فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

1. محی الدین عربی و مفهوم انسان کامل

اشاره شد که تعبیر لطیف انسان کامل را اولین بار محی الدین عربی، صاحب فتوحات مکیه، مطرح کردند. از این رو، در آغاز بیان ایشان را درباره انسان کامل ارزیابی کرده، آن گاه به تبیین نظریات دیگر بزرگان اهل معرفت خواهم پرداخت. ابن عربی در تعریف انسان کامل می گوید:
آن گاه که خدای سبحان، خواست خود را در کون جامع مشاهده نماید، انسان کامل را به عنوان روح عالم و آینه تمام نمای هستی آفرید، و این کون جامع که انسان کامل و خلیفه الهی نامیده می شود، موجودی است که خداوند متعال به واسطه او به سوی عالم خلقت نظر کرده و آن ها را مورد رحمت خود قرار می دهد. پس انسان کامل که همان کون جامع برای خداوند سبحان است، به منزله مردمک چشم برای انسان است و نظام آفرینش به وجود او کامل گردیده است. پس انسان کامل برای عالم مانند نگین انگشتری است که محل نقش و علامتی است که خزانه هستی به واسطه او حفظ می گردد، از این رو، او را خلیفه حق نامیده است، زیرا خالق هستی در سایه وجود او، جهان و جهانیان را حفظ می کند، بنابراین، عالم هستی تا آن هنگام که انسان کامل در آن وجود دارد حفظ خواهد شد.(29)
ملاحظه شد که ابن عربی به نکات بسیار بلندی در شناخت حقیقت انسان کامل اشاره می کند. او به تفصیل در این باره سخن گفته است، اما ما به بیان فرازهایی از آن بسنده می کنیم. یاد آوری این نکته لازم است که شاگردان و پیروان مکتب عرفانی این عارف نامدار، تفسیر بسیار عمیق و گسترده ای در ذیل مباحث او آورده اند، لکن ما سخنان او را در باب انسان کامل در ضمن چند نکته کامل خلاصه می کنیم:

تحلیل کلام ابن عربی

نکته اول: انسان کامل موجودی است که خدای سبحان، کلمات ذاتی خود را که غیب مطلق است، در شهادت مطلقه و آینه او مشاهده می کند؛ انسان کامل تنها موجودی است که می تواند آینه حق نما و مظهر کامل الهی باشد. یکی از بزرگان اهل معرفت در این باره کلامی عمیق دارد:
انسان کامل آینه حق است و خدای متعال بر خود لازم کرده است که اسما و صفات خود را جز در انسان کامل مشاهده نکند و این معنای آیه مبارکه ای است که فرمود:
انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنا واشفقن منها و حملها الانسان(30).(31)
نکته دوم: هدف نهایی ایجاد عالم و آدم تحقق انسان کامل است. پس انسان کامل موجودی است که غرض و هدف ایجاد هستی را تامین می کند که اگر وجود او نمی بود نظام آفرینش پدید نمی آمد، چنان که در حدیث قدسی فرمود: لولاک لما خلقت الافلاک(32).
بنابراین، انسان کامل سبب غایی ایجاد عالم است. مولانا در این باره می گوید:
پس به صورت عالم اصغر توای - پس به معنا عالم اکبر توای
ظاهرا آن شاخ اصلی میوه است - باطنا بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی میل و امید ثمر - کی نشاندی باغبان بیخ شجر
مصطفی زین گفت کادم و انبیا - خلف من باشد در زیر لوا
گر به صورت من زآدم زاده ام - من به معنا جد، جد افتاده ام
پس زمن زایید در پدر معنا - پس زمیوه زاد در معنا شجر (33)
نکته سوم: انسان کامل واسطه فیض الهی در حفظ عالم هستی است؛ یعنی حق سبحانه در آینه انسان کامل تجلی می کند. انوار تجلیات حق از آینه دل او به عالم و آدم فایض شده، نظام هستی با رسیدن آن فیض، حفظ می شود و تا زمانی که انسان کامل در عالم باشد، از حق سبحانه تجلیات ذاتی و رحمت رحمانی و رحیمی درخواست می کند و عالم با این استمداد و فیضان تجلیات حق محفوظ می ماند، بدین لحاظ عارف نسفی در وصف دل انسان کامل سخن زیبایی دارد:
چندین گاه است که می شنوی در دریای محیط آینه ای گیتی نمای نهاده اند، تا هر چیز که در آن روانه شود، پیش از آن که به ایشان برسد، عکس آن چیز در آینه گیتی نمای پدید آید، و نمی دانی که آن آینه چیست و آن دریا کدام است. آن دریا عالم غیب غیب و آن آینه، دل انسان کامل است؛ هر چیز که از دریای عالم غیب غیب روانه می شود، تا به ساحل وجود برسد، عکس آن بر دل انسان کامل پیدا می آید و انسان کامل از آن حال خبر می شود.(34)
خلاصه سخن آن که چون خزاین اسرار الهی است و به طور تفصیل در عالم وجود دارد و به طور جمع در انسان کامل مطوی است، پس انسان کامل حایز خزاین وجودات اسمای الهی است و به این معنا حافظ و خزانه دار آن ها خواهد بود؛ لذا شیخ اکبر - ابن عربی - گفته است: انسان کامل مانند نگین انگشتر است که با آن خزانه ها را مهر و موم می کنند.(35)

2. عارف جیلی و انسان کامل

شیخ عبدالکریم جیلی درباره مفهوم و حقیقت انسان کامل می گوید:
افراد انسان هر کدام نسخه کامل برای دیگری است، و لکن بعضی استعداد و قوه کمالات اشیا را دارند بالقوه دارای این کمالات هستند و عده دیگر کمالات در آن ها فعلیت پیدا کرده و بالفعل دارای آن کمالات هستند. این دسته دوم همانا انبیا و اولیای کامل هستند که در کمالات خود متفاوتند؛ عده ای کامل و گروهی دیگر اکمل اند، اما آن حد نهایی از کمال که برای حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم تعین پیدا کرده، برای هیچ کس دیگر از افراد انسان تحقق نیافت، پس آن حضرت انسان کامل است و انبیا و اولیا و افراد کامل دیگر از باب الحاق کامل به اکمل به او ملحق و از باب انتساب فاضل به افضل، به آن حضرت منسوب هستند، اما در نوشته های من هر گاه لفظ انسان کامل به طور مطلق آورده می شود، مراد حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم است، زیرا برای انسان کامل اوصاف و کمالاتی ذکر می شود که نسبت دادن آن ها به غیر پیامبر اسلام جایز نیست.(36)
وی در جایی دیگر درباره انسان کامل می گوید:
انسان کامل قطبی است که فلک دایره وجود از اول تا به آخر بر گرد او می چرخد، و انسان کامل همیشه و در همه اعصار یکی بیش نیست.(37)
همان طور که ملاحظه شد، عارف جیلی دو تعریف از انسان کامل ارائه کرد:
یکی از طریق مصداق که در آن وجود مقدس پیامبر اسلام به عنوان مصداق بارز انسان کامل مطرح شده است. بر این اساس، شناخت انسان کامل از راه شناخت مصداق بارز آن میسر است. از یکی از همسران آن حضرت درباره اخلاق و صفات وی پرسیدند، در جواب گفت: کان خلقه القرآن(38). یکی از عرفا از زبان انسان کامل، در این باره چنین سروده است:
انا القرآن و السبع المثانی - و روح الروح، لاروح، لاروح الاوانی
فوادی عند مشهودی مقیم - یشاهده، و عندکم لسانی (39)
مضمون این دو بیت آن است که انسان کامل همان قرآن و سوره حمد است که عصاره قرآن است، چه این که انسان کامل جان جانان است نه روح بدن ها و قلب او در پیشگاه مشهود و معبودش مسکن گزیده، او را مشاهده می کند و تنها زبان او در میان جمع حاضر است و سخن می گوید.
امیر مومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه در بیان منزلت و حقیقت ائمه معصومین علیه السلام که مصادیق کامل انسان کاملند، فرمود: فیهم کرایم القرآن، و هم کنوز الرحمن(40). و نیز بیان داشت: و هم اذمه الحق و اعلام الدین فانزلوهم باحسن منازل قرآن(41).
از این کلمات نورانی می توان چنین نتیجه گرفت که قرآن کریم صورت کتبیه انسان کامل است، و اگر کسی بخواهد اوصاف انسان کامل را بشناسد باید در قرآن بیش تر و بهتر دقت و تدبر کند. حکیم بزرگ صدر المتالهین شیرازی در این باره می گوید:
بدون تردید، نسخه قرآن کریم شارح کمالات انسانی است و مقامات این خلیفه ربانی را که در حقیقت جمعی محمدی ظاهر گردیده، بیان می کند.(42)
بیان دیگر عارف جیلی درباره انسان کامل، مربوط به تبیین اوصاف وجودی و تاثیر او در نظام هستی است که در این باره حقایق و معارف بسیاری وجود دارد که در ادامه به طور مبسوط تبیین خواهد شد.