فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

ب سفر از حق به سوی حق به حق

وقتی سفر اول به نهایت رسید، سالک شروع به سفر دوم می کند، و آن سفر از حق به سوی حق به حق است. مقصود از به حق این است که سالک در سفر اول ولی شده و و جودش وجود حقانی می شود، لذا در سفر اول قید به حق وجود نداشت و تنها سفر من الخلق الی الحق بود، لکن چون در سفر اول وجود حقانی کسب کرده، در سفرهای سه گانه بعدی مقید به قید حق شده است. در این سفر، سلوک از موقف ذات به سوی کمالات واجبیه، یکی پس از دیگری شروع می شود تا این که جمیع آن کمالات را مشاهده کند و همه اسما را بداند، جز اسمای مستاثره در نزد حق سبحانه را که علم آن مخصوص ذات حق است. پس سالک در این مقام به ولایت تام نایل شده و ذات، صفات و افعال او در ذات، صفات و افعال حق فانی می شود، پس به حق می شنود و به حق می بیند و به حق راه می رود و به حق حرکت می کند.
باید توجه داشت که از مقامات هفت گانه سالک مقام نفس، قلب، عقل، روح، سر، خفی و مقام اخفی مقام سر، فنای ذات سالک در ذات باری، مقام خفی، فنای صفات و افعال اوست. به عبارت دیگر، سر فنا در ذات است که منتهای سفر اول و مبدا سفر دوم است. خفا نیز فنای در الوهیت است که مقام اسما و صفات است. لذا فرمود: لا اله الا الله وحده، وحده، وحده و اخفی فنا از آن دو فناست، پس دایره ولایت تمام شده، سفر ثانی به انتها می رسد، فنایش منقطع می شود و سفر سوم را شروع می کند.

ج سفر از حق به سوی خلق به حق

مقصود از کلمه بالحق همان است که در سفر دوم گفته شد. سالک در این سفر از این موقف که من الحق است در مراتب افعال، سلوک می کند، محوش زایل می شود و صحو تام برایش به دست می آید، به بقای الله باقی مانده و در عوالم جبروت، ملکوت و ناسوت سفر می کند، همه عوالم را به اعیان و حظی لوازمشان مشاهده می کند و برایش حظی از نبوت حاصل می شود. بنابراین، معارفی از ذات، صفات و افعال حق خبر می دهد که نبی نامیده می شود، احکام و شرایع را از نبی مطلق می گیرد و تابع وی می شود.
در این هنگام سفر سوم او پایان می پذیرد و سفر چهارم را شروع می کند.

د سفر از خلق به سوی خلق بالحق

سالک در این سفر، خلایق و آثار و لوازمشان را مشاهده می کند، منافع و مضارشان را در عاجل و آجل دنیا و آخرت، رجوعشان را الی الله و کیفیت رجوع و آن چه مانع و عاتق و داعیشان است، می داند. پس به نبوت تشریعی، نبی می شود و به آن چه سعادت و شقاوتشان بدان است خبر می دهد. در این مرحله همانند مراحل گذشته، همه امور بالحق است، چرا که وجودش حقانی است و التفاتش به خلق او را از توجه به حق باز نمی دارد.(194)
نکته در خور توجه آن است که هر گاه کسی از خود به سوی دوست سفر کند و بخواهد به کمال انسانی و الهی خویش بار یابد، باید از همه منازل بین راه به خوبی گذشته و تحمل دشواری های سفر را بر جان بخرد. بدیهی است که گذر از این مراحل و عبور از این منازل برای همه کس میسور نخواهد بود و چنان که در ضمن طرح دیدگاه امام خمینی روشن خواهد شد، رسیدن به مراحل نهایی این سفرها تنها برای سفیران الهی و اوصیای بر حق آنان میسور است، پس تنها گوهر پاک است که می توان قابل فیض شده و با گذر از کتل های صعب العبور به سفر منزل مقصد و کوی مقصد بار یابد. حضرت امام در غزل نغزی به دشواری سلوک اشاره کرده است:
باید از آفاق و انفس تا جان شوی - و آنگه از جان بگذری تا در خور جانان شوی
طره گیسوی او در کف نیاید رایگان - باید اندر این طریقت پای و سر چوگان شوی
کی توانی خواند در محراب ابرویش نماز - قرن ها باید در این اندیشه سرگردان شوی
در ره خال لبش لبریز باید جام درد - رنج را افزون کنی، نی در پی درمان شوی
در هوای چشم مستش در صف مستان شیر - پای کوبی دست افشانی و هم پیمان شوی
این ره عشق است و اندر نیستی حاصل شود - بایدت از شوق، پروانه شوی، بریان شوی (195)