فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

4. پیشینه تاریخی

بحث انسان کامل با این مسئله آغاز می شود که یکی از اساسی ترین معتقدات باطنی اسلام پس از توحید، تجلی تام اسما و صفات حق سبحانه در مظهر او، یعنی انسان کامل است. به گفته شهید مطهری تعبیر انسان کامل را نخستین بار در قرن هفتم هجری عارف نامدار اسلامی، محی الدین عربی - پدر عرفان اسلامی - مطرح کرد(13). او در کتاب فصوص الحکم که یک اثر عمیق عرفانی و از یافته های شهودی آن عارف بزرگ است، در این باره چنین می گوید: انسان کامل، نگین انگشتر عالم آفرینش است(14). هم چنین در رساله ای به نام نسخه الحق می نویسد: خداوند را سپاس می گویم که انسان کامل را معلم فرشته قرار داده و با نفس او گردش فلک آفرینش صورت می گیرد.(15) این تعبیرهای محی الدین عربی، باعث شد که اصطلاح انسان کامل وارد فرهنگ و ادبیات اسلامی شود، به طوری که پس از وی پیروان مکتب عرفانی اش، حقایق و معارف بسیار شگرفی را تحت عنوان انسان کامل در متون عرفانی طرح کرده اند.
گفتنی است که در نظریه ابن عربی، انسان کامل در سه جنبه اساسی جهان شناختی، نبوت و عرفان مطرح شده است. اما از نظر جهان شناختی و تکوین جهان، انسان کامل نمونه آفرینش است و همه نمونه های نخستین وجود کلی را در خود دارد، بدین صورت که همه سلسله های مراتب وجود، چیزی جز شاخه های گوناگون درخت وجود او نیستند که ریشه هایش در آسمان بوده و در سراسر گسترده شده است.
اما از لحاظ نبوت، انسان کامل، کلمه و فعل ابدی الهی است که هر مرحله آن به یکی از پیغمبران تشبیه می شود. و لذا هر فصی از فصوص الحکم به یکی از جلوه های انسان کامل اهدا شده است؛ یعنی پیغمبر، جلوه ای از جلوه های علم الهی را که خود در واقع، مظهر آن است، در جهان آشکار می سازد. در این تصویر، انسان کامل، حقیقت محمدی می شود که تحقق ارضی آن به صورت پیامبر اسلام است. همان گونه که وقتی دانه و بذری در زمینی کاشته می شود، نخست ساقه بر می آورد، سپس شاخه و برگ و گل می کند و در پایان میوه ای می دهد که همانند خود آن دانه و بذر اول است، انسان کامل یا حقیقت محمدی نیز که نخستین آفریده حق سبحانه است، در زمین صورت را در حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم که خاتم پیامبران الهی است، آشکار ساخته است.
از جنبه سیر و سلوک هم انسان کامل نمونه حیات روحانی است، چون این که در وی همه امکانات و حالات وجودی که در درون انسان نهفته است، تحقق یافته و به صورت کامل در آمده است. از این رو، مقصود از انسان کامل، قبل از هر کس، پیغمبران، به خصوص پیامبر اسلام هستند، و بعد اولیای بزرگ الهی اند.
پیروان مکتب ابن عربی مدعی اند که هر انسانی بالقوه انسان کامل است، ولی بالفعل تنها پیغمبران و اولیا را می توان به این نام خواند و از آنها به عنوان نمونه های حیات معنوی و راهنمایان طریق کمال پیروی کرد.(16)
بحث انسان کامل در آثار عرفانی بسیاری از بزرگان اهل معرفت مطرح شده که از میان آن، بعد از محی الدین عربی، شاگرد بلا واسطه ایشان، عارف بزرگ صدرالدین قونوی است. ایشان در کتاب مراتب الوجود به مسئله انسان کامل پرداخته و در اثر عمیق عرفانی دیگر خود به نام مفاتح الغیب الجمع و الوجود به طور مبسوط در این باره بحث کرده است. این کتاب را محمد بن حمزه فناری معروف به ابن فناری شرح کرده که از آن به نام مصباح الانس یاد می شود و از کتاب های بسیار دقیق عرفانی است که در متن و شرح آن، درباره انسان کامل و سیر وجودی و اوصاف و کمالات او حقایق بسیار گران بهایی طرح و تفسیر شده است.
از کسانی که درباره انسان کامل اثر عمیق عرفانی از خود به یادگار گذاشته، شیخ عبدالکریم بن ابراهیم جیلی جیلانی متوفای 850 هجری است.
کتاب او تحت عنوان الانسان الکامل فی معرفه الاواخر و الاوایل مشتمل بر 63 باب است و باب 60 آن با مطالب ارزشمندی که دارد به بحث انسان کامل اختصاص دارد و خود درباره آن چنین گفته است:
باب شصت این کتاب درباره انسان کامل است، و بی تردید، عمده ترین ابواب آن، بلکه همه مطالب این کتاب در حقیقت، شرح این باب است.(17)
عزیزالدین نسفی از عرفای اواخر قرن هفتم نیز از بزرگانی است که در باب انسان کامل معارف عمیق و گسترده ای ارائه کرده که مجموعه سخنان او تحت عنوان کتاب انسان کامل تنظیم شده است. وی درباره انسان کامل و اوصاف و کمالات وجودی او به تفصیل سخن گفته است. وی در بخشی از آن کتاب می گوید:
بدان که انسان کامل آن است که در شریعت و طریقت و حقیقت تمام باشد و اگر آن عبارت را فهم نمی کنی، به عبارت دیگر می گویم: بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک و معارف، و بسا کسانی که در این راه آمده و در آن فرو رفتند، و به مقصد نرسیدند و مقصود حاصل نکردند.(18)
آن چه در این اثر ارزشمند عرفانی بحث شده، مربوط به زوایای وجودی انسان کامل است، لکن از بعضی گفته های ایشان به دست می آید که او اصطلاح انسان کامل را وسیع تر از آن چه مورد نظر ما و بسیاری از بزرگان اهل معرفت می باشد، به کار برده است، زیرا آن چه در این تحقیق ثابت خواهد شد آن است که انسان کامل به معنای واقعی کلمه، در غیر انسان معصوم امکان تحقق ندارد، چون در آثار عرفانی بزرگان اهل معنا، اوصافی برای انسان کامل مطرح شده که هرگز افراد غیر معصوم نمی توانند واجد آنها باشند.
یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت که درباره انسان کامل سخن گفته، شیخ محمود شبستری، صاحب گلشن راز، متوفای 720 هجری است. وقتی از عارف شبستری درباره مسافر و انسان کامل سوال می شود، در جواب می گوید:
وقتی انسان از نقایص امکانی به سوی صفات خدا سفر کرد و به کمال نهایی انسانی خود بار یافت، انسان کامل می شود و هدف آفرینش تحقق وجود انسان کامل است. بر سر چنین انسانی تاج خلافت الهی گذاشته می شود تا بعد از فنای الهی به بقای الهی بار یابد. وی به صورت سوال و جواب درباره انسان کامل به نظم چنین گفته است:
سوال:
مسافر چون بود ره رو کدام است؟ - که راه گویم که او مرد تمام است؟
پاسخ:
مسافر آن بود، کو بگذرد، زود - ز خود صافی شود، چون آتش از دود
سلوکش سیر کشفی دان ز امکان - سوی واجب به ترک شین و نقصان
به عکس سیر اول، در منازل - رود تا گردد او انسان کامل
بدان اول که تا چون گشت موجود - که تا انسان کامل گشت مولود
کسی مرد تمام است کز تمامی - کند با خواجگی کار غلامی
پس آن گاهی که ببرید او مسافت - نهد حق بر سرش تاج خلافت
بقا یابد او بعد از فنا باز - رود، ز انجام ره دیگر به آغاز
همه با او، ولی او از همه دور - به زیر قبه های سیر، مستور (19)
هم چنین صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، در کتاب تمهید القواعد مسئله انسان کامل را تشریح کرده است.
از جمله آثاری که در آن درباره انسان کامل حقایق بلندی مطرح شده، رساله الولایه؛ تالیف حکیم و مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبائی است؛ این رساله در عین اختصار حقایق بسیار عمیقی را درباره انسان کامل عنوان کرده است. وی در آغاز این رساله می گوید:
این رساله ای است که درباره ولایت که کمال نهایی و حقیقی انسان است، تحریر شده، و آن گونه که از برهان صریح و ظواهر متون دینی به دست می آید، هدف اصلی و نهایی از تشریع احکام حقه الهی رسیدن انسان به مقام ولایت است.
در این رساله، مسئله ولایت که بالاترین مقام انسان کامل است، به صورت بسیار علمی و عمیق بر اساس دلایل عقلی و نقلی تشریح شده است. روش علامه در اقامه دلایل عقلی و نقلی برای اثبات و تبیین ولایت، در بسیاری از موارد، به صورت ابتکاری مطرح شده است. ایشان پس از تبیین ماهیت کمال حقیقی انسان، درباره برهانی که در این خصوص اقامه کرده، می گوید:
پس کمال حقیقی انسان آن است که از حیث ذات، وصف و فعل، به کمال نهایی برسد؛ یعنی فنای ذاتی، وصفی و فعلی در حق سبحانه پیدا کند که همان توحید ذاتی، اسمی و فعلی است؛ یعنی انسان بتواند این حقیقت را دریابد که در نظام هستی ذات، وصف و فعل حقیقی فقط از آن خدای سبحان است، و این حقیقت را باید به گونه ای درک کند که لایق شان خداوند متعال باشد. این برهان از موهبت های الهی است که فقط در همین رساله تشریح شده و از راه معرفت نفس قابل طرح و تبیین است.(20)
بدین ترتیب، بحث انسان کامل هم چنان در میان عرفا مطرح بوده و هر کدام به اندازه نیاز بحث و مقتضیات زمان، حقایقی را درباره آن عنوان کرده اند، تا عصر حاضر که عارف نامدار امام خمینی، در بسیاری از آثار عرفانی خود به بحث انسان کامل پرداخته و معارف عرشی و آسمانی فراوانی را درباره آن اظهار داشته است. اوج سخنان ایشان درباره انسان کامل در کتاب ارزشمند مصباح الهدایه تدوین و تنظیم شده است. اساسا این کتاب در خصوص خلافت و ولایت انسان کامل بر مشرب عرفان پویای اسلامی، نوشته شده است. در این تحقیق، فرازهایی از آن، با سایر بحث های آن بزرگوار درباره انسان کامل، تحقیق و تبیین خواهد شد.
نکته پایانی در خصوص پیشینه تاریخی این بحث آن است که آن چه اشاره شد، گفته ها و نوشته های اهل معرفت به طور ویژه درباره انسان کامل بود، اما باید توجه داشت که در مورد حقایق و معارف مرتبط با انسان کامل بحث های مبسوطی تحت عنوان های ولایت، ولایت مطلقه، ولایت مقیده، ولی مطلق، خاتم ولایت، نبوت مطلقه و مقیده و امثال آن در آثار اهل معرفت آمده که در این تحقیق، قسمت هایی از آن ها شرح خواهد شد.

تقدیر و سپاس

گرچه بر اساس آیه کریمه: وما بکم من نعمه فمن الله(21) توفیق الهی عامل اصلی تحقیق و تدوین این اثر علمی و عرفانی بوده، از آن جا که مومنین مجرای فیض خداوند هستند، بی تردید، به ثمر رسیدن این کار تحقیقی مرهون بذل توجه خالصانه و تلاش، پی گیری و تشویقات مستمر مسوول فرهیخته پژوهشکده فلسفه و کلام جناب حجه الاسلام والمسلمین علی رضا آل بویه بوده است، لذا از ایشان و سایر همکاران محترمشان که در مراحل مختلف به انجام رسیدن این اثر تلاش کرده اند و احیانا مورد نقد و اصلاح قرار داده اند، به خصوص جناب محترم آقای علی اکبر علیزاده که کار دشوار ویرایش این اثر را عهده دار بوده است، سپاس و قدردانی می شود.
محمد امین صادقی ارزگانی
قم المقدسه - 29/5/1381

فصل اول: سیمای انسان کامل

از آن جا که برداشت، تفسیر و تبیین مفهوم کمال برای انسان، از دیدگاه مکتب ها و صاحب نظران در مباحث انسان شناسی و کسانی که درباره کمالات انسان، اظهار نظر کرده اند، متفاوت است، طبیعی خواهد بود که هر دیدگاهی تفسیر خاصی از انسان کامل داشته و بر اساس نظریه و مبنای فکری خود، درباره کمال شناسی و انسان کامل سخن خواهد گفت.
البته به لحاظ این که عارفان مسلمان از یک منظر فوق العاده و تعالی و در عین حال، جامع از کمالات انسانی بحث کرده اند، بدیهی است که ره آورد فکری آنان درباره مفهوم انسان کامل، از سایر کسانی که درباره انسان سخن گفته اند، جامع تر و متعالی تر خواهد بود. چنان که متفکر بزرگ شهید مطهری پس از طرح دیدگاه های مختلف درباره انسان کامل در این باره می گوید:
من اعتراف دارم که مکتب عرفان از تمام مکتب های قدیم و جدید، در باب انسان کامل غنی تر است؛ نه قدیمی ها توانسته اند به پایه این ها برسند و نه امروزی ها.(22)
قبل از طرح دیدگاه عرفا باید گفت که در این تحقیق، سعی شده تا دیدگاه امام خمینی در باب انسان کامل تشریح و تبیین شود، و از آن جا که ایشان درباره انسان کامل از منظر عارف، سخن گفته و با شیوه عرفانی آن را تفسیر کرده است، طرح نظریات سایر دانشوران از هدف تحقیق، بیرون است.
در باب سیمای انسان کامل از دیدگاه عرفای مسلمان، به طور کلی در ابتدا باید گفت: وسیله ای که اهل معرفت برای رسیدن به مقام انسان کامل معرفی می کنند، اصلاح و تهذیب نفس و توجه به خداست. هر چه انسان بیش تر به خدای سبحان توجه کند و از غیر خداوند فاصله بگیرد و هر چه بیشتر به معرفت نفس و تهذیب آن بپردازد، و از سیر در آیات آفاقی و انفسی به خودشناسی و خداشناسی بار یابد به مقام انسان کامل نزدیک تر می شود. کمال نهایی انسان از نظر عارف، رسیدن به حق سبحانه است. آنان معتقدند که اگر انسان باطن خود را تصفیه کرده و از خود دیدن به خدا دیدن بار یابد، به کمال نهایی خود رسیده است. عارف دل داده، شبستری در این زمینه چنین خوش سروده است:
درون خانه دل را فرو روب - مهیا کن مقام و جای محبوب
چو تو بیرون روی او اندر آید - به تو،بی تو جمال خود نماید
بنابراین، از دیدگاه عرفا، اگر انسان با براق عشق حرکت کرده و منازل را زیر نظر انسان کامل طی کند، به کمال نهایی خود می رسد، به طوری که پرده میان او و خدا برداشته شده و به مرکز جهان هستی می رسد. او این راه را با تلاش و تکاپوی مداوم باید بپیماید، چنان که خدا در قرآن کریم می فرماید:
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(23).
وقتی انسان به این مقام برسد، به حقیقت هستی رسیده و همه چیز را دارا می شود. چیزی که انسان را به این مقام می رساند عبودیت است. امام صادق علیه السلام فرمود: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛(24) عبودیت گوهری است که باطن آن ربوبیت پروردگاری است. هرگاه انسان به خدا رسید، انسان کامل و مظهر کامل اسما و صفات الهی شده و آینه ای می شود که ذات حق در او تجلی می کند. این حقایق در صورتی برای انسان حاصل می شود که همه حجاب های ظلمانی و نورانی را، خرق کرده باشد. در مناجات شعبانیه - که مناجات همه ائمه معصومین علیه السلام است - می خوانیم:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب، فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک(25)؛
حضرت امام خمینی در تفسیر این فراز می فرماید:
این کمال انقطاع، خروج از منزل خود و خودی و هر چه و هر کس و پیوستن به اوست و گسستن از غیر و هبه ای الهی است به اولیای خلص، پس از صعق حاصل از جلال که دنبال گوشه چشم نشان دادن اوست - ولا حظته الخ - وابصار قلوب تا به ضیاء نظر او نور نیابد، حجب نور خرق نشود و تا این حجب باقی است، راهی به معدن عظمت نیست و ارواح تعلق به غیر قدس را در نیابند، و مرتبت تدلی حاصل نیاید ثم دنی فتدلی(26) و ادنی از این، فنای مطلق و وصول مطلق است، و نجوای سر حق با بنده خاص صورت نگیرد، مگر پس از صعق و اندکاک جبل هستی خود.
تا خویشتنی، به وصل جانان نرسی - خود را بره دوست فنا باید کرد (27)
امام در اثر نفیس دیگر خود به نام سر الصلوه، درباره این فراز نورانی از مناجات شعبانیه می فرمایند:
آیا مناجات شعبانیه را که از امیر و اولاد معصوم او سلام الله علیهم وارد شده و مکرر خواندی، تفکر و تدبر در فقرات آن کردی؟ که غایه القصوای آمال عارفان و منتهای آرزوی سالکان، همین فقره شریفه از آن دعای شریف است. و تفکر کن در آن حدیث شریف که از امام صادق علیه السلام درباره قلب سلیم وارد شده، ببین آیا غیر از فنای ذاتی و ترک خود و خودیت و اذیت و انیت و انانیت که در لسان اهل معرفت است، به چیزی دیگر قابل حمل است؟... مقصود ما از این تطویل آن است که برادران ایمانی خود را قدری به معارف نزدیک کنم و جلب نظر خوانندگان را راجع به معارف الهیه و تهذیب باطن که هر دو از مهمات، بلکه غایت بعثت انبیا و انزال کتب است نمایم.(28)
پس از بیان مفهوم کلی انسان کامل و حقایق آن، دیدگاه عده ای از بزرگان اهل معرفت در این زمینه، تشریح می شود: