فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

2. عارف جیلی و انسان کامل

شیخ عبدالکریم جیلی درباره مفهوم و حقیقت انسان کامل می گوید:
افراد انسان هر کدام نسخه کامل برای دیگری است، و لکن بعضی استعداد و قوه کمالات اشیا را دارند بالقوه دارای این کمالات هستند و عده دیگر کمالات در آن ها فعلیت پیدا کرده و بالفعل دارای آن کمالات هستند. این دسته دوم همانا انبیا و اولیای کامل هستند که در کمالات خود متفاوتند؛ عده ای کامل و گروهی دیگر اکمل اند، اما آن حد نهایی از کمال که برای حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم تعین پیدا کرده، برای هیچ کس دیگر از افراد انسان تحقق نیافت، پس آن حضرت انسان کامل است و انبیا و اولیا و افراد کامل دیگر از باب الحاق کامل به اکمل به او ملحق و از باب انتساب فاضل به افضل، به آن حضرت منسوب هستند، اما در نوشته های من هر گاه لفظ انسان کامل به طور مطلق آورده می شود، مراد حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم است، زیرا برای انسان کامل اوصاف و کمالاتی ذکر می شود که نسبت دادن آن ها به غیر پیامبر اسلام جایز نیست.(36)
وی در جایی دیگر درباره انسان کامل می گوید:
انسان کامل قطبی است که فلک دایره وجود از اول تا به آخر بر گرد او می چرخد، و انسان کامل همیشه و در همه اعصار یکی بیش نیست.(37)
همان طور که ملاحظه شد، عارف جیلی دو تعریف از انسان کامل ارائه کرد:
یکی از طریق مصداق که در آن وجود مقدس پیامبر اسلام به عنوان مصداق بارز انسان کامل مطرح شده است. بر این اساس، شناخت انسان کامل از راه شناخت مصداق بارز آن میسر است. از یکی از همسران آن حضرت درباره اخلاق و صفات وی پرسیدند، در جواب گفت: کان خلقه القرآن(38). یکی از عرفا از زبان انسان کامل، در این باره چنین سروده است:
انا القرآن و السبع المثانی - و روح الروح، لاروح، لاروح الاوانی
فوادی عند مشهودی مقیم - یشاهده، و عندکم لسانی (39)
مضمون این دو بیت آن است که انسان کامل همان قرآن و سوره حمد است که عصاره قرآن است، چه این که انسان کامل جان جانان است نه روح بدن ها و قلب او در پیشگاه مشهود و معبودش مسکن گزیده، او را مشاهده می کند و تنها زبان او در میان جمع حاضر است و سخن می گوید.
امیر مومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه در بیان منزلت و حقیقت ائمه معصومین علیه السلام که مصادیق کامل انسان کاملند، فرمود: فیهم کرایم القرآن، و هم کنوز الرحمن(40). و نیز بیان داشت: و هم اذمه الحق و اعلام الدین فانزلوهم باحسن منازل قرآن(41).
از این کلمات نورانی می توان چنین نتیجه گرفت که قرآن کریم صورت کتبیه انسان کامل است، و اگر کسی بخواهد اوصاف انسان کامل را بشناسد باید در قرآن بیش تر و بهتر دقت و تدبر کند. حکیم بزرگ صدر المتالهین شیرازی در این باره می گوید:
بدون تردید، نسخه قرآن کریم شارح کمالات انسانی است و مقامات این خلیفه ربانی را که در حقیقت جمعی محمدی ظاهر گردیده، بیان می کند.(42)
بیان دیگر عارف جیلی درباره انسان کامل، مربوط به تبیین اوصاف وجودی و تاثیر او در نظام هستی است که در این باره حقایق و معارف بسیاری وجود دارد که در ادامه به طور مبسوط تبیین خواهد شد.

3. انسان کامل از منظر امام خمینی

گرچه دیدگاه عمیق امام خمینی، در ادامه به طور مبسوط خواهد آمد، اما در این بخش که مربوط به تعریف مفهومی و بیان اجمالی سیمای انسان کامل است، فراز کوتاهی از کلام آن عارف بزرگ نقل می شود. امام می فرماید: انسان کامل هم چنان که آینه حق نماست و خدای سبحان، ذات خود را در آن مشاهده می کند؛ آینه شهود تمام عالم هستی نیز می باشد(43).
از این رو روشن می شود که از دیدگاه امام خمینی، انسان کامل مانند آینه ای است که دو چهره داشته باشد: در یک چهره آن اسما و صفات الهی ظهور و تجلی می کند و حق سبحانه خود را در آینه حق نمای او شهود می نماید و در چهره دیگر آن، عالم هستی را با تمام اوصاف و کمالات وجودی نشان می دهد. بدین لحاظ حضرت امام با نقد سخنان قیصری در تبیین کلام ابن عربی گفته است:
هدف شیخ عربی آن است که چون نشئه انسانی از گستردگی و عمومیت برخوردار است، لذا تمام شئون اسمایی و اعیانی را شامل گردیده و همه خلایق الهی و موجودات هستی را تحت سیطره دارد، پس می تواند که آینه شهود همه حقایق عالم بوده و برای حق سبحانه جهت شهود موجودات هستی به منزله مردمک چشم برای انسان باشد.(44)
در خصوص جامعیت انسان کامل و مظهریت او برای آن چه در عالم هستی تحقق دارد، هم چنین درباره آینه حق بودن انسان کامل، بزرگان اهل معرفت کلمات بسیار مفصلی دارند. از جمله عارف نسفی می گوید:
این که در سوره مبارکه تین آمده: و هذا البلد الامین، مراد انسان کامل است که زبده و خلاصه موجودات است و جامع علوم و مجمع الانوار است و از آن جهت او را بلد می گویند که انسان کامل مصر جامعه است، و به تمام اوصاف حمیده و اخلاق پسندیده آراسته است. و امین از آن جهت می گویند که انسان کامل خوف آن ندارد کا از راه باز گردد و ناقص بماند. انسان کامل به شهری رسیده است که من دخله کان آمنا(45).
عارف جامی درباره گستردگی وجودی و جامعیت انسان کامل نیز از سویی، و مظهر کامل بودن او از سوی دیگر، می گوید:
مرتبه انسان کامل عبارت است از: جمع جمیع مراتب الهی و وجودی، از عقول و نفوس کلی و جزئی، و مراتب طبیعت تا آخرین تنزلات وجود. و به لحاظ مشابهت این مرتبه با مرتبه الهیه، آن را مرتبه عمائیه نیز می گویند و فرق آن دو مرتبه به ربوبیت و مربوبیت است و لهذا سزاوار خلافت حق و مظهر و مظهر اسما و صفات اوست.(46)
آن چه را عارف جامی درباره تفاوت مرتبه انسان کامل با مرتبه الهیه آورده، در توقیع شریفی که از طرف حضرت حجه ابن الحسن العسکری عج رسیده نیز اشاره شده است:
اللهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاه امرک، المامونون علی سرک، الواصفون لقدرتک، فجعلتهم معادن لکلماتک و ارکانا لتوحیدک و آیاتک، لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک(47).
در این دعای نورانی که در آن حقایق و معارف بسیاری مطرح شده، از انسان های کامل به عنوان صاحب ولایت امر و تامین اسرار الهی یاد شده، که خداوند سبحان آنان را معدن کلمات وجودی و ارکان توحید و آیات خویش قرار داده است و تفاوت آن ها را با حضرت الهیه، در همان ربوبیت خدا و مربوبیت آن ها دانسته است. این عالی ترین مقامی است که برای موجود امکانی قابل تصور است.
با دقت و تدبر در فرازهای این دعای پر برکت، حقایقی که در کلام اهل معرفت عنوان شده تایید می شود و اسرار سخنان امام خمینی و سایر بزرگان اهل معنا آشکار می شود، زیرا اگر تفاوت مرتبه انسان کامل که در این دعااز آن به ارکان توحید یاد شده است، با مرتبه الهیه در ظاهر و مظهر و ربوبیت و مربوبیت باشد، رب العالمین در این مربوب کامل تجلی کرده و آن ظاهر در این مظهر تام ظهور یافته است. بنابراین، این مظهر می تواند او و اسما و صفاتش را نشان دهد و حق سبحانه خود را در این مظهر کامل مشاهده کند.
