ دل های دوران جاهلیت نباشد.
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: احبوا الصبیان و ارحموهم؛ کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید.(292)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: ان الله لیرحم العبد لشدة حبه لولده؛ خداوند به انسان ترحم می کند،به دلیل شدت محبت او به فرزندانش.(293)
همچنین رسول خدا(علیه السلام) فرمود: من قبل ولده کتب الله له حسنة و من فرحه. فرحه الله یوم القیامة؛ هرکس فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او حسنه می نویسد و هرکس فرزند خود را خشنود سازد، خداوند او را در قیامت خشنود می سازد.(294)
شخصی نزد رسول خدا(علیه السلام) آمد و عرض کرد: من تاکنون کودکی را نبوسیده ام. هنگامی که خواست برود، حضرت فرمود: این مرد، از اهل آتش است.(295)
شخصی دیگری چون دید پیامبر(علیه السلام) حسن و حسین(علیه السلام) را می بوسد، گفت: خداوند ده فرزند به من داده است که تاکنون هیچ کدوم را نبوسیده ام. حضرت گفت: اگر خداوند رحمت را از دل تو بیرون برده من چه کنم؟!
بنابراین، محبت به فرزندان در حدی که سازنده باشد، یک ارزش و از وظایف پدر و مادر است.
12.کودک نیاز به بازی دارد و طبق بعضی از احادیث تا هفت سال باید بازی کند و در چنین شرایطی، پدر و مادر باید وسیله تفریح و بازی او را فراهم کنند تا روح فرزند پرورش یافته وسیله ای برای رشد روحی جسمی اش گردد. در این میان، بزرگترها باید این روحیه و نیاز کودک را درک کنند وبا او مانند یک کودک رفتار کنند و برای او کودک شوند.
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: من کان عنده صبی فلیتصاب له؛ هرکس دارای کودکی است، همانند او کودک شود.(296)
البته،در کلمه کودک شدن، معنای دقیقی نهفته است و آن عبارت از درک روحیه کودک و تشخیص نیازها و عدم توقع انجام کارهای بزرگ از او است.
در احادیث بسیاری وارد شده است که رسول خدا(علیه السلام) با آن شأن و جلالش با حسن و حسین(علیه السلام) بازی می کرد و آن ها را بر پشت خود سوار می کرد و می فرمود: اسب خوبی دارید!
یک روز، عمر بن خطاب دید که حسن و حسین روی کمر پیامبر سوار شده اند، گفت: نعم الفرس لکما!؛ خوب اسبی برای شما است!
حضرت فرمود: و نعم الفارسان هما!؛ آنان نیز سواران خوبی هستند.(297)
علی(علیه السلام) فرمود: لا میراث کالاذب؛(298) هیچ ارثی(که از پدران به فرزندان برسد) بهتر از ادب نیست.
امام رضا(علیه السلام) فرمود: ان خیر ما ورث الاباء لابنائهم الادب لا المال؛ بهترین چیزی پدران برای فرزندان به ارث می گذارند ادب است نه مال.
رسول خدا(علیه السلام) چشمش به چند کودک افتاد و فرمود: وای به حال فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان! سؤال شد: پدرانشان مشترک هستند؟ حضرت فرمود: خیر، با این که مسلمانند، اما امور دینی را به فرزندان خود نمی آموزند، من از آن ها بیزارم.
14. از جمله وظایف پدر و مادرها نسبت به فرزندان خود، آشنا ساختن آن ها با عقاید و اخلاق اسلامی و احادیث اهل بیت(علیه السلام) است. از رسول خدا نقل است که فرمود: ادبوا اولادکم علی ثلاث خلاص: حب نبیکم و حب اهل بیته و قراءة القرآن؛(299) فرزندان خود را با سه چیز ادب کنید(بیاموزید): محبت به پیامبر(علیه السلام) محبت به اهل بیت(علیه السلام) و خواندن قرآن.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:... و یعلم الحلال و الحرام سبع سنین؛ هفت سال باید به او(فرزند) حلال و حرام بیاموزید.(300)
و نیز فرمود: بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان تسبقکم المرجئة؛ پیش از آن که انسان های گمراه از شما سبقت گیرند و فرزندان شما را به انحراف بکشانند، در آموختن حدیث به فرزندان شتاب کنید.(301)
علی(علیه السلام) فرمود: علموا صبیانکم من علمنا ما ینفعهم الله به و لا تغلب علیهم المرجئة برایها؛ از علوم ما، به خردسالان بیاموزید تا خداوند به وسیله آن علوم، به آنان سود رساند و گمراهان نتوانند عقاید خود را به آنان تحمیل کنند.(302)
توجه دارید که ائمه (علیه السلام) نگران آینده فرزندان مسلمان هستند که نکند گرفتار عقاید فساد گروهک های منحرف شوند و تنها چیزی که این فرزندان معصوم را در برابر توطئه دشمنان و تهاجم فرهنگی آنان، مصونیت می بخشد و در امان نگه می دارد، آشنایی با حق و حقیقت است.
آشنا کردن فرزندان با علوم اسلامی، عقاید، مسائل اخلاقی، احکام اسلامی و سخنان و پیام ها و نصایح اهل بیت (علیه السلام) یک وظیفه است. والدین،باید ریشه مذهب را در قلب کودکان خود بدوانند و عطش فکری آنان را با نور معرفت سیراب سازند.
15. نماز و ارتباط با خدا، سپری است که آدمی را از انحراف و لغزش و فساد، باز می دارد. کمتر کسی است که نماز بخواند و اهل فساد باشد.
معمولا اهل فساد، دزدها، چاقوکش ها، شرورها و... جز افرادی هستند که نماز نمی خوانند. پدر و مادرها باید تلاش کنند و کودک را با نماز آشنا سازند؛ زیرا یکی از راه های مبارزه با تهاجم فرهنگی، نماز است. قرآن کریم، نماز را مانع افتادن در منجلات فساد می داند و می فرماید: ان الصلواة تنهی عن الفحشاء و المنکر؛(303)
از رسول خدا(علیه السلام) نقل است که فرمود: علموا اولادکم الصلوة اذا بلغوا سبعا، و اضربوهم بها اذا بلغوا عشرا؛ فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز وادار کنید و از ده سالگی برای نماز سخت گیری کنید... .
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: انا نامر صبیاننا بالصلوة اذا کانوا بنی خمس سنین فمروا صبیانکم اذا کانو بنی سبع سنین؛(304) ما فرزندان خود را از پنج سالگی به نماز وا می داریم، ولی شما فرزندان خود را از هفت سالگی به نماز امر کنید.
16. آغاز آموزش از سه سالگی، سنتی پسندیده و اسلامی است.
در حدیث آمده است: در سه سالگی، یکتاپرستی و توحید را به بیاموزید و در چهار سالگی، پیامبر را به او بشناسانید و در پنج سالگی، قبله را یادش دهید و در شش سالگی، رکوع و سجود را و در هفت سالگی به او بگویید نماز بخواند و از ده سالگی بر او سخت بگیرید و چون وضو و نماز را خوب آموخت، خداوند پدر و مادرش را می آمرزد.(305)
17. از هفت سالگی،باید جای خواب دختر و پسر جدا باشد. در احادیث تأکید شده است که از هفت یا ده سالگی دیگر نباید دختر و پسر در یک رختخواب بخوابند.
در حدیث آمده است: یفرق فی المضاجع اذا بلغوا سبعا او عشرا؛(306) محل خواب فرزندان دختر را از هفت سالگی یا از ده سالگی جدا سازید.
18. دختر و پسر وقتی به سن هفت یا شش سالگی رسیدند نباید همدیگر را ببوسند.
در حدیث آمده است: و اذا بلغت الجاریة ست سنین فلا یقبلها الغلام و الغلام لا یقبل المراة اذا جاز السبع سنین؛ وقتی دختر شش ساله شد، پسر، او را نبوسد، زن نیز نباید پسر هفت سال به بالا را ببوسد.(307)
اصولا از هرگونه علمی که نیروی جنسی را تحریک می کند، جداً باید پرهیز کرد، اگر چه این عامل تحریک کننده خواندن داستان یا دیدن فیلم یا عکسی باشد؛ زیرا تحریک نیروی جنسی، فساد و تباهی به دنبال خواهد داشت.
آموزش قرآن به فرزند، وظیفه پدر و مادر است. خداوند به والدینی که فرزند خود را با قرآن مأنوس سازد، اجر بسیاری عطا می فرماید، تا جایی که روایت شده است: روز قیامت، خداوند به چنین پدر و مادری آن قدر پاداش می دهد که شگفت زده می شوند.، عرض می کنند: خداوند! ما این قدر کار خوب نکرده بودیم! و پاسخ می شنوند: این همه مزد، برای این است که به فرزند خود قرآن آموختید.
در حدیثی، امام علی(علیه السلام) فرمود: از جمله حقوق فرزند است که به او قرآن بیاموزید.
و نیز فرموده است: و یتعلم الکتاب سبع سنین؛(308)
19. وظیفه پدر و مادر است که فرزند خود را با خواندن و نوشتن آشنا کنند.
رسول خدا(علیه السلام) فرمود: حق الوالد علی والده ان یعلمه الکتابة؛(309) حق فرزند بر پدر این است که نوشتن را به او بیاموزد.
امام علی(علیه السلام) فرمود: مروا اولادکم بطلب العلم؛(310) فرزندان را به یادگیری علم وادارید.
20. از جمله فنونی که لازم است فرزندان در خرد سالی بیاموزید و پدران موظفند به آن ها یاد دهند، شنا، تیراندازی و از خود دفاع کردن است.
چنانچه در همان حدیث، رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) یکی از حقوق فرزند بر پدر را آموزش تیراندازی و شنا دانسته و فرمود: عملوا اولادکم السباحتة و الرمایة؛(311) به فرزندان خود، تیراندازی و شنا بیاموزید.
21. از جمله وظایف پدر و مادر این است که فرزند را در جایگاه مناسب و شغل خوب قرار دهند. شخصی نزد رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: این فرزند چه حقی بر من دارد؟ حضرت فرمود: تحسن اسمه و ادبه و تضعه موضعا حسنا؛(312) اسم و ادب او را نیکوگردان و او را در جایگاه مناسب و خوب(از نظر شغلی) قرار ده.
22. خلقت بشر و هدایت او به سمت خداوند و اخلاق انسانی و آماده سازی برای سکونت در جوار خدا، از اهداف خلقت و بعثت انبیا است. انسان سازی و آشنا نمودن او به وظایف انسانی و صفات خلیفه اللهی از مهم ترین امور است و مناسب ترین زمان برای این کار همان دوران کودکی است که صفحه دل کودک، سفید و پذیرایی هر بذری است. از این رو مهم ترین وظیفه و تکلیف والدین، به ویژه پدر، تربیت کودک و مؤدب نمودن او به اخلاق اسلامی و انسانی است و این که به کودک بایدها و نبایدها را تعلیم دهد.
در بسیاری از احادیث که در آن ها حق فرزندان بیان شده، به صراحت بیان شده است: ادب او را نیکو کند.
در حدیثی آمده است: ما ورث والد ولده افضل من ادب حسن؛(313) هیچ پدری چیزی برای فرزندش ارزشمندتر از ادب نیکو به ارث نگذاشت.
در حدیث دیگری آمده است. اکراموا اولادکم و احسنوا آدابکم؛(314) فرزند خود را احترام کنید و ادب آن ها را نیکو گردانید.
23.فرزند، چه پسر و چه دختر، وقتی به سن بلوغ می رسد، باید برای او همسری برگزید، رسول اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید: و یزوجه اذا بلغ ؛(315) و چون به بلوغ می رسد، همسری برایش برگزیند.
در حدیث دیگری آمده است که: باید هنگام بلوغ برای او همسری انتخاب کند تا گرفتار گناه نشود.(316)
در حدیثی از رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود: من بلغ ولده النکاخ و عنده ما ینکحه فلم ینکحه ثم احدث حدثا فالاثم علیه؛(317) هرگاه فرزند کسی بالغ شود و در حالی که می تواند برای او همسری انتخاب کند ولی این کار را نکند، آن گاه اگر فرزند دچار گناه شود،گناهش بر عهده پدر است.
در احادیث اسلامی آمده است که در مورد شوهر دادن دختران شتاب کنید؛ چنان که در روایتی نقل است: من سعادة المرء ان لا تطمث ابنته فی بیته؛ از سعادت انسان این است که دخترش در خانه او عادت زنانه نشود(و او پیش از رسیدن به سن قاعدگی شوهر کند).(318)
در حدیثی دیگر، رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و گفت: خداوند می فرماید: دختران مانند میوه درختند. وقتی رسیدند باید چیده شوند وگرنه بادها آن ها را فاسد می کنند.(319)
دختر وقتی بالغ می شود، باید شوهر کند تا فاسد پیش نیاید. بالا رفتن سن ازدواج، خود عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی است که هم والدین و هم دولت مردان باید به آن توجه کنند.
24. نباید در ازدواج فرزندان، بی مورد، سخت گیری و بهانه گیری کرد. وقتی فردی شایسته پیدا شد، نباید به او پاسخ منفی داد و باید از خرافات دست و پاگیر، دست شست و مهریه را آسان و اندک گرفت که طبق احادیث شومی زن، در زیادی مهر اوست. و بهترین ازدواج ها، ازدواجی است که آسان و بدون سخت گیری باشد. و بهترین زنان، کم مهرترین آن ها است.(320)
25. جلوگیری از رشد جمعیت، سخن روز قیامت. این موضوع مورد سؤال است که آیا اصل جلوگیری، از نظر شرعی جایز است یا خیر؟ و اگر جایز است، آیا همه انواع آن جایز است یا بعضی از آن؟ و آیا جلوگیری از رشد جمعیت مسلمانان، خلاف سنت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) نیست؟ مگر نه این است که آن حضرت فرمود: ازدواج کنید و بچه دار شوید تا امت من زیاد شود که من در قیامت به زیادی امتم مباهات می کنم؟(321)
آنچه در این مختصر می توان بیان کرد این است که امروز، رشد جمعیت، به ویژه در جهان سوم و کشورهای فقیر، به صورت فاجعه ای انسانی در آمده است. بدیهی است که انسان تا به دنیا نیامده، هیچ نیست و هیچ حقی ندارد، ولی به محض این که پا به عرصه وجود گذاشت، حق حیات و استفاده از تمام مزایای آن را پیدا می کند. از این پس، تنها یک لقمه نان نیست که او می خواهد، بلکه او به تمام مسائل زیستی نیاز دارد. خوراک می خواهد، مدرسه می خواهد. امکانات تحصیلی بالاتر می خواهد، خانه می خواهد، پارک و محیط باز می خواهد، شغل و کار و منبع در آمد می خواهد و مهم تر از همه، تربیت و رسیدگی روحی و تأمین نیازهای معنوی می خواهد.
با توجه به این که رشد جمعیت، به صورت تصاعدی است و هر نفر ظرف چند سال، به چند نفر دیگر تبدیل می شود و با توجه به این که ظرفیت کشورها و در آمدها محدود است، اگر جلوی رشد بی رویه جمعیت گرفته نشود، عواقب خطرناک آن هرگز قابل پیشگیری نیست.
آیا فرزندان بسیار و رها کردن آن ها مانند علف هرزه در جامعه، بدون تأمین نیازمندی های آنان، خیانت به آن ها نیست؟! آیا به دنیا آوردن فرزندان گرسنه و برهنه و بیکار و از همه مهم تر ولگرد و بی دین، خیانت به جامعه نیست؟! آیا رسول خدا(علیه السلام) به امت سالم و صالح و باتقوا مباهات می کند، یا به هر ولگرد بی نماز و حیوان صفت؟! بنابراین، کسی که نیز نمی تواند فرزندان را، آن گونه که اسلام می خواهد تربیت کند و از نظر مادی نیز نمی تواند آن ها را تأمین کند کد سربار جامعه نباشد، باید از تولید فرزندان بیشتر خودداری کند.
از این رو، جلوگیری از بچه دار شدن به خصوص با داشتن دو یا سه فرزند، اشکالی ندارد، البته، کیفیت جلوگیری متفاوت است. در صورتی که باعث عقیم شدن نباشد و مشکلی از نظر محرم و نامحرمی رخ ندهد، اشکال ندارد. فقط در صورتی که باعث عقیم شدن باشد یا باعث شود که نامحرم بخواهد نگاه کند یا دست بزند، حرام می باشد. بنابراین، باید از راههایی استفاده کرد که این گونه اشکال ها در آن نباشد.
به امید موفق بودن همه زوج های جوان
والسلام.

...................) Anotates (.................
1) سوره الذاریات، آیه 49.
2) سوره الحجر، آیه 22.
3) مستدرک، جلد 14، ص 149.
4) بحارالانوار، ج 100، ص 220.
5) الکامل، ج 7، ص 163.
6) بحار، ج 100، ص 219.
7) وسائل الشیعه، ج 20، ص 18.
8) مستدرک، ج 14، ص 155.
9) سوره نور، آیه 37.
10) کافی، ج 5، ص 331.
11) وسائل الشیعه، ج 20، ص 45.
12) بحارالانوار، ج 100، ص 220.
13) عوالی الثالی، ج 1، ص 295.
14) وسائل الشیعه، ج 21، ص 261.
15) میزان الحکمه، ج 2، ص 1181.
16) التهذیب، ج 7، ص 401.
17) تذهب، ج 7، ص 399.
18) شرح نهح البلاغه، ج 20، ص 335.
19) بحار، 100، ص 372.
20) مستدرک، ج 14، ص 188.
21) سوره حجرات، آیه 13.
22) مکارک الاخلاق، ص 197.
23) کافی، ج 5، ص 332.
24) میزان الحمه، ج 2، ص 1183.
25) مستدرک، ج 14، ص 191.
26) کافی، ج 5، ص 563.
27) اصول کافی، ج 5، ص 332.
28) میزان الحکمه، ج 2، ص 1182.
29) همان.
30) وسائل الشیعه، ج 21، ص 252.
31) الجامع للشرایع، ص 456.
32) فقیه، ج 3، ص 385.
33) التهذیب، ج 7، ص 400.
34) مستدرک، ج 14، ص 165.
35) وسائل الشیعه، ج 20، ص 28.
36) اصول کافی، ج 5، ص 325.
37) بحارالانوار، ج 100، ص 239.
38) سوره روم، آیه 21.
39) المحاسن، ج 2، ص 610.
40) ارشاد القلوب، ج 1، ص 175.

41) اصول کافی، ج 5 ص 327.

42) مستدرک، ج 14، ص 149.

43) وسائل الشیعه، ج 6، ص 386.
44) کافی، ج 5، ص 569.
45) مستدرک، ج 14، ص 157.
46) بحارالانوار ج 103، ص 228.
47) بحارالانوار، ج 100، ص 224.
48) سوره روم، آیه 21.
49) خصال، 1، ص 165و اصول کافی، ج 5، ص 320.
50) وسائل الشیعه، ج 2، ص 143.
51) بحارالانوار، ج 75، ص 237.
52) میزان الحکمه، ج 4، ص 287.
53) محجه البیضاء
54) اصول کافی، ج 8، ص 219.
55) وسائل الشیعه، ج 20، ص 172.
56) میزان الحکمه، ج 4، ص 286.
57) مجموعه ورام، ج 2، ص 121.
58) سوره حجرات، آیه 12.
59) غرورالحکیم، ص 264، حدیث 5689.
60) مستدرک، ج 9، ص 147.
61) غرورالحکیم، ص 72.
62) غرورالحکیم، ص 235.
63) غرورالحکیم، ص 253، حدیث 5322.
64) نهج البلاغه، نامه 31.
65) بحارالانوار، جلد 100، ص 248.
66) بحارالانوار، 68، ص 184.
67) وسائل الشیعه، ج 14، ص 123.-
68) مستدرک، ج 14، ص 149.
69) وسائل الشیعه، ج 14، ص 123.
70) وسائل الشیعه، ج 5، ص 299.
71) مستدرک، ج 14، ص 178.
72) وسائل الشیعه، ج 14، ص 51.
73) مکارم الاخلاق، ص 204.
74) وسائل الشیعه، 14، ص 30.
75) وسائل الشیعه،ج 14،ص 120.
76) وسائل الشیعه،ج 14،ص 120؛نهج البلاغه،نام 31.
77) فضائل الخمسه،ج 2،ص 125.
78) سوره بقره،آیه 237.
79) سوره نور آیه 23.
80) سوره آل عمران،آیه،134
81) الخصال ج 2،ص 567.
82) بحارالانوار،ج 103،ص 254.
83) وسائل الشیعه،ج 20،ص 33.
84) همان،ج 6،ص 368.
85) وسائل الشیعه،ج 20،ص 28.
86) اصول کافی،جلد 5،ص 9.
87) اسد الغابه،ج 5،ص 399.
88) وسائل،ج 21،ص 451.
89) وسائل الشیعه،ج 20،ص 172.
90) بحارالانوار،ج 101،ص 132.
91) میزان الحکمه،ج 4،ص 386.
92) تحارالانوار،ج 101،ص 132.
93) وسائل الشیعه،ج 20،ص 167.
94) بحارالانوار،ج 72،ص 71.
95) کافی،ج 8،ص 152.
96) بحارالانوار،ج 75،ص 229.
97) غرورالحکم،ص 334.
98) بحارالانوار،ج 100،ص 252.
99) وسائل الشیعه،ج 20،ص 163.
100) همان،ج 74،ص 230.
101) وسائل الشیعه،ج 20،ص 213.
102) بحارالانوار،ج 78،ص 345.
103) وسائل الشیعه،ج 22،ص 282.
104) بحارالانوار،ج 100،ص 249.
105) وسائل الشیعه،ج 15،ص 264.
106) بحارالانوار،ج 74،ص 90.
107) غرورالحکم،ص 280،حدیث 6224.
108) غرورالحکم،ص 284.
109) وسائل الشیعه،ج 20،ص 163.
110) بحارالانوار،ج 100،ص 247.
111) اصول کافی،ج 2،ص 99.
112) همان،ج 2،ص 99.
113) همان،ج 72،ص 43.
114) سوره بقره، آیه 177.
115) سوره مائده، آیه 1.
116) وسائل الشیعه،ج 21،ص 276.
117) کافی،ج 5،ص 511.
118) وسائل الشیعه،ج 14،ص 100.
119) همان ج 2،ص 343.
120) اصول کافی،جلد 5،ص 567.
121) کنز العمال،ج 6،ص 640.
122) بحارالانوار،ج 76،ص 303.
123) وسائل الشیعه،ج 21،ص 541
124) بحارالنوار،ج 86،ص 360.
125) وسائل الشیعه،ج 21،ص 504.
126) بحارالانوار،ج 75،ص 136.
127) اصول کافی،ص 4،ص 12.
128) وسائل السیعه، ج 17،ص 66.
129) بحارالانوار،ج 100،ص 13.
130) وسائل،م 17،ص 68.
131) بحارالانوار،ج 74،ص 142.
132) کافی ج 5،ص 78.
133) بحار،ج 100،ص 9.
134) وسائل الشیعه،جلد 15،ص 172.
135) اصول کافی،جلد 5،ص 512.
136) وسائل الشیعه،ج 5،ص 61.
137) نهج الفصالحه.
138) بحار،788/136.
139) نهج البلاغه،نامه 31.
140) بحارالانوار،ج 103،ص 247.

141) وسائل الشیعه،ج 20،ص 163.
142) نهج البلاغه،نامه 31.
143) بحارالانوار،ج 100،ص 234.
144) وسائل الشیعه،ج 20،ص 169.
145) بحار،ج 100،ص 253.
146) غرورالحکیم،ص 245.
147) مستدرک الوسائل،ج 9،ص 6.
148) اعلام الدین،ص 315.
149) اصول کافی،ج 5،ص 320.
150) بحارالانوار، ج 75،ص 237.
151) بحارالانوار،ج 103،ص 249.
152) به اصل دوم مراجعه شود.
153) اصول کافی،ج 5،ص 143.
154) بحارالانوار،ج 72،ص 44.
155) بحار،ج 74، ص 166.
156) بحارالانوار،ج 73،ص 283.
157) وسائل الشیعه، ج 21، ص 267.
158) همان، ج 21،ص 267.
159) بحارالانوار، ج 100،ص 349.
160) تحاذالانوار،ج 100،ص 350.
161) همان،ص 351.
162) بحارالانوار،ج 67،ص 140.
163) بحارالانوار ج 100،ص 249.
164) مستدرک الوسائل،ج 3،ص 446.
165) سوره طه، آیه 132.
166) وسائل الشیعه،ج 14،ص 127.
167) سوره مریم، آیه 6.
168) میزان الحکمه،3/1943.
169) مجموعه ورام،ج 2،ص 212.
170) کافی،2/157.
171) امامی طوسی،480.
172) وسائل الشیعه،ج 14،ص 133.
173) سفینه البحار،ص 197.
174) وسائل الشیعه، ج 20،ص 180.
175) کافی، 2/117.
176) غرورالحکیم،ص 53.
177) همان،ص 445.
178) همان، ص 445.
179) کافی،2/116.
180) وسائل الشیعه،ص 20،ص 181.
181) بحارالانوار،ج 73.ص 11.
182) تحف المقول،322.
183) بحارالانوار،ج 78، ص 237.
184) وسائل الشیعه، ج 20،ص 157.
185) مستدرک الوسائل،ج 14، ص 257.
186) وسائل،ج 10،ص 527.
187) وسائل،ج 20،ص 29.
188) اصول کافی،ج 5 ص 506.
189) ر،ک: کافی،ج 5،ص 509.
190) وسائل الشیعه ج 20،ص 164.
191) همان،ج 20،ص 176.
192) وسائل الشیعه،ج 20،ص 212.
193) وسائل الشیعه،ج 20،ص 158.
194) همان،ج 14،ص 112و126.
195) مستدرک الوسائل،ج 14،ص 237.
196) اصول کافی،ج 5،ص 514.
197) وسائل الشیعه،ج 20،ص 158.
198) تحف المقول،ص 110.
199) میزان الحکمه، ج 10،ص 93.
200) اصول کافی،ج 6،ص 439.
201) -








202) وسائل الشیعه،ج 20 ص 166.
203) اصول کافی،ج 5 ،ص 507.
204) وسائل الشیعه،ج 2،ص 147.
205) سوره نور، آیه 31.
206) وسائل الشیعه،ج 14،ص 115.
207) وسائل الشیعه،ج 20،ص 212.
208) مستدرک،ج 2،ص 173.
209) بحارالانوار،ج 100،ص 256.
210) بحارالانوار،ج 100،ص 245.
211) وسائل الشیعه ج 20،ص 39.
212) همان،ج 100،ص 244.
213) بحار،ج 75،ص 237.
214) بحارالانوار،ج 103،ص 247.
215) وسائل الشیعه،ج 20،ص 32.
216) وسائل،ج 14،ص 112.
217) همان،ج 14،ص 113و
218) وسائل،ج 14،ص 112.
219) بحارالانوار،ج 100،ص 217.

220) همان،ج 100،ص 244.
221) بحار،ج 73،ص 59.
222) سوره نور، آیه 30.
223) سوره نور، آیه 31.
224) نهج الفصاحه.
225) وسائل الشیعه،ج 20،ص 29.
226) همان،ج 20،ص 28.
227) بحارالانوار ج 100،ص 237.
228) وسائل الشیعه،ج 14،ص 181.
229) مسائل الشیعه،ج 20، ص 248.
230) وسائل الشیعه،ج 12، ص 76.
231) بحارالانوار،ج 101،ص 50.
232) غرورالحکم.
233) ارشادالقلوب،ج 1،ص 183.
234) مجمع الزوائد،ج 5،ص 172.
235) وسائل ااشیعه ج 20،ص 161.
236) امامی طوسی،ص 190.
237) کافی، ج 2،ص 106.
238) غرورالحکم.
239) بحار،ج 74،ص 213.
240) اصول کافی،ج 5،ص 517.
241) اصول کافی،ج 5،ص 518.
242) اصول کافی،ج 5، ص 555.
243) وسائل الشیعه،ج 20،ص 157.
244) میزان الحکمه،ماده مرء.
245) وسائل الشیعه،ج 14،ص 62.
246) کافی،ج 6،ص 433.
247) وسائل الشیعه،ج 17،ص 307.
248) وسائل الشیعه،ج 7،ص 112.
249) نهج البلاغه، صبحی صالح،ص 969.
250) بحارالانوار،ج 71،ص 161.
251) بحارالانوار،ج 75،ص 203.
252) غرورالحکم،ص 359.
253) وسائل الشیعه،ج 21،ص 555.
254) میزان الحکمه،ج 2،ص 1189؛ کنزالعمال .
255) کافی، ج 3،ص 269.
256) بحار،ج 82،ص 232.
257) بحارالانوار،ج 10،ص 369؛کافی،ج 3،ص 268.
258) همان ج 14،ص 81.
259) کافی،ج 5،ص 500.
260) اصول کافی، ج 5،ص 503.
261) وسائل الشیعه،ج 20،ص 117.
262) وسائل الشیعه،ج 14،178 تا190.
263) وسائل الشیعه،ج 14،ص 83-84.
264) وسائل الشیعه،ج 20،ص 118.
265) کافی،ج 5،ص 497.
266) وسائل الشیعه،ج 14،ص 82.
267) همان،ج 14،ص 83.
268) کافی،ج 6،ص 3.
269) بحارالانوار،ج 101،ص 90.
270) همان،ج 100،ص 251.
271) همان،ج 15،ص 138.
272) همان،ج 14،ص 136.
273) همان،ج 14،ص 136.
274) همان،ج 14،ص 136.
275) همان،ج 15،احکام الاولاد.
276) کافی،ج 6،ص 19.
277) همان.
278) وسائل الشیعه،ج 6،ص 389.
279) بحارالانوار،101،ص 131.
280) همان،ج 15،ص 227.
281) میزان الحکمه،ج 10،ص 705.
282) مستدرک،ج 15،ص 118.
283) کافی،ج 6،ص 6.
284) کافی، ج 6، ص 7؛بحارالانوار،ج 78،ص 206.
285) سوره یوسف، آیه 8.
286) وسائل الشیعه،ج 15،ص 201.
287) بحارالانوار،ج 101،ص 92.
288) میزان الحکمه،ج 10، ص 706.
289) همان،ج 10،ص 707.
290) بحار،ج 23،ص 113.
291) الفقیه،ج 3،ص 482.
292) وسائل الشیعه،ج 21،ص 483.
293) کافی،ج 3،ص 50.
294) وسائل الشیعه،ج 21،ص 475.
295) همان،ص 203.
296) وسائل الشیعه،ج 21،ص 486و
297) بحارالانوار،احوال الحسین(علیه السلام)،ج 43،ص 285.
298) وسائل الشیعه،ج 12،ص 40.
299) میزان،ج 4،ص 3680.
300) وسائل الشیعه،ج 17،ص 331.
301) همان،ج 17،ص 331.
302) همان،ج 21،ص 478.
303) سوره عنکبوت، آیه 45.
304) الکافی،ج 3،ص 409.
305) ر.ک: وسائل،ج 15.ص 194.
306) الکافی،ج 3،ص 409.
307) وسائل الشیعه،ج 20،ص 230.
308) وسادل الشیعه،ج 21،ص 474.
309) مستدرک الوسائل،ج 15،ص 169.
310) تذکره الفقهاء، ج 1،ص 183.
311) وسائل الشیعه،ج 17،ص 331.
312) همان،ج 21،ص 390.
313) مجمع الروایر،ج 8،ص 105.
314) مستدرک الوسائل،ج 15،ص 168.
315) وسائل الشیعه،ج 21،ص 482.
316) همان،ج 15،ص 200.
317) میزان الحکمة،ج 4،ص 3680.
318) وسائل الشیعه،ج 20،ص 61.
319) همان،ج 14،ص 39.
320) همان،احکام النکاح.

321) همان،ج 14،ص 34.