فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

دیدگاه امام خمینی درباره ضرورت انسان کامل

اما حکیم ژرف نگر و عارف بلند همت، حضرت امام خمینی رحمه الله درباره ضرورت وجود انسان کامل، گذشته از دیدگاه کلامی و فلسفی که دارد، از مشهد عرفان نیز شهد شیرینی ارائه کرده که فرازهایی از کلام عمیق او را نقل خواهیم کرد. امام در این باره می فرماید:
عین ثابت انسان کامل در مقام ظهور به مرتبه جامع و در اظهار صور اسمایی در نقشه علمی، خلیفه اعظم الهی است، زیرا از آن جایی که اسم اعظم، جامع جلال و جمال و ظهور و بطون می باشد، امکان ندارد که با مقام جمعی خود، در هیچ مظهری تجلی نماید زیرا او بزرگ است [و] در آینه ای کوچک ننماید. بنابراین، باید مظهر و آینه ای وجود داشته باشد که بتواند جلوه گاه روح او گردیده، و انوار قدسی حق در آن آینه منعکس شود تا زمینه ظهور عالم قضای الهی فراهم گردد و اگر عین ثابت انسان کامل نباشد، هرگز هیچ عینی از اعیان ثابته ظاهر نمی گردد و اگر ظهور اعیان ثابته نباشد، هیچ یک از موجودات عینی و خارجی ظاهر نشده و فیض وجود را نمی توان دریافت کرد. بنابراین، با عین ثابت انسان کامل است که اول به آخر متصل شده و آخر به اول مرتبط می گردد و همین عین ثابت انسان کامل است که با همه موجودات معیت قیومی دارد.(74)
هم چنین حضرت امام در کتاب شریف چهل حدیث با تفصیل بیش تری در این باره می گوید:
بدان که ارباب معرفت و اصحاب قلوب فرمایند از برای هر یک از اسمای الهیه در حضرت واحدیت صورتی است تابع تجلی به فیض اقدس در حضرت علمیه، به واسطه حب ذاتی و طلب وعنده مفاتح الغیب التی لا یعلمها الا هو(75). و آن صورت را عین ثابت در اصطلاح اهل الله گویند. و به این تجلی به فیض اقدس اولا، تعینات اسمائیه حاصل آید؛ و به نفس همین تعین اسمی صور اسمایی، که اعیان ثابته است، محقق گردد. و اول اسمی که به تجلی احدیت و فیض اقدس در حضرت علمیه واحدیت ظهور یابد و مرآت آن تجلی گردد، اسم اعظم جامع الهی و مقام مسمای الله است که در وجهه غیبیه عین تجلی به فیض اقدس است و در تجلی ظهوری کمال جلا و استجلا عین مقام جمع واحدیت به اعتباری، و کثرت اسمائیه به اعتباری است. و تعین اسم جامع و صورت آن عبارت از عین ثابت انسان کامل و حقیقت محمدیه است: چنان چه مظهر تجلی عینی فیض اقدس، فیض مقدس است و مظهر تجلی مقام واحدیت مقام الوهیت است و مظهر تجلی عین ثابت انسان کامل، روح اعظم است و سایر موجودات اسمائیه و علمیه و عینیه مظاهر کلیه و جزئیه این حقایق و رقایق است، از این جا معلوم می شود که انسان کامل مظهر اسم جامع و مرآت تجلی اسم اعظم است... . و بالجمله، انسان کامل که آدم ابوالبشر یکی از مصادیق آن است بزرگ ترین آیات و مظاهر اسما و صفات حق و مثل و آیت حق تعالی است. و خدای سبحان از مثل، یعنی شبیه، منزه و مبراست، ولی ذات مقدس را تنزیه از مثل به معنای آیت و علامت نباید نمود و له المثل الاعلی(76) همه ذرات کائنات آیات و مرآت تجلیات آن جمال جمیل هستند، منتها آن که هر یک به اندازه وعای وجودی خود، ولی هیچ یک آیت اسم اعظم جامع، یعنی الله نیستند، جز حضرت کون جامع و مقام مقدس برزخیت کبری. پس خداوند انسان کامل را به صورت جامع آفریده و او را آینه اسما و صفات خویش قرار داده است.(77)
همان گونه که در کلام حضرت امام ملاحظه شد، وجود انسان کامل قبل از هر چیز دیگر، برای نشان دادن اسما و صفات الهی ضروری است و تنها اوست که می تواند مظهر اسم اعظم الهی واقع شود، زیرا در هویت واحده که متصف به وحدت حقیقی است، احکام وحدت به طور کامل بر احکام کثرت غالب است، بلکه بر اساس قهاریت احدی، احکام کثرت به صورت کلی محو و فانی در وحدت قاهره است.
بنابراین، هنگامی که آن هویت واحده اراده کرده که ذات او در مظهر کاملی ظاهر شود که تمام مظاهر نوری و مجالی ظلی را داشته و همه حقایق آشکار و نهان را شامل باشد، چون این که همه دقایق باطنی و ظاهری او را همراهی کند، این حقیقت تنها در مظهر تام و کون جامع، یعنی انسان کامل تحقق پیدا می کند، زیرا تنها اوست که می تواند بین مظهریت ذاتی مطلقه اسما، صفات و افعال جمع کند، چون نشئه او از جمعیت و اعتدال کمالات گسترده برخوردار است. چه این که تنها انسان کامل است که می تواند میان حقایق وجودی و وجوبی و نسبت های اسمای الهی از یک سو و حقایق امکانی و صفات خلقی از سوی دیگر جمع کند.
بنابراین، انسان کامل جامع بین مرتبه جمع و تفصیل بوده و محیط بر همه اموری است که در سلسله نظام هستی تحقق دارد. پس هویت احدی خداوند سبحان در چنین مظهری تجلی نموده و ذات خویش را در آن مشاهده کرده است. این نکته از اسرار عمیق و حقایق بلندی است که درباره ضرورت انسان کامل در نظام هستی مطرح است.
ممکن است در این موضوع این پرسش مطرح شود که بر اساس اصل عرفانی کل شی ء، فی کل شی ء؛ هر موجودی می تواند جامع همه مراتب کمالات بوده باشد. این جامعیت مختص به انسان کامل نخواهد بود و حق سبحانه می تواند همه چیز را در همه چیز مشاهده کند، که در این صورت، بعضی از وجوه که برای ضرورت وجود انسان کامل در نظام هستی، عنوان شد، نقض می شود؟
پاسخ اهل معرفت آن است که قاعده کل شی ء، فی کل شی ء به اعتبار سرایت تعین اول در همه موجودات است بدون تردید، تعین اول به اجمال جامع همه کمالات بالقوه است، پس او در هیچ مظهری به طور تفصیل ظاهر نمی شود، مگر این که خصوصیت آن مظهر مقتضی آن باشد و چون انسان کامل احدیت جمعی همه مظاهر را داراست، تمام کمالات در او بالفعل و به صورت تفصیل ظاهر می شود گر چه این ظهور به طور تدریج باشد. پس انسان کامل تنها موجودی است که می تواند جامع بین کمالات اجمالی در تعین اول و تفصیلی در مظاهر متفرقه کونی شود و تنها اوست که علت غایی و هدف نهایی ایجاد است.(78)
بنابر آن چه گذشت، از یک طرف، ضرورت وجود انسان کامل به ضرورت تحقق علت غایی و هدف نهایی از آفرینش هستی بر می گردد، هم چنان که عارف بزرگ ابن عربی، در نقش الفصوص می گوید:
چون انسان کامل کتاب مختصر و منتخب از ام الکتاب که عبارت از حضرت احدی جمعی الهی است، خداوند او را عین مقصود و غایت مطلوب از ایجاد عالم و بقای آن قرار داد. هم چنان که هدف اصلی از خلقت جسد انسانی و تعدیل مزاج طبیعی تحقق وجود نفس ناطقه می باشد.(79)
از طرف دیگر، ضرورت وجود انسان کامل، مربوط به این حقیقت می شود که در عالم تنها اوست که می تواند جلوه گاه هویت احدی بوده و به گفته امام خمینی، خلیفه اعظم و واسطه فیض به عالم و آدم باشد.
از جانب سوم، حفظ نظام هستی در سایه وجود انسان کامل تحقق می یابد، که در این زمینه حقایق مبسوطی قبلا گذشت و این حقیقت در روایات بسیاری نیز تایید شده که اگر لحظه ای انسان کامل که حجت خداوند در زمین است، نباشد، زمین متلاشی شده و مانند امواج دریا به تلاطم در می آید، در اصول کافی از امام صادق علیه السلام نقل شده که: لو بقیت الارض بغیر امام لساخت. حکیم صدر المتالهین در ذیل این حدیث نورانی می گوید: مراد حضرت آن است که چون عالم با تمام آن چه در آن است برای انسان کامل خلق شده، اگر فرض شود که بدون او باشد، از درجه هستی ساقط می گردد.(80)
هم چنین حضرت امیر مومنان در کلامی نورانی می فرماید:
اللهم بلی، لا تخلوا الارض من قائم لله بحجه، اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته.(81)
در این دو حدیث نورانی، گر چه تنها مسئله زمین عنوان شده، این از آن جهت است که زمین مورد توجه اثر مردم و یا مربوط به تناسب خطاب و مخاطب است، وگرنه این حکم در تمام نظام آفرینش سریان دارد.
با بیان این حقایق، ممکن است این سوال مطرح شود که قبل از تحقق و تعین صورت انسان کامل در عالم، افلاک و موجودات در عالم امکان وجود داشته اند، پس با نبودن چنین صورتی از انسان در عالم، هیچ گونه نقص و خلل در جهان آفرینش و گردش افلاک پدید نخواهد آمد.
در پاسخ این پرسش، عرفا گفته اند: از آن جا که هدف از ایجاد عالم، تجلی و ظهور حق سبحانه در آینه کامل و اتم بوده، پس انسان کامل، گر چه در ظاهر حسی تحقق نداشته، از حیث حقیقت و واقع تحقق داشته است، زیرا تنها مظهر کاملی که بتواند جلوه گاه تمام اسما و صفات حق باشد، وجود انسان کامل است، چرا که هر کدام از موجودات آسمانی و عنصر دیگری را که در نظر بگیرید، تنها می تواند مظهر بعضی از اسما و صفات حق شوند.
بنابراین، گر چه به سبب حکمت و مصلحت الهی، ایجاد عالم بر تعین صورت عنصری انسان تقدم دارد، لیکن قبله آن توجه ایجادی و هدف خلقت به این صورت انسانی است، زیرا مقصود آفرینش وجود او بوده است. بنابراین، ایجاد و حفظ اجزای عالم، پیش از تعین صورت انسان، به کیونیت معنوی و حکمی او بوده است که بعد از تعین حسی انسان، متصدی حفظ و مایه دوام نظام آفرینش به صورت ظاهر نیز می گردد. پس عالم بدون وجود انسان کامل مانند جسد بدون روح است، و بدیهی است که اطلاق انسان بر جسد بدون روح مجازی خواهد بود.(82)

فصل سوم: جایگاه انسان کامل در نظام هستی

یکی از مسایل مهم که در عرفان اسلامی کاملا مورد توجه بوده و امام خمینی نیز درباره آن حقایق بلندی از خود به یادگار گذاشته است، جریان جایگاه انسان کامل در نظام هستی است، لذا بعد از بیان ضرورت وجود انسان کامل در نظام هستی و تبیین دیدگاه اهل معرفت درباره آن، ضرورت دارد از موقعیت او در نظام هستی نیز بحث شود، چرا که انسان کامل به لحاظ برخورداری از جامعیت و گستردگی وجودی، نسخه جامع و کامل تمام نظام هستی است، به گونه ای که شناخت او موجب شناخت عالم و آدم خواهد شد.
یکی از عرفا در این باره گفته است:
انسان کامل نسخه مختصر از همه عوالم در نظام هستی است و اگر کسی بتواند او را به خوبی بشناسد، همه جهان آفرینش را شناخته است و اگر از معرفت و شناخت او بهره ای حاصل ننماید از شناخت همه عوالم هستی محروم خواهد بود.(83)
با توجه به مطالب یاد شده شناخت و آگاهی از موقعیت و جایگاه انسان کامل در عالم، اهمیت خاصی دارد و کلید خزاین و معارف فراوانی است که به بعضی از مباحث آن در ضمن چند نکته می پردازیم:

1. انسان کامل محل مشیة الله

اولین مطلب درباره آن این است که انسان کامل در عالم هستی محل مشیة الله است. قبل از این که به کلام بزرگان اهل معرفت، به خصوص امام خمینی در این باره بپردازیم، لازم است اشاره کنیم که قرآن کریم درباره مشیت خدای سبحان می فرماید: و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیره(84). پیام آیه مبارکه در باب مشیت الهی آن است که چون هیچ قدرت قاهره ای فوق او نیست تا او را انجام کار و تصرف مطلق در عالم هستی باز دارد، پس خداوند متعال در دو بعد تشریع و تکوین برابر مشیت خود عمل می کند. از دیدگاه اهل معرفت، انسان کامل می تواند مظهر این مقام الهی و محل مشیة الله شود. یکی از بزرگان در این باره می گوید:
انسان کامل دارای مشیة الله است، و اصلا مقام او مقام مشیة الله و او محل مشیة الله است و آیه کریمه یخلق ما یشاء و یختار و دیگر آیات مشابه آن که در رابطه با مشیت آمده، همه بر او صادق است، و این مظهر مشیت و اختیار الهی، صاحب ولایت کلیه است که برخوردار از رقایق صفات حق تعالی بوده و محل ظهور و تجلی جمیع اوصاف کمالیه الهی است، پس وجود انسان کامل ظرف همه حقایق و خزاین الهی است و این اسما، اعیان حقایق نوریه دار هستی است، نه اسمای لفظی، لاجرم این مقام دارای ولایت تکوینی است که می تواند با اذن و مشیت الهی در کائنات تصرف کند، بلکه خود را در خارج از بدن خود ایجاد نماید و موجودات خارجی به منزله اعضای انسان کامل و او به مثابه جان آن هاست، لذا معجزات و کرامات و هرگونه خارق عادت انسان های کامل از این است.(85)
آن گونه که در این بیان بلند و عرشی ملاحظه شد، انسان کامل که محل مشیة الله است، جان جهان بوده و کل جهان بدن او به حساب می آید، پس نقش و جایگاه انسان کامل در عالم، نقش و جایگاه روح در بدن است، لذا می تواند هر نوع تصرفی را با اذن الهی در آن داشته باشد. در این باره بحث های فراوانی در ره آورد عرفانی - شهودی اهل معنا وجود دارد که نمونه ای از آن نقل می شود: چون انسان کامل به منزله روح عالم و عالم جسد او اوست، و آن طور که روح جسد را تدبیر کرده و به وسیله قوای روحانی و جسمانی که در اختیار دارد می تواند هر گونه تصرفی در آن داشته باشد، انسان کامل نیز عالم را تدبیر کرده و می تواند در آن به واسطه اسمای الهی - که در وجود او به امانت گذشته شده - در عالم تصرف کند، زیرا تمام حقایق نهفته در انسان کامل، برزخی است بین جهت احدیت جمعی و حقیقت بحر وجوب و بین حقیقت مظهریت که برای او حقایق بحر امکان است که عرشی آن حقیقت وجوبی است.
بنابراین، حق در آینه انسان کامل که خلیفه اوست، تجلی کرده و عکس انوار تجلیات از آینه دل او بر عالم فایض می شود و با رسیدن آن فیض باقی می ماند. تا انسان کامل در عالم باقی است، از تجلیات ذاتی حق و رحمت رحمانی حق و رحیمی حق سبحانه استمداد می کند و عالم با این استمداد و فیضان تجلیات محفوظ می ماند. پس هیچ معنایی از معانی از باطن به ظاهر بیرون نمی آید، مگر به حکم انسان کامل، چه این که هیچ چیزی از ظاهر به باطن نمی آید، مگر به دستور او.(86)
جایگاه و نقش انسان کامل در عالم هستی که در بیان عرفا مطرح شده، حقیقی است که در کلمات ائمه معصومین علیه السلام نیز، بدان اشاره شده است؛ امیر مومنان علی علیه السلام در کلامی نورانی که بیان گر بسیاری از این حقایق است فرموده است:
نحن صنایع الله و الناس بعد صنایع لنا.(87)
این بیان نورانی امام علیه السلام همان حقیقتی را درباره انسان کامل مطرح می کند که عرفا از آن به محل مشیة الله و امثال آن تعبیر کرده اند. ابن ابی الحدید معتزلی - شارح بزرگ نهج البلاغه - در ذیل این کلام حضرت می گوید: این سخن بسیار با عظمت است و بر همه کلمات برتری دارد و معنای آن فوق همه معانی است و دو مفهوم دارد: یکی این که امام می فرماید که بین ما و خداوند واسطه ای وجود ندارد و ما واسطه بین حق و خلق هستیم. مفهوم دیگر آن مربوط به ملکوت این کلام است؛ یعنی:
انهم عبید الله و ان الناس عبیدهم.(88)
حضرت امام خمینی درباره مشیت الهی، با دید عمیق و بیان جامع وارد بحث شده و جریان مشیت خداوند را بر مشرب عرفان، آن طور که شایسته آن است، مطرح کرده، به طوری که در کم تر جایی می توان یافت که این حقیقت، یعنی نقش مشیت را در تبیین توحید الهی با صلابت و سوز و گداز، مطرح کرده باشد. این مسئله از جلوه شدید و عمیق توحید در اسرار وجود اندیشه او حکایت می کند.
امام بزرگوار در بخش آغازین شرح دعای نورانی سحر درباره مقام مشیت می گوید: تدلی که در آیه مبارکه دنی فتدلی آمده، همان فقر مطلق است که به آن مشیت گفته می شود و از آن به فیض مقدس، رحمت واسعه، اسم اعظم و ولایت مطلقه محمدی و یا مقام علوی تعبیر می شود و این همان لوایی است که آدم و تمام آنان که بعد از آن آمده اند، همه زیر آن قرار دارند که حضرت پیامبر از آن چنین خبر داده است: کنت نبیا و آدم الماء و الطین(89).
سپس در ذیل فراز سراسر نور: اللهم انی اسئلک من مشیتک بامضاها و کل مشیتک ماضیه(90) این بحث را مطرح می کند که همه موجودات، مظاهر حق سبحانه و تعین مشیت او هستند، و سپس می گوید: تمام سلسله وجود از عوالم غیب و شهود همه از تعینات مشیت و مظاهر آن هستند و بر اساس طریقه اهل معرفت مشیت اولین صادر به حساب می آیند که سایر مراتب وجود همه با مشیت ایجاد شده اند. همان طور که در اصول کافی از حضرت امام صادق علیه السلام چنین رسیده که فرمود:
خلق الله المشیه بنفسها ثم خلق الاشیاء بالمشیه(91).
از دقت در مضمون این حدیث شریف و حقایقی که اصحاب سر و راهیان طریقت و حقیقت بیان داشته اند، استفاده می شود که در تمام مراتب هستی چیزی غیر از مشیت مطلقه الهی موجود نیست و همین مشیت است که دارای وحدت حقه ظلی است که جلوه وحدت حقه حقیقی حق سبحانه است. کاغذی که بر آن می نویسیم، قلمی که با آن می نگاریم، عضلات و تمام قوایی که در آن ها به امانت گذاشته شده و نیز اراده ای که از شوق پدید آمده و قائم به جان ماست، همه و همه از شئون مشیت الهی و ظهورات آن هستند و تعینات همه اعتباری و خیالی می باشد. همان طور که شیخ اکبر محی الدین عربی گفته است: عالم خیال اندر خیال است و ظهوری غیر از ظهور مشیت الهی در کار نیست.
امام بزرگوار بعد از این بیان عمیق، درباره اتحاد حقیقت مشیت الهی با حقیقت محمدی علیه السلام گفته است:
بعد از آن که نفوذ مشیت الهی و بسط و احاطه آن معلوم شد، درک این حقیقت برای شما آسان خواهد شد که خداوند همه اشیا را با مشیت آفریده و فعل او همان مشیت اوست، حتی وجود با مشیت ظاهر شده و این مشیت همان اسم اعظم است، چنان که عارف عربی می گوید: وجود با بسم الله الرحمن الرحیم ظاهر شده است و مشیت همان ریسمان محکم است که بین آسمان الهی و زمین آفرینش کشیده شده است و کسی که به مقامی رسیده و افق او با افق مشیت یکی شده و آغاز و انجام جهان آفرینش به اوست، همانا حقیقت محمدی و علوی صلواه الله علیهما است که خلیفه الهی بر اعیان ماهیات و مقام واحدیت مطلقه هستند.(92)
حضرت امام در کتاب شریف چهل حدیث نیز درباره مسئله مشیت الهی سخنانی نغز دارد و گفته است:
بدان که از برای مشیت حق تعالی جلت عظمته، بلکه از برای سایر اسما و صفات دو مقام است:
...، مقام مشیت فعلیه مطلقه احاطه قیومیه دارد به جمیع موجودات ملکیه و ملکوتیه و جمیع موجودات به وجهی تعینات آن هستند و به وجهی مظاهر آن می باشند و به حسب این مقام از مشیت فعلیه و مظهریت و فنای مشیت عباد در آن، بلکه مظهریت و مرآتیت خود عباد و جمیع شئون آن ها از آن، در این حدیث شریف فرموده است: ای پسر آدم، به مشیت من تو آن کسی هستی که مشیت می کنی، ذات تو و کمالات ذات تو به عین مشیت من است، بلکه تو خود و کمالاتت از مظاهر و تعینات مشیت منی... .(93)
بر اهل تحقیق پوشیده نیست که آن چه به سخنان امام خمینی برجستگی خاصی داده، اولا، تبیین مشیت الهی بر اساس دیدگاه عرفانی آن بزرگ مرد الهی است و ثانیا، تشریح هم افقی حقیقت انسان کامل حقیقت محمدی و علوی با مشیت الهی است. چیزی که در کمتر جایی از آثار عرفانی بدان اشاره شده است، به خصوص بر مبنای عرفان ناب شیعی. که مستقیما از روایات اهل بیت علیه السلام الهام می گیرد، این مطلب نوعی نوآوری عرفانی آن عارف وارسته به حساب می آید.