عارف شبستری در این باره نیکو سروده است:
احد در میم احمد گشت ظاهر - در این دور، اول آمد عین آخر
ز احمد تا احد یک میم فرق است - جهانی اندر این یک میم غرق است
بر او ختم آمده پایان این راه - در او منزل شده، ادعوا الی الله
مقام دلگشایش جمع جمع است - جمال جان فزایش شمع جمع است
شده او پیش و دل ها جمله در پی - گرفته دست جان ها دامن وی
در این ره اولیا باز از پس و پیش - نشانی داده اند از منزل خویش(48)
از آن جا که احد به اعتبار انتفای تعدد اسما، صفات، نسبت ها و تعین ها اسم ذات است، در میم احمد که تعین محمدی است ظاهر شده و مظهر حقیقی احد، حقیقت احمد است و باقی مراتب موجودات همه مظاهر حقیقت محمدی هستند، زیرا از دیدگاه اهل معرفت همان طور که حق سبحانه در همه مراتب موجودات سریان دارد، انسان کامل نیز سریان دارد، چون او از خود فانی و به حق باقی است. بنابراین، میم احمد اشاره به دایره موجودات دارد که مظهر حقیقت محمدی هستند.(49)
از مجموع گفته ها و نوشته های برزگان اهل معرفت درباره انسان کامل چند مطلب به دست می آید:
1. انسان کامل کسی است که در عالم امکان، موجودی برتر از او نیست، زیرا به گفته محققان از اهل معنا عالم کارخانه انسان سازی است که اگر این چنین نباشد؛ یعنی انسان بالفعل که از آن به انسان کامل تعبیر می شود، در آن پدید نیاید، نظام آفرینش عبث خواهد بود، چون مقصود از خلقت منحصرا خلقت انسان است و سایر موجودات جمادات، نبادات و حیوانات برای انسان آفریده شده اند. این حقیقت را می توان از قرآن استفاده کرد، آن جا که آمده است:
والارض وضعها للانام فیها فاکهه و النخل ذات الاکمام والحب ذو العصف و الریحان(50)
2. همه اهل تحقیق بر مبنای وحدت شخصی وجود بر این عقیده اند که:
مراتب تمام موجودات در قوس نزول از تعینات نفس رحمانی است که از آن به حقیقت محمدی نیز یاد می کنند و در قوس صعود، حقیقت انسان کامل دارای همه مظاهر و جامع جمیع مراتب است، بنابراین، تمامی حقایق عقلانی و رقایق برزخی آن ها که گاهی به عقل و گاهی به شجره و زمانی به کتاب مسطور و امثال آن یاد می شود، همه و همه نفس حقیقت انسان کامل را از اجرای ذات او هستند و در واقع، حقیقت انسان کامل است که بر حسب هر درجه ای از درجات، تعین خاص و اسم مخصوص حاصل کرده، بدین جهت واجد حقیقت انسان کامل است که آثار تمام آن تعینات را به حقیقت خود اسناد داده است.
چنان که امیر مومنان فرمود:
انا آدم الاول نوح الاول، انا ایه الجبار، انا حقیقه الاسرار، انا صاحب الصور، انا ذلک النور الذی اقتبس موسی منه الهدی، انا صاحب نوح و منجیه، انا صاحب ایوب المبتلی و شافیه، انا القلم الاعلی، و انا اللوح المحفوظ، انا خلیل الجبرئیل، انا صفی اسرافیل.(51)
خلاصه آن که انسان کامل، موجودی است که نه تنها علت ایجاد عالم، بلکه سبب بقای هستی نیز می باشد و فیض الهی در پرتو چنین موجودی بر نظام عالم و آدم فرو می ریزد. این نکته در عقاید اصیل اسلامی مطرح است که زمین هیچ گاه بدون حجت حق با بدن عنصری نخواهد بود که در زمان حاضر، وجود مقدس حجه بن الحسن العسکری عج عهده دار چنین مقام است. بنابراین، انسان کامل عبدالله، عند الله و صاحب مقام ولایت، یعنی ولی الله است. قلب او وسیع ترین قلب ها و قطب عالم امکان و حجه الله و خلیفه الله، راسخ در علم و خازن و منبع علم لدنی، ینبوع حکم و زارع قلوب و شوراننده دفاین عقول و امین الله است و زمین هیچ گاه از وجود چنین انسانی خالی نخواهد بود.(52)
حقایق یاد شده همان معارف بلندی است که در متون دینی، به خصوص ادعیه شریفه درباره انسان کامل عنوان شده است؛ مثلا در زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه معصومین علیه السلام می خوانیم:
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه، و معدن الرحمه، و خزان العلم، و اصول الکرم و قاده الامم و ساسه العباد و ارکان البلاد و امناء الرحمن، و صفوه المرسلین. السلام علی ائمه الهدی و مصابیح الدجی واولی الحجی و کهف الوری و المثل الاعلی و حجج الله علی اهل الدنیا و الاخره و الاولی السلام علی محال معرفه الله و مساکن برکه الله و معادن حکمه الله و حفظه سرالله. اشهد انکم الائمه الراشدون المطیعون لله و ارکانا لتوحیده و شهداء علی خلقه و اعلاما لعباده و منارا فی بلاده و ادلاء علی صراطه... بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض و بکم ینفس الهم و یکشف الضر ان ذکر الخیر کنتم اوله واصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاده.(53)
برای این که اندکی به اسرار این گونه کلمات نزدیک شویم لازم است، به ره آورد فکری - عرفانی امام خمینی رحمه الله درباره ادعیه و مناجات ائمه دقت شود که درباره آن ها گفته است:
کسی بخواهد بفهمد که مقامات ائمه علیه السلام چیست به آثار آنها رجوع کند، آثار آن ها ادعیه آن هاست، مهمش ادعیه آن هاست و خطبه هایی که می خواندند مثل مناجات شعبانیه، مثل نهج البلاغه، مثل دعای یوم العرفه و این هایی که انسان نمی داند که چه باید بگوید درباره آن ها.(54)
و در جای دیگر فرمود:
آن چه در ادعیه و مناجات معصومین علیه السلام می یابیم، در اخبار که اکثرا به زبان عرف و عموم است کم تر یافت می شود.(55)
هم چنین حضرت امام درباره هم آهنگی ره آورد شهودی اهل معرفت با ادعیه و مناجات ائمه علیه السلام می فرماید:
بسیاری از آن چه آنان گفته اند در قرآن کریم به طور رمز و سر بسته و در ادعیه و مناجات اهل عصمت بازتر آمده است و چون ما جاهلان از آن ها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم.(56)
با توجه به حقایق یاد شده می توان گفت که آن چه در آثار اهل معرفت درباره شناخت انسان کامل آمده، در این زیارت نورانی که از امام دهم علیه السلام رسیده، اشاره شده است و از آن معلوم می شود که انسان کامل نه تنها در بیان عرفا، بلکه از نظر متون دینی نیز واسطه فیض، غایی آفرینش، رکن توحید، معدن حکمت و معرفت الهی و مثل اعلی است که خداوند سبحان، عالم هستی را از آنان آغاز کرده و به آنان ختم می کند.

فصل دوم: ضرورت وجود انسان کامل در عالم

در تبیین ضرورت وجود انسان کامل، دیدگاه کلام، فلسفه و عرفان، مختلف بوده، و هر یک بر اساس مبانی خاص خود، ضرورت وجود انسان کامل را در عالم هستی با اصطلاح خاص خودشان مطرح کرده اند. هر یک از دیدگاه ها در این باره همانند سایر معارف کلامی، فلسفی، عرفانی، دارای درجات متفاوتی خواهد بود. بدین معنا حلاوتی که مشرب عرفانی دارد، برای دیدگاه فلسفی وجود ندارد، چه این که اوجی که برای نظر فلسفی است، در دیدگاه کلامی نیست. گفتنی است که بحث انسان کامل در کلام و فلسفه تحت عنوان اصطلاح انسان کامل به کار نرفته است. اما ضرورت انسان کامل در فلسفه و کلام تحت عنوان ضرورت نبوت و امامت به طور دقیق، عمیق و مبسوط طرح و تبیین شده است و از آن جا که مصداق بارز انسان کامل، بلکه تنها مصداق حقیقی و واقعی آن پیامبران الهی و اوصیای بر حق آنان هستند، پس فلسفه و کلام به لحاظ مصداقی با آن چه در عرفای نظری درباره ضرورت انسان کامل مطرح است، کاملا هم آهنگ خواهد بود. از این رو، لازم است در آغاز ضرورت وجود انسان کامل را از منظر متکلم و حکیم، مطرح و ارزیابی کنیم، آن گاه به تشریح ره آورد شهودی اهل معرفت بپردازیم: