فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

فصل چهارم: مقامات انسان کامل

قبل از هر چیز لازم است یاد آوری شود که از نظر نگارنده، چون فرقی اساسی میان بحث جایگاه انسان کامل در نظام هستی و مقامات او، وجود دارد، لذا لازم است در دو فصل عنوان شود. از باب مثال و تقریب مطلب به ذهن، تفاوت این بحث مانند تفاوت جایگاه اجتماعی آقای زید و مقامات علمی و معنوی اوست، بدین بیان که گاهی بحث درباره جایگاه او در نظام هستی و موقعیت اوست و گاهی از این منظر است که آقای زید از چه مقام و منزلتی برخوردار است. درباره انسان کامل نیز چنین است، چون مباحثی مانند بحث ولایت الهی، کمال استجلا و مانند آن مسائلی هستند که باید تحت عنوان مقامات انسان کامل طرح و تبیین شوند. بنابراین، پس از بیان جایگاه انسان کامل در نظام هستی لازم است درباره مقامات انسان کامل بحث شود و این بحث در آثار اهل معرفت، به خصوص در ره آورد عرفانی امام خمینی رحمه الله دارای موقعیت خاصی است. از این رو، تبیین مقامات انسان کامل و مراتب مربوط به آن در این نوشتار ضروری خواهد بود. لذا این مباحث تحت چند عنوان بازگو می شود:

1. مقامات انسان کامل و تفاوت آن با مرتبه عمائیه

از دیدگاه امام خمینی، انسان به یک اعتبار دارای سه مقام است: مقام ملک و دنیا، مقام برزخ و مقام عقل و آخرت. این سه مقام در انسان کامل عبارتند از:
مقام تعینات مظاهر، مقام مشیت مطلقه که برزخ البرازخ و به اعتباری مقام عماست و مقام احدیت اسما. آیه شریفه بسم الله اشاره به این سه مقام دارد که الله، مقام احدیت جمع، اسم، مقام برزخیت کبرا و تعینات رحمانی و رحیمی بیان گر مقام مشیت است.
به اعتباری، انسان دارای چهار مقام است: ملک، ملوک، جبروت و لاهوت و به اعتبار دیگر، مطابق حضرات خمس متداول در لسان عرفا دارای پنج مقام است: شهادت مطلقه، غیب مطلق، شهادت مضاف، غیب مضاف و مقام کون جامع. به اعتبار دیگر نیز دارای هفت مقام معروف به هفت شهر عشق و هفت اقلیم وجود درالاسنه عرفاست.
به اعتبار تفصیلی هم، دارای صد منزل و یا هزار منزل است. حضرت امام با عنایت به مقامات متعدد انسان، در فرازی از کلمات خود چنین تصریح می کند:
بدان که برای انسان مقامات و مدارجی است و به اعتباری او را دارای دو مقام دانند: یکی مقام دنیا و شهادت و دیگر مقام آخرت و غیب که یکی ظل رحمن و دیگر ظل رحیم است... چنان که جمع فرموده در آیه شریفه: بسم الله الرحمن الرحیم. و عرفا گویند: ظهر الوجود بسم الله الرحمن الرحیم. و این دو مقام در انسان کامل از ظهور مشیت مطلقه از مکامن غیب احدی تا مقبض هیولا یا مقبض ارض سابع که حجاب انسانیت است... می باشد. پس انسان کامل به حسب این دو مقام؛ یعنی مقام شهادت و ظهور به رحمانیت و مقام غیب و ظهور رحیمیت، تمام دایره وجود است؛ ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی(164).
درباره مقامات انسان کامل بیان های متفاوت و فراوانی در آثار عرفانی وجود دارد، از جمله جامی در این باره می گوید:
مرتبه انسان کامل عبارت است از جمع جمیع مراتب الهیه و کونیه از عقول، نفوس کلیه و جزئیه و مراتب طبیعت تا آخرین تنزلات وجود [می باشد] و این مرتبه را مرتبه عمائیه نیز گویند از برای مشابهت این مرتبه به مرتبه الهیه. و فرق میان این دو، به ربوبیت و مربوبیت است و لهذا سزاوار خلافت حق و مظهر و مطهر اسما و صفات جناب مطلق او است.(165)
چنان که ملاحظه شد عارف جامی همانند بسیاری دیگر از بزرگان اهل معرفت، تفاوتی بین مرتبه انسان کامل و حضرت عمائیه قائل نیست و حضرت استاد علامه حسن زاده آملی - روحی له الفداء - مرتبه عمائیه را تعبیر دیگری از مرتبه انسان کامل می داند.(166)
پس از دیدگاه این عده از اهل معرفت، حضرت عمائیه همان مقام واحدیت است که منشا اسما، صفات و حقیقت انسان کامل است. اما از نظر امام خمینی حقیقت انسان کامل با مرتبه عمائیه متفاوت است، ایشان در تعلیقه خود بر مصباح الانس با نقد نظریه ابن فناری چنین گفته است:
از نظر من، حقیقت محمدی صورت اسم الله [است ] که جامع احدیت همه اسماست، همان طوری که جامع احدیت جمیع اعیان است، اما عماء عبارت است از وجهه غیبی قدسی اسم شریف الله که منزه از هر گونه کثرت و تفصیل است.(167)
حضرت امام در این باره همانند بسیاری دیگر از حقایق عرفانی نظریه خاص خود را دارد که این، حکایت از استقلال وی در مسائل عمیق عرفانی دارد.
ایشان در تعلیقه مصباح الانس با نقد دیدگاه عارف فناری، درباره جامعیت انسان کامل، نکاتی را طرح کرده که از نوآوری های عرفانی خاص خود اوست، عارف فناری معتقد بود که در انسان کامل همه کمالات الهی غیر از آن چه به حضرت حق سبحانه اختصاص دارد، مانند وجوب وجود و ازلیت و احاطه وجودی ظاهر می شود.(168)
اما امام خمینی با نقد این نظریه و با جرئت و جسارت علمی حقایق شگفتی را درباره انسان کامل بیان کرده اند:
از نظر من، وجوب وجود و ازلیت و احاطه وجودی، همه برای انسان کامل نیز ثابت است و تفاوت بین آن چه برای او ثابت است و بیت آن چه برای خداوند سبحان تحقق دارد، در مقام احدیت ذاتی همان تفاوتی است که بین ظاهر و مظهر و غیب و شهادت و جمع و تفصیل می باشد. پس همه اسما به شمول اسمای ذاتی در مظهر اتم، یعنی انسان کامل ظاهر می شود.
تنها اسم مستاثر که در حقیقت از جمله اسما نیست، ظهور و مظهر ندارد، اما سایر اسمای ذاتی، حتی هویت صرف و غیب احدی ظهور دارد و کریمه: ما من دابه هو الا آخذ بناصیتها از آن حکایت می کند.(169)
گر چه حضرت امام در این باره بیان برای اسمای مستاثر مظهر و ظهور قائل نشده، ولی در مقدمه وصیت نامه الهی - سیاسی خود، حتی برای اسمای مستاثر نیز مظهر و ظهور قائل شده و انسان کامل را مظهر آن دانسته و چنین گفته است:
پاک پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست که مظاهر جمال و جلال و گنجینه های اسرار کتاب تو هستند، آن کتابی که احدیت به تمامی اسما و صفات تو حتی اسمای مستاثرت که جز تو از آن خبر ندارد، در آن تجلی کرده است.(170)
تعبیر عماء همانند بسیاری از اصطلاحات عرفانی ریشه در متون دینی دارد، چنان که از پیامبر اسلام سوال شد: پروردگار عالم قبل از خلقت هستی در کجا بوده است؟
حضرت در پاسخ فرمود: خداوند قبل از خلقت عالم در مرتبه عماء بوده است. اما درباره حقیقت عماء و مرتبه آن بین صاحب نظران اختلاف است که حقیقت آن چیست و به کدام مرتبه از مراتب هستی عماء اطلاق می شود.
امام خمینی با اشاره به حدیث یاد شده نظریات مختلف درباره آن را چنین بیان کرده است:
بین اهل معرفت درباره حقیقت عمائیه که در حدیث نبوی آمده اختلاف نظر وجود دارد. بعضی گفته اند: عماء عبارت است از مقام واحدیت، زیرا عماء به معنای ابر نازک و رقیقی است که بین آسمان و زمین قرار دارد و مقام واحدیت نیز برزخ بین آسمان احدیت و اراضی خلقیه است.
بعضی دیگر بر آنند که عماء عبارت است از فیض منسطی که برزخ البرازخ فاضل بین آسمان واحدیت و زمین تعینات خلقیه می باشد. این احتمال به لحاظ بعضی جهات و اعتبارات مناسب تر است. و اگر مسئله خلقت را تعمیم دهیم، امکان دارد که عباء اشاره به مقام فیض اقدس باشد، به گونه ای که شامل تعینات اسمایی شود.
چه این که امکان دارد عماء اشاره به اسم اعظم باشد، از آن حیث که برزخ بین احدیت غیب و اعیان ثابته در حضرت علمیه است.
احتمال دیگر آن که عماء اشاره به مقام ذات حق باشد و مقصود از بودن ذات در عماء آن باشد که ذات در حجاب اسمای ذاتی قرار دارد. احتمال دیگر این که عماء اشاره به احدیت ذات باشد، از این جهت که ذات در حجاب فیض اقدس است؛ یا از آن جهت که در حجاب اسما در حضرت واحدیت است؛ یا از آن جهت که در حجاب اعیان یا فیض مقدس است، به اعتبار احتجاب او به تعینات خلقیه.(171)
در توضیح کلام امام بیان این دو نکته لازم است:
الف فیض اقدس عبارت است از حصول اعیان ثابته و استعدادهای اصلی آن ها که در علم باری تعالی است و مراد از فیض مقدس حصول آن اعیان در خارج با تمام لوازم و توابع آن هاست. فیض اقدس را از آن جهت اقدس گفته اند که اقدس است از این که مغایر با مفیض باشد، چنان که فیض مقدس مغایر است، ولی مغایرتی که در حد شان الهی است، به لحاظ این که قدر، صورت و خلق است.(172)
ب اعیان ثابته در اصطلاح عارف همان ماهیات به تعبیر حکیم است که صور علمیه اشیا در ذات واجب تعالی به وجود احدی است. بدین بیان، آن چه از فیض ازلی عاید هر موجودی شده، نور اقدس وجود است و آن نور اقدس اگر به لحاظ حدود ملحوظ شود، اسمای اعیان بر آن ها نهاده می شود و کثرت پدید می آید و به این حدود که همان تعینات آن هاست از یک دیگر به ظاهر متمیز می شوند و اختلاف در خواص پیدا می شود که این بنفشه است و آن گل گاوزبان که این حدود را در لسان عرفا اعیان ثابته گویند. پس هر موجودی را عین ثابت خاصی است که آن عین ثابت منشا پیدایش آثار وجودی او و محل قابل گرفتن فیوضات باری تعالی است.(173)

2. تجلی ولایت الهی در انسان کامل

یکی از مقامات انسان کامل آن است که او مظهر ولایت الهی است.
امیرمومنان در مقام و منزلت اهل بیت علیه السلام فرموده است: و لهم خصایص حق الولایه(174) و حکیم سبزواری درباره آن گفته است: ولی از اسمای خدا است و همیشه مظهر می خواهد، پس انقطاع ولایت جایز نیست و اولیای خدا همیشه در عالم هستند.(175) برای تبیین این ویژگی اشاره به دو مطلب لازم است: