فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

تقدیر و سپاس

گرچه بر اساس آیه کریمه: وما بکم من نعمه فمن الله(21) توفیق الهی عامل اصلی تحقیق و تدوین این اثر علمی و عرفانی بوده، از آن جا که مومنین مجرای فیض خداوند هستند، بی تردید، به ثمر رسیدن این کار تحقیقی مرهون بذل توجه خالصانه و تلاش، پی گیری و تشویقات مستمر مسوول فرهیخته پژوهشکده فلسفه و کلام جناب حجه الاسلام والمسلمین علی رضا آل بویه بوده است، لذا از ایشان و سایر همکاران محترمشان که در مراحل مختلف به انجام رسیدن این اثر تلاش کرده اند و احیانا مورد نقد و اصلاح قرار داده اند، به خصوص جناب محترم آقای علی اکبر علیزاده که کار دشوار ویرایش این اثر را عهده دار بوده است، سپاس و قدردانی می شود.
محمد امین صادقی ارزگانی
قم المقدسه - 29/5/1381

فصل اول: سیمای انسان کامل

از آن جا که برداشت، تفسیر و تبیین مفهوم کمال برای انسان، از دیدگاه مکتب ها و صاحب نظران در مباحث انسان شناسی و کسانی که درباره کمالات انسان، اظهار نظر کرده اند، متفاوت است، طبیعی خواهد بود که هر دیدگاهی تفسیر خاصی از انسان کامل داشته و بر اساس نظریه و مبنای فکری خود، درباره کمال شناسی و انسان کامل سخن خواهد گفت.
البته به لحاظ این که عارفان مسلمان از یک منظر فوق العاده و تعالی و در عین حال، جامع از کمالات انسانی بحث کرده اند، بدیهی است که ره آورد فکری آنان درباره مفهوم انسان کامل، از سایر کسانی که درباره انسان سخن گفته اند، جامع تر و متعالی تر خواهد بود. چنان که متفکر بزرگ شهید مطهری پس از طرح دیدگاه های مختلف درباره انسان کامل در این باره می گوید:
من اعتراف دارم که مکتب عرفان از تمام مکتب های قدیم و جدید، در باب انسان کامل غنی تر است؛ نه قدیمی ها توانسته اند به پایه این ها برسند و نه امروزی ها.(22)
قبل از طرح دیدگاه عرفا باید گفت که در این تحقیق، سعی شده تا دیدگاه امام خمینی در باب انسان کامل تشریح و تبیین شود، و از آن جا که ایشان درباره انسان کامل از منظر عارف، سخن گفته و با شیوه عرفانی آن را تفسیر کرده است، طرح نظریات سایر دانشوران از هدف تحقیق، بیرون است.
در باب سیمای انسان کامل از دیدگاه عرفای مسلمان، به طور کلی در ابتدا باید گفت: وسیله ای که اهل معرفت برای رسیدن به مقام انسان کامل معرفی می کنند، اصلاح و تهذیب نفس و توجه به خداست. هر چه انسان بیش تر به خدای سبحان توجه کند و از غیر خداوند فاصله بگیرد و هر چه بیشتر به معرفت نفس و تهذیب آن بپردازد، و از سیر در آیات آفاقی و انفسی به خودشناسی و خداشناسی بار یابد به مقام انسان کامل نزدیک تر می شود. کمال نهایی انسان از نظر عارف، رسیدن به حق سبحانه است. آنان معتقدند که اگر انسان باطن خود را تصفیه کرده و از خود دیدن به خدا دیدن بار یابد، به کمال نهایی خود رسیده است. عارف دل داده، شبستری در این زمینه چنین خوش سروده است:
درون خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
چو تو بیرون روی او اندر آید - به تو،بی تو جمال خود نماید
بنابراین، از دیدگاه عرفا، اگر انسان با براق عشق حرکت کرده و منازل را زیر نظر انسان کامل طی کند، به کمال نهایی خود می رسد، به طوری که پرده میان او و خدا برداشته شده و به مرکز جهان هستی می رسد. او این راه را با تلاش و تکاپوی مداوم باید بپیماید، چنان که خدا در قرآن کریم می فرماید:
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(23).
وقتی انسان به این مقام برسد، به حقیقت هستی رسیده و همه چیز را دارا می شود. چیزی که انسان را به این مقام می رساند عبودیت است. امام صادق علیه السلام فرمود: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛(24) عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت پروردگاری است. هرگاه انسان به خدا رسید، انسان کامل و مظهر کامل اسما و صفات الهی شده و آینه ای می شود که ذات حق در او تجلی می کند. این حقایق در صورتی برای انسان حاصل می شود که همه حجاب های ظلمانی و نورانی را، خرق کرده باشد. در مناجات شعبانیه - که مناجات همه ائمه معصومین علیه السلام است - می خوانیم:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب، فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک(25)؛
حضرت امام خمینی در تفسیر این فراز می فرماید:
این کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هر چه و هر کس و پیوستن به اوست و گسستن از غیر و هبه ای الهی است به اولیای خلص، پس از صعق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشان دادن اوست - ولا حظته الخ - وابصار قلوب تا به ضیاء نظر او نور نیابد، حجب نور خرق نشود و تا این حجب باقی است، راهی به معدن عظمت نیست و ارواح تعلق به غیر قدس را در نیابند، و مرتبت تدلی حاصل نیاید ثم دنی فتدلی(26) و ادنی از این، فنای مطلق و وصول مطلق است، و نجوای سر حق با بنده خاص صورت نگیرد، مگر پس از صعق و اندکاک جبل هستی خود.
تا خویشتنی، به وصل جانان نرسی - خود را بره دوست فنا باید کرد (27)
امام در اثر نفیس دیگر خود به نام سر الصلوه، درباره این فراز نورانی از مناجات شعبانیه می فرمایند:
آیا مناجات شعبانیه را که از امیر و اولاد معصوم او سلام الله علیهم وارد شده و مکرر خواندی، تفکر و تدبر در فقرات آن کردی؟ که غایه القصوای آمال عارفان و منتهای آرزوی سالکان، همین فقره شریفه از آن دعای شریف است. و تفکر کن در آن حدیث شریف که از امام صادق علیه السلام درباره قلب سلیم وارد شده، ببین آیا غیر از فنای ذاتی و ترک خود و خودیت و اذیت و انیت و انانیت که در لسان اهل معرفت است، به چیزی دیگر قابل حمل است؟... مقصود ما از این تطویل آن است که برادران ایمانی خود را قدری به معارف نزدیک کنم و جلب نظر خوانندگان را راجع به معارف الهیه و تهذیب باطن که هر دو از مهمات، بلکه غایت بعثت انبیا و انزال کتب است نمایم.(28)
پس از بیان مفهوم کلی انسان کامل و حقایق آن، دیدگاه عده ای از بزرگان اهل معرفت در این زمینه، تشریح می شود:

1. محی الدین عربی و مفهوم انسان کامل

اشاره شد که تعبیر لطیف انسان کامل را اولین بار محی الدین عربی، صاحب فتوحات مکیه، مطرح کردند. از این رو، در آغاز بیان ایشان را درباره انسان کامل ارزیابی کرده، آن گاه به تبیین نظریات دیگر بزرگان اهل معرفت خواهم پرداخت. ابن عربی در تعریف انسان کامل می گوید:
آن گاه که خدای سبحان، خواست خود را در کون جامع مشاهده نماید، انسان کامل را به عنوان روح عالم و آینه تمام نمای هستی آفرید، و این کون جامع که انسان کامل و خلیفه الهی نامیده می شود، موجودی است که خداوند متعال به واسطه او به سوی عالم خلقت نظر کرده و آن ها را مورد رحمت خود قرار می دهد. پس انسان کامل که همان کون جامع برای خداوند سبحان است، به منزله مردمک چشم برای انسان است و نظام آفرینش به وجود او کامل گردیده است. پس انسان کامل برای عالم مانند نگین انگشتری است که محل نقش و علامتی است که خزانه هستی به واسطه او حفظ می گردد، از این رو، او را خلیفه حق نامیده است، زیرا خالق هستی در سایه وجود او، جهان و جهانیان را حفظ می کند، بنابراین، عالم هستی تا آن هنگام که انسان کامل در آن وجود دارد حفظ خواهد شد.(29)
ملاحظه شد که ابن عربی به نکات بسیار بلندی در شناخت حقیقت انسان کامل اشاره می کند. او به تفصیل در این باره سخن گفته است، اما ما به بیان فرازهایی از آن بسنده می کنیم. یاد آوری این نکته لازم است که شاگردان و پیروان مکتب عرفانی این عارف نامدار، تفسیر بسیار عمیق و گسترده ای در ذیل مباحث او آورده اند، لکن ما سخنان او را در باب انسان کامل در ضمن چند نکته کامل خلاصه می کنیم: