فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

3.در کوی وصال جنسیت اعتبار ندارد

یکی از حقایقی که باید در این بخش پایانی به آن اشاره شود، این است که انسان کامل لازم نیست از مردان باشد، بلکه زنان مطهره، مانند فاطمه زهرا و مریم عذرا و امثال آن ها نیز می توانند مصداق انسان کامل باشند. از این رو، در قرآن کریم حضرت مریم را همانند فرزندش عیسی روح الله به عنوان آیت عالمیان مطرح کرده و فرمود: و جعلناها و ابنها آیه للعالمین(231). ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه گفته است:
به صورت تواتر از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود: فاطمه سیده نساء العالمین(232).
سر این که زنان مانند مردان می توانند به مقام انسان کامل نایل شوند آن است که مقام خلافت الهی مربوط به مقام انسانیت بوده و سر خلیفه الله بودن تعلیم اسماست که خدای سبحان فرمود: و علم آدم اسماء کلها و محور تعلیم و تعلم جان آدمی است، نه بدن یا مجموع جان و بدن، زیرا آن که عالم می شود روح است و روح، مرد و زن ندارد. پس آن که عالم به اسمای الهی است جان آدمی است، در نتیجه، آن که معلم فرشته هاست جان انسان است، ثمره کلام آن که خلیفه الهی جان آدمی است که مرد و زن در او مطرح نیست، پس در رسیدن به مقام انسان کامل نه مرد بودن شرط است و نه زن بودن مانع.
نکته دیگر این که بر مبنای اهل معرفت، نخستین آیه از کتاب عالم، عقل کل است. از این رو، در روایات آمده است: اول ما خق الله العقل؛ اولین مخلوق عقل است و عقل کل، مظهر احدیت و حامل احکام اجمالی علم الهی است. آیه دوم از کتاب هستی نفس کل است که در مرتبه بعد از عقل کل قرار دارد و مظهر واحدیت و حامل احکام تفصیلی علن الهی است. همان طور که همه اشیا به نور ظهور دارند، در نفس کل که مظهر علم حق است نیز همه ظاهر شده اند و این نفس کل مانند چراغی است که عالم با نور او منور شده و او منبع انوار حیات و دانش است که بر مراتب عالم می تابد و هر موجودی به اندازه استعدادی که دارد، از نور او بهره می گیرد.(233)
در آثار عرفانی گاهی از عقل کل به قلم اعلی و از نفس کل به لوح یاد شده است و گفته اند: معارفی که از قلم اعلی عقل کل افاضه می شود، لوح نفس کل آن ها را می پذیرد.(234)
از این رو، بعضی از بزرگان اهل سلوک گفته اند: انسان کامل اگر از جنس مردان باشد، مظهر و صورت عقل کل و اگر از زنان باشد، مظهر و صورت نفس کل است. بنابراین، سید اوصیا و سر انبیا علی عالی اعلی امیر مومنان، علی بن ابی طالب علیه السلام، صورت عقل کل و مظهر اتم آن بوده و سیده زنان عالم فاطمه زهرا علیها السلام صورت نفس کلیه و مظهر آن است. امام صادق علیه السلام فرمود:
انا انزلناه فی لیله القدر، اللیله فاطمه، و القدر الله، فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر.
بیان این حقیقت چنین است که از منازل سیر حبی وجودی در قوس نزول، تعبیر به لیل و لیالی می شود و در قوس صعود به یوم و ایام و بعضی از این شب ها لیله القدر است، چه این که بعضی از آن ایام، یوم الله و فاطمه زهرا علیها السلام همان طور که لیله القدر است، یوم الله نیز هست. انسان کامل در عصر محمدی نه تنها ظرف حقایق قرآن است، بلکه خود قرآن ناطق است. فاطمه چگونه قرآن ناطق نباشد، در حالی که یازده قرآن ناطق از آن لیله القدر مبارکه نازل شده و او مادر یازده امام معصوم است. در روایات آمده که پیامبر اسلام از شدت محبت فاطمه زهرا او را به ام ابیها؛ مادر پدرش لقب داده است. علامه حسن زاده آملی نیز بر اساس تفسیر انفسی ذیل این کلام پیامبر گفته است:
چون عقل کل پدر و نفس کلی مادر می باشد و همه موجودات از آن ظهور یافته است.... و مادر انوار و فضایل، فاطمه زهرا عقلیه رسالت، به طور کامل مظهر نفس کلیه است، پس او مادر پدری است که خاتم انبیاست.(235)
امام خمینی نیز ضمن تشریح حقایق بلندی درباره حضرت زهرا علیها السلام می گوید:
تمام ابعادی که برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا علیها السلام جلوه کرده بود، او یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا نسخه انسانیت، او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است، بلکه موجودی الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است... زنی که تمام خاصه های انبیا در اوست، زنی که اگر مرد بود، نبی بود. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود مجتمع است. از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیبت، تا فنای بر الوهیت، برای صدیقه طاهره این مسائل، این معانی حاصل است.(236)
هم چنین در جای دیگر درباره حضرت زهرا علیها السلام می گوید:
فاطمه زهرا علیها السلام زنی که افتخار خاندان وحی [است ] و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد. زنی که فضایل او هم طراز فضایل بی نهایت پیغمبر اکرم و خاندان عصمت و طهارت بود، زنی که هر کسی با هر دیدگاه درباره او گفتار دارد و از عهده ستایش او نیامده، که احادیثی که از خاندان وحی رسیده به اندازه فهم مستمعان، نه به اندازه مرتبت او.(237)
از این سخنان عمیق امام خمینی به خوبی می توان به دست آورد که از منظر بلند او حضرت زهرا علیها السلام گر چه حسب ظاهر یک زن است، مصداق بارز انسان کامل بوده و جلوه اوصاف الهی است.

نتیجه گیری

از آن چه در تمام این نوشتار درباره اوصاف و کمالات انسان کامل بیان شد، به خوبی می توان استنباط کرد که به یقین واژه انسان کامل، تعبیر دیگری از انسان معصوم است، زیرا اوصاف و کمالات وجودی که برای انسان کامل مطرح شده، هرگز در غیر انسان معصوم امکان تحقق ندارد و اساسا باید گفت که انسان کامل، بدون صفت و قدرت عصمت علمی و عملی امکان پذیر نیست، زیرا انسان غیر معصوم هر قدر به بلندترین قله کمالات انسانی رسیده باشد، با یک لغزش علمی و یا عملی از آسمان کمال سقوط می کند. استاد جوادی آملی دام ظله المبارک در یک بیان عرشی درباره این مسئله چنین اظهار داشته است:
امروز در همه عالم، انسان کاملی جز حجه بن الحجج البالغه، ولی عصر روحی له الفداء وجود ندارد و او معلم ملائکه و خلیفه الله بر همه عالم بوده و اوست که در دعای شریف عدیله در شان او عرض می کنیم: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبت الارض و السماء؛ یعنی با بقای وجود مبارک او دنیا باقی است و از یمن برکت او مردم روزی می خورند و با وجود او است که زمین و آسمان استوار مانده است.(238)
بنابراین، انسان کامل همان انسان معصوم خواهد بود و غیر از پیامبران الهی و اوصیای بر حق آن ها، انسان کاملی وجود نخواهد داشت. شاید به این دلیل بود که ابن عربی - واضع اصطلاح انسان کامل - این تعبیر را در فص آدمی عنوان کرده و بعد از آن 27 حکمت را به نام 27 کلمه حق و نبی الهی به عنوان انسان کامل بیان داشته است.
در خاتمه، ضمن اعتراف به قصور خود در معرفی انسان کامل بحث را با این اشعار به پایان می برم:
این چنین انسان که نامش می برم - من ز وصفش تا قیامت قاصرم
یک دهن خواهد به پهنای فلک - تا بگوید شرح حال آن ملک
در نیاید حال پخته هیچ خام - پس سخن کوتاه باید والسلام

...................) Anotates (.................
1) 1. انی جاعل فی الارض خلیفه بقره2آیه 30.
2) 2. قطعا برای شما در [اقتدا به ] رسول خدا سرمشقی نیکوست احزاب 33آیه 21.
3) 1. و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان فرقان 25 آیه 74.
4) 1. ر.ک: لاندمان انسان شناسی فلسفی، ترجمه رامپور صدر نبوی.
5) 1. عزیزالدین نسفی، کتاب انسان کامل، ص 6.
6) 1. شیخ محمد لاهیجی، شرح گلشن راز، ص 10.
7) 1. مرتضی مطهری، انسان کامل، ص 15.
8) 2. احزاب 33 آیه 21.
9) 3. زمخشری، تفسیر کشاف، ج 3، ص 531.
10) 1. علامه طباطبائی، المیزان، ج 16، ص 288.
11) 1. ممتحنه، 60 آیه 4.
12) 2. نهج البلاغه، نامه 45، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی.
13) 1. مرتضی مطهری، انسان کامل، ص 20.
14) 2. محی الدین عربی، فصوص الحکم، فص آدمی، ص 73.
15) 3. به نقل از: سید حیدر آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 10.
16) 1. سید حسین نصر، سه حکیم مسلمان، ص 131.
17) 2. شیخ عبدالکریم جیلی، الانسان الکامل فی معرفه الاواخر و الاوایل، ص 71.
18) 1. عزیزالدین نسفی، کتاب انسان کامل، ص 4.
19) 1. شیخ محمود شبستری، گلشن راز، ص 80.
20) 1. علامه طباطبائی، رساله الولایه، فصل 4، ص 34.
21) 1. نحل 16 آیه 52.
22) 1. مرتضی مطهری، انسان کامل، ص 195.
23) 1. ای انسان به درستی که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد. انشقاق 84 آیه 6.
24) 1. مصباح الشریعه، باب 2 ص 7.
25) 2. خداوندا! مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما، و دیدگان دل ما را به نوری که با آن تو را مشاهده کند، روشن ساز. تا این که دیده بصیرت ما حجاب های آن نور را پاره نموده، و به معدن عظمت بار یابد، و ارواح ما به مقام عزت قدسی تو بپیوندد. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه
26) 3. پس نزدیک و نزدیکتر شد. نجم 53 آیه 8.
27) 1. امام خمینی، ره عشق، ص 25.
28) 2. امام خمینی، سر الصلوه یا معراج السالکین و صلوه العارفین، ص 38 و 39.
29) 1. محی الدین عربی، شرح قیصری بر فصوص الحکم، فص آدمی، ص 61 - 73.
30) 1. به درستی که ما آن امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه نمودیم، همه از پذیرش و تحمل آن امتناع نمودند و از قبول آن ترسیدند، انسان آن را برداشت و تحمل آن را پذیرفت. احزاب 33 آیه 72.
31) 2. عبدالکریم جیلی، الانسان الکامل، باب 60، ج 2، ص 36.
32) 3. ای پیامبر اگر شما نبودی هر آینه عالم هستی را نمی آفریدم.
33) 4. مثنوی معنوی، دفتر 4، شعر 525، ص 573.
34) 1. کتاب انسان کامل، رساله 18، فصل 3، ص 238.

35) 2. حسن زاده آملی، ممد الهمم فی شرح فصوص الحکم، ص 23.
36) 1. الانسان الکامل فی الاواخر والاوایل، باب 60، ص 72.
37) 2. همان، ص 74.
38) 3. ملا محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء ج 4، ص 120.
39) 4. مقدمه قیصری به شرح فصوص الحکم، فصل 5، ص 28؛ خواجه محمد پارسا، شرح فصوص الحکم، تصحیح دکتر جلیل مسگر نژاد.

40) 1. در آل پیامبر کرامت های قرآن وجود دارد و آن ها گنجینه اسما و صفات الهی هستند. نهج البلاغه، خطبه 154، تصحیح محمد دشتی
41) 2. همان اهل بیت علیه السلام زمام های حقیقت و نشانه های دین اند پس آنان را در بهترین منازل قرآن قرار دهید، [بلکه آنها همان بهترین منازل قرآن اند]. خطبه 87، تصحیح محمد دشتی
42) 3. صدر المتالهین، مفاتیح الغیب 15، ص 620.
43) 1. امام خمینی، تعلیقات علی فصوص الحکم، فص آدمی، ص 59.
44) 2. همان.
45) 1. کتاب انسان کامل، رساله 14، فصل 3، ص 191.
46) 2. عبدالرحمن جامی، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، ص 63.
47) 3. خداوندا، از تو درخواست می کنم به همه معانی که صاحبان امرت که امین سر و بشرت دهنده دستور تو و ستایش کننده قدرت تو هستند. و تو آن ها را گنجینه کلمات و ارکان توحید و آیات خود قرار داده ای که فرق بین تو و آن ها جز آن که آنان بنده و مخلوق تو هستند، نیست. مفاتیح الجنان، ادعیه ایام ماه رجب
48) 1. گلشن راز، ص 2.
49) 1. محمد لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 24.
50) 2. زمین برای انسان آفریده شده که در آن میوه های خوشه دار، و دانه های پر برگ و سبزه های خوش بو وجود دارد. الرحمن 55 آیه 10 - 12
51) 1. من آدم اول و نوح اول، و آیه جبار و حقیقت اسرار هستم، و نیز من صاحب صور و همان نوری هستم که موسی از او هدایت یافت، من همراه نوح و نجات دهنده او و همراه ایوب که مورد امتحان قرار گرفت و شفا دهنده او هستم، و من قلم اعلی و لوح محفوظ هستم، من دوست جبرئیل و برگزیده اسرائیل هستم. نص النصوص، ج 1، ص 203؛ حسن زاده آملی، یازده ساله، رساله نهج الولایه، ص 270.
52) 2. حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 64.
53) 1. سلام بر شما اهل بیت نبوت که معدن رحمت و گنجینه علم و اساس کرامت و پیشوای امت ها و سیاست مداران مردم، و ارکان مستحکم شهرها، و امین اسرار الهی و عصاره پیامبران هستید. و سلام بر شما ائمه هدایت که چراغ های روشن در تاریکی ها و صاحبان عقل و پناهگاه مردم و مثل اعلای الهی و حجت های خداوند بر اهل دنیا و آخرت می باشید.
و سلام بر شما که محل معرفه و شناخت اسما و صفات الهی و محل نزول برکت خداوند و معادن حکمت و حافظ اسرار الهی هستید. و من شهادت می دهم که شما ائمه و رهنمایان هستید که مطیع فرمان الهی بوده و ارکان توحید حق و ناظر بر نظام هستی و امور مردم و انوار الهی در شهرها و هدایت کننده به سوی صراط مستقیم می باشید، که گشایش امور هستی به وسیله شما گردید و همه امورات به شما ختم می گردد و به واسطه شما باران رحمت فرو می ریزد، چه این که آسمان به خاطر شما از ریزش باز می ماند، و به وسیله شما گرفتاری ها برطرف شده و ناملایمت برداشته می شود. اگر از نیکی و خیری سخن به میان آید، شما اول و اصل و فرع و منبع و مبدا و منتهای آن هستید.
مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
54) 2. امام خمینی، تبیان، دفتر 12، ص 190.
55) 1. همو، ره عشق، نامه عرفانی امام خمینی، ص 29.
56) 2. همان، ص 36.
57) 1. پروردگار ما آن کسی است که به هر چیزی آفرینش ویژه اش عنایت فرموده، و پس از آن هدایتش کرده است. طه 20 آیه 50
58) 1. چه بسا عقل که اسیر تحت فرمان هوای نفس بوده و به اسارت هوای نفس در می آید. نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 211
59) 1. علامه طباطبایی، آموزش عقاید و دستورهای دینی، ج 1، بخش 2، ص 38.
60) 1. همان، ج 1، بخش 2، ص 72.
61) 2. اصول کافی، ج 1، کتاب الحجه، حدیث 1، ص 237، باب اضطرار الی الحجه.
62) 1. ملاعبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص 253.
63) 2. اسفار، ج 1، ص 29.
64) 1. بوعلی سینا، الهیات شفا، مقاله 9، فصل 7، ص 425 و مقاله 10، فصل 1، ص 435.
65) 2. زود است که روغن او روشن گردد، گر چه آتشی به او نرسد، نوری است بر نور دیگر. نور 24 آیه 34
66) 3. بوعلی سینا، طبیعیات شفاء، ج 2، مقاله 5 علم النفس فصل 6، ص 211.
67) 1. همو، الهیات، شفاء، مقاله 10، فصل 5، ص 455. عبارت بوعلی چنین است: و من فاز مع ذلک بالخواص النبویه کاد ان یصیر ربا انسانیا، و کاد ان تحل عبادته بعد الله.
68) 1. همان، مقاله 10، فصل 2، ص 442.
69) 2. حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 194.
70) 3. جوادی آملی، تحریر القواعد، ص 569؛ فیض کاشانی، علم الیقین، ج 1، ص 68؛ حکیم هادی سبزواری، شرح اسماء حسنی، ص 202، فصل کلام فی ترقیات الانهاق یارب النبیین و الابرار. ترجمه: عالم هستی را برای انسان کامل آفریدم اما او را برای خود خلق نمودم.
71) 1. سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، ص 263.
72) 2. جوادی آملی، تحریر تمهیدالقواعد، ص 568.
73) 1. نفد النصوص فی شرح الفصوص، فص آدمی، ص 97.
74) 1. امام خمینی، مصباح الهدایه الی الخلافه والولایه، ص 69.
75) 2. و کلیدهای غیب تنها نزد اوست، جز او [کسی ] آن را نمی داند. انعام 6 آیه 59
76) 1. او را مثل برتر در آسمان ها و زمین است. روم 30 آیه 27
77) 2. امام خمینی، چهل حدیث، حدیث 38، ص 634.
78) 1. نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، ص 60.
79) 1. همان، ص 96.
80) 2. صدر المتالهین، شرح اصول کافی، کتاب الحجه، حدیث 10، ص 462؛ حسن بن صفار، بصابر الدرجات الکبری فی فضایل آل محمد صلی الله علیه و اله و سلم، جزء 10 باب 12.
81) 3. الهی! بلی چنین است که زمین هرگز از حجت حق که برای خدا قیام می کند، خالی نیست ین حجت یا در حضور و مورد مشاهده همگان است و یا در حال غیبت به سر می برد، تا این که حجت ها
و دلایل حق ضایع نگردد. نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 147
82) 1. نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، ص 90.
83) 1. صدرالمتالهین، مفاتیح الغیب، ص 620.
84) 1. قصص 88 آیه 67.
85) 1. حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 220.
86) 1. نقد النصوص فی شرح النقش الفصوص، ص 89؛ ملا محسن فیض کاشانی، کلمات مکنونه من علوم اهل الحکمه و المعرفه، ص 120.
87) 2. نهج البلاغه، نامه 28.
88) 3. اهل بیت علیه السلام بندگان خدا و مردم همه بنده آن ها هستند. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، نامه 28، ج 3، ص 459
89) 1. امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 31.
90) 2. بارالها قسم به آن مشیت تو که مورد امضای توست از تو می خواهم، گرچه تمام مشیت تو مورد امضای توست.
91) 3. خداوند مشیت را به خودش آفرید، سپس سایر موجودات را به واسطه مشیت خلق کرد.
92) 1. شرح دعای سحر، ص 110.
93) 1. چهل حدیث، حدیث 35، ص 598.
94) 1. محمد لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی گلشن راز، ص 23.
95) 1. جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ص 443.
96) 2. امام خمینی، تعلیقات علی فصوص الحکم، ص 68.
97) 3. امام خمینی، تعلیقات علی الفصوص و المصباح، ص 168.
98) 1. همان فص آدمی، ص 60.
برای توضیح دو اصطلاح احدیت، و واحدیت و تعبیرات مربوط به مراتب هستی، که در کلمات عرفا و در این تحقق عنوان شده، بیان بعضی از آن اصطلاحات لازم و ضروری است:
1. هرگاه حقیقت وجود به شرط لاشی ء، در نظر گرفته شود، که در آن تمام اسما و صفات به صورت مستهلک ملحوظ شده، از آن به مرتبه احدیت، مقام جمع الجمع، حقیقت الحقایق و عماء یاد می کنند. پس در این مرتبه اسما و صفات همراه با حقیقت وجود لحاظ نمی شود لکن باید توجه داشت که مراد از اسما و صفات، مفاهیم آن هاست وگرنه حقایق آن ها حقیقتا وجود هستند. پس اشتراط شی ء به نفس آن شده است، زیرا حقیقت وجود عبارت از حیات، علم، قدرت، اراده، عشق، نور و ... است. از این رو، همه این اوصاف در تمام موجودات هستی سریان دارد و همه اشیا دارای حیات، شعور، اراده، عشق نسبت به مبدا خود هستند، چنان که خدای سبحان فرمود: سبح لله ما فی السماوات و الارض و نیز در جای دیگر بیان داشت: ان من شی ء الا یسبح بحمده تسبیح همانند تنزیه از نقایص است که فرع شعور به کمال تسبیح شونده می باشد.
2. هرگاه حقیقت وجود، به شرط شی ء لحاظ شود، به این معنا که حقیقت وجود با اسما و صفات در نظر گرفته شود، آن را مرتبه الهی، حضرت، واحدیت و مقام جمع گویند. این مرتبه را به لحاظ فیض رسانی به اعیان ثابته که مظاهر اسما هستند و به لحاظ این که حقایق علمی را مطابق استعدادهای آن ها در خارج به کمال شان می رساند، مقام ربوبیت نیز می گویند.
3. اگر حقیقت وجود به طور لا به شرط شی ء در نظر گرفته شود؛ یعنی وجود و عدم با او لحاظ نشود، از آن به هویت ساری در همه موجودات یاد می شود.
4.اگر حقیقت وجود به شرط ثبوت صورت های علمی در آن لحاظ شود، از آن به اسم باطن مطلق، اول، علیم و رب اعیان ثابته تعبیر می شود.
5. اگر به شرط وجود کلیات اشیا در آن ملاحظه شود، آن را مرتبه اسم رحمان گویند که رب عقل اول که لوح قضا و ام الکتاب و قلم اعلی است.
6. اگر به شرط این که کلیات در آن با جزئیات مفصله ثابته ملحوظ شود، بدون این که جزئیات از آن کلیات مستور باشد، این را مرتبه اسم رحیم، رب و نفس کلی خواننده که لوح قدر که لوح محفوظ و کتاب مبین است، نامیده می شود.
7. اگر حقیقت وجود به شرط این که صور مفصله جزئیات متغیره در آن باشد، لحاظ شود، آن را مرتبه اسم ماحی، مثبت، محیی، ممیت و رب نفس منطبعه در جسم کلی گویند و از آن به لوح محو و اثبات نیز تعبیر می شود.
8. اگر وجود به شرط این که قابل صور نوعی روحانی و جسمانی باشد لحاظ شود آن را مرتبه اسم قابل که رب هیولایی کلی است، گویند و گاه نیز از آن به کتاب مسطور و رق منشور یاد کنند.
9. وجود اگر به شرط قابلیت تاثیر ملحوظ شود، آن را مرتبه اسم فاعل گویند و از آن به موجد، خالق و رب طبیعت کلی یاد کنند.
10. وجود اگر به شرط حصول صور روحانی مجرد در او لحاظ شود، آن را مرتبه اسم علیم، مفصل، مدبر، رب عقول و نفوس ناطقه گویند. یاد آوری می شود آن چه را حکما عقل مجرد گویند اهل معرفت به نام روح می خوانند، بدین لحاظ عقل اول را روح القدس گویند. و آن چه را حکما نفس مجرده ناطقه گویند، اهل معرفت آن را قلب گویند که کلیات در آن به صورت تفصیل محقق است و قلب نیز به طور حضوری آن ها را مشاهده می کند. و آن چه را حکما نفس گویند، اهل معرفت به آن نفس منطبعه حیوانی خوانند.
11. اگر حقیقت وجود به شرط صور حسی غیبی در نظر گرفته شود، آن را مرتبه اسم مصور، رب عالم خیال مطلق و مفید گویند.
12. اگر حقیقت وجود به شرط صور حسی و عالم شهادت در نظر گرفته شود از آن به مرتبه اسم ظاهر مطلق و رب عالم ملک یاد می کنند. علامه حسن زاده آملی، تعلیقه بر شرح منظومه، قسمت حکمت، ج 2، ص 339
مرتبه انسان کامل که عبارت از جمع جمیع مراتب الهی و کونی از عقول و نفوس کلی و جزیی و مراتب طبیعت تا آخرین تنزلات وجود است به آن مرتبه عمایی نیز می گویند که مشابه مرتبه الهی بوده و تفاوت بین مرتبه الهی و مرتبه انسان کامل فقط در ربوبیت و مربوبیت است. از این رو، به انسان کامل خلیفه الله نیز گفته شده است. مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، ص 11
گفتنی است که در حکمت و فلسفه، انسان کامل را تا افق عقل مستفاد و عقل فعال بالا می برند و حال آن که عارف از جایگاه بلند خود عقل فعال را جلوه ای از جلوه های انسان کامل و یکی از شئونات او می بیند. به همین دلیل، بین حکما و عرفای اسلامی در خصوصیت مقام و مرتبه انسان کامل اختلاف است. حکما مرتبه انسان کامل را مضاهی با مرتبه عقل او می دانند، به این معنا که انسان کامل محمدی، نهایت سیر استکمالی و وجودیش مرتبه عقل او است، برخی از عرفا نهایت سیر آن حقیقت را مرتبه واحدیت و اسما و صفات می دانند، و چون این حقیقت فانی در حضرت علم بوده و به مرتبه اسما و صفات رسیده است، مظهر اسم الله خواهد بود و سایر موجودات مظهر این حقیقت هستند، ولی بزرگان اهل معنا مقام و مرتبه حقیقت محمدی را مقام او ادنی، یعنی مقام تعین اول و مقام استخلاف حق و استهلاک در آن حقیقت به حسب عین و بقای با آن حقیقت به لحاظ حکم، می دانند.
جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ص 718؛ جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، فصل اول، ص 223
99) 1. حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 26.
100) 2. بدون تردید، من قطب آسیایی هستم که به محور من دور می زند و در جایگاهی قرار دارم که اگر از آن فاصله بگیرم مدار آن دچار لرزش گردیده و سنگ زیرین آن گرفتار اضطراب می شود. نهج البلاغه، خطبه 119، نسخه معجم مفهرس
101) 1. باید بدانید که جایگاه من نسبت امور مسلمین مانند قطب آسیاست، و سیل معارف از قله بلند دانش من فرو می ریزد و هیچ مرغ بلند پروازی را توان رسیدن به بلندای وجود من پرواز نمی تواند. همان، خطبه 3
102) 2. امیر مومنان کارهای ربوبی را عهده دار شده، لذا خود را معذور می داند کسانی که در مربویت او تردید کرده درباره او گمان ربوبیت برده اند و تو ای سبب آفرینش عالم و کسی که آغاز خلقت با اوست، به زودی همه آن آغاز را خواهد خواند در روز حشر که می آید یعنی به حقانیت او اعتراف نموده و از او طلب شفاعت می کنند.
103) 1. حافظ رجب برسی، مشارق الانوار الیقین، ص 44؛ علامه حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 171.
104) 2. جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ص 551.
105) 1. اوست خدایی که شما را خلفای روی زمین قرار داده است. انعام 6 آیه 165؛ فاطر 35 آیه 39
106) 2. ملا محسن فیض کاشانی، کلمات مکنونه من علوم اهل الحکمه و المعرفه، ص 122.
107) 3. نجم 53 آیه 9.
108) 4. فصلت 41 آیه 6.
109) 5. جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، ص 522.
110) 1. حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 535؛ همو، تعلیقه علی شرح المنظومه. ج 3، ص 702.
111) 2. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی گلشن راز، ص 94.
112) 1. خداوند آدم را به صورت خود آفریده است.
113) 2. محی الدین عربی، فتوحات مکیه، ج 1، ص 124.
114) 1. پرینت حاشیه امام بر منظومه، ص 414.
115) 2. حدید 57 آیه 2.
116) 3. به وسیله ما خداوند شناخته شد و به واسطه ما خدا عبادت می شود.
117) 4. محمود شبستری، شرح گلشن راز، ص 742.
118) 1. سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، ص 708 - 717.
119) 2. سید حیدر آملی، نقدالنقود فی معرفه الوجود، ص 668؛ ضمیمه جامع الاسرار و منبع الانوار.
120) 1. محی الدین عربی، فتوحات مکیه، ج 1، ص 130؛ سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، ص 721؛ هزار و یک نکته، نکته 732، ص 590؛ مصباح الانس، ص 175.
121) 2. ابن سینا، معراج نامه، ص 94.
122) 1. امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 332.
123) 2. همو، تفسیر سوره حمد، ص 21.
124) 1. همو، مصباح الهدایه الی الخلاقه و الولایه؛ ص 13.
125) 2. همان، ص 17.
126) 1. در این قسمت از بیان بعضی از محققان در مقدمه مصباح الهدایه امام خمینی استفاده شده است.
مصباح الهدایه، ص 32. مقدمه و تعلیقه سید جلال آشتیانی
127) 2. بوعلی سینا الهیات شفاء، مقاله 10، فصل 5، ص 404.
128) 3. محمدرضا قمشه ای، رساله فی الخلاقه کبری. این رساله ضمن رساله ای درباره ولایت ذیل فص شیثی فصوص الحکم ابن عربی، توسط محمد رضا قمشه ای تحریر شده و در کتابخانه مدینه العلم قم موجود است.
129) 1. امام خمینی، تعلیقات علی الفصوص الحکم، فص داودی، ص 197.
130) 1. مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص 41.
131) 2. جوادی آملی، مقدمه تمهید القواعد ابن ترکه، ص 69.
132) 3. من در باطن با انبیا همراه بوده ام، و با پیامبر اسلام در ظاهر نیز همراه می باشم.
133) 1. مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص 196.
134) 3. خداوند سبحان علی را با همه انبیا در باطن و با من در ظاهر همراه نموده است. سید حیدر آملی، نص النصوص فی شرح فصوص الحکم، ص 196، تمهید 3، قاعده 2، ج 1
135) 3. داود قیصری، مقدمه فصوص الحکم، ص 38، فصل 8.
136) 1. من فرزند مکه و منی و زمزم و صفا هستم. سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، فصل 8، ص 658؛ بحارالانوار، ج 45، تاریخ الحسین
137) 2. فکیف اذا جئتنا من کل امه بشهید و جئنا بک علی هولاء شهیدا. نساء 4 آیه 41
138) 1. بدون تردید، خداوند ما اهل بیت را پاکیزه نموده و عصمت داده و شاهد بر خلق حجت او بر زمین قرار داده است. ملاصدرا، شرح اصول کافی، ص 459
139) 2. المیزان، ج 12، ص 323.
140) 1. حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 55.
141) 1. گمان کرده ای که تو موجود ناچیزی هستی، در حالی که عالم بزرگی در وجود شما تعبیه شده و شما کتاب روشن گری هستی که با اوصاف وجودی خود حقایق بسیاری را آشکار می نماید.
142) 2. مقدمه شرح داود قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی، ص 28.
143) 3. کلمات مکنونه من علوم اهل الحکمه و المعرفه، ص 124.
144) 1. به درستی که در آفرینش آسمان و زمین و تحولات روز و شب برای صاحبان خرد و اندیشه نشانه های وجود صانع هستی، وجود دارد. کسانی که در همه احوال به یاد خداوند بوده و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند و می گویند خداوندا نظام هستی را بیهوده نیافریده اید. آل عمران 3 آیه 190 و 191
145) 2. زود است که آیات خویش را در عالم و در وجود خود آنان برای آن ها نمایان کنم تا برای آن ها معلوم گردد که او حق است. فصلت 41 آیه 53
146) 3. شرح محمد فیاض لاهیجی، بر گلشن راز، ص 733.
147) 1.محمد تقی آملی، دور الفواید، تعلیقه ای بر شرح منظومه حکیم سبزواری، ص 138.
148) 2. سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، ص 460 و 461، فصل 5.
149) 1. شرح محمد فیاض لاهیجی بر گلشن راز، ص 736.
150) 2. ای پیامبر ما بر سخن پر محتوا و وزین را القا می کنیم. مزمل 73 آیه 5
151) 1. شرح دعای سحر، ص 128.
152) 2. نهج البلاغه، خطبه 158.
153) 3. صدر المتالهین، مفاتیح الغیب، ص 497.
154) 1. شرح دعای سحر، ص 125.
155) 1. محمد تقی مجلسی اول، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج 13، ص 127.
156) 2. بحار الانوار، ج 23، ص 206؛ کافی، ج 1، ص 207.
157) 1. شرح دعای سحر، ص 137.
158) 2. همان، ص 125.
159) 1. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، باب 26، ص 227.
160) 1. مثنوی معنوی، دفتر 4، ص 712، شماره بیت 3800.
161) 1. مصباح الهدایه الی الخلاقه ولولایه، ص 72 - 78.
162) 2. النجم (52) آیه 5.
163) 3. پرینت حاشیه امام بر اسفار، ص 109.
164) 1. امام خمینی، سر الصلوه معراج السالکین و صلوه الخاشعین، ص 3 و 4.
165) 2. عبدالرحمن جامی، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، ص 63.
166) 3. حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، باب 5، ص 152.
167) 4. امام خمینی، تعلیقات علی فصوص الحکم و مصباح الانس، ص 308.
168) 1. محمد بن حمزه فناری، مصباح الانس، ص 51.
169) 2. امام خمینی، تعلیقه بر مصباح الانس، ص 259.
170) 1. همو، وصیت نامه الهی - سیاسی، ص 1.
171) 1. همو، تعلیقات فصوص الحکم و مصباح الانس، بخش مصباح الانس، ص 18.
172) 2. هزار و یک نکته، نکته 3، ص 12 و فصل 3، مقدمات قیصری بر شرح فصوص الحکم، ص 18.
173) 3. هزار و یک نکته، نکته 587، ص 333.
174) 1. از خصایص اهل بیت آن است که از حق ولایت الهی برخوردارند. نهج البلاغه، خطبه 2، نسخه معجم مفهرس، تحقیق محمد دشتی
175) 2. ملا هادی سبزواری، شرح مثنوی، ص 182.
176) 3. حسن زاده آملی، ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم، ص 340.
177) 1. ابن عربی، فصوص الحکم، فص عزیری، ص 308.
178) 2. به خدا قسم درب قلعه خیبر را با قدرت جسمانی قلع نکردم بله با نیروی ربانی آن را از جا کندم.
179) 3. سید جلال آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، ص 867.
180) 1. امام خمینی، تعلیقات علی فصوص الحکم و مصباح الانس، ص 40.
181) 1. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 291.
182) 1. محمد رضا قمشه ای، رساله الولایه، ص 5.
183) 2. همان، ذیل فیض شیثی فصوص الحکم، ص 5.
184) 1. پرینت حاشیه امام بر منظومه، ص 291.
185) 1. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، سیره رسول اکرم در قرآن، ص 185.
186) 1. هزار و یک نکته، نکته 3، ص 12 - 13.
187) 2. محمد بن حمزه فناری مصباح الانس، ص 47.
188) 3. امام خمینی، تعلیقات علی مصباح الانس و فصوص الحکم، ص 252.
189) 1. من لوح و قلم و عرش و کرسی و آسمان های هفت گانه و خلاصه نقطه تحت بای بسم الله هستم.
190) 2. امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 163.
191) 3. بحار الانوار، ج 26، ص 343، حدیث 16 و ص 345، حدیث 18.
192) 1. پرینت حاشیه امام بر اسفار، ص 49.
193) 2. حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، نکته 479، ص 241.
194) 1. به نقل از: حسن زاده آملی، نصوص الحکم بر فصوص الحکم فارابی، ص 308، فص 51.
195) 1. امام خمینی، دیوان امام، ص 185، غزل 147.
196) 1. تو نبودی که انداختی، آن زمان که آن مشت خاک پاشیدی، بلکه خدا بود که انداخت.
197) 1. این نظام هستی امروز از آن کیست؟ از آن خدای واحد قهار است. غافر 40 آیه 16
198) 2. میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، به نقل از: حسن زاده آملی، رساله انه الحق، ضمیمه یازده رساله، ص 354 - 357.
199) 1. من هرگز چیزی از موجودات را ندیده ام مگر آن که خدا را با او و قبل از او و بعد از او دیده ام. مصباح الهدایه، ص 88 - 89.
200) 1. من با همه انبیا در باطن و با پیامبر اسلام در ظاهر همراه بوده ام. سید جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم ابن عربی، ص 668
201) 1. محمد رضا قمشه ای، رساله ای درباره ولایت، ذیل فص شیثی.
202) 2. پرینت حاشیه امام بر اسفار، ص 53.
203) 1. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 288.
204) 1. شیخ عبدالکریم جیلی، الانسان الکامل فی المعرفه الواخر و الاوایل، باب 60، ص 74.
205) 2. همان، ص 72، باب 60.
206) 3. به نقل از: حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 205.
207) 1. نهج البلاغه، خطبه 2.
208) 2. شرح دعای سحر، ص 160.
209) 1. امام خمینی، تبیان، دفتر 12، ص 206.
210) 2. همان، ص 221 - 223.
211) 1. امام خمینی، وصیت نامه الهی سیاسی، ص 25.
212) 1. خدای سبحان برای مردم در کتابش جلوه نموده، بدون آن که او را مردم ببینند.
213) 2. جوادی آملی، مقدمه بر وصیت نامه امام خمینی، ص 11.
214) 3. پرینت حاشیه امام بر منظومه سبزواری، ص 418.
215) 1. نهج البلاغه، خطبه 4.
216) 2. عبدالرزاق قاسانی، شرح فصوص الحکم، ص 43، فص شیثی.
217) 3. بحار الانوار، ج 5، ص 101 - 103؛ ج 18، ص 382 و ج 43، ص 12.
218) 1. امام خمینی، تبیان، دفتر 12، سیمای معصومین در اندیشه امام خمینی، ص 177.
219) 2. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 21.
220) 1. به نقل از: سید حیدر آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص 431.
221) 1. فیاض لاهیجی، شرح گلشن راز، ص 741.
222) 2. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 323 - 329.
223) 1. ابی جمهور احسائی، عوالی اللثالی، ج 4، ص 121.
224) 2. پرینت حاشیه امام بر اسفار، ص 94.
225) 3. حسن زاده آملی، تعلیقه بر منظومه حکیم سبزواری، ج 2، ص 48.
226) 1. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 313.
227) 1. همان، ص 316.
228) 2. بدون تردید، علی از من است و من از علی هستم.
229) یا ابابکر وزن من و علی در میدان عدل الهی برابر است.
230) 1. بر شهادت کلمه توحید و اقرار به نبوت شما و اعتراف به ولایت علی ابن ابی طالب. مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص 331
231) 2. و فرزندش را آیه عالمیان قرار دادم. انبیا 21 آیه 91
232) 3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، خطبه 2، ص 571.
233) 1. محمد فیاض لاهیجی، مفاتیح الاعجاز فی گلشن راز، ص 162.
234) 2. ملاصدرا، مظاهر الهیه، در حاشیه مبدا و معاد، ملاصدرا چاپ شده است.
235) 1. حسن زاده آملی، فص عصمتیه فی کلمه فاطمیه، ضمن ممد المهم فی شرح فصوص الحکم، ص 647 - 648.
236) 2. امام خمینی، تبیان، دفتر 12، ص 178.
237) 1. همان، ص 179.
238) 1. جوادی آملی، سیره رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم در قرآن، ص 33